به گزارش خبرنگار ورزشی برنا، فوتبال ایران سالهاست در پست هشت با مشکل مواجه است، پستی که در فوتبال مدرن نقشی کلیدی در ایجاد تعادل میان دفاع و حمله دارد. هافبک شماره هشت باید بتواند در زمان از دست رفتن توپ به تیمش کمک کند، در انتقال توپ از دفاع به حمله موثر باشد و با قدرت بازیسازی و تصمیمگیری درست، به خط هجومی تیم نیز جان ببخشد. با این حال، تیم ملی ایران در سالهای اخیر برای پیدا کردن بازیکنی با مجموعهای از این ویژگیها با چالشهایی جدی روبهرو بوده است.
پس از کنار گذاشته شدن احمد نوراللهی از تیم ملی، سامان قدوس یک خط عقبتر آمد تا در پست هشت به میدان برود. قدوس بازیکنی باکیفیت و خلاق است که تواناییهای فنی قابل توجهی دارد، اما به نظر میرسد حضور او در این منطقه از زمین، بهویژه در فاز دفاعی با محدودیتهایی همراه است. قدوس بیشتر بازیکنی است که میتواند با خلاقیت، پاسهای موثر و تواناییهای هجومی خود به تیم کمک کند اما در پست هشت، تنها توانایی بازی با توپ کافی نیست و بازیکن باید در پوشش فضاها، بازپسگیری توپ و حفظ تعادل خط میانی نیز عملکرد قابل قبولی داشته باشد.
از سوی دیگر در مقاطعی که تیم ملی تحت هدایت امیر قلعهنویی با دو هافبک دفاعی به میدان میرود، اهمیت حضور یک هافبک میانی توانمند در بازیسازی و انتقال توپ بیشتر میشود. اگر ساختار خط میانی به شکلی باشد که بخش زیادی از توان تیم صرف وظایف دفاعی شود، ممکن است خلاقیت و قدرت پیشروی در مرکز زمین کاهش پیدا کند. به همین دلیل پیدا کردن گزینهای که بتواند هم در کارهای دفاعی موثر باشد و هم در فاز هجومی نقشآفرینی کند برای تیم ملی اهمیت زیادی دارد.
در این میان، عملکرد برخی بازیکنان در لیگ برتر میتواند توجه کادر فنی تیم ملی را به خود جلب کند، بهخصوص محمد خدابندلو در پرسپولیس و امیرحسین جولانی در فولاد خوزستان که هر دو در میانه میدان عملکرد قابل توجهی داشتهاند و میتوانند در بحث انتخاب گزینههای جدید برای پست هشت مورد بررسی قرار بگیرند. محمد خدابندلو در پرسپولیس به یکی از بازیکنان موثر خط میانی تبدیل شده است. عملکرد او از ابتدای فصل تاکنون به اندازهای قابل توجه بوده که میتوان نامش را در جمع سه بازیکن برتر پرسپولیس در این بازه قرار داد.
اهمیت عملکرد خدابندلو تنها به حضور در ترکیب یا مشارکت در گردش توپ محدود نمیشود. او در پست هشت میتواند به جریان بازی تیمش کمک کند و در ارتباط میان خطوط، نقشی موثر داشته باشد. پرسپولیس برای موفقیت در میانه میدان به بازیکنانی نیاز دارد که بتوانند در شرایط مختلف بازی تصمیمهای درستی بگیرند و میان وظایف دفاعی و هجومی تعادل ایجاد کنند. خدابندلو با عملکردی که از خود نشان داده، توانسته است در این منطقه از زمین مهرهای قابل اتکا باشد.
نکته مهم اینجاست که تیم ملی نیز به بازیکنی با چنین ویژگیهایی نیاز دارد. اگر قرار است در مرکز زمین تعادل بیشتری ایجاد شود و گزینههای موجود برای پست هشت افزایش پیدا کنند، عملکرد خدابندلو در پرسپولیس نمیتواند از نگاه کادر فنی دور بماند. طبیعتا حضور در تیم ملی شرایط متفاوتی نسبت به فوتبال باشگاهی دارد، اما این تفاوت نباید مانع از بررسی بازیکنی شود که در لیگ برتر کیفیت خود را نشان داده است. در کنار خدابندلو، امیرحسین جولانی نیز یکی از بازیکنانی است که عملکردش در فولاد خوزستان ارزش توجه بیشتری دارد.
جولانی در میانه میدان به بازیکنی قابل اتکا تبدیل شده که میتواند در بخشهای مختلف بازی به تیمش کمک کند. از انجام وظایف دفاعی و حضور در نبردهای میانه زمین گرفته تا مشارکت در حملات و بازیسازی. جولانی هم گزینهای قابل بررسی برای تیم ملی است. او در فولاد فرصت داشته است تواناییهای خود را در شرایط رقابتی لیگ برتر نشان دهد و همین مسئله میتواند زمینهای برای ارزیابی دقیقتر او در سطح ملی باشد. بهویژه آنکه تیم ملی برای پست هشت به بازیکنی نیاز دارد که بتواند علاوه بر مشارکت در بازیسازی، در زمان از دست رفتن توپ نیز مسئولیتپذیر باشد.
خدابندلو و جولانی، هر دو از گزینههایی هستند که میتوانند رقابت در خط میانی تیم ملی را افزایش دهند. البته نمیتوان بدون ارزیابی در تمرینات و اردوهای ملی، درباره میزان موفقیت قطعی آنها در ترکیب تیم ملی حکم داد اما همین عملکرد باشگاهی میتواند دلیلی منطقی برای دعوت و بررسی تواناییهایشان باشد.
موضوع اصلی این است که فوتبال ایران در پست هشت با کمبود گزینه مواجه است، اما این کمبود لزوما به معنای نبود بازیکن مناسب در لیگ برتر نیست. گاهی لازم است کادر فنی با نگاهی گستردهتر، عملکرد بازیکنان داخلی را بررسی کند و به جای تکیه بر گزینههای همیشگی، فرصت حضور در اردو را در اختیار بازیکنانی قرار دهد که در سطح باشگاهی عملکرد خوبی داشتهاند. در کنار این دو بازیکن، اسماعیل بابایی در خیبر خرمآباد نیز عملکرد قابل قبولی داشته و با ثبت چهار پاس گل، نشان داده است که میتواند در بخش هجومی و خلق موقعیت به تیمش کمک کند.
او هم میتواند یکی از گزینههای مورد بررسی باشد، هرچند محور اصلی توجه در بحث پست هشت باید بازیکنانی باشند که بتوانند به نیازهای چندجانبه خط میانی تیم ملی پاسخ دهند. بدیهی است که دعوت به تیم ملی نباید تنها بر اساس آمار یا چند نمایش خوب انجام شود. کیفیت رقبا، وظایف تاکتیکی بازیکن در باشگاه، ثبات عملکرد و میزان تطبیقپذیری او با ساختار تیم ملی، همگی باید مورد ارزیابی قرار بگیرند.
با این حال، دعوت از بازیکنان شایسته لیگ برتر میتواند به کادر فنی کمک کند تا ارزیابی دقیقتری از گزینههای موجود داشته باشد و برای حل مشکلات خط میانی، انتخابهای بیشتری در اختیارش قرار بگیرد. شاید راهحل بخشی از مشکلات خط میانی تیم ملی، نه در جستوجوی گزینههایی دور از دسترس، بلکه در توجه جدیتر به داشتههای فوتبال ایران باشد. گزارش از سعید میرزائیان انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



