رویداد۲۴| علیرضا نجفی- در سیویکم شهریور ۱۳۵۹، ماشین جنگی عراق از مرزها گذشت و یکی از ویرانگرترین و طولانیترین نبردهای کلاسیک قرن بیستم آغاز شد. صدام حسین با اتکا به ارتشی که به گمان خودش برتری کمی و کیفی آشکاری بر ایران داشت، فرمان تهاجم همهجانبه را صادر کرد. او در ذهن خود نبردی برقآسا میدید که میتوانست خاطره شکستهای تاریخی اعراب را پاک کند و او را به رهبر بیمنازع جهان عرب بدل سازد. به گزارش رویداد۲۴، اما از همان روزهای نخست، حتی در درون ساختار رهبری عراق نیز صداهای هشدار شنیده میشد.
یکی از مشاوران ارشد صدام به او یادآور شد که همراه کردن سایر کشورهای عربی در این کارزار بسیار دشوار خواهد بود. به گفته او، رژیمهای عربی یا تماشاگرانی هستند که از گرفتاری دیگران خرسند میشوند و یا توطئهگرانی مزدبگیر که تنها منافع خود را دنبال میکنند. او با صراحت هشدار داد که برخلاف انتظار بغداد، هیچیک از این رژیمها به یاری عراق نخواهند شتافت. مهمتر از آن، بخش عمدهای از زیرساختهای حیاتی و نفتی عراق در تیررس مستقیم ارتش و توپخانه قدرتمند ایران قرار داشت.
صدام، اما با غروری آمیخته به جهل پاسخ داد که در زمانه جنگ نمیتوان تضمینی برای در امان ماندن چاههای نفت ارائه داد و اگر تأسیسات عراق در آتش بسوزد، تاسیسات ایران نیز شعلهور خواهد شد. او سپس با اظهارنظری که نشانگر درک سطحیاش از ماهیت جنگ و توان واقعی ارتش عراق بود، خطاب به وزیر جنگ گفت هیچچیز مانع پیشروی عراق در تمام محورها و محاصره و اسارت ارتش ایران نیست. صدام حسین تصور میکرد که کار ایران با ضربهای کوچک تمام میشود. ایرانی که در طوفان ایستاده بود نیروهای نظامی ایران در اثنای آغاز جنگ وضع عجیبی داشتند.
کودتای نافرجام نوژه در تابستان همان سال موجی از تصفیهها را در پی داشت که ساختار فرماندهی نیروی هوایی ارتش را بهشدت دچار بحران کرد و بسیاری از زبدهترین خلبانان و افسران عملیاتی را از چرخه خدمت خارج ساخت. یگانهای باقیمانده نیز درگیر نبرد با تجزیهطلبان کردستان بودند. مابقی نیروها نیز در وضعیت نابسامانی به سر میبردند. در نتیجه، موازنه نظامی روی کاغذ بهشدت به نفع عراقیها سنگینی میکرد. بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا نیز همچنان ادامه داشت. این بحران ایالات متحده را خشمگین کرده و واکنش گسترده بینالمللی را برانگیخته بود.
همین امر نیز باعث بحران زنجیره تامین در قطعات یدکی تجهیزات ارتش نظامی میشد. علاوه بر رابطه بحرانی ایران و بلوک غرب، روابط تهران با اتحاد جماهیر شوروی نیز دائما رو به وخامت میرفت. برای اتحاد جماهیر شوروی، استقرار یک دولت مذهبی در مرزهای جنوبیاش همراه با سیاست خارجی «نه شرقی، نه غربی» ایران، نگرانکننده بود. روسها خیلی زود در خوشبینیهای اولیه خود درباره ظهور یک دوران «پسا-آمریکایی» در منطقه تجدیدنظر کردند.
درواقع، بیتوجهی ایران نسبت به واقعیتهای ژئوپلیتیک و بیتفاوتی آشکاری در قبال مسائل و منافع سنتی همسایه قدرتمند شمالی، رابطه تهران را با مسکو تیره میکرد. تبلیغات حکومتی در ایران، سیاستهای شوروی در افغانستان را به باد انتقاد میگرفت و مسکو را به دلیل پشتیبانی از حزب توده، که در ایران عامل نفوذ و ستون پنجم به شمار میرفت، بهشدت نکوهش میکرد و میگفت شوروی در ظاهر سوسیالیست است و در باطن استعمارگر. حاکمیت جدید نیز کمونیستهای داخلی را به حاشیه راند و سپس فعالیتشان را بهشدت محدود کرد، امری که بدبینی کرملین به تهران را برانگیخت.
صدام حسین در این انزوای بیسابقه یک فرصت طلایی استراتژیک دید و در جمع مشاورانش اظهار داشت که تهاجم عراق ممکن است در واقع اوضاع را برای شورویها بهبود بخشد، چرا که این حواسپرتی و درگیری منطقهای میتواند فشار آمریکا و افکار عمومی بر مسئله اشغال افغانستان را کاهش دهد.
بیشتر بخوانید: «نخستین حمله به بغداد بازی را تمام میکند»؛ پیشبینی صدام چند روز پیش از جنگی که ۸ سال طول کشید ببرهای کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟ عملیات کمان، نخستین واکنش ارتش ایران به تجاوز ارتش عراق نیروی هوایی ارتش چگونه در جنگ، ایران را نجات داد؟
حکومت ایران در همان ماههای نخست جنگ بهروشنی دریافت که تا چه اندازه در عرصه دیپلماتیک بینالمللی تنها مانده است. صدور قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت سازمان ملل در روزهای آغازین مهر ۱۳۵۹ که در اقدامی بیسابقه حتی از درخواست عقبنشینی نیروهای متجاوز به مرزهای بینالمللی خودداری کرد، عمق این تنهایی را نشان داد. ابوالحسن بنیصدر در آن زمان از این موضوع شکایت داشت که این نخستین بار در تاریخ است که کشوری مورد تجاوز نظامی قرار میگیرد و هیچکس در جهان از آن حمایت نمیکند. به گفته او، این انزوای مطلق باید زنگ خطری باشد که نشان میدهد کلمات و شعارهای سیاسی ما هیچکس جز خودمان را راضی نمیکند.
منبع: رویداد 24



