رفتن به محتوای اصلی
علمی و فناوریفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

نگذاریم کودکی فرزندمان در فناوری فنا شود

جوان آنلاین: ما نسلی بودیم که کودکی را در کوچه و مدرسه مشق کردیم، اما امروز بخش مهمی از کودکی در قاب صفحه نمایش اتفاق می‌افتد از پلی‌استیشن و بازی‌های آنلاین تا ویدئو‌های کوتاه، شبکه‌های اجتماعی و حالا هوش مصنوعی. مسئله فقط این نیست که شکل سرگرمی عوض شده است…

جوان آنلاین: ما نسلی بودیم که کودکی را در کوچه و مدرسه مشق کردیم، اما امروز بخش مهمی از کودکی در قاب صفحه نمایش اتفاق می‌افتد از پلی‌استیشن و بازی‌های آنلاین تا ویدئو‌های کوتاه، شبکه‌های اجتماعی و حالا هوش مصنوعی. مسئله فقط این نیست که شکل سرگرمی عوض شده است. زمین بازی عوض شده، قواعد بازی عوض شده و مهم‌تر از همه، شیوه‌ای که کودک در آن «آدم‌ها را پیدا می‌کند»، «خودش را می‌شناسد» و «جهان را تجربه می‌کند» تغییر کرده است. مسئله این است که ما هنوز به اندازه سرعت تغییر جهان، درباره قواعد کودکی جدید فکر نکرده‌ایم.

مسئله از جایی پیچیده‌تر می‌شود که پای هویت به میان می‌آید. کودک ایرانی امروز در جهانی بزرگ می‌شود که مرز‌های فرهنگی آن بسیار کم‌رنگ شده است. قهرمان محبوبش ممکن است هزاران کیلومتر دورتر زندگی کند؛ شخصیت محبوبش ممکن است از یک بازی خارجی آمده باشد؛ موسیقی، سبک پوشش، زبان و حتی تصورش از موفقیت ممکن است از محتوایی شکل بگیرد که هیچ ارتباط مستقیمی با زندگی فرهنگی ما ندارد. اما پرسش مهم‌تر این نیست که چرا کودک ما به فرهنگ دیگری علاقه‌مند شده است. پرسش سخت‌تر این است: ما برای علاقه‌مند‌کردن او به فرهنگ خودمان چه ساخته‌ایم؟

این همان جایی است که گاهی به جای تولید، سراغ نصیحت می‌رویم؛ به جای جذابیت، ممنوعیت می‌گذاریم و به جای روایت کردن، انتظار داریم کودک خودش علاقه‌مند شود. اما هویت با بخشنامه ساخته نمی‌شود. با تجربه ساخته می‌شود. نمی‌توان از کودکی که شاهنامه را فقط به عنوان یک تکلیف درسی می‌شناسد، انتظار داشت شیفته رستم و سهراب باشد؛ درحالی که شخصیت‌های بازی و انیمیشن را ساعت‌ها زندگی کرده است. نمی‌توان از او خواست فرهنگ ایرانی را دوست داشته باشد، وقتی فرهنگ برایش فقط مجموعه‌ای از «بایدها» و «نبایدها» معرفی شده است.

اینجاست که فرهنگ، هنر و رسانه از یک موضوع حاشیه‌ای به قلب مسئله تبدیل می‌شوند. اگر کودک امروز بخش مهمی از جهان خود را از تصویر می‌گیرد، ما نیز باید با تصویر با او حرف بزنیم. اگر با داستان ارتباط می‌گیرد، باید داستان خودمان را خوب روایت کنیم. اگر بازی می‌کند، فرهنگ ما باید در بازی هم حضور داشته باشد. اگر موسیقی گوش می‌دهد، باید برای گوش او اثر باکیفیت ساخته شود. یک انیمیشن خوب، یک فیلم کودک حرفه‌ای، یک بازی ایرانی خلاقانه، یک موسیقی متناسب با سن و یک قصه جذاب، فقط محصول فرهنگی نیستند؛ ابزار تربیت‌اند. ما اگر داستان خودمان را جذاب روایت نکنیم؛

نمی‌توانیم از کودک انتظار داشته باشیم روایت دیگران را نبیند. این واقعیت را باید جدی گرفت: میدان فرهنگی امروز، میدان رقابت بر سر ذهن و تخیل نسل آینده است. در چنین میدانی، کیفیت و جذابیت تجمل نیست؛ بخشی از تربیت فرهنگی است. فرهنگ ایرانی برای جذاب شدن، نیازمند تغییر هویت خود نیست؛ نیازمند زبان تازه برای روایت خویش است. تفاوت را خود فناوری تعیین نمی‌کند؛ نوع استفاده و سواد رسانه‌ای خانواده و مدرسه تعیین می‌کند؛ و اینجا نقش والدین از همیشه جدی‌تر است.

نمی‌توان از کودک خواست تلفن‌همراه را کنار بگذارد، وقتی پدرومادر سر میز غذا دائماً صفحه تلفن خود را نگاه می‌کنند. نمی‌توان پلی‌استیشن را از کودک گرفت و بعد او را با یک اتاق خالی تنها گذاشت. نمی‌توان گفت «برو بازی کن» وقتی زمین بازی نیست، گروه دوستی نیست و برنامه‌ای برای مشارکت اجتماعی وجود ندارد. اگر می‌خواهیم زمان صفحه نمایش کم شود، باید چیزی به زندگی واقعی کودک اضافه کنیم؛ ورزش، هنر، کتاب، اردو، بازی گروهی، فعالیت اجتماعی و حتی همان بازی‌های قدیمی که می‌توان آنها را با زبان امروز دوباره زنده کرد. البته کودکی امروز قرار نیست کپی کودکی ما باشد.

همان‌طور که کودکی ما نیز قابل تکرار نیست. مسئله این نیست که چگونه کودک را از جهان جدید فراری دهیم؛ مسئله این است که چگونه او را برای زندگی سالم، خلاق و مسئولانه در همین جهان آماده کنیم. امروز کودک ما بیش از هر زمان دیگری به فناوری دسترسی دارد، اما یک سؤال همچنان روی میز است: آیا به همان اندازه فرصت با هم بودن دارد؟ اگر پاسخ این سؤال را جدی بگیریم، راه‌حل حذف فناوری نیست؛ ساختن یک زندگی غنی‌تر در کنار فناوری است. باید کاری کنیم که کودک در کنار صفحه نمایش، زمین بازی هم داشته باشد؛ در کنار بازی آنلاین، دوست واقعی هم داشته باشد؛

در کنار جهان جهانی، ریشه‌های فرهنگی خود را نیز بشناسد؛ و در کنار فردیت، معنای مسئولیت اجتماعی را تجربه کند. نسل ما با گانیه و هفت‌سنگ بزرگ شد؛ نسل امروز با پلی‌استیشن و هوش مصنوعی. ابزار‌ها عوض شده‌اند، اما نیاز‌های بنیادین کودک هنوز همان است: دوست داشتن، دوست داشته شدن، بازی کردن، کشف کردن، شکست خوردن، دوباره تلاش کردن و تجربه جهان در کنار دیگران. شاید مسئله اصلی همین باشد: کودک امروز نباید مجبور باشد میان فناوری و کودکی یکی را انتخاب کند. وظیفه ما این نیست که او را از دنیای جدید جدا کنیم؛ وظیفه ما این است که نگذاریم دنیای جدید، جای کودکی او را بگیرد.

فناوری باید در خدمت کودکی قرار بگیرد، نه کودکی در خدمت فناوری.

منبع: جوان آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 05:39
93,131مطلب نمایه‌شده
55,585موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی