نورنیوز-گروه بینالملل: پیشنهاد پرداخت پنج هزار دلار به هر آمریکایی بزرگسال، مشروط به حفظ کنترل جمهوریخواهان بر کنگره، فقط یک وعده اقتصادی نیست؛ اینجا پای یک معامله سیاسی مستقیم در میان است: اگر حزب من بماند، پول میگیرید. رویترز هزینه احتمالی این طرح را حدود ۱.۲ تریلیون دلار بهعلاوه بهره برآورد کرده و گزارش داده که حتی در داخل جمهوریخواهان نیز درباره پیامدهای آن اختلاف وجود دارد. ماجرا حتی به همین وعده محدود نمانده است. دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای، پرداخت چکهای ۵۰۰ دلاری مرتبط با بیمه درمانی را نیز در دستور کار قرار داده؛
پرداختهایی که بخش بزرگی از آنها به ایالتهایی میرسد که رقابت انتخاباتی در آنها فشرده است و همین موضوع انتقادهایی درباره کارکرد انتخاباتی این اقدام ایجاد کرده است. در اسرائیل نیز نتانیاهو و وزیر دارایی او، درست در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر، مالیات سوخت را نیم شِکِل کاهش دادهاند تا قیمت بنزین از ۸.۲۷ به ۷.۷۷ شِکِل برسد. این کاهش پس از آن انجام شد که درباره قانونیبودن چنین اقدامی در فاصله نزدیک به انتخابات نگرانیهایی مطرح شده بود و هزینه آن برای خزانه دولت نیز حدود ۱۵۰ میلیون شِکِل در ماه برآورد شده است.
اینجا مسئله، رفتار صاحبان قدرتی است که وقتی صندوق رأی نزدیک میشود، ناگهان جیب مردم، قیمت بنزین و منابع عمومی را به ابزار حفظ قدرت تبدیل میکنند. جنگی که قبض آن را مردم میپردازند اما پشت این نمایشهای انتخاباتی، یک واقعیت بسیار بزرگتر قرار دارد: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فقط میدان نبرد را تحت تأثیر قرار نداده؛ انرژی، تجارت، حملونقل و اقتصاد جهانی را نیز بهشدت متلاطم کرده است. تنگه هرمز که پیش از جنگ نزدیک به یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز از آن عبور میکرد، به یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان تبدیل شده است.
حتی با بازگشت بخشی از صادرات نفت، هزینههای لجستیکی و بیمهای همچنان بهشدت افزایش یافته است. رویترز گزارش داده نرخ حمل نفتکش در برخی مسیرهای خلیج فارس به حدود ۱.۲ میلیون دلار در روز رسیده؛ در حالی که پیشتر حدود ۳۰ هزار دلار بود. معنای این اعداد برای مردم ساده است: سوخت گرانتر، حملونقل گرانتر، تولید گرانتر و در نهایت کالا و خدمات گرانتر. در آمریکا نیز آثار این بحران پنهان نمانده است. اعتماد مصرفکنندگان در سپتامبر به پایینترین سطح حدود ۱۲ سال و نیم گذشته سقوط کرد و افزایش قیمت انرژی، گازوئیل، مواد غذایی و هزینه مسکن بر بدبینی عمومی افزود.
بنابراین جنگی که قرار بود با ادعای تأمین امنیت و قدرتنمایی آغاز شود، اکنون برای بخشی از جامعه آمریکا با یک پرسش بسیار زمینی مواجه است: چرا باید هزینه تصمیمهای کاخ سفید را باک بنزین، سبد خرید و قبضهای زندگی پرداخت کند؟ وقتی جنگ به ابزار فرار انتخاباتی تبدیل میشود ترامپ امروز با هزینهای روبهروست که نمیتوان آن را با شعارهای انتخاباتی پنهان کرد. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در سپتامبر، محبوبیت او را به ۳۲ درصد رساند؛ پایینترین سطح ثبتشده در دوران سیاسی او.
تنها ۱۷ درصد عملکردش در مدیریت هزینههای زندگی را تأیید کردند و حمایت از حملات علیه ایران نیز ۳۴ درصد بود. این ارقام نشان میدهد جنگ ایران برای واشنگتن به مسئلهای مستقیم در اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی و هزینه زندگی، نارضایتی عمومی را تشدید کرده و خود ترامپ نیز ۳۰ سپتامبر اذعان کرد که در توضیح عملکرد اقتصادی دولتش «بسیار بد» عمل کرده است. در چنین شرایطی، وسوسه استفاده دوباره از بحران خارجی برای فرار از بحران داخلی را نمیتوان نادیده گرفت.
نمیتوان وقوع جنگ تازه را پیشبینی کرد، اما ادامه فشار نظامی، تحریم و تهدید علیه ایران، در شرایطی که جنگ موجود هزینههای اقتصادی سنگینی ایجاد کرده، میتواند خطر تشدید دوباره تنش را افزایش دهد. نتانیاهو نیز در وضعیت مشابهی قرار دارد. افزایش شدید قیمت سوخت در پی جنگ علیه ایران، دولت او را ناچار کرده است برای مهار فشار اقتصادی، به کاهش مالیات سوخت متوسل شود؛ اقدامی که دقیقاً در آستانه انتخابات انجام شده است. در چنین شرایطی، خطر اصلی آن است که قدرتطلبان برای نجات موقعیت انتخاباتی خود، هزینهای را که مردم از جنگ پرداختهاند، با بحران دیگری افزایش دهند.
از پولپاشی تا قمار دوباره با جنگ ترامپ و نتانیاهو اگر گمان کنند میتوانند با چند وعده مالی، کاهش موقت قیمت بنزین یا تشدید تهدیدهای نظامی، صورتحساب جنگ را از برابر چشم افکار عمومی پاک کنند، با واقعیت بسیار بزرگتری روبهرو خواهند شد. جنگ فقط چند موشک و حمله نظامی نیست؛ جنگ یعنی اختلال در تجارت، افزایش بیمه و کرایه کشتیها، جهش قیمت انرژی، فشار بر صنایع، افزایش هزینه حملونقل و انتقال موج گرانی به زندگی میلیونها نفر.
حتی در شرایطی که صادرات نفت خاورمیانه در برخی روزهای سپتامبر به سطحی بالاتر از پیش از جنگ رسید، مشکلات لجستیکی و امنیتی همچنان قیمت انرژی را بالا نگه داشته است. بنابراین اگر این دو قدرتطلب جنگ برای فرار از شکست سیاسی و نارضایتی داخلی، دوباره به سمت جنگافروزی جدید علیه ایران حرکت کنند، نخستین قربانی فقط ایران نخواهد بود؛ بازار انرژی، اقتصاد جهانی و زندگی شهروندان آمریکا و اروپا نیز دوباره در معرض شوک و خسارت های سنگین قرار خواهد گرفت. اما محاسبه مهمتر در تهران است.
ایران تاکنون اعلام کرده اصول و شروط خود را کنار نگذاشته و فشار نظامی، تهدید و تحریم نمیتواند این مواضع را تغییر دهد. حتی گزارشهای مربوط به مذاکرات هرمز نیز نشان میدهد تهران رفع تهدید نظامی، پایان تحریمها و جبران خسارتها را از شروط خود دانسته است. پس مسئله برای ترامپ و نتانیاهو فقط انتخابات نیست؛ مسئله، مواجهه با هزینه سیاستی است که جنگ را به اقتصاد، انرژی و زندگی مردم کشانده است. پولپاشی میتواند چند تیتر انتخاباتی بسازد، تخفیف بنزین میتواند چند هفته فشار را کم کند و تهدید نظامی میتواند چند ساعت هیجان ایجاد کند؛
اما هیچکدام نمیتواند واقعیتهای میدان را تغییر دهد. اگر انتخابات به بازار معامله رأی تبدیل شود و جنگ نیز به ابزار فرار از پاسخگویی بدل شود، آنچه قربانی میشود فقط اعتبار صاحبان قدرت نیست؛ معنای واقعی رأی مردم و امنیت اقتصادی میلیونها انسان نیز به بازی گرفته میشود.
منبع: نورنیوز



