عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم با بیان اینکه امام خمینی(س) یک نواندیش دینی است، گفت: اندیشه سیاسی امام خمینی(س) جرقهای زده برای گذار از فرد به نهاد؛ برخلاف نظریههایی که اول نهادمحور بودند و به نظارت توجه داشتند و در طول زمان فردمحور شدند، امام خمینی(س) و آیتالله منتظری و آیتالله مطهری در اندیشه خودشان جرقههای نهادمحوری را زدند. اما متأسفانه دیگران نیامدند در طول زمان بعد از رحلت امام این راه را ادامه دهند و این نهادمحوری را تقویت کنند.
به گزارش خبرنگار جماران، صادق حقیقت طی سخنانی با موضوع «نقش فرد و نهاد در اندیشه سیاسی امام خمینی(س)»، در بیست و نهمین نشست علمی تبیین مکتب امام خمینی(س)، گفت: نظریه امام خمینی(س) تأکید بر فرد یا بر نهاد دارد؟ دو بحث از مباحث امام خمینی(س) را اشاره میکنیم و معنایش این نیست که مباحث دیگر امام قابلیت طرح ندارد. عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم تصریح کرد: بحث اول «تشکیل حکومت» و بحث دوم «مصلحت» است. ببینیم در این دو بحث امام فردمحورند یا نهادمحور؟
در بحث اول یعنی تشکیل حکومت میفرمایند که احکام الهی – چه احکام مالی و چه احکام سیاسی یا حقوقی – نهتنها نسخ نشدهاند؛ بلکه تا قیامت باقی هستند و بقای این احکام لزوم و ضرورت حکومت را ایجاب میکند و اجرای احکام الهی جز بهوسیله حکومت امکان ندارد؛ برای این که اگر حکومت نباشد موجب هرجومرج میشود. وی افزود: امام در کتاب ولایتفقیه بحثی با عنوان «لزوم مؤسسات اجرایی» دارند. در زبان فارسی ما مؤسسه را به آن نهادهای کوچکی میگوییم؛ ولی در زبان عربی مؤسسه به معنای نهاد است. بههرحال «لزوم مؤسسات اجرایی» که در کتاب ولایتفقیه هست، به معنای «نهادهای اجرایی» است.
امام در این کتاب و در کتاب البیع و جاهای مختلف میفرمایند که قانون کفایت نمیکند، ما نیاز به نهاد داریم. پس اینجا برای تأسیس حکومت اسلامی، تأکید بر نهاد وجود دارد. حقیقت با اشاره به اینکه بحث دوم امام در خصوص «مصلحت» است، اظهار داشت: مصلحت جزء احکام اولیه مشهور نیست، ولی طبق نظر امام جزء احکام اولیه میشود و حکومت دارای این اختیار هست که اگر چیزی را مصلحت ببیند – حتی اگر به عناوین ثانویه نرسیده باشد – دستور دهد.
سؤال این است که اگر حکومت دارای اختیار هست که بر اساس مصلحت دستوراتی دهد که محدود به احکام اولیه و ثانویه شرعیه نیست، آیا اینجا فرد دارد دستور میدهد یا نهاد؟ یا خود حکومت؟ وی ادامه داد: تصور غلط این است که یک شخصی دارد حکومت میکند و بر اساس مصلحتی که خودش دارد تشخیص میدهد، فرامینی دهد. فرض کنید حوزه آزادیها، این شخص تشخیص میدهد که حوزه آزادیها باید این مقدار باشد، دستور میدهد که مثلاً قوانین را اینطوری تغییر دهید یا مثلاً با افراد اینطوری برخورد کنید؛ این تصور غلط است.
عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم تصریح کرد: عبارات امام را میخوانیم که ببینیم امام این تصور را رد میکنند که شخص دارای این قدرت باشد. «تعبیر به آن که اینجانب گفتهام حکومت در چارچوب احکام الهی دارای اختیار است بهطورکلی برخلاف گفتههای اینجانب است.» اصلاً بحث بر سر نهاد حکومت است؛ یعنی نهاد حکومت دارای اختیاراتی است که شورای نگهبان آن روز متوجه نبودند و امام میگفتند ولایت مطلقه بحث بر سر حکومت است، اصلاً بحث بر سر فرد نیست. آنها فکر کردند حکومت در چارچوب احکام اولیه و ثانویه است، امام میفرمایند حکومت در این چارچوب نیست؛ پس براساس نهاد است.
وی با تأکید بر اینکه ولایت مطلقه، ولایت حکومت در حوزهای ماورای احکام اولیه و ثانویه است، افزود: آنجایی که امام فرمودند که دوسوم رأی مجلس در موضوعات عرفی کفایت میکند، باز نهادمحوری است؛ یعنی بحث شخص نیست، بحث نهاد است. تصور درست این است که «مصلحت» ابزاری است در دست حکومت برای خیر عمومی، برای نفع مردم نه بر علیه نفع مردم؛ بنابراین نباید از ابزار «مصلحت» برخلاف مصالح مردم استفاده شود. این قرائتی است که از نظر امام میتوان داشت.
حقیقت با بیان اینکه امام خمینی(س) یک نواندیش دینی است، تأکید کرد: امام خمینی(س) نهادمحور و مصلحت ابزاری در دست نهاد حکومت است، نه شخصِ والی و حاکم؛ و در راستای منافع مردم نه بر علیه منافع مردم. اگر این قرائت درست باشد، یعنی قرائتی که همخوانی دارد با برداشت مرحوم دکتر فیرحی از اندیشه سیاسی امام خمینی(س)، امام خمینی(س) در گفتمان نواندیشی دینی قرار میگیرند و تداومدهنده راه محقق نائینی از مشروطه به بعد هستند. یعنی آن راه ادامه پیدا کرده، نواندیشی دینی و برداشت معقول و منطقی از اندیشه سیاسی امام میتوان داشت.
وی ادامه داد: شما بهخوبی آگاه هستید که این قرائت در مقابل قرائت خشن و رادیکال از اندیشه سیاسی امام خمینی(س) است که میدانید به چه اندیشهای دارم اشاره میکنم؛ آن اندیشهای که فکر میکند بهدرستی دارد امام خمینی(س) را قرائت میکند؛ ولی قرائت رادیکال و خشن از اندیشه امام خمینی(س) دارد. یعنی این قرائت در مقابل آن قرائت است و به نظر ما این قرائت منطقیتر و معقولتر است. عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم گفت: اندیشه سیاسی امام خمینی(س) جرقهای زده برای گذار از فرد به نهاد؛
برخلاف نظریههایی که اول نهادمحور بودند و به نظارت توجه داشتند و در طول زمان فردمحور شدند، امام خمینی(س) و آیتالله منتظری و آیتالله مطهری در اندیشه خودشان جرقههای نهادمحوری را زدند. اما متأسفانه دیگران نیامدند در طول زمان بعد از رحلت امام این راه را ادامه دهند و این نهادمحوری را تقویت کنند. وی افزود: از این به بعد ما باید آن جرقهای که امام خمینی(س) زدند و بحث نهادمحوری را مطرح کردند، ادامه دهیم و اگر این بحث در حوزه فقه سیاسی مطرح شد، ما نسبت دانش فقه سیاسی و فلسفه سیاسی را بررسی کنیم.
یک کوششی در این راستا، نظریه همروی است که نسبت بین فقه سیاسی و فلسفه سیاسی را میخواهد بررسی کند. حقیقت در پاسخ به سؤالی در خصوص «رابطه ولایتفقیه و ولیفقیه» بر اساس این نظریه، گفت: یعنی یک حکومتی وجود دارد که آن نهاد است، حالا در رأس این حکومت آن شخص است. اما آن شخص دارد تشخیص میدهد بر اساس مصلحت که فلان کار انجام شود یا آن شخص در رأس آن نهاد بر اساس قواعد و ضوابط دارد تشخیص میدهد؟ نظریههای شخصمحور میگوید که آن شخص در رأس حکومت است، پس من که در رأس حکومتم تشخیص دادم آزادیهای ایشان را سلب کنم.
ولی اگر نهادمحوری باشد قواعد و ساختارهاست که اهمیت پیدا میکند.
منبع: جماران



