در آستانه این سفر، جریانی در برخی رسانههای غربی (همچون رویترز) به راه افتاد مبنی بر اینکه چین در قبال دریافت امتیازاتی در پرونده تایوان، حاضر شده است در فشار بر ایران با آمریکا همراهی کند.
با این حال، ارزیابی خروجی ملموس این نشست نشان میدهد که دستاورد دو طرف تنها به تمدید دوماهه «آتشبس تجاری» تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ محدود شده و در پروندههای متعددی نظیر فناوری هوش مصنوعی و ترتیبات امنیتی منطقهای — بهجز توافق اولیه بر سر شکلگیری یک کانال گفتگوی کاری مقدماتی در حوزه AI — هیچ توافق جامع و گرهگشایی حاصل نشده است.اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر تعیین خط قرمز برای پکن در خصوص ایران و در مقابل، تاکید رسمی شی جینپینگ صرفاً بر «ضرورت کاهش بحران و لزوم بازگشت به دیپلماسی و گفتوگو»، نشان میدهد پکن حاضر به پذیرش دستور کار واشینگتن در قبال خاورمیانه نیست و هرگونه ادعا درباره «معامله پکن و واشینگتن بر سر ایران» فاقد پایه راهبردی است.
اهداف چین در قبال آمریکا و جایگاه ایران در محاسبات پکن برای درک نوع رفتار پکن، باید اهداف آن را در دو بعد متقابل آمریکا و ایران به دقت تفکیک کرد: اهداف چین در قبال آمریکا: هدف اول و بنیادین چین، مهار یکجانبهگرایی واشینگتن، خرید زمان برای تکمیل زنجیرههای ارزش استراتژیک، و پرهیز از درگیری مستقیم اقتصادی یا نظامی است. پکن ترجیح میدهد تنشهای تجاری را مدیریت کند تا موقعیت «ابتکار کمربند و جاده» و تسلط بر بازار فناوری را تحکیم بخشد.
از این رو، چین هیچگاه منافع حیاتی خود را قربانی خواسته یکجانبه واشینگتن نخواهد کرد، زیرا میداند عقبنشینی در برابر فشار آمریکا، اشتهای زیادهخواهانه واشینگتن را افزایش میدهد. روابط چین با ایران؛ شراکت راهبردی، اما نابرابر و کارکردی: اگرچه تهران و پکن سند «برنامه همکاریهای جامع ۲۵ ساله» (پیمان مشارکت راهبردی) را به امضا رساندهاند، اما رویکرد عملیاتی پکن نشان میدهد این سند هنوز تا مرحله تحقق و اجرای کامل فاصله زیادی دارد و نگاه چین به روابط با ایران، متکی بر یک «شراکت غیرمتقارن و کارکردگرایانه» است.
حجم مبادلات رسمی چین با کشورهای حاشیه خلیج فارس (مانند عربستان و امارات) به مراتب بیشتر از ایران است و چین همواره میکوشد توازنی میان روابط خود با تهران و پایتختهای عربی برقرار کند. با این حال، ایران یکی از تأمینکنندگان مهم نفت خام خارج از سیطره دلار برای چین محسوب میشود و به عنوان بازیگری مخالف یکجانبهگرایی آمریکا، پیشبرد سیاستهای استیلا جویانه و زیاده خواهانه دولت ترامپ را در غرب آسیا و نیز در کل جهان دشوارتر میسازد.
از این رو، چین در شرایط کنونی ایران را ابزار مستقیم معامله با آمریکا نمیکند و میکوشد از تضعیف و شکست کامل ایران در مقابل آمریکا جلوگیری کند. اما در عین حال، امنیت یا روابط اقتصادی خود با آمریکا را نیز فدای انتظارات و خواستههای ایران نخواهد کرد و سیاستی کژدار و مریز و منفعتمحور را دنبال میکند.
نقشه راه و پیشنهادات در شرایطی که ایالات متحده به طرح صلح ایران برای بازگشایی تنگه هرمز جواب منفی داده و با توجه به تداوم محاصره دریایی و اقتصادی، تحریمهای بانکی، ناامنی مسیرهای متعارف مبادلاتی، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید راهکارهای زیر را در دستور کار قرار دهد:۱. ارتقا و رسمیسازی سازوکارهای مالی و تسویه غیردولتی (پایدارسازی کانالهای تهاتری و CIPS):با توجه به قطع کامل دسترسی بانکی ایران به نظام دلار و SWIFT، یکی از راههای پیشنهادی استفاده از سامانههای غیر غربی است که ایالات متحده در آن اختیاری نداشته باشد.
در این میان سامانه پرداخت بین بانکی فرامرزی چین موسوم به CIPS یک راهکار نسبتا کم ریسک برای افزایش تعاملات مالی و تجاری ایران با دیگر کشورهاست. وزارت امور خارجه و بانک مرکزی باید پایداری سازوکارهای مالی ویژه (کانالهای مالی اختصاصی)، موسسات مالی کوچکِ فاقد دادوستد با آمریکا (نظیر پلتفرمهای واسط و سامانههای تسویه غیردولتی مانند CIPS بر پایه یوآن) را در قالب توافقهای مستقیم نهادی با چین تحکیم بخشند.
منبع: جام جم آنلاین



