آنچه این وضعیت را از بحرانهای پیشین متمایز میکند، بهکارگیری همزمان «کارتهای منطقهای» و ترکیب فشار اقتصادی، امنیتی و شناختی با هدفی مشخص است: تبدیل فشار بیرونی به بحران داخلی، فرسایش سرمایه اجتماعی و شکلدهی به اعتراضات گسترده.
معماری فشار: از اقتصاد تا امنیت
در بعد اقتصادی، سناریوی دشمن بر بیثباتسازی بازار ارز و طلا متمرکز است؛ اقدامی که با ایجاد نوسان و نااطمینانی، نارضایتی عمومی را هدف گرفته است. در بعد امنیتی، شاهد تحرکات نظامی در مرزهای آبی و خاکی، نفوذ عناصر تروریستی، تحریم آسمان ایران برای تردد پروازها و محدودسازی حملونقل ترانزیت هستیم. هدف از این ترکیب، فلجسازی اقتصاد و ایجاد قحطی کاذب است. در بعد شناختی نیز، جنگ رسانهای و روانی برای القای ناکارآمدی نظام و شکاف بین مردم و حاکمیت دنبال میشود.
این سه لایه، یک زنجیره واحد را تشکیل میدهند: فشار اقتصادی زمینهساز نارضایتی، ناامنی زمینهساز بیثباتی، و جنگ شناختی زمینهساز مشروعیتزدایی است.
ضرورتهای راهبردی در برهه کنونی
در چنین شرایطی، عبور از این مرحله حساس نیازمند اقدام هوشمندانه و همهجانبه در چند حوزه است:
نخست، بازنگری در نقشه سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه. نیروهای مسلح باید با نگاهی راهبردی، معادلات منطقهای را بازتعریف کنند. به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده است که اشغالگری تاریخی استعمارگران غربی جبران شود و زمینه پیوستن هموطنان ایرانی به سرزمین اصلی فراهم گردد. این امر، نیازمند آمادگی همهجانبه و اقدام در چارچوب منافع ملی است.
دوم، فعالسازی ظرفیتهای مرزی و مرزنشینان. مرزنشینان با ارتباطات خود در جدار مرزها میتوانند محاصره اقتصادی را دور بزنند و نیازهای حوزه غذا و دارو را تأمین کنند. این حوزه، بیش از اقدامات دیپلماتیک، نیازمند اعتماد، برنامه ریزی و شفافیت است. ظرفیتهای مردمی، سرمایهای راهبردی در مقابله با فشار حداکثری است.
سوم، مأموریت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی. این دستگاه در برهه کنونی دو مأموریت حیاتی دارد: تأمین امنیت پایدار و افزایش اشراف اطلاعاتی برای اقدام پیشدستانه در خارج از مرزها، و ایجاد اختلال در نظام تصمیمگیری حریف. امروز شاهد بحران انرژی در اروپا هستیم؛ فرصتی که میتوان با بهرهگیری از آن، صفوف دشمن را از هم پاشید و انسجام حمایتها از محور متجاوز را گرفت. راهبرد صحیح، گسترش زمین بازی به فراسوی مرزها و پرهیز از فرو رفتن در حالت دفاعی است.
چهارم، احیای نقش نظارتی مجلس و تقویت تابآوری مردمی. ضروری است مجلس شورای اسلامی بازگشایی شود و دو وزیر مهم دفاع و اطلاعات، رأی اعتماد گرفته و نظارت بر اجرای مقررات و حفظ جمهوریت اسلامی در چارچوب سه قوه احیا گردد. اگر حضور و مطالبهگری مجلس مختل شود، چالشهای ایام جنگ چند برابر شده و از تابآوری مردمی کاسته خواهد شد. پیوند میان مردم و ساختار تصمیمگیری، ضامن عبور از این مرحله حساس است.
پنجم، دیپلماسی فعال منطقهای و شکستن انزوای تحمیلی. در کنار اقدامات دفاعی و امنیتی، دستگاه دیپلماسی باید با بهرهگیری از ظرفیتهای کشورهای همسایه و همسو، اتحادهای منطقهای را بازسازی کند. شکستن انزوای تحمیلی، ایجاد پیوندهای اقتصادی و امنیتی با کشورهای مستقل، و بهرهگیری از اختلافات درونی میان بازیگران متخاصم، بخشی از این راهبرد است. دیپلماسی فعال میتواند فضای تنفس راهبردی ایجاد کرده و هزینههای فشار حداکثری را برای دشمن افزایش دهد. در این چارچوب، همکاری با کشورهای منطقه برای تأمین امنیت جمعی و مقابله با نفوذ فرامنطقهای، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
نتیجهگیری
شرایط کنونی، آزمونی راهبردی برای نظام جمهوری اسلامی است. دشمن با ترکیب فشار اقتصادی، تحرکات نظامی و جنگ شناختی، به دنبال فروپاشی انسجام داخلی است. در مقابل، راهبرد صحیح، ترکیبی از ابتکار عمل فرامرزی، فعالسازی ظرفیتهای مردمی و مرزی، تقویت اشراف اطلاعاتی، احیای نقش نظارتی نهادهای مردمی و پارلمانی، و دیپلماسی فعال منطقهای است. تنها در این صورت میتوان فشار بیرونی را خنثی کرده و امنیت و ثبات پایدار را تضمین نمود.
منبع: جام جم آنلاین



