رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

«علی‌الاصول»؛ روایتی از مبانی و اصول راهبردی انقلاب در برابر ظلم و استکبار

در بیانیه مورخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، رهبر معظم انقلاب، پس از اعلام خبر امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا، عبارتی کلیدی و راهبردی را به کار بردند که در عین اختصار، عصاره چهار دهه ایستادگی انقلاب را در خود نهفته دارد.

«علی‌الاصول»؛ روایتی از مبانی و اصول راهبردی انقلاب در برابر ظلم و استکبار

«علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم.» این گزاره، از جنس یک «موضع سیاسی مقطعی» نیست؛ بلکه متن یک بیانیه فراراهبردی و فراجغرافیایی ــ یعنی مکتبی اسلامی است که در آن، تمام اصول هویت‌بخش انقلاب اسلامی، در برابر نظام سلطه، بازخوانی می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید، بسط مفهوم این «علی‌الاصول» در چارچوب مبانی و اصول راهبردی مقاومت، عدالت، عزت و کرامتِ انسانی است. علی‌الاصول یعنی… ۱. مخالفت با استکبار جهانی: مخالفت با نظمی که در آن، قدرت چند کشور، سرنوشت میلیارد‌ها انسان را تعیین می‌کند؛ بدون هیچ مشروعیتی جز زور نظامی و رسانه‌ای.

«استکبار» نه یک شعار، که یک ساختار ناعادلانه است که استثمار، جنگ و عقب‌ماندگی را بازتولید می‌کند. ۲. مخالفت با صهیونیسم جهانی: مخالفت با یک پروژه استعماری نژادپرستانه که با غصب سرزمین و نسل‌کشی فلسطینیان، وجدان بشریت را هر روز بیشتر به چالش می‌کشد و قدس شریف را به خون کودکان، مزین می‌سازد. ۳. مخالفت با زورگویی آمریکا: مخالف آمریکایی که با ابزار تحریم، جنگ، کودتا و ترور، حتی به حاکمیت ملت‌های مستقل هم احترام نمی‌گذارد و حقوق بدیهی آنان را نادیده می‌گیرد. ۴.

مخالفت با تجاوز و جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی: مخالف هرگونه تجاوز نظامی، تروریسم دولتی و جنایت علیه بشریت که در فلسطین، لبنان، سوریه، یمن، عراق، افغانستان و دیگر نقاط جهان، بی‌وقفه در حال رقم‌خوردن است. ۵. مخالفت با مخالفان مقاومت: مخالف هر کس و هر جریانی که خط مقاومت را «بی‌فایده»، «بحران‌زا» یا «بازدارنده پیشرفت» معرفی کند. مقاومت، نه یک انتخاب تاکتیکی، که یک اصلِ هویتی و راهبردی انقلاب است. ۶. عدول نکردن از حمایت فلسطین: پشتیبانی از مردم مظلوم فلسطین، خط قرمزی است که نه با هیچ تفاهم‌نامه‌ای رنگ باخت می‌گیرد و نه با هیچ فشار سیاسی، تعدیل می‌شود.

فلسطین، آرمان اول جهان اسلام است و قدس، قبله اول مسلمین. ۷. مخالفت با نطام و ژئوپلیتیک تک‌قطبی جهانی: مخالفت با جهانی که در آن، یک یا چند قدرت، قواعد بازی را تعیین می‌کنند و ملت‌ها، نقشی جز «مخاطب دستور» ندارند. ایران، پرچمدار نظم چندقطبی عادلانه است. ۸. مخالفت با قلدری جهانی: مخالفت با هرگونه اقدام قلدرمآبانه که در آن، زور جای قانون، تهدید جای دیپلماسی و تحریم جای رقابت سالم را می‌گیرد. قلدری، روح ظلم است و انقلاب، ذاتا ضد ظلم. ۹.

مخالفت با مذاکره بدون دریافت خسارت: مخالفت با این گزاره که آمریکا، پس از دهه‌ها تحریم، ترور، کودتا و جنگ اقتصادی، حق نشستن پای میز مذاکره را داشته باشد، بدون آن‌که پاسخگوی جنایات خود باشد. یا خسارت، یا مذاکره. ۱۰. مخالفت با حملات مخالف شرع و حقوق: مخالفت با هرگونه اقدام نظامی، اقتصادی یا فرهنگی که ناقض شرع اسلام، حقوق بشر و حتی حقوق بین‌الملل عرفی باشد. ایران، در چارچوب عدالت، پاسخگو و در برابر ظلم، ایستاده است. ۱۱. مخالفت با «صلح تحمیلی» مخالفت با نظریه «صلح اجباری» که از موضع زور، به ملت‌ها دیکته می‌شود و در حقیقت، شکلی از «جنگ پنهان» است.

صلح واقعی، زاییده عدالت است، نه زاییده تسلیم. ۱۲. عدم پذیرش «رهبرکشی دینی» مخالفت با هرگونه اقدام تروریستی هدفمند علیه رهبران دینی و سیاسی جبهه مقاومت. رهبران الهی، در نظام اعتقادی ما، حرمت مصون دارند و هرگونه تعدی به آنان، تعدی به کیان تشیع است. ۱۳. مهدورالدم بودن ترامپ و نتانیاهو: محکومیت عاملان تروِ سردار سلیمانی و دیگر فرماندهان مقاومت، و اعلام صریح این حقیقت که دست آنان، به خون پاک شهیدان، آلوده است و عدالت الهی، دیر یا زود، آنان را درمی‌یابد. ۱۴.

مخالفت با هرگونه تلاش دیگر برای شهادت رساندن مسئولین نظام: مخالفت با هر سناریویی که از سوی دشمن، برای ترور، بازداشت یا حذف فیزیکی مسئولین نظام طراحی شود. این، نه یک تهدید سیاسی که یک توطئه امنیتی تمام‌عیار است که در صورت وقوع، منطقه را به آتش خواهد کشید. ۱۵. مخالفت با اقداماتِ منجر به شهادتِ حضرتِ آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای. عدمِ تاییدِ اقداماتِ دشمن برای ترورِ شخصیتِ حقیقی، حقوقی و مرجعیتِ ایشان، به‌منظورِ جلوگیری از هدررفتِ خونِ ایشان، تا جاری‌تر از همیشه، انقلاب را به پیش براند. ۱۶. مخالفت با هرگونه اقدامِ منجر به شهادتِ پدرِ گرامی‌شان.

حضرتِ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی)، نه تنها یک رهبر، که یک «رمزِ ماندگاری انقلاب» هستند. شهادتِ ایشان برابر است با پایانِ یک دورهٔ طلایی تاریخِ اسلام، و آغازِ فصلی از انتقامِ خونین که به عهدهٔ رهبرِ بعدی است. از همین رو، دشمن از طراحی چنین سناریویی، به شدت ناتوان است. ۱۷. مخالفت با «معاملهٔ قرن» و هرگونه طرحِ جعلی صلح.

طرح‌هایی که با هدفِ نابودی آرمانِ فلسطین، حذفِ حقِّ بازگشت و شرعی‌سازی اشغال، توسطِ کاخِ سفید و هم‌پیمانانِ منطقه‌ای‌اش طراحی می‌شوند، نه تنها که موردِ پذیرشِ ایران نیست، بلکه در زمرهٔ «جنگِ تمام‌عیار» علیه امّتِ اسلام، تعریف و محکوم می‌شوند. ۱۸. مخالفت با «انزوای راهبردی ایران» مخالفت با هرگونه طرحِ بین‌المللی که هدفِ آن، قراردادنِ ایران در «جعبهٔ سیاهِ انزوا» و قطعِ پیوند‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آن باشد. ایران، با اتّکا به محورِ مقاومت، دیپلماسی فعال و اقتصادِ درون‌زا، این انزوا را شکسته و خواهد شکست. ۱۹.

مخالفت با «تغییرِ رژیم» و «براندازی نرم» مخالفت با هرگونه پروژه‌ای که با پوششِ «حقوقِ بشر»، «دموکراسی دروغین» یا «فشارِ حداکثری»، به دنبالِ تغییرِ ماهوی نظامِ سیاسی ایران و جایگزینی آن با نظامی وابسته و غرب‌گرا باشد. نظامِ اسلامی، با پشتوانهٔ مردمی، در برابرِ این سناریوها، مصون است. ۲۰. مخالفت با «نظامِ استثماری اقتصادی» مخالفت با ساختارِ اقتصادِ جهانی که بر اساسِ ربا، بهره‌کشی و سلطهٔ سرمایه‌دارانِ بزرگ بر منابعِ کشور‌های ضعیف طراحی شده است. اقتصادِ مقاومتی، الگوی بدیلِ این نظامِ جائرانه است. ۲۱.

مخالفت با «تکفیرِ سیاسی» و «انحصارِ حقیقت» مخالفت با هرگونه جریانِ انحصارگرایانه که خود را صاحبانِ انحصاری حقیقت و نجات می‌دانند و دیگران را به «دشمنِ مطلق» و «ناپاک» متّهم می‌کنند. انقلابِ اسلامی، در عینِ مرزبندی روشن با مخالفان، به وجوهِ مشترکِ انسانی با دیگرِ ملّت‌ها نیز باور دارد. ۲۲. مخالفت با «نظامِ آپارتایدِ علمی» مخالفت با هرگونه تحریمِ علمی، فنّاوری و دانشگاهی علیه ایران و دیگرِ کشور‌های مستقل. علم، میراثِ مشترکِ بشری است و محرومیتِ علمی، جنایتِ در حقِّ نوعِ انسان است. ۲۳.

مخالفت با «رسانه‌های انحصاری جهانی» مخالفت با جریانِ رسانه‌ای سلطه که با انحصارِ خبر، دروغ‌پراکنی و تطهیرِ جنایتکاران، افکارِ عمومی جهان را مدیریت می‌کند. جهادِ تبیین، در این میدان، یک وظیفهٔ انقلابی است. ۲۴. مخالفت با «محوِ هویتِ ملّی ایران» مخالفت با هرگونه طرحی که به دنبالِ کمرنگ‌کردنِ هویتِ ایرانی-اسلامی ملّتِ ایران، ترویجِ غرب‌زدگی و حذفِ سرمایه‌های تاریخی این سرزمین باشد. ایران، با میراثی کهن و انقلابی پویا، در مسیرِ تمدن‌سازی نوینِ اسلامی حرکت می‌کند.

فهرستِ بالا، نشانگرِ یک ماتریسِ اصولی سه‌بعدی است: • بعدِ اعتقادی: ناظر بر مبانی و اصولِ الهی، شرعی و عرفانی انقلاب. • بعدِ راهبردی: ناظر بر سیاستِ خارجی، امنیتِ ملّی و بازدارندگی، مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت و منافعِ نظام. • بعدِ عاطفی-هویتی: ناظر بر حرمتِ مقدّسات، شهیدان، رهبران و علما. از این منظر، تفاهم‌نامهٔ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، نه تغییر در مبانی مکتبی اصول ونه یک «تغییرِ استراتژیک»، بلکه یک «مدیریتِ تاکتیکی» در چارچوبِ همان اصولِ ثابت است.

به‌عبارتی، اگر «علی‌الاصول» به‌معنای «بر اساسِ اصول»، نظر بر «نه» به همه موارد فوق بود، «اجازه» در این مرحله، یک «انعطافِ مشروط قهرمانانه» بر اساسِ «مصلحتِ نظام» و «تعهّداتِ مسئولانه و مسئولیت پذیری انسانی و الهی مورد قبول رهبر معظم انقلاب توسط رئیس محترم جمهوری و شورای محترم عالی امنیت ملی و تیمِ اجرایی متعهد» است و هر لحظه که این شروط، خدشه‌دار شود، نظام به آن نقطه‌اصلی‌اش بازخواهد گشت؛ و این است: حقیقتِ سیاستِ خارجی انقلاب اسلامی که: • مبانی: ثابت و بر پایه وحی و فطرت و عقلانیت بینشی • اصول: محکم و غیرقابلِ معامله.

• راهبردها: در حالِ تکامل و پویایی تدریجی. • روش‌ها و تاکتیک‌ها: در حالِ تغییر و متناسب با مقتضیات زمان و شرایط محیطی. • ابزارها: متغیر و هوشمندانهو بهینه و بروز • دشمنان: جنایتکار قدار، بی‌فرهنگ، درنده و مخالفِ انسانیت.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 01:33
91,055مطلب نمایه‌شده
52,020موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی