از دیرباز گفتهاند آزادیای که با قدرت پاس داشته نشود، وعدهای معلق در هوا میماند، و حاکمیتی که سلاح ملی فراگیری پشتوانهاش نباشد، پرچمی است که در مناسبتها بالا میرود و با پایان جشن تا میشود. این است زبان حال عراقیهایی که اعلام دولت را دنبال کردند مبنی بر اینکه سیام سپتامبر «روز حاکمیت» نام میگیرد. مناسبتی که در ظاهر مطالبهای برحق مینمود، اما در باطن ابهامی دارد که جهانیان باید در برابرش درنگ کنند. حاکمیت را با روزی که از فراز تریبون اعلام شود نمیسنجند.
معیارش مجموعهای از مبانی است که ملتها پیش از دولتها بر آن اجماع کردهاند: خروج آخرین سرباز خارجی از خاک کشور، انحصار نهاد امنیتی ملی در پاسداری از خشکی و دریا و آسمان، استقلال تصمیم سیاسی و اقتصادی از هرگونه دیکته خارجی، و برتری گزینه دموکراتیک بر گزینههای تحمیلی. اگر این شروط فراهم باشد، آن تاریخ نمادی شایسته بزرگداشت است. اگر نباشد، هر روزی که این نام را بر دوش کشد عنوانی بیمحتوا خواهد بود. اشکال اصلی در مناقشههای سیاسی و رسانهای عراق، نه خود نامگذاری، بلکه تلاش برای پیوند دادن ضمنی یا صریح این روز با پرونده خلع سلاح گروههای مقاومت بود.
به باور من، این پیوند پیش از آنکه خطایی سیاسی باشد، خطایی روششناختی است. ادبیات حاکمیت، آنگونه که در تجربه کشورهای خارجشده از زیر سایه اشغال تثبیت شده، این مفهوم را به تخلیه نیروهای خارجی و استقلال تصمیم پیوند میزند، نه به خلع نیروهایی که این استقلال را ساختهاند. سلاح مقاومت در عراق هرگز ابزار سرکشی علیه دولت نبود. اهرمی بود که نخست «القاعده» و سپس «داعش» را عقب راند و اثرش تا پشتیبانی از مسأله فلسطین هم رسید. همین پرسش در نشستی هم مطرح شد که رهبران سیاسی، نظامی و حشدی در کنار نخستوزیر حضور داشتند.
بحث بر سر سودمندی و زمانبندی هرگونه اقدام برای محدود کردن سلاح مقاومت، با توجه به پایگاه اجتماعی عمیق این نیروها و دشواری مهار واکنشهای احتمالی آنان بود. در مجلسی دیگر نیز که یکی از برجستهترین رهبران مرتبط با این پرونده در آن بود، سخن بر این رفت که این گرایش مطالبهای اصیل از مردم عراق نیست و بازتاب فشاری خارجی است که با تهدید به تنگکردن عرصه بر اموال عراق همراه شده است. این را از محافل نزدیک به خود تصمیمسازان نقل کردهاند. پس پرسشی بنیادین باقی میماند: چه کسی دستور کار «روز حاکمیت» را تدوین میکند؟
پرونده عراق را نمیتوان جدا از بستر منطقهایاش خواند. واشنگتن و «تلآویو» و همپیمانانشان طی دههها کوشیدهاند با تعقیب رهبران و هدف قرار دادن مواضع گروههای مقاومت، توان آنها را کاهش دهند. پس از «طوفانالاقصی» و از سال ۲۰۲۳، «اسرائیل» وارد بحرانی راهبردی شد و رویارویی به جبهههای متعدد در لبنان، عراق، یمن و ایران کشید. پاسخ واشنگتن رویکردی یکپارچه بود: تبدیل سلاح مقاومت در هر کشور به مسألهای صرفاً داخلی که زیر پرچم حاکمیت و دولتسازی بازقاببندی میشود. در لبنان تحویل سلاح با عنوان تکمیل حاکمیت مطرح است، در حالی که تجاوزهای اسرائیل ادامه دارد.
در غزه بمباران و ویرانی ادامه دارد، در یمن فشار نظامی بر انصارالله برقرار است و ایران در محاصره سیاسی، اقتصادی و نظامی است. تجربه سوریه هم نشان داد که پس از تحول سیاسی در دمشق، انبارهای سلاح ارتش و سامانههای دفاعی آن هدف حمله «اسرائیل» قرار گرفت. از میان رفتن سلاح ملی، دولت را از پوشش و انسجامش محروم میکند.
به همین دلیل بسیاری در عراق بیم دارند که برخورد شتابزده با این پرونده به فتنه داخلی یا رویارویی میان نهاد امنیتی رسمی و نیروهایی بینجامد که با «داعش» جنگیدند و در بیرون راندن اشغال سهیم بودند.
خروج نیروهای خارجی بخشش نیست. اگر همهچیز به اراده آنها بود، پایگاههایشان را ترک نمیکردند. نیروهای آمریکایی هنوز در ژاپن و کره جنوبی مستقرند، با آنکه دههها از پایان شرایط توجیهکننده حضورشان گذشته است. پس اعلام آمریکا درباره خروج یا جابهجایی نیروهایش در عراق نباید بخشندگیای تلقی شود. این اعلام حاصل مستقیم خطرهایی است که چه از ایران و چه از دیگر محورهای مقاومت این نیروها را تهدید کرد.
«روز حاکمیت»، اگر قرار است محتوایی واقعی داشته باشد، باید نقطه آغاز پروژهای ملی برای تکمیل حاکمیت باشد و ایستگاهی جشنگونه و گذرا نباشد. این پروژه الزاماتی دارد: – پایان دادن به هرگونه حضور نظامی ترکیه در خاک عراق – بیرون راندن گروههای مسلح اپوزیسیون ایرانی، بدون استثنا – ادغام پیشمرگه در فرماندهی کل نیروهای مسلح، بر اساس قانون اساسی – ساخت سامانه دفاع هوایی ملی پیشرفته – پایان دادن به قیمومت آمریکا بر اموال عراق نزد بانک فدرال رزرو
اگر این الزامات همگی محقق شود، نه صرفاً با اعلام یک تاریخ، عراقیها میتوانند از سر شایستگی نه از سر تعارف، روز حاکمیت خود را جشن بگیرند.
در پایان، صادقانه به تصمیمساز بغداد و هر آنکه این پرونده را دنبال میکند هشدار میدهم: حاکمیتی که بر حساب سازندگانش بنا شود، به وبالی بر بانیانش بدل میشود. این هشدار از آیه «وَلَا تُلْقُوا بِأَیدِیکمْ إِلَى التَّهْلُکهِ» سرچشمه میگیرد. آمریکا بارها درِ جنگ داخلی را گشوده و میخواهد بگوید: نتیجه عقبنشینی ما را دیدید؟ آنگاه بازگشتش مشروع میشود و نه مقاومت سودی خواهد داشت و نه بینالمللیکردن جنایاتی که جشن روز حاکمیت را به «رویدادی» در بازار پرهیاهوی «ترند» بدل کرده است.
منبع: جام جم آنلاین



