بازنشستگی برای بسیاری از افراد پایان سالها کار و رسیدن به فرصت استراحت است اما اگر با برنامه تازهای برای زندگی همراه نباشد، ممکن است فرد را به تدریج از فعالیتهای ذهنی، اجتماعی و بدنی دور کند. حذف ناگهانی برنامه روزانه، کاهش ارتباط با همکاران و کمتر شدن مسئولیتها گاهی باعث میشود فرد بیشتر در خانه بماند و احساس کند نقش و هدف مشخصی در زندگی ندارد. البته بازنشستگی به خودی خود به معنای افت حافظه یا بیماری نیست و پژوهشها درباره رابطه مستقیم بازنشستگی و کاهش تواناییهای شناختی نیز نتایج یکسانی ندارند.
آنچه اهمیت دارد، شیوه زندگی پس از بازنشستگی و حفظ فعالیتهای معنادار است. وقتی ساعت کاری متوقف میشود، زندگی نباید متوقف شود برای سالها زندگی بسیاری از افراد شاغل با یک برنامه مشخص مثل صبح بیدار شدن، رفتن به محل کار، دیدن همکاران، انجام وظایف و بازگشت به خانه پیش میرود. حتی اگر این برنامه همیشه لذتبخش نباشد، نوعی نظم و ارتباط اجتماعی ایجاد میکند. با بازنشستگی این چارچوب ناگهان کنار میرود و فرد ممکن است با ساعتهای خالی زیادی روبهرو شود. مشکل از جایی آغاز میشود که «فراغت» با «بیبرنامگی» اشتباه گرفته شود.
استراحت و لذت بردن از اوقات آزاد بخش طبیعی بازنشستگی است اما اگر بیشتر روزها بدون فعالیت، ارتباط اجتماعی یا هدف مشخص بگذرد، احتمال کمتحرکی، انزوا و کاهش درگیری ذهنی بیشتر میشود. بازنشستگی و نگرانی درباره حافظه یکی از نگرانیهای رایج این است که بعد از بازنشستگی حافظه به سرعت ضعیف شود. چنین نتیجهای را نمیتوان برای همه افراد قطعی دانست. بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم "بازنشستگی حافظه را از بین میبرد"، مساله را اینطور ببینیم که مغز نیز مانند بدن به استفاده و درگیری با فعالیتهای مختلف نیاز دارد.
فرد بازنشسته اگر همچنان مطالعه کند، چیزهای تازه یاد بگیرد، با دیگران گفت و گو داشته باشد، کارهای روزمره را خودش مدیریت کند و فعالیتهای فکری انجام دهد، فرصتهای بیشتری برای درگیر نگه داشتن ذهن خواهد داشت. خانهنشینی شروع فاصله گرفتن از دیگران یکی از تغییرات مهم بعد از بازنشستگی، کاهش ارتباط با همکاران است. کسی که هر روز چند ساعت در محیط کار با افراد مختلف صحبت میکرده، ممکن است پس از بازنشستگی ناگهان بخش بزرگی از ارتباطات روزانه خود را از دست بدهد. این تغییر اگر با ارتباطهای تازه جایگزین نشود، میتواند به تنهایی و انزوای اجتماعی منجر شود.
برای همین بازنشسته شدن به معنای قطع ارتباط با جامعه نیست. دیدار با دوستان، رفتوآمد خانوادگی، حضور در فعالیتهای محله، شرکت در کلاسها یا انجام کارهای داوطلبانه میتواند بخشی از برنامه تازه زندگی باشد. یادگیری را بعد از بازنشستگی متوقف نکنید یکی از سادهترین راهها برای فعال نگه داشتن ذهن، یادگیری است. یادگیری الزاما به معنای رفتن به دانشگاه یا مطالعه کتابهای دشوار نیست. یاد گرفتن یک زبان، کار با یک نرمافزار، آشپزی یک غذای تازه، باغبانی، عکاسی، موسیقی، صنایع دستی یا حتی یاد گرفتن استفاده بهتر از تلفن همراه میتواند ذهن را درگیر کند.
مهم این است که فرد فقط مصرفکننده وقت نباشد، یعنی ساعتها تلویزیون تماشا نکند و شبکههای اجتماعی را بدون هدف مرور نکند، بلکه بخشی از زمان خود را به فعالیتی اختصاص دهد که نیازمند فکر کردن، تمرین و یادگیری است. یک برنامه روزانه تازه بسازید یکی از اشتباهات رایج این است که فرد تصور کند چون دیگر مجبور نیست صبح زود از خانه خارج شود، پس نیازی به برنامه ندارد. در حالی که داشتن یک چارچوب ساده برای روز میتواند از بینظمی و کمتحرکی جلوگیری کند. قرار نیست برنامه بازنشستگی شبیه برنامه کاری باشد.
میتوان زمان مشخصی برای بیدار شدن، پیادهروی، مطالعه، انجام کارهای خانه، دیدار با دوستان، رسیدگی به امور شخصی، سرگرمی و استراحت تعیین کرد. برای مثال فردی که قبلا هر روز صبح به محل کار میرفته، میتواند همان ساعت را به پیادهروی اختصاص دهد. بعد از صبحانه زمانی را برای مطالعه یا یادگیری مهارت تازه بگذارد و چند روز در هفته نیز دیدار با دوستان یا اعضای خانواده را در برنامه قرار دهد. چنین برنامهای به روزها شکل میدهد، بدون اینکه زندگی را دوباره به یک «شیفت کاری» تبدیل کند.
فعالیت بدنی فقط برای بدن نیست کم شدن رفتوآمد روزانه و ساعتهای کاری ممکن است میزان تحرک فرد را نیز کاهش دهد. کسی که پیش از بازنشستگی برای رفتن به محل کار، خرید، رفتوآمد یا انجام وظایف روزانه ناچار به حرکت بوده، ممکن است بعد از آن بیشتر روی صندلی یا مبل بنشیند. فعالیت بدنی منظم به حفظ توانایی انجام کارهای روزمره، قدرت و تعادل کمک میکند و میتواند بر خلق و خو، خواب و برخی جنبههای عملکرد شناختی نیز اثر مثبت داشته باشد. لازم نیست ورزش حتما در باشگاه انجام شود.
پیادهروی، باغبانی، نرمش، دوچرخهسواری، شنا یا حتی انجام برخی کارهای خانه میتواند فرد را از کمتحرکی دور کند. البته افراد دارای بیماریهای مزمن یا کسانی که مدت زیادی فعالیت بدنی نداشتهاند، بهتر است درباره نوع و شدت ورزش با پزشک مشورت کنند.
خانواده جایگزین تمام ارتباطات اجتماعی نیست خانواده میتواند نقش مهمی در دوران بازنشستگی داشته باشد اما نباید تمام ارتباطات فرد به خانواده محدود شود. فرزندان ممکن است شاغل باشند، نوهها مدرسه داشته باشند و دوستان قدیمی نیز هر کدام برنامه زندگی خود را دنبال کنند. به همین دلیل بهتر است فرد بازنشسته علاوه بر دیدار و گفت و گو با اعضای خانواده، شبکه اجتماعی مستقل خود را نیز حفظ کند. تماس با دوستان قدیمی، شرکت در فعالیتهای گروهی یا انجام فعالیت داوطلبانه میتواند احساس تعلق و هدفمندی را تقویت کند.
مراقبت از مغز از مراقبت از بدن جدا نیست مغز جدا از بدن زندگی نمیکند. فشار خون بالا، دیابت و کلسترول بالا از جمله مشکلاتی هستند که باید طبق نظر پزشک کنترل شوند. مراقبتهای پزشکی منظم، تغذیه مناسب، خواب کافی و فعالیت بدنی، فقط برای سلامت قلب و بدن اهمیت ندارند و میتوانند بخشی از مراقبت کلی از سلامت مغز نیز باشند. شنوایی و بینایی نیز نباید نادیده گرفته شوند. وقتی فرد به دلیل کاهش شنوایی یا بینایی کمتر در جمع حاضر میشود یا گفت و گوها را سختتر دنبال میکند، ممکن است به تدریج از فعالیتهای اجتماعی فاصله بگیرد.
بنابراین بررسی و اصلاح مشکلات شنوایی و بینایی در صورت نیاز، میتواند به حفظ ارتباط فرد با محیط اطراف کمک کند. بازنشستگی را به یک شروع تازه تبدیل کنیم بازنشستگی به خودی خود یک مشکل نیست. مسئله زمانی ایجاد میشود که پایان کار با پایان فعالیتهای اجتماعی، ذهنی و جسمی همراه شود. فرد بازنشسته قرار نیست هر روز خود را با کار پر کند اما بهتر است برای زندگی پس از کار نیز مانند دوران اشتغال، هدفها و برنامههایی داشته باشد.
یک زبان تازه، یک کتاب، یک پیادهروی روزانه، دیدار با دوستان، رسیدگی به باغچه، یادگیری یک مهارت، کمک داوطلبانه به دیگران یا حتی برنامهای منظم برای وقت گذراندن با خانواده میتواند به روزهای بازنشستگی معنا و ساختار بدهد. پس فعال بمانید، یاد بگیرید، با دیگران ارتباط داشته باشید، حرکت کنید، خواب و تغذیه خود را جدی بگیرید و بیماریهای زمینهای را کنترل کنید. بازنشستگی میتواند پایان یک دوره کاری باشد اما قرار نیست پایان یادگیری، ارتباط، تحرک و هدفمندی در زندگی باشد.
منبع: خبرگزرای برنا



