به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: شهرها بزرگتر شدهاند و هر بار که آب کم آمده، منبع تازهای به شبکه اضافه شده است. حالا کارشناسان هشدار میدهند مسئله فقط کمبود آب نیست؛ توسعه شهری سالها ادامه پیدا کرده بیآنکه ظرفیت آب به یکی از مرزهای جدی زیستپذیری شهر تبدیل شود. سالها پاسخ به کمبود آب تقریبا یکسان بوده است؛ منبع تازه پیدا کنید؛ سد بسازید، چاه بزنید یا آب را از حوضهای دیگر منتقل کنید. در همین سالها شهرها هم بزرگتر شدهاند، ساختمانهای بیشتری ساخته شده، جمعیت بیشتری پذیرفتهاند و فعالیتهای تازهتری در آنها مستقر شده است.
هر بار هم که مصرف از منابع موجود جلو زده، دوباره تأمین آب بیشتر در دستور کار قرار گرفته است. چهارمین نشست تخصصی شهر و آب با موضوع «زیستپذیری شهر و بحران کمآبی» به همین رابطه پرداخت؛ رابطه میان آبی که محدودتر شده و شهری که همچنان توسعه پیدا میکند. محمد فاضلی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، محمدسعید ایزدی، عضو هیئتعلمی دانشگاه و از مدیران پیشین حوزه شهرسازی و محمدحسین بوچانی، برنامهریز و مدیر شهری، سخنرانان این نشست بودند و عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی نیز در بخشهای مختلف جلسه درباره نسبت آب، توسعه و حکمرانی شهری صحبت کرد.
آخوندی هشدار داد مسئله در فلات مرکزی ایران ممکن است از «بحران آب» عبور کند و به مسئله زیستپذیری برسد. به گفته او این موضوع را نمیتوان فقط در ساختار اداری نگه داشت و جامعه نیز باید با ابعاد واقعی آن درگیر شود؛ البته نه با ایجاد هراس، بلکه با تکیه بر آمار و شواهد.
محمد فاضلی برای توصیف وضع موجود از تصویر یک «مشک سوراخ» استفاده کرد. به گفته او کشاورزی، شهر و صنعت هرکدام سوراخهایی دارند اما بهجای آنکه ابتدا این سوراخها گرفته شوند، سالها آب بیشتری داخل مشک ریخته شده است. از نگاه او، مسئله آب شهری فقط به تنظیم فشار شبکه، شکستگی لولهها، تعمیرات یا تأمین منبع تازه محدود نمیشود. باید دید آب چگونه توزیع میشود، چه کسی چه مقدار دریافت میکند، کدام مصرف در اولویت قرار دارد و هزینه کمبود را چه کسی میپردازد. در این رقابت، فقط خانوارها نیستند؛
صنعت و خدمات، شهرداری، کشاورزی اطراف شهر، محیط زیست، ساکنان حوضههای مبدأ انتقال آب و نسلهای آینده نیز سهم دارند. فاضلی چهار دام را در مدیریت آب شهری برشمرد: افزایش عرضه بدون مهار تقاضا، درخواست صرفهجویی از مردم بدون اصلاح دیگر اجزای نظام، تکیه صرف بر تعرفه و جریمه و حفظ ظاهری آب شهر به قیمت فشار بیشتر بر آبخوان یا حوضه مبدأ. ممکن است آب همچنان در خانهها جریان داشته باشد اما این آب با برداشت بیشتر از سفره زیرزمینی یا انتقال از منطقهای دیگر تأمین شده باشد. در چنین وضعی، کمبود از بین نرفته، فقط هزینه آن به جغرافیای دیگری منتقل شده است.
هدررفت شبکه یکی از نمونههایی بود که در نشست مطرح شد. فاضلی گفت درباره تهران اعداد مختلفی اعلام میشود اما رقم هدررفت در کل شبکه حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد عنوان شده و در بعضی مناطق میتواند به ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد. در بخش پرسش و پاسخ نیز یکی از حاضران یادآوری کرد فناوری تشخیص نشتی در دسترس است و میتوان محل خروج آب را با دقت بیشتری پیدا کرد. پرسش او این بود که چرا برای تأمین هر مترمکعب آب تازه هزینه سنگینی میشود، اما جلوگیری از هدررفت آبی که همین حالا وارد شبکه شده، همان اولویت را پیدا نکرده است.
فاضلی در ادامه بر تناقض میان درخواست صرفهجویی از مردم و ادامه رشد تقاضا تأکید کرد؛ از یک طرف از مصرفکننده خواسته میشود کمتر آب مصرف کند، از طرف دیگر اصلاح شبکه، کنترل تقاضای تازه و دیگر تغییرات لازم همزمان پیش نمیرود. او در عین حال تأکید کرد دسترسی به میزان ضروری آب باید یک حق شهروندی باشد. پس از تعیین این حد پایه میتوان برای مصرف مازاد تعرفه و ابزارهای بازدارنده در نظر گرفت.
بحران آب از ندانستن نیست
فاضلی در بخش دیگری از نشست گفت مشکل آب ایران را دیگر نمیتوان به ندانستن نسبت داد. پس از حدود ۲۵ سال کار و مطالعه درباره این حوزه، نهادهای اصلی از وضع آبخوانها، فرونشست و فشار بر منابع آبی باخبرند و بسیاری از راهحلهای اصلی نیز شناخته شده است. او سه مانع را برجسته کرد: توازن نیروهای صاحب قدرت، ساختار توزیع منافع و توان اجرای تصمیم. هر سیاستی که سهم گروهی از آب یا منافع اقتصادی را تغییر دهد، ممکن است با مقاومت روبهرو شود. این مقاومت هم لزوما به معنای وجود یک مافیای پنهان نیست.
یک صنعت بزرگ، گروهی از کشاورزان یا حتی بخشی از شهروندان میتوانند در برابر تصمیمی که منافع آنها را تغییر میدهد، بایستند. فاضلی برای توضیح اولویتهای واقعی دستگاهها به بودجه اشاره کرد. تجربه او در وزارت نیرو نشان داده بود گاهی گرفتن بودجهای کوچک برای یک برنامه اجتماعی بسیار دشوار بوده اما پروژههای سازهای بزرگ راحتتر منابع گرفتهاند. از نگاه او، بودجه هر دستگاه بهتر از بسیاری از سخنرانیها نشان میدهد چه چیزی واقعا برای آن دستگاه اهمیت دارد. او همچنین بر محلیبودن مسئله آب تأکید کرد. از نظر فاضلی، چیزی به نام یک «مسئله واحد آب ایران» وجود ندارد.
مسئله یزد با شهری که بارندگی بسیار بیشتری دارد، یکی نیست و نوع اقتصاد، کشاورزی، شیوه زندگی و منابع نیز متفاوت است. به همین دلیل نسخه واحد برای همه شهرها نمیتواند پاسخگو باشد.
آب از طرح توسعه جا مانده است
محمدسعید ایزدی از رابطه تاریخی شهر ایرانی با آب گفت؛ از اصفهان و مادیها، شوشتر و دزفول، خرمآباد و همدان. در بسیاری از این شهرها آب فقط برای شرب یا کشاورزی نبود و در شکل شهر، فضای عمومی، اقتصاد و زندگی روزانه حضور داشت. به گفته او در دورههایی میان شهر و محدودیتهای طبیعی سازگاری بیشتری وجود داشت. آب فقط یک عدد در جدول نبود و مسیر آن در شکلگیری محله، فضای عمومی و حتی کیفیت زندگی نقش داشت. نقد ایزدی به طرحهای توسعه شهری از همینجا آغاز شد. در نسلهای مختلف طرح جامع و تفصیلی بیشتر جمعیت، مساحت و کاربری زمین مبنای محاسبه بوده است.
اگر پیشبینی شود ۲۵۰ هزار نفر به جمعیت یک شهر اضافه میشود، زمین لازم برای این جمعیت محاسبه میشود اما کمتر پرسیده شده این جمعیت چه مقدار آب میخواهد و ظرفیت طبیعی شهر چقدر است. از نظر او، ظرفیت آب باید وارد برنامهریزی شهری شود و مانند جمعیت و زمین یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری باشد. آخوندی هم در ادامه نشست بر همین ارتباط تأکید کرد. به گفته او، امنیت آبی مستقیما به نحوه توسعه شهر، ظرفیت اقلیم و منابع موجود مربوط است. تهران نمونهای است که آب چند حوضه آبریز به آن منتقل میشود، اما همچنان نگرانی درباره امنیت آبی پابرجاست.
او گفت رابطه امنیت آبی، زیستپذیری، ظرفیت اقلیمی و حوضههای آبریز باید به شاخصی تعیینکننده در توسعه شهری تبدیل شود. آخوندی به پیامد محلی سیاستهای ملی نیز اشاره کرد. ممکن است تصمیمی برای توسعه صنعتی در سطح ملی گرفته شود اما فشار آن بر منابع آب و کیفیت زندگی یک شهر مشخص ظاهر شود. او توسعه صنایع در اصفهان را نمونهای دانست که پیامد آن را نمیتوان جدا از وضع زایندهرود و زندگی شهری بررسی کرد.
هر ساختمان هم سهمی از آب شهر میبرد
محمدحسین بوچانی گفت در مقررات شهرسازی برای جزئیات زیادی از ساختمان ضابطه وجود دارد؛ از سطح اشغال و پارکینگ تا ایمنی و آتشنشانی، اما آب هنوز در بسیاری از این مقررات جای جدی ندارد. او از حیاطهایی مثال زد که روی نقشه فضای بازند اما زیر تمام آنها پارکینگ ساخته شده است. وقتی زیرزمین تا مرز پلاک پیش میرود و همه سطح بتن میشود، آب باران دیگر راهی برای نفوذ به خاک ندارد. ترانه یلدا این موضوع را به تجربه برجباغها مرتبط کرد و گفت در بعضی پروژهها بخشی که قرار بود باغ باقی بماند در زیرزمین به پارکینگ تبدیل شد و ارتباط خاک با آب از بین رفت.
بوچانی درباره مصرف آب کولرهای آبی نیز گفت مصرف بعضی دستگاهها در روزهای گرم میتواند به چندصد لیتر در شبانهروز برسد. به گفته او حتی قرارگرفتن کولر در سایه میتواند بخشی از تبخیر را کم کند. پیشنهادش این بود که ضوابط ساختمان به تجهیزات کممصرف، جمعآوری آب باران و استفاده دوباره از آب خاکستری هم بپردازد. او گفت میتوان در مقررات ساختمان امکان ذخیره بخشی از آبهای سطحی را پیشبینی کرد و برای ساختمانهایی که آب و انرژی کمتری مصرف میکنند، مشوق گذاشت. از نگاه او بخشی از مسئله آب را میتوان از همان مقیاس ساختمان دنبال کرد.
آخوندی نیز گفت طرح توسعه شهری همانطور که هزینه مالی دارد، هزینه آبی هم ایجاد میکند. به گفته او «هر پروانهای که صادر میشود یک هزینه آبی جدید برای شهر ایجاد میکند». او پیشنهاد کرد طرحهای توسعه شهری در کنار تراز مالی، تراز آبی هم داشته باشند و پرسید آیا میتوان شهر را بدون توجه به ترازنامه آب همچنان توسعه داد؟
فضای سبز یکی دیگر از موضوعات نشست بود. بوچانی گفت افزایش سطح فضای سبز به خودی خود نشانه موفقیت نیست. باید معلوم باشد چه گونهای کاشته شده، چقدر آب میخواهد و این آب از کجا تأمین میشود.
او پیشنهاد کرد هر پارک تراز آبی خودش را داشته باشد و بخشی از نیازش را از جمعآوری آبهای سطحی یا منابع غیرشرب تأمین کند. بوچانی همچنین تأکید کرد شوراهای شهر همانطور که بودجه شهرداری را بررسی میکنند، باید درباره آب شهری هم از مدیریت شهری حساب بخواهند. یکی از حاضران نیز از خشکشدن درختان چیتگر و سرخهحصار گفت. حذف آب شرب از آبیاری فضای سبز لازم است اما نمیتوان یک منبع را قطع کرد و بعد درختان را بدون جایگزین گذاشت. اگر قرار است منبع آب تغییر کند، باید امکان تأمین پایدار آن از پیش مشخص شده باشد. بحث فضای سبز به درآمدهای شهری نیز کشیده شد.
یکی از حاضران گفت وقتی بخشی از درآمد شهرداری از ساختوساز و فروش تراکم به دست میآید، انتظار اینکه همان نهاد بارگذاری را محدود کند، آسان نیست. هر ساختمان تازه برای شهرداری درآمد ایجاد میکند اما مصرف آب، تولید پسماند، ترافیک و نیاز به زیرساخت را هم بالا میبرد.
در نشست پیشنهاد شد منابع پایدار درآمدی مدیریت شهری و سهم دولت دوباره بررسی شود تا اداره شهر تا این اندازه به ساختوساز وابسته نباشد.
۱۱ هزار و ۷۰۰ انشعاب تازه در سال خشک
یکی از کارشناسان حاضر در جلسه گفت شرکت آب و فاضلاب استان تهران در یکی از خشکترین سالهای اخیر حدود ۱۱ هزار و ۷۰۰ انشعاب تازه واگذار کرده است. هر انشعاب الزاما به معنای یک واحد مسکونی نیست و ممکن است یک ساختمان چندواحدی را پوشش دهد. یعنی در همان دورهای که محدودیت منابع شدیدتر شده، مصرفکنندگان تازه نیز به شبکه اضافه شدهاند. این موضوع بحث دیگری را درباره ساختار مدیریت آب باز کرد؛ نهادی که بخشی از درآمدش از فروش آب تأمین میشود، همزمان وظیفه مدیریت مصرف را نیز بر عهده دارد. بازچرخانی آب هم در جلسه بدون اما و اگر پذیرفته نشد.
یکی از کارشناسان گفت تهران سالانه حدود یک میلیارد مترمکعب آب مصرف میکند و بازچرخانی زمانی فشار بر منابع را کم میکند که برداشت اولیه هم کاهش پیدا کند. اگر پساب دوباره استفاده شود اما برداشت از سد و آبخوان همان مقدار باقی بماند، آب بازچرخانیشده فقط امکان مصرف بیشتری ایجاد میکند.
آب تازه میتواند جمعیت تازه بیاورد
بحث تقاضای القایی نیز مطرح شد. تأمین منبع تازه همیشه فقط نیاز فعلی را پاسخ نمیدهد. دسترسی به آب در کنار اشتغال و خدمات میتواند جمعیت بیشتری را هم به یک شهر جذب کند. یکی از کارشناسان گفت اگر برای چند میلیون نفر دیگر نیز آب تهران تأمین شود، تمرکز فرصتهای شغلی و خدمات ممکن است دوباره جمعیت تازهای را به شهر بکشاند. به همین دلیل انتقال آب را نمیتوان جدا از سیاست جمعیت و تمرکز فعالیتها بررسی کرد. یکی از پژوهشگران حاضر در جلسه از اختلاف درباره خود عدد جمعیت تهران هم گفت.
در یک دستگاه جمعیت ساکن مبنا قرار میگیرد، در جای دیگر جمعیت شناور و گاهی کل مجموعه شهری وارد محاسبه میشود. در منابع آب هم وضعیت مشابهی وجود دارد. برداشت اضطراری ممکن است بعد از مدتی در شمار منابع عادی قرار گیرد و چاهی که برای گذر از بحران حفر شده، به بخشی از ظرفیت دائمی شهر تبدیل شود. وقتی درباره جمعیت و منابع عدد مشترکی وجود ندارد، محاسبه نسبت این دو هم دشوارتر میشود.
سیاستهایی که با خشکسالی میآیند
فاضلی به کوتاهمدت بودن سیاستهای مدیریت آب هم اشاره کرد. وقتی ذخیره سد پایین میآید، هشدارها و برنامههای اضطراری شروع میشود اما با بهترشدن شرایط، همان سیاستها ممکن است دوباره کنار گذاشته شوند. او از تجربه ساراگوسا در اسپانیا گفت که تغییر رفتار و زیرساخت در آن طی حدود ۱۵ تا ۲۰ سال شکل گرفته است. از نظر او چنین تغییراتی به ثبات مدیریتی و سیاستی نیاز دارند و نمیتوان هر بار با کاهش آب سدها به تکاپو افتاد و پس از رسیدن منبع تازه مسئله را رها کرد. سرمایه اجتماعی نیز در همین بخش از بحث مطرح شد.
آخوندی گفت هرچه بیشتر روی مسئله آب کار کرده، بیشتر به این نتیجه رسیده است که بدون همراهی جامعه نمیتوان مسئله را سامان داد. در عین حال اجتماعیکردن آب هم بدون سرمایه اجتماعی ممکن نیست. اگر سیاست کاهش مصرف فقط فشار تازهای بر مردم تلقی شود نتیجه مورد انتظار به دست نمیآید. او از همین جا به حکمرانی شهری رسید و گفت سالهاست درباره مدیریت یکپارچه شهری صحبت میشود اما حکمرانی شهری همچنان جایگاه روشنی ندارد. به گفته آخوندی از برنامه سوم تا برنامه هفتم حدود ۲۵ سال درباره مدیریت جامع و یکپارچه شهری صحبت شده اما پیشرفت اندکی اتفاق افتاده است.
یکی از حاضران نیز گفت مردم را نباید فقط مجری سیاستهای صرفهجویی دید. جامعه مدنی گاهی باید بتواند در برابر یک سیاست نادرست نیز واکنش نشان دهد. اگر قرار است آب به مسئلهای اجتماعی تبدیل شود، فقط گفتن «کمتر مصرف کنید» کافی نیست. مردم باید بدانند آب کجا مصرف میشود، تصمیمها چگونه گرفته میشوند و هزینه کمبود میان چه گروههایی تقسیم میشود.
راهحل محلی بدون نهاد محلی
در نشست بارها بر محلیبودن مسئله آب تأکید شد اما یکی از حاضران پرسید این نگاه محلی قرار است در چه نهادی اجرا شود. شوراهای محله در بسیاری از شهرها یا ضعیفاند یا نقشی در تصمیمگیری ندارند. اگر وضع آب از شهری به شهر دیگر و حتی از محلهای به محله دیگر متفاوت است، نهادهای محلی نیز باید امکان مشارکت در تصمیمها را داشته باشند. بوچانی گفت مدیریت آب و انرژی باید بیشتر به مدیریت محلی نزدیک شود و شهرداریها در موضوعاتی مانند فضای سبز، آبهای سطحی و ساختمانها میتوانند ضابطه و برنامه مشخص داشته باشند. به گفته او مسئله آب فقط مهندسی نیست و بدون مشارکت اجتماعی و تغییر در ساختار مدیریت محلی نمیتوان آن را اداره کرد.
کشاورزی را نمیشود با دستور کنار گذاشت
در پایان جلسه سهم بالای کشاورزی از مصرف آب مطرح شد. فاضلی گفت نمیتوان فقط به کشاورز دستور داد دیگر نکارد. اگر فعالیت اقتصادی قرار است کنار گذاشته شود، باید معیشت جایگزین واقعی برای آن وجود داشته باشد. او از رفسنجان مثال زد؛ جایی که در بعضی باغها افزایش شوری آب ادامه کشت پسته را از نظر اقتصادی کمصرفه کرده و تولید انرژی خورشیدی میتواند برای بخشی از زمینها هم درآمد ایجاد کند و هم برداشت آب را کاهش دهد. اما جایگزین باید با اندازه اقتصاد منطقه تناسب داشته باشد. نمیتوان یک فعالیت اقتصادی گسترده را با چند کار خرد جایگزین کرد و انتظار داشت صاحبان زمین به سادگی از منبع درآمد خود دست بکشند.
منبع: شبکه شرق


