رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار9 دقیقه مطالعه

نابرابری پشت نیمکت‌های مدرسه

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت: پاییز فقط فصل بازگشایی مدارس نیست، فصل دوباره ساختن کشور است؛ فصلی که در نخستین روز آن، میلیون‌ها دانش‌آموز با کتاب و کیف و دفتر وارد مدرسه می‌شوند تا پشت این رویداد ساده، اتفاقی بزرگ‌ را رقم بزنند. با شروع سال تحصیلی، جامعه…

نابرابری پشت نیمکت‌های مدرسه

روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت: پاییز فقط فصل بازگشایی مدارس نیست، فصل دوباره ساختن کشور است؛ فصلی که در نخستین روز آن، میلیون‌ها دانش‌آموز با کتاب و کیف و دفتر وارد مدرسه می‌شوند تا پشت این رویداد ساده، اتفاقی بزرگ‌ را رقم بزنند. با شروع سال تحصیلی، جامعه، نسل آینده خود را به مدرسه می‌سپارد تا انسان‌هایی قانون‌مدار، دانشمند، صلح‌جو و سرشار از فضیلت‌های اجتماعی تحویل بگیرد. به همین دلیل، مدرسه نباید به مکانی برای نمایش فقر، ناامیدی و اختلاف طبقاتی تبدیل شود.

دانش‌آموزان هم فقط باید دغدغه حل مسأله، ساختن چیزهای تازه و کمک به همکلاسی‌هایشان را داشته‌ باشند. آنها باید بیاموزند که چگونه برای آینده کشورشان برنامه‌ریزی کنند، در مسیر آبادانی‌ آن تلاش کرده و در بزنگاه‌های مهم اقتصادی و سیاسی، تصمیم درست بگیرند. جهش چندبرابری قیمت‌ها متأسفانه مهر ماه امسال به جای آن‌که یادآور بوی کتاب و کیف و دفتر نو باشد، فصل پرداخت صورت‌حساب‌های سنگینی است که کمر خانواده‌ها را زیر بار فشار خود خم کرده است.

جهش چند برابری قیمت‌ها در بازار لوازم‌التحریر، تهیه ابتدایی‌ترین ابزارهای آموزشی را نیز برای خانواده‌ها دشوار و هزینه‌های مضاعفی بر دوش آنها گذاشته است. این هزینه‌ها جدا از شهریه مدارس غیردولتی، لباس فرم، کفش، سرویس ایاب و ذهاب و سایر هزینه‌های تحصیلی است؛ بماند که در مدارس دولتی نیز به بهانه‌های مختلف از والدین دانش‌آموزان پول دریافت می‌کنند!

در بازارهای لوازم‌التحریر، قیمت یک خودکار ساده به ۱۰۰هزار تومان رسیده است، مدادرنگی ۱۲ رنگ می‌تواند بیشتر از ۳۵۰ هزار تومان قیمت داشته باشد و دفترهایی که زمانی چند هزار تومان بودند، حالا صد هزار تومان و بیشتر فروخته می‌شوند؛ اقلامی که حذفشان از سبد تحصیلی فرزندان ممکن نیست و خانواده‌ها مجبورند آنها را تهیه کنند. این در حالی است که درآمد بسیاری از مردم به اندازه نرخ تورم رشد نکرده است و چند برابر شدن قیمت‌ها بخش عظیمی از درآمد آنها را می‌بلعد! افزایش ۵۰ درصدی شهریه‌ خانم احمدی، مادر دو دانش‌آموز مقاطع ابتدایی و پایه نهم است.

او و همسرش هر دو کارمند هستند و در منزل شخصی‌ خودشان زندگی می‌کنند. با این همه از بالا بودن هزینه‌های تحصیل فرزندانشان گلایه دارند. خانم احمدی می‌گوید: پسرم در مدرسه دولتی و دخترم در مدرسه غیرانتفاعی درس می‌خواند. سال گذشته برای ثبت‌نام پسرم در مدرسه دولتی، وجه چندانی پرداخت نکردیم اما امسال به غیر از پول کتاب، مبلغ ۱۱ میلیون تومان از ما مطالبه کردند که برخلاف گفته‌های وزیر آموزش و پرورش است. شهریه مدرسه غیرانتفاعی دخترم هم به نسبت سال گذشته ۵۰ درصد افزایش یافته که پرداخت آن از توان مالی ما خارج است.

او ادامه می‌دهد: برای خریدن لوازم‌التحریر نیز با آن‌که بعضی اقلام از سال گذشته مانده بود، مجبور شدیم هزینه‌های بالایی پرداخت کنیم که فشار اقتصادی زیادی به خانواده تحمیل کرد. خیلی از نوشت‌افزارها تا صد درصد افزایش قیمت پیدا کرده‌اند؛ در حالی که درآمد ما نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری نداشته است. اما این همه ماجرا نیست. در بازار لوازم‌التحریر، کالاهای لوکسی هم وجود دارد که دست‌ طبقه‌ فقیر و متوسط هرگز به آنها نمی‌رسد. در نتیجه، گرانی، یک نابرابری خاموش در کلاس‌های درس ایجاد می‌کند و این موضوع از یک مسأله اقتصادی به یک مسأله اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود.

خانم احمدی در همین رابطه می‌گوید: من برای دخترم یک بسته مدادرنگی ۱۲ رنگ ایرانی خریدم؛ در حالی که برخی از خانواده‌ها، برندهای خارجی و گران‌قیمت در اختیار فرزندانشان قرار می‌دهند که حس رقابت را در مدارس تشدید می‌کند. این مسأله در مورد سایر اقلام موردنیاز دانش‌آموزان مثل کیف، کفش، دفتر و خودکار هم صدق می‌کند و نوشت‌افزارهای فانتزی به‌وفور در مدارس غیردولتی دیده می‌شود. او می‌افزاید: برخی از همکلاسی‌های دخترم، با سرویس‌های مخصوص به مدرسه می‌آیند اما من و همسرم مجبوریم برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، خودمان دخترمان را به مدرسه ببریم.

همه اینها در شرایطی است که من و همسرم کار می‌کنیم و مستأجر هم نیستیم. حالا ببینید خانواده‌هایی که اجاره‌نشین هستند و درآمد درست و حسابی هم ندارند چگونه می‌توانند از پس هزینه‌های تحصیل فرزندانشان برآیند؟! دخترهایم لباس و کفش را دو سه سال می‌پوشند! خانم انصاری، مادر دیگری است که برای تأمین هزینه‌های تحصیل دو فرزندش مجبور شده است به امور خیریه مراجعه کند. این زن سرپرست خانوار، یک دختر دانشجو و یک دختر محصل در مقطع ابتدایی دارد. او اجاره‌نشین است و برای گذران زندگی‌اش همه کاری انجام می‌دهد؛

از کارهای خدماتی و فروشندگی گرفته تا پخت و پز خانگی و بسته‌بندی مواد غذایی، اما هیچ کدام این کارها کفاف زندگی روزمره‌شان را هم نمی‌دهد، چه برسد به خرید لوازم‌التحریر و پرداخت پول ثبت‌نام فرزندانش در مدرسه و دانشگاه. خانم انصاری تحت پوشش کمیته امداد است و خودش می‌گوید اگر کمک خیرین نباشد امورش نمی‌گذرد. او به «اطلاعات» می‌گوید: چندسالی می‌شود که از همسرم جدا شده‌ام و متأسفانه به دلیل اعتیادش، هیچ نفقه‌ای از او دریافت نمی‌کنم. دختر بزرگم دانشجوست و دختر دومم سوم ابتدایی.

ما تازه اثاث‌کشی کرده‌ایم و من مجبور شدم برای پرداخت پول پیش خانه‌ام، ۵۰ میلیون تومان چک دست صاحب‌خانه بدهم که تا امروز نتوانسته‌ام جایش را پر کنم. حالا موقع بازگشایی مدارس است و مشکلاتمان ۱۰ برابر شده است. ما همیشه برای پرداخت اجاره مسکن مشکل داریم و امسال اوضاع‌ از همیشه بدتر است. دختر بزرگم مجبور است برای تأمین هزینه‌های تحصیلش کار کند. دختر کوچکترم در مدرسه دولتی درس می‌خواند اما آنها هم موقع ثبت‌نام از ما ۴۰۰ هزار تومان برای برگه‌های امتحانی پول خواستند؛ در حالی که نمی‌دانیم کلاس‌ها تا آخر سال حضوری می‌مانند یا نه!

برای کتاب‌های درسی هم هزینه جداگانه‌ای می‌خواهند و به غیر از اینها پول خرید دفتر، خودکار، کیف، کفش و روپوش مدرسه هم هست. دخترهایم مجبورند لباس یا کفش را دو سه سال بپوشند و بسیاری از لوازم‌التحریرشان هم دست‌دوم یا اهدایی خیرین است. این مادر ادامه می‌دهد: کمیته امداد، چند دفتر و خودکار و یک بسته مدادرنگی معمولی در اختیار ما گذاشت اما من برای تهیه بقیه لوازم نمی‌دانم چه‌کار باید بکنم. دخترهایم هر دو بسیار باهوش هستند و از شاگردان درس‌خوان مدرسه‌ و دانشگاه به شمار می‌آیند اما نمی‌توانند مثل همکلاسی‌هایشان لوازم‌التحریر خوب و باکیفیت داشته باشند.

دختر کوچکم گاهی که به خانه می‌آید از مدل‌های مختلف مداد و دفتر و تراش همکلاسی‌هایش تعریف می‌کند و من با شرمندگی به حرف‌هایش گوش می‌دهم. وقتی خانواده مجبور می‌شود برای خرید لوازم‌التحریر، نیازهای ضروری‌اش را حذف کند، تبعات اجتماعی و معیشتی تورم دیگر یک مسأله فانتزی نیست، زنگ خطری است برای سلامت روان و احساس امنیت دانش‌آموزان. در چنین شرایطی آیا سیاستگذاری‌ متولیان آموزشی باید به سمت برقراری عدالت آموزشی باشد یا فرهنگ‌سازی و تشویق خانواده‌ها به خرید اقتصادی و پرهیز از کالاهای فانتزی؟

علم‌آموزی و کسب مهارت یک جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه به «اطلاعات» می‌گوید: متأسفانه در جامعه امروز، ظاهربینی بسیار مرسوم شده است که جای هدف را با ابزار و وسیله رسیدن به آن هدف عوض می‌کند. بسیاری از رفتارها هدف مشخصی ندارند و صرفا برای تقلید از دیگران انجام می‌شوند. مقداد رضایی می‌افزاید: هدف از بازگشایی مدارس، علم‌آموزی و کسب مهارت‌های اجتماعی است. اما وقتی این هدف به تکلف می‌افتد، چیزهای دیگری جایگزینش می‌شود که وسایل رسیدن به هدف را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.

با تغییر ابزارها ارزش‌هایی چون قناعت و همیاری کارکرد خود را از دست می‌دهد و زندگی‌ها نمایشی و ارزش آدم‌ها فقط با دارایی‌هایشان سنجیده می‌شود. او ادامه می‌دهد: فلسفه تأسیس مدارس غیرانتفاعی برای بسیاری از خانواده‌ها فقط به رخ کشیدن اختلاف‌ طبقاتی است. این مسأله در مورد سایر اقلام تحصیلی و نیاز دانش‌آموزان به نوشت‌افزار نیز صدق می‌کند. هر دانش‌آموزی که لوازم‌التحریر و کیف و کفش شیک‌تر و به‌روزتری داشته باشد، باکلاس‌تر و ارزشمندتر است! همه ما انسان‌ها تحت‌تأثیر محرک‌های بیرونی هستیم و در شرایط نابرابر به مقایسه کردن می‌افتیم.

مقایسه کردن، حس محرومیت نسبی را القا می‌کند و محرومیت نسبی، رقابت‌ها را ناسالم می‌سازد. بازتولید آموزش طبقاتی بازگشایی مدارس، امروز به یک مراسم تشریفاتی تبدیل شده است که از پوشش دانش‌آموزان تا لوازم‌التحریر و خوراکی داخل کیف آنها را در بر می‌گیرد. رضایی تأکید می‌کند: متأسفانه آمار کلاهبرداری‌و فساد مالی در جامعه بسیار بالا رفته و به همان نسبت، میزان اعتماد به دیگران کاهش یافته که یکی از دلایل مهم آن همین نابرابری‌های اجتماعی است. آثار تورم، گرانی و شرایط سخت معیشتی، مثل یک بهمن روز به‌روز بیشتر و بزرگتر می‌شود که در نهایت کمر جامعه را خواهد شکست.

به همان اندازه از میزان همیاری‌ها کاسته شده و خودخواهی و رقابت ناسالم افزایش یافته است. این جامعه‌شناس معتقد است: تورم، تحت‌تأثیر عوامل داخلی و خارجی همواره رو به رشد بوده و جامعه ایران به مرور، قشر متوسط خود را از دست داده است. از طرفی انقلاب عظیمی در ماهیت ارزش‌ها به وجود آمده و بسیاری از ارزش‌های مادی، جایگزین ارزش‌های معنوی ‌ و درآمد و سرمایه، جایگزین دانش‌اندوزی و انسانیت شده است. به همین ترتیب روابط انسان‌ها با یکدیگر از کنشگری همدلانه به محاسبه سود و زیان رسیده است و نظام فعلی آموزش و پرورش آن را به صورت طبقاتی بازتولید می‌کند.

وی می‌گوید: متأسفانه خانواده‌ها امروز آن‌قدر که به فکر ارتقای جنس و کیفیت لوازم آموزشی فرزندانشان هستند، به فکر ارتقای کیفیت تعلیم و تربیت آنها نیستند. کشور ما علی‌رغم داشتن برچسب‌هایی مثل اقتصاد اسلامی و اقتصاد مقاومتی، همچنان تحت‌تأثیر نظام سرمایه‌داری قرار دارد و در این میان کسی برنده می‌شود که پول بیشتری خرج کرده است. آن دوره‌ که دانش‌آموزی از یک روستای دورافتاده، رتبه یک کنکور را به دست می‌آورد، گذشته و امروز دانش‌آموزی موفق است که خانواده‌اش پول بیشتری برای او خرج کرده باشند. به همین راحتی دانش‌آموزان مستعد و باهوش از دور رقابت‌ها خارج می‌شوند.

آموزش و پرورش مسئول است! افراد، محصول جامعه خود هستند و آموزش و پرورش طبقاتی به نابرابری‌های آموزشی دامن می‌زند. رضایی با بیان این موضوع می‌گوید: آموزش و پرورش باید به جای طبقاتی کردن نظام آموزشی و افزایش شهریه‌های ثبت‌نام، کیفیت آموزش را ارتقا دهد؛ چیزی که امروز نشانی از آن دیده نمی‌شود. او توضیح می‌دهد: میانگین نمرات امتحانات نهایی امسال و سال گذشته دانش‌آموزان، خود بیانگر عمق فاجعه است. این که خیلی از پدرها و مادرها در مراسم بازگشایی مدارس به فخرفروشی و نمایش مضحک دارایی‌های خود می‌پردازند، به خاطر آزادی عملی است که مدیران مدارس به آنها داده‌اند.

این رفتار نه‌فقط کمکی به ارتقای کیفیت آموزش نمی‌کند بلکه موجب ایجاد حس ناامنی و خودکم‌بینی در دانش‌آموزان و خانواده‌های کم‌بضاعت می‌شود و در درازمدت، آثار روانی مخربش را در جامعه نشان خواهد داد. هیچ نهادی به اندازه آموزش و پرورش در مقابل این ناهنجاری‌های اجتماعی مسئول نیست. به گفته این جامعه‌شناس، برخورداری برابر از آموزش، یک حق قانونی برای هر ایرانی است و مدرسه به‌عنوان اولین نهاد کاهش نابرابری، نباید متولی نابرابری‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.

رضایی تأکید می‌کند: مدیران مدارس نباید اجازه دهند نابرابری به همراه لوازم‌التحریر و شهریه‌های متفاوت وارد کلاس‌ درس بشود و در ذهن دانش‌آموزان جا خوش کند. حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار، تقویت تولید داخلی، کاهش هزینه‌های تحصیلی و ساماندهی شبکه توزیع و عرضه مستقیم و بدون واسطه اقلام آموزشی، حداقل کاری است که دولت می‌تواند برای جلوگیری از افزایش غیرمنطقی قیمت‌ها انجام دهد. بازگشایی مدارس اگر فرزندان امروز را به سلامت تحویل جامعه فردا ندهد، چیزی جز یک تشریفات بیهوده نخواهد بود.

منبع: آوش

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:49
87,045مطلب نمایه‌شده
44,715موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی