از ۱۴ اقلیم شناخته شده در جهان، ۱۱ مورد آن در ایران وجود دارد و این تکثر جغرافیایی و فرهنگی ایجاب میکند که حاکمیت و رسانه از این ظرفیت عظیم بهدرستی استفاده کنند. هر منطقه از ایران استعدادهای خاص خود را دارد. در برنامهریزی برای آمایش سرزمین باید به قابلیتهای بومی توجه کرد؛ برای مثال در استانی که ظرفیت کشاورزی دارد نباید تمرکز را صرفا بر صنعت بگذاریم. در رسانه نیز همین منطق حاکم است. ما باید از ظرفیت مردم و اقوام در استانهای مختلف استفاده کنیم تا تمرکز رسانهای از انحصار پایتخت خارج شود.
توجه به استانها شروع خوبی است و قطعا نتایج مثبتی به همراه خواهد داشت. وظیفه ذاتی رسانه ایجاد یک پل ارتباطی دوجانبه میان مردم و حاکمیت است تا صدای مردم به گوش مسئولان برسد و سیاستهای حاکمیتی نیز برای مردم تبیین شود. اگر این ارتباط یکطرفه باشد رسانه از رسالت خود فاصله میگیرد و این گسست در بلندمدت میتواند بسترساز بحرانهای اجتماعی شود. رسانه باید ویژگیهای بومی، قومی و زیستبومهای مختلف را شناسایی و کارشناسی کند تا تصمیمگیران براساس واقعیتهای جامعه تصمیم بگیرند.
از اینرو رویداد ملی ایران جان میتواند در بهترین شکل ممکن ویژگیهای بومی، قومی و زیستبومها را بازنمایی کند که در نهایت تصمیمگیریهای کشور متناسب با آن منطقه باشد. واقعیت این است که در حوزه برنامهریزیهای کلان و تحقق برنامههای توسعه با چالشهایی مواجه هستیم. دلیل اصلی این ناکامی، غفلت از پیوستهای فرهنگی است. برنامهریز باید بداند برای چه کسی و با چه مختصات فرهنگی تصمیمگیری میکند. در اینجا نقش رسانه برای فرهنگسازی، اقناع عمومی و تبیین درست مسائل برجسته میشود و طرح ایران جان پتانسیل خوبی در این زمینه دارد.
منبع: جام جم آنلاین



