رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار3 دقیقه مطالعه

کتاب صوتی معمایی «چیزی پشت در» منتشر شد

کتاب صوتی «چیزی پشت در» به قلم هنری اسلزار و ترجمه ماندانا گرشاسبی با صدای بهمن وخشور منتشر شد.

کتاب صوتی معمایی «چیزی پشت در» منتشر شد

کتاب صوتی «چیزی پشت در» به قلم هنری اسلزار و ترجمه ماندانا گرشاسبی با صدای بهمن وخشور منتشر شد.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، کتاب صوتی «چیزی پشت در» به قلم هنری اسلزار و ترجمه ماندانا گرشاسبی به تازگی با صدای بهمن وخشور منتشر شده است.

هنری اسلزار مولف این‌کتاب، نویسنده ژانرهای معمایی سیاه، جنایی، کاراگاهی و پلیسی است که به او آگاتا کریستیِ دوم جهان نیز گفته‌اند و برخی او را اعجوبه ادبیات معاصر آمریکا می‌دانند؛ ازهمین‌رو به او ملکه جنایت دوم نیز لقب داده‌اند. داستان‌ها و رمان‌های این نویسنده، به پایان‌های مبهوت‌کننده مشهور است.

ویژگی قلم هنری اسلزار این است که موقعیت‌های به‌ظاهر ساده را به موقعیتی ترسناک و طنز و یا عجیب تبدیل می‌کند و در آخر ماجرا ضربه‌ای غافلگیرکننده انتظار مخاطب را می‌کشد. محبوبیت و شهرت اسلزار به‌قدری نزد مردم آمریکا زیاد شد که حتی آلفرد هیچکاک فیلم‌ساز مشهور جهان، جذب داستان‌های او شد و برنامه‌ای تلویزیونی به نام «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را بر پایه داستان‌های هنری اسلزار ترتیب داد.

این نویسنده، در کنار جوایز مختلف ادبی، جایزه «امی» را نیز در کارنامه خود دارد.

«چیزی پشت در» که نسخه مکتوب آن توسط انتشارات قصه‌باران منتشر شده، داستانی معاصر را روایت می‌کند که در بستر روان‌شناختی و معمایی شکل گرفته است. روایت کتاب حول محور زندگی شخصیت اصلی، گیل گانرسون، می‌چرخد و با نگاهی به گذشته و حال او، لایه‌های مختلفی از ترس، تنهایی و جست‌وجوی هویت را به تصویر می‌کشد.

«مرگ بوی دارو و واکس مبل می‌داد. خانم بلینگر که فکر می‌کرد باید خدمتکاران را مشغول نگه دارد تا حواسشان پی زندگی ازدست رفتهٔ طبقهٔ بالا نرود دوقلوهای گلدداست را واداشته بود تمام میزها، کابینت‌ها و نرده پله‌های خانه گانرسون را آغشته به واکس مبل کنند. گیل گانرسون تا آخر عمر از بوی چوب صیقل خورده غم و اندوه وصف‌ناشدنی‌ای احساس می‌کرد. او هنوز این را نمی‌دانست. در 12 مارس 1955، فقط شش سال داشت. دست کوچکش به‌آرامی روی نردهٔ صیقلی می‌لغزید و چنان روی پنجه پا با کفش‌های چرمی رنگی‌اش به طبقهٔ دوم می‌رفت انگار فرش سنگین برای خفه کردن صدای قدم‌های کوچکش کافی نبود.

از بالای پله‌ها صدای تق قفل شب‌بند را شنید و فهمید کسی از اتاق‌خواب مادرش بیرون می‌آید. او فرمان ترس را اجرا کرد. فرار. در انتهای راهرو به مکان مقدسش پناه برد؛ قلعه‌ای با یک برج باشکوه. بقیه بزرگ‌ترها، خیلی منطقی‌تر، به آن ساعت پدربزرگ می‌گفتند. گیل پشت آن مخفی شد (مملو از بوی واکس، لیمو و کیک، مثل گاردنیای پژمرده) و صدای عمویش را شنید، صدای مردانهٔ محکمی که فنرهای ظریف ساعت را به لرزه درآورد: «مرده گفت کی می‌آد؟» خانم بلینگر جواب داد: «گفت تا یک ساعت دیگه، آقا.»

مدیریت تولید کتاب صوتی « چیزی پشت در» با تدوین و صداگذاری هستی صادقی به‌عهده بهمن وخشور بوده و توسط موسسه آوای چیروک منتشر شده است.

منبع: حیات

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار