رفتن به محتوای اصلی
ورزشفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

چهل‌وهفت سال انتظار برای یک قاب ساده | چرا تاریخ سازی دختران ورزشکار این‌قدر دیر از راه رسید؟

این روز‌ها که تمام رسانه‌ها از جمله رسانه‌های نزدیک به حاکمیت و طیف اصولگرا از تیتر «تاریخ‌سازی» برای حضور دختران بوکس و ژیمناستیک در بازی‌های آسیایی می‌نویسند، یک سوال کنایه آمیز و تلخ در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد: این تاریخ‌سازی را چه کسی به تعویق انداخت؟

چهل‌وهفت سال انتظار برای یک قاب ساده | چرا تاریخ سازی دختران ورزشکار این‌قدر دیر از راه رسید؟

رویداد۲۴ | در ادبیات سیاسی ـ اجتماعی ایران، «ویدئو» کلیدواژه انتقاد از تحجر، تندروی و همراه نبودن با زمانه خود است. بسیاری از سیاسیون، اهالی فرهنگ و چهره‌های رسانه‌ای، هر بار که می‌خواهند تندروهایی را که مقابل خواست‌های مشروع جامعه قرار می‌گیرند مورد عتاب قرار دهند، از ویدئو مثال می‌زنند. تعریف می‌کنند که اوایل انقلاب، عده‌ای به واسطه دیدگاه‌هایی که هنوز تعریف مشخصی ندارند، با ویدئو مخالف بودند.

این دیدگاه باعث شده بود داشتن و حمل ویدئو جرم‌انگاری شود، اما با گذشت زمان همه متوجه شدند نمی‌شود مقابل تکنولوژی و تغییرات جامعه ایستاد و حالا ویدئو که هیچ، نسل‌های جدید کنسول‌ها و پلتفرم‌های تماشای فیلم و سریال تبدیل به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی مردم شده‌اند. این مثال زده می‌شود تا عده‌ای درس بگیرند و از تقابل با بدیهیاتی نظیر آزادی پوشش، اینترنت، موتورسواری زنان و… دست بردارند. دختران ژیمناست به مثابه ویدئو این روزها که بازی‌های آسیایی جریان دارد، یک جانشین خوب برای مثال ویدئو موجود شده است؛ درخشش دختران ژیمناست، وزنه بردار و بوکسور در بازی‌های آسیایی.

در مسابقات بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶، دو دسته از ورزشکاران زن ایران برای نخستین‌بار پس از انقلاب حضور در این رویداد را تجربه کردند: ژیمناستیک و بوکس. دو ورزشی که سال‌ها به طرق مختلف با ممنوعیت مواجه بودند. ژیمناستیک به دلیل نوع خاص پوشش آن، فقط رقابت داخلی داشت و دختران ژیمناست ایرانی در هیچ رویداد بین‌المللی شرکت نمی‌کردند. اما بوکس به‌صورت کلی ممنوع بود. برخی می‌گفتند این رشته آمریکایی و استکباری است و برخی دیگر اعتقاد داشتند چون دختران «ریحانه» هستند، ورزش‌هایی مانند بوکس و رشته‌های رینگی با شأن و ظرافت زنانه همخوان نیست.

جالب توجه است که بوکس در ابتدای انقلاب برای مردان هم ممنوع بود. باز هم به همان دلیل آمریکایی و آسیب‌زا بودن! انگار که در فوتبال و کشتی و وزنه‌برداری و سایر رشته‌های رزمی هیچ آسیب‌دیدگی وجود نداشت و همه مشغول نوازش یکدیگر بودند. تا اینکه پس از چند سال، احمد ناطق نوری که همین چند روز پیش درگذشت، موفق شد به واسطه ارتباطاتی که با حاکمیت داشت و پیگیری‌های خودش، مجوز این رشته را در دهه هفتاد بگیرد و بوکس مردان پس از انقلاب احیا شد. رشته‌های دیگری هم به همین شکل پس از انقلاب ممنوع شدند؛ از جمله شطرنج و شمشیربازی و… که به‌تدریج به چرخه مسابقات برگشتند.

خودمان ممنوع کردیم، خودمان آزاد می‌کنیم و خوشحالیم!

بیشتر بخوانید: آیا ممنوعیت ۴۰ ساله برداشته شد؟ | وزارت ورزش مسابقات بوکس زنان را از ترس کفن پوشان در سکوت برگزار می‌کند از اسم رمز نخست‌وزیر پهلوی تا پس گرفتن لباس دختران | مشکل مهدی تاج با فوتبال زنان چیست؟

تناقض همین‌جاست! پس از انقلاب از هیچ نهاد بین‌المللی ورزشی به ایران گفته نشد که در فلان رشته ورزشی حق شرکت ندارید. این خود مقامات بودند که در خلال مباحث مربوط به انقلاب فرهنگی و… برخی رشته‌های ورزشی را، مخصوصاً برای زنان، ممنوع کردند.

فائزه هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگویی که سال ۱۴۰۰ با روزنامه اعتماد داشت، گفته بود «ما برای اینکه بتوانیم مجوز حضور زنان در استخر در سانس‌های زنانه را بگیریم، استان به استان و شهر به شهر سراغ امام جمعه‌ها می‌رفتیم تا برایشان توضیح دهیم آب‌تنی کردن زنان در استخر کاملاً زنانه مفسده ندارد.» مهین فرهادی‌زاد، معاون پیشین وزیر ورزش و معاون فعلی کمیته ملی المپیک، در مصاحبه‌ای در سال ۱۴۰۱ گفته بود: «پس از آزاد شدن حضور زنان در استخر، باز برخی خانم‌های مسئول در نهادهای مختلف هنگام سرکشی به استخرهای زنانه می‌گفتند این زنان چرا بدون حجاب در آب هستند؟» در مورد ژیمناستیک و بوکس هم همین مسیر طی شد.

جمیله سروری، اولین زن ایرانی حاضر در المپیک که یک ژیمناست بود، در خاطراتش تعریف می‌کند که پس از انقلاب، حضور بین‌المللی این رشته به دلیل نوع پوشش ورزشکاران ممنوع اعلام شد و حتی او بابت حضورش در المپیک با مایوی مخصوص مسابقات و داشتن عکس با فرح پهلوی در جریان مسابقات داخلی، حسابی ترسیده بود که مبادا برخوردی با او صورت بگیرد.

در سال‌های بعد، عده بسیاری تلاش کردند تا مانند رشته‌های دیگر، با طراحی لباس مخصوص برای ژیمناستیک، این رشته را از محاق خارج کنند، اما در کمال تعجب، با وجود پذیرفته شدن لباس‌های معرفی‌شده از طرف فدراسیون ایران از سوی فدراسیون جهانی، عده‌ای در داخل با این مسئله مقابله می‌کردند. زهرا اینچه‌درگاهی، رئیس فدراسیون ژیمناستیک که سال پیش در یک فعل‌وانفعال به‌شدت جنجالی از سمت خود برکنار شد، یکی از افرادی بود که به‌طور جدی مسئله تصویب لباس دختران ژیمناست در کارگروه‌های مختلف را پیگیری کرد تا اینکه توانست مجوز آن را به دست آورد.

پس از به‌دست آوردن مجوز، او دختران را برای نخستین‌بار پس از انقلاب به یک رقابت بین‌المللی اعزام کرد. اعزامی که دردسرهای زیادی برای او به وجود آورد. بوکس، اما همان‌طور که گفته شد، مشکل پوشش نداشت و بیشتر مسئله فرهنگ آمریکایی در آن مطرح بود. تا اینکه در دو سال گذشته، وزارت ورزش به‌صورت چراغ خاموش ـ از ترس تندروها ـ مسابقات بوکس زنان را کم‌کم راه انداخت و با تشکیل تیم ملی، بالاخره این رشته را به فهرست رسمی ورزش‌های زنان ایران اضافه کرد. در نهایت، در بازی‌های آسیایی پس از ۴۷ سال شاهد حضور دختران ژیمناست و بوکسور ایران بودیم.

اتفاقی که باعث شد همه رسانه‌ها، از جمله اصولگرایان نزدیک به حاکمیت، تیتر بزنند: «حضور تاریخی!» بدون اینکه بپرسند اصلاً چرا این همه سال دختران از چنین حضوری محروم بودند؟ چه زمانی درس می‌گیرید؟ بسیاری از خواسته‌های مشروع جامعه به‌مرور زمان تثبیت می‌شوند و کسی یارای مقاومت در برابر تغییرات را ندارد. مسئله فقط زمان است؛ مسئله فقط سنگ‌اندازی عده‌ای است که هرگز مسئولیت کارهای خود را به عهده نمی‌گیرند و پاسخگوی شکاف‌های زمانی طولانی‌مدتی که ایجاد می‌کنند نیستند. کسانی که باعث می‌شوند بخش زیادی از جامعه مجبور شوند چرخ را از نو اختراع کنند.

امروز دختران ژیمناست و بوکسور ایران با سلام و صلوات و حمایت صداوسیما و چهره‌های سیاسی و فرهنگی در مسابقات آسیایی شرکت می‌کنند، اما هیچ‌کس یقه افرادی را که با مخالفت خود سال‌ها ورزشکاران دختر را مجبور به تغییر رشته یا انصراف از رشته‌های ورزشی مورد علاقه‌شان کردند، بازخواست نمی‌کند. کسی نمی‌پرسد چرا کاری که امروز انجام دادیم را چهار سال پیش، هشت سال پیش یا ۱۲ سال پیش نکردیم؟ لباس امروز دختران ژیمناست همان لباسی است که از سال‌ها پیش می‌توانست وجود داشته باشد. دختران بوکسور همان شکلی هستند که سال‌ها پیش می‌توانستند باشند. چه چیزی این وسط تغییر کرده؟

آیا جز این است که تندروها و کج‌فهم‌ها فهمیدند توان مقاومت ندارند؟ آیا جز این است که حاکمیت با یک عقلانیت ساده، چالشی بیهوده را به پایان رساند؟ امروز همین تصاویر دختران ژیمناست و بوکسور می‌تواند کارکرد ویدئو را داشته باشد. آنهایی که هنوز فکر می‌کنند باید سنگرهایی را در مسائل اجتماعی حفظ کنند؛ مثل موتورسواری زنان، ورود زنان به ورزشگاه ـ که خودش قصه پرغصه‌ای از مقاومت و سنگ‌اندازی تندروهاست ـ و بسیاری مسائل دیگر، آیا از دیدن همین تصاویر درس نمی‌گیرند؟

این سرنوشت محتوم است که دو، سه دوره دیگر بازی‌های آسیایی، چیزهایی از حضور ورزشکاران ایرانی خواهیم دید که پیش از این غیرممکن بودند. اما آیا نمی‌شود این زمان را هدر نداد؟ آیا حتماً باید برای کوچک‌ترین و ساده‌ترین چیزها هزینه‌های گزاف پرداخت؟

منبع: رویداد 24

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار