رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

سه جنایت و سه راز در دادگاه

دیروز سه پرونده جنایی در دادگاه کیفری یک استان تهران روی میز قضات قرار گرفت؛ سه پرونده با سه روایت متفاوت از قتل. در یکی از آنها متهم مدعی شد برای دفاع از خودش دست به چاقو برده، متهم دیگر ادعا کرد قربانی قصد آزار او را داشته و در سومین پرونده نیز زنی که به…

سه جنایت و سه راز در دادگاه

چاقویی که در درگیری مرگبار به کار رفت نخستین پرونده به قتل مردی در محله ابوذر تهران مربوط بود؛ جنایتی که سه سال قبل رخ داد و در جریان آن مرد جوانی به نام صابر متهم به قتل شد. کارآگاهان پس از حضور در محل و بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته، هویت او را شناسایی و دستگیرش کردند. صابر در تحقیقات پلیسی مدعی شد مقتول و سه نفر دیگر قصد سرقت از او را داشتند و زمانی که برای دفاع از خود با آنها درگیر شده، چاقوی یکی از مهاجمان را گرفته و در جریان درگیری، ضربه‌ای به مقتول وارد کرده است.

با توجه به ادعای بیماری شدید روانی، وضعیت سلامت متهم بررسی و بیماری او تایید شد، اما در حد جنون نبود. در ادامه با درخواست قصاص از سوی اولیای دم، پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران رفت. صابر دیروز از طریق ویدئوکنفرانس در دادگاه حاضر شد و گفت: در یک شیرینی‌فروشی کار می‌کردم. آن شب حدود ساعت ۲ در راه بازگشت به خانه بودم که چهار موتورسوار به من حمله کردند. آنها قصد سرقت اموالم را داشتند. در جریان درگیری چاقوی یکی از آنها را گرفتم. مقتول هم به‌سمت من آمد و چاقو در شکمش فرو رفت.

متهم مدعی شد انتقال مقتول به بیمارستان با تأخیر انجام شده و همین موضوع در مرگ او مؤثر بوده است. او سپس با اشاره به شرایط زندگی‌اش گفت: من بیمار حاد روانی هستم. پدر و مادرم فوت کرده‌اند و با نامادری‌ام زندگی می‌کردم. او به کمک من نیاز دارد. می‌خواهم آزاد شوم تا کار کنم و هزینه زندگی‌اش را تامین کنم. وکیل صابر نیز دفاعیات موکلش را بر پایه دفاع مشروع مطرح کرد و گفت موکلش چاقویی همراه نداشته و در جریان حمله، چاقوی یکی از مهاجمان را گرفته. او همچنین مدعی شد درگیری دوستان مقتول با امدادگران باعث ترک محل توسط آنها و تأخیر در انتقال مقتول به بیمارستان شده است.

قصد کشتن نداشتم پرونده دوم در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد؛ پرونده‌ای که متهم آن پیشتر به قصاص محکوم شده بود، اما به‌دلیل این‌که هنگام وقوع قتل کمتر از ۱۸سال داشت، حکم صادرشده برای بررسی رشد عقلی او در زمان ارتکاب جرم نقض شد. این بار نیز اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم در دفاع از خودش روایتی از شب حادثه ارائه داد و گفت در پارکی در حاشیه تهران بوده که مقتول ابتدا سراغش آمده و پیشنهاد داده با هم سیگار بکشند، اما او قبول نکرده.

به گفته او، مقتول دقایقی بعد همراه سه نفر دیگر بازگشته و او را به زور سوار موتور کرده و به محل خلوتی برده‌اند. متهم مدعی شد: آنجا قصد داشتند به من تعرض کنند. من هم چاقویی را که همراهم بود بیرون آوردم و برای دفاع از خودم چند ضربه به یکی از آنها زدم و فرار کردم. بعد از حادثه در یک ساختمان نیمه‌کاره دستگیر شدم. او در دادگاه با تاکید بر اینکه قصد کشتن مقتول را نداشته، گفت: به پا و دستش ضربه زدم و نمی‌دانستم این ضربات می‌تواند باعث مرگش شود. بعد از قتل شوهرم از ماجرا باخبر شدم سومین پرونده، داستان ناپدید شدن مردی جوان و همسرش را دنبال می‌کرد؛

پرونده‌ای که در نهایت به کشف جسد سوخته مرد و دستگیری همسرش و مردی به نام شهیاد منجر شد. ماجرا از ۲۷آذر ۱۴۰۱ آغاز شد؛ زمانی که مردی از خانه‌اش خارج شد و دیگر بازنگشت. مدتی بعد مشخص شد همسرش نیز ناپدید شده. در حالی که تحقیقات برای یافتن این زوج ادامه داشت، دوست نوعروس نزد پلیس رفت و اطلاعاتی درباره رابطه زن جوان با شهیاد در اختیار ماموران قرار داد.

بررسی‌ها نشان داد زن جوان که چند سال با مقتول عقد بوده، با شهیاد وارد رابطه شده و قصد ازدواج با او را داشته، اما چون نتوانسته بود از همسرش جدا شود، شهیاد شوهرش را به قتل رسانده و جسد او را در حوالی دماوند به آتش کشیده. جسد سوخته پس از کشف، با آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد. زن جوان و شهیاد چهار ماه بعد در اسلامشهر دستگیر شدند. در ادامه، شهیاد به قصاص و زن جوان به ۱۰سال حبس محکوم شد. این حکم در دیوان‌عالی کشور تایید شد، اما زن جوان درخواست اعاده دادرسی داد و با پذیرش آن، دیروز بار دیگر در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شد.

او در دفاع از خود گفت: در حکم، معاونت من در قتل از طریق ترغیب و تحریک عنوان شده که من این کار‌ها را نکردم. من و همسرم چند سال عقد بودیم. من اشتباه کردم و وارد رابطه‌ای ۴۰روزه با شهیاد شدم. همسرم از این موضوع باخبر شد، اما من در زمان قتل حضور نداشتم و از نقشه قتل هم اطلاعی نداشتم. متهم ادامه داد: شهیاد بعد از قتل با من تماس گرفت و گفت چه اتفاقی افتاده. از ترس با او همراه شدم. ابتدا قصد داشتیم به ترکیه برویم، اما نشد. حتی پیشنهاد کردم تسلیم شویم و من قتل را گردن بگیرم، اما او گفت اگر جزئیات قتل را بدانم، ممکن است تسلیم شوم.

وکیل زن جوان با رد اتهام معاونت در قتل گفت میان قاتل و موکلش وحدت قصدی وجود نداشته و زن جوان پس از وقوع جنایت از ماجرا مطلع شده است. در مقابل، پدر مقتول با رد ادعا‌های متهم گفت پسرش از رابطه این دو نفر مطلع شده و آنها را به شکایت تهدید کرده بود. او همچنین به جلسه چهار ساعته زن جوان و شهیاد پیش از قتل اشاره کرد و آن را نشانه‌ای از هماهنگی میان آنها دانست. در پایان، قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهمان و وکلای آنها برای صدور رأی وارد شور شدند.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار