رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار3 دقیقه مطالعه

اپستین استثنا نبود

ماجرای دانشگاه کرنل به ما نشان می‌دهد جزیره اپستین نه موضوعی برآمده از اغراق‌های عجیب و غریب است، نه یک استثنا در یک تمدن پاکیزه.

اپستین استثنا نبود

ماجرای دانشگاه کرنل به ما نشان می‌دهد جزیره اپستین نه موضوعی برآمده از اغراق‌های عجیب و غریب است، نه یک استثنا در یک تمدن پاکیزه.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: در دانشگاه کرنل اتفاقی افتاده که حتی خواندن گزارشش هم دشوار است. بخشی از یک پرونده شکایت افشا شده است. یک دانشجوی بیست‌ساله مونث در سال ۲۰۲۴ گفته است که هفت دانشجوی مذکر در یکی از انجمن‌های دانشجویی کرنل با دادن اجباری دارویی با اثرات تجزیه‌ای و مختل‌کننده هوشیاری و کنترل بدن، به او تجاوز کرده‌اند. در شکایت او جزئیاتی هست که ماجرا را هولناک‌تر می‌کند؛ یکی از متهمان در میانه تجاوز در گروه مجازی انجمن به دیگران خبر داده و آن‌ها را هم دعوت کرده است به رابطه مجانی. یعنی متجاوز نه فقط از حضور دیگران نترسیده، بلکه روی همراهی آن‌ها حساب کرده است.

ماجرای دانشگاه کرنل به ما نشان می‌دهد جزیره اپستین نه موضوعی برآمده از اغراق‌های عجیب و غریب است، نه یک استثنا در یک تمدن پاکیزه. سال‌ها است که درباره پرونده اپستین با مجموعه‌ای از نام‌های مشهور، ارتباط‌های عجیب، رفت‌وآمدهای مشکوک و روایت‌های باورنکردنی روبه‌رو هستیم. انبوه این اطلاعات گاهی خود پرونده را شبیه داستانی افراطی می‌کند. انگار باید میان باور کردن یک توطئه بزرگ و پذیرفتن ماجرای یک منحرف ثروتمند یکی را انتخاب کنیم.

شاید هر دو تصویر غلط باشند. برای فهمیدن اپستین لازم نیست همه داستان‌های پیرامون او را باور کنیم. همان چیزهایی که می‌دانیم کافی است تا بفهمیم یک آدم به تنهایی نمی‌تواند چنین جهانی بسازد. چنین جهانی به شبکه نیاز دارد؛ به کسانی که همراهی کنند، راه باز کنند، سکوت کنند، نبینند، نپرسند، یا دست‌کم بدانند که بهتر است کاری نداشته باشند. او باید یک شبکه امنیتی حامی، در حد یک حاکمیت می‌داشت.

کرنل از این جهت مهم است. ناگهان چیزی که می‌شد آن را به جزیره‌ای خصوصی و زندگی عجیب یک میلیاردر نسبت داد، در یک دانشگاه معتبر آمریکایی ظاهر می‌شود. فاصله کم می‌شود. دیگر نمی‌شود با خیال راحت گفت آن‌جا جایی دیگر بوده است.

این را هم نمی‌شود از آمریکا و نظمی که ساخته جدا کرد. سرمایه‌داری فقط درباره بازار، کارخانه، و بانک نیست. پول در نهایت قدرت است؛ قدرت خریدن دسترسی، ارتباط، اعتبار، سکوت، و مصونیت. جامعه‌ای که فاصله‌های عظیم قدرت را طبیعی می‌کند، فقط ثروتمند و فقیر تولید نمی‌کند؛ آدم‌هایی هم تولید می‌کند که ممکن است عادت کنند توانستن را با حق داشتن اشتباه بگیرند.

همین منطق در مقیاسی بزرگ‌تر امپریالیسم را ساخته است. قدرت نظامی و اقتصادی مثل همان سیطره اتاق دانشجویی دانشگاه کرنل به حق تصرف تبدیل می‌شود: حق تصمیم گرفتن درباره دیگران، حق تصرف و حق نادیده گرفتن قواعد محدودکننده قدرت. مرز میان «می‌توانم» و «حق دارم» پاک می‌شود. قدرت دیگر فقط وسیله تصرف نیست؛ خودش توجیه تصرف می‌شود.

شاید به همین دلیل جزیره اپستین آن‌قدر مهم است. نه چون جایی بیرون از تمدن آمریکا بود، بلکه چون بیش از حد درون آن بود. چیزهایی که معمولاً از هم دور و پراکنده اند، آن‌جا کنار هم جمع شده بودند؛ پول، قدرت، بدن، شبکه، و مصونیت. جزیره استثنا نبود؛ فقط جایی بود که منظره واضح‌تر دیده می‌شد.

حالا کرنل این منظره را نزدیک‌تر آورده است؛ آن‌قدر نزدیک که دشوار است همه‌چیز را به یک میلیاردر منحرف و جزیره او حواله بدهیم.

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار