رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیفرهاب سامانه تحلیل اخبار8 دقیقه مطالعه

از بحران طلاق تا صادرات فرش؛ معجزه مشاغل خانگی در تلویزیون

آیا می‌توان بدون سرمایه‌های کلان، از دل بن‌بست‌های معیشتی و بحران‌های خانوادگی به کارآفرینی رسید؟ «از خونه شروع کن» با عبور از کلیشه‌های مرسوم و تمرکز بر «راهبری شغلی»، پاسخی ملموس به این پرسش داده است.

از بحران طلاق تا صادرات فرش؛ معجزه مشاغل خانگی در تلویزیون

به گزارش جام جم آنلاین؛ در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به احیای ظرفیت‌های خُرد و بومی نیاز دارد، توجه رسانه ملی به کسب‌وکارهای خانگی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. این مشاغل نه تنها موتور محرک اشتغال‌زایی در مناطق محروم و کاهش آسیب‌های اجتماعی هستند، بلکه با تکیه بر استعدادهای بومی، نقش مهمی در کاهش وابستگی به واردات و تقویت تولید ملی ایفا می‌کنند. برنامه «از خونه شروع کن» با عبور از نگاه کلیشه‌ای به مقوله کارآفرینی، توانسته است بستری برای نمایش پیوند میان «روایت‌های انسانی» و «راهکارهای عملیاتی» فراهم کند.

در همین راستا، برای واکاوی چالش‌های پیش‌روی کارآفرینان نوپا و بررسی راهکارهای عملی برای حل معضل بازاریابی و برندینگ در کسب‌وکارهای خُرد، با علی‌اکبر کریمی، تهیه‌کننده این برنامه به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

در سال‌های گذشته برنامه‌هایی مانند «پایش» و «میدون» به ایده‌های اقتصادی و ارزیابی کسب‌وکارها پرداخته‌اند. با عبور از ۳۰ قسمت تولید، تجربه شما در مواجهه با کسب‌وکارهای واقعی چه تفاوتی با الگوهای قبلی داشته است؟ فصل سوم «از خونه شروع کن» در واقع یک بازتعریف بنیادین از رسالت برنامه‌سازی ماست. ما در این فصل، از مدل‌های کلان‌نگر رایج فاصله گرفتیم و اولین گروهی شدیم که به‌صورت تخصصی و میدانی، «مشاغل خانگی» را در کانون توجه قرار دادیم. نگاه ما در این مسیر، معطوف به لایه‌هایی از جامعه بود که به تعبیری به «صفر مطلق» رسیده بودند؛

افرادی که به‌واسطه‌ بحران‌های عمیق خانوادگی، از طلاق گرفته تا تنهایی پس از فروپاشی، در وضعیت معیشتی بسیار شکننده‌ای بودند. نکته‌ کلیدی در این میان، پیوند میان این «بحران» و «راهبری شغلی» است. ما وقتی قصه‌ی این افراد را روایت می‌کنیم که چگونه با هدایت راهبران متخصص کمیته امداد، از دل آن بن‌بست‌ها به کارآفرینانی مستقل تبدیل شده‌اند، در واقع برای مخاطب یک «نقشه‌ی راه» ترسیم می‌کنیم.

مخاطب وقتی این تحول ملموس را در خانه‌ هم‌وطنِ خود می‌بیند، دیگر با یک شویِ تلویزیونی مواجه نیست؛ او با نسخه‌ای از زندگیِ خودش روبه‌روست. این همذات‌پنداری، همان جرقه‌ی ذهنی است که به او می‌گوید: «اگر او توانست از آن نقطه‌ صفر به اینجا برسد، پس من هم می‌توانم این مسیر را طی کنم»؛ و این، دقیق‌ترین و عمیق‌ترین دستاورد رسانه‌ای ماست.

پس «از خونه شروع کن» فراتر از یک ویترین رسانه‌ای و در قامت یک «عملیات میدانی» است. نقش «راهبران شغلی» در این مسیر چیست؟ لطفاً با یک مثال عینی توضیح دهید. نگاه مخاطب به «از خونه شروع کن» نباید صرفاً در قامت یک محصول تلویزیونی باقی بماند؛ چراکه ما با یک فرایند کاملاً میدانی و عملیاتی روبه‌رو هستیم. ما در هر استان، بانک اطلاعاتی غنی‌ای از سوژه‌ها داریم که توسط مراکز کمیته امداد شناسایی می‌شوند. در اینجا نقش «راهبرانِ شغلی» تعیین‌کننده است؛ آن‌ها نه فقط آموزش می‌دهند، بلکه با تأمین ابزار، فضا و زمان کافی، استعداد خام فرد را به یک مهارت حرفه‌ای تبدیل می‌کنند.

برای نمونه، من در استان آذربایجان غربی سوژه‌ای داشتم که پس از پشت‌سر گذاشتن طلاق و تنهایی مطلق در معیشت، امروز بعد از سه چهار سال، تولیدات قالی‌بافی‌اش به مرحله‌ی صادرات رسیده است. این یک مورد استثنایی نیست؛ صدها نفر دیگر هم هستند که همین مسیر توانمندسازی را طی کرده‌اند. تفاوت جوهری ما در «از خونه شروع کن» دقیقاً همین‌جاست؛ ما تمرکز خود را بر «مشاغل خانگی» و احیای ظرفیت‌های فردی متمرکز کرده‌ایم، در حالی که دیگر برنامه‌ها در این حوزه با نگاهی صنعتی، بر چرخ‌دنده‌های تولیدات کلان کشور تمرکز دارند. راهبرد ما، حل مسئله از ریشه‌ خانه است.

با توجه به اینکه مخاطب شما متفاوت است و به عبارتی از خانه شروع می‌شود و نیاز به سرمایه کلان ندارد، این تفاوت در مخاطب‌شناسی چه اقتضائاتی برای روایت تلویزیونی ایجاد کرد؟ در واقع مخاطب اصلی ما، بدنه شریف خانواده‌های ایرانی است؛ همان‌هایی که در مواجهه با تلاطم‌های معیشتی یا چالش‌های روانی، رسانه را به عنوان پناهگاه و مرجعی برای یافتن راهکار جست‌وجو می‌کنند. استقبال گسترده از فصل‌های اول و دوم، گواهی بر این نیاز واقعی بود. در فصل سوم، با بررسی بازخوردهای میدانی و پیشنهاد کمیته امداد، رویکرد خود را دقیق‌تر کردیم؛

چرا که پس از پخش فصل‌های قبل، با موجی از سوژه‌ها در استان‌های مختلف مواجه شدیم که در حوزه‌هایی مثل گلخانه‌داری، خیاطی یا چرم‌دوزی دارای تخصص بودند و تنها به دنبال بستری برای شکوفاییِ آن می‌گشتند. در واقع، تمرکزِ ما بر همین ظرفیت‌های بومی نهفته است. فلسفه‌ «از خونه شروع کن» دقیقاً همین است؛ ما هیچ‌گاه سودای روایت سرمایه‌های کلان را نداشته‌ایم. حرف ما ساده اما بنیادین است: برای کارآفرین شدن، لزوماً نیازی به تغییر ساختارِ زندگی یا کوچ به کارگاه‌های بزرگ صنعتی نیست. اگر استعداد و همت باشد، با همان فرصت‌های کوچک در دل خانه، می‌توان مسیر بزرگی را آغاز کرد؛

این پیام محوری ماست.

با توجه به اشراف میدانی‌تان بر فرایند رشد کسب‌وکارهای خانگی در طول تولید این برنامه، اصلی‌ترین و پرتکرارترین مانعی که اکثر این سوژه‌ها در مسیر تجاری‌سازی و رسیدن به درآمد با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، چیست؟ بسیاری از این عزیزان وقتی به مرحله‌ تولید می‌رسند، گره‌ اصلی کار تازه نمایان می‌شود؛ آن‌ها علی‌رغم مهارت بالا در تولید، در حوزه‌های تخصصی «تجاری‌سازی» مثل بازاریابی، برندینگ و بسته‌بندی دچار خلأ هستند. نگاه این تولیدکنندگان خرد، اغلب در حصار بازارهای محلی باقی می‌ماند و این دقیقاً همان‌جایی است که ما به عنوان بازوی آموزشی وارد می‌شویم.

ما با بهره‌گیری از دانش اساتید برجسته‌ حوزه کسب‌وکار، نظیر جناب دکتر رودی و سرکار خانم دکتر فاطمه کریموند، تلاش می‌کنیم تا این حصار ذهنی را بشکنیم. ۹۹ درصد این دوستان، تولیدکننده هستند، اما «فروشنده» نه؛ بنابراین ما به آن‌ها آموزش می‌دهیم که چگونه فراتر از شهر و استان خود بیندیشند و افق دیدشان را به سمت صادرات و بازارهای بزرگ‌تر تنظیم کنند. در کنار این آموزش‌های راهبردی، ما سوژه‌ها را به جشنواره‌های نمایشگاهی که کمیته امداد به‌صورت ماهانه در استان‌های مختلف برگزار می‌کند، متصل می‌کنیم تا فرصت دیده شدن در فضای واقعیِ بازار را بیابند.

در نهایت باید بگویم، بزرگترین چالش و سد راه این کارآفرینان خانگی، مرحله‌ی «ارائه‌ی هوشمندانه به بازار» است که ما تمام توانمان را برای رفع این مانع به کار گرفته‌ایم.

چطور تعادل میان «جذابیت روایت یک زندگی» و «راهکارهای عملی برای شرکت‌کننده» را در یک برنامه ایجاد می‌کنید؟ باور عمیق من این است که قلب تپنده‌ «از خونه شروع کن»، نه مباحث صرفاً فنی، که «روایت قصه‌ آدم‌هاست». ما در محدوده‌ ۳۰ دقیقه‌ای برنامه، فرصتی نداریم که صرفاً به تئوری‌های کارآفرینی بپردازیم؛ چرا که نیروی پیشران ما در جذب مخاطب، روایت زندگیِ کسانی است که از دل بحران‌های عمیق – از طلاق و تنهایی گرفته تا مسئولیت‌های سنگین سرپرستی فرزندان – به زندگی بازگشته‌اند.

وقتی مخاطب خانه‌نشین، این مسیرِ طی‌شده را می‌بیند، ناخودآگاه با سوژه هم‌ذات‌پنداری می‌کند و با خودش می‌گوید: «شرایط او چقدر به زندگی من شبیه است، پس من هم می‌توانم مثل او باشم». این دقیقاً همان جرقه‌ تغییر است که ما به دنبالش هستیم. بنابراین، هنر ما در این برنامه، ترکیب متوازن این «روایتگری همدلانه» با «آموزش عملیاتی» است؛ به‌گونه‌ای که مخاطب نه‌تنها قصه‌ موفقیت را بشنود، بلکه ابزار لازم برای ساختن قصه‌ خود را نیز دریافت کند.

آیا انتخاب سوژه‌های شما نسبت به ابتدای تولید تغییر کرده است؟ چه ویژگی‌هایی برایتان در اولویت است؟ ساختارِ تولیدِ ما در «از خونه شروع کن»، مبتنی بر تفکیک وظایف و تخصص‌گرایی است. ما یک تیم «سوژه‌یاب» حرفه‌ای داریم که مستقیماً تحت هدایت و نظارت کارگردان فعالیت می‌کنند. اگرچه من به عنوان تهیه‌کننده، اشراف کامل بر روند کلی برنامه دارم، اما فرآیند کشف و انتخاب قصه‌ها را کاملاً به این تیم تخصصی سپرده‌ام. معیارهای ما برای گزینش نیز کاملاً مشخص و سخت‌گیرانه است؛

وزن اصلی در انتخاب سوژه، بر شاخصه‌های «کارآفرینی»، «ظرفیتِ اشتغال‌زایی» و «قابلیت روایت تصویری» متمرکز است. کارگردان با اتکا به همین ضوابط، آزادی عمل کامل در انتخاب سوژه‌ها را دارد؛ چرا که من معتقدم برای رسیدن به یک محصول باکیفیت و باورپذیر، باید به ساختار تخصصی تیم اعتماد کرد و با پرهیز از دخالت‌های مستقیم، اجازه داد فرآیند هنری و محتوایی مسیر درست خود را طی کند.

با توجه به نگاهی که به اقتصاد کشور وجود دارد و برخی که می‌گویند با تحریم‌ها کارها قفل شده است، وضعیت مشاغل خانگی را چطور می‌بینید؟ اگر نگاهی به الگوهای موفق توسعه در شرق آسیا بیندازیم، سهم تعیین‌کننده‌ مشاغل خانگی در اقتصاد کلان آن‌ها به‌وضوح دیده می‌شود. برای مثال، کشوری مانند چین به عنوان یکی از قطب‌های صنعتی جهان، بخش قابل‌توجهی از زنجیره‌ تأمین خود را بر پایه‌ همین واحدهای کوچک خانگی بنا کرده است. این تجربه‌ی جهانی، پیامی روشن برای سیاست‌گذاران ماست: حمایت از مشاغل خانگی، نه یک فعالیت جانبی، که یک ضرورت استراتژیک است.

از نگاه کلان، تقویت این بخش یک «برد همه‌جانبه» برای دولت است؛ چرا که به‌طور هم‌زمان به بهینه‌سازیِ نیروی انسانی، کاهش مصرف انرژی، کاهش بار ترافیکی کلان‌شهرها و – مهم‌تر از همه – جلوگیری از مهاجرت بی‌رویه‌ جمعیت از روستاها و شهرستان‌ها به مراکزِ بزرگ کمک می‌کند. اگر منابع مالی و تسهیلاتی که در اختیار دستگاه‌های متولی است، به‌جای توزیع پراکنده، به صورت «هدفمند» به این حوزه تزریق شود، ما شاهد جهشی معنادار در کیفیت تولیدات داخلی خواهیم بود.

این مسیر، بهترین نسخه‌ عملیاتی برای کاهش وابستگی به واردات است و من یقین دارم که اگر این بستر به‌درستی مهیا شود، مشاغل خانگی در چند سال آینده به یکی از پیشران‌های اصلی و تعیین‌کننده‌ اقتصاد ما تبدیل خواهند شد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار