به گزارش گروه رسانهای شرق،
بر همه آشکار است که راهبرد سیاست خارجی چین، چه در پرونده ایران و چه در دیگر بحرانهای بینالمللی، عموما بر حرکت تدریجی، محاسبهگری و پرهیز از ورود مستقیم به منازعات پرهزینه استوار بوده است.
پکن در سالهای گذشته نیز در قبال مناقشه ایران و آمریکا همین الگو را دنبال کرده است؛ از حمایت سیاسی و دیپلماتیک از تهران و مخالفت با فشارهای یکجانبه گرفته تا تأکید همزمان بر مذاکره، ثبات منطقهای و امنیت کشتیرانی. حتی در جریان جنگ اخیر نیز چین تلاش کرده بدون تبدیلشدن به یک طرف مستقیم جنگ، دامنه فشار بر ایران را در مجامع بینالمللی محدود کند. وتوی مشترک چین و روسیه در شورای امنیت در ۱۷ سپتامبر علیه تمدید مأموریت هیئت کارشناسی نظارت بر تحریمهای ایران، تازهترین نمونه این رویکرد بود.
اما اکنون به نظر میرسد این «احتیاط راهبردی» وارد جدیترین مرحله آزمون خود شده است. ابتکار هفتروزه تهران برای توقف درگیری، بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات هستهای از مسیر میانجیها به واشینگتن منتقل شد، اما گزارش والاستریت ژورنال حاکی از آن است که دونالد ترامپ این پیشنهاد را رد کرده و حتی از احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای آمریکا سخن گفته است؛ هرچند جزئیات و زمانبندی اقدام احتمالی آمریکا همچنان قطعی نیست. در چنین نقطهای، بازی چین اهمیت متفاوتی پیدا میکند.
پکن از یک سو نمیخواهد جنگی فراگیر در مجاورت یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان شکل بگیرد؛ زیرا اختلال طولانیمدت در هرمز، بازار انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد چین را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، چین نمیتواند نسبت به تشدید فشار آمریکا علیه ایران بیتفاوت باشد؛ چراکه چنین روندی مستقیما با اصل مخالفت پکن با فشار یکجانبه، مداخله نظامی و تغییر موازنههای منطقهای از طریق زور در تعارض قرار میگیرد. مواضع رسمی چین نیز همزمان بر مذاکره، بازگشت به تفاهم ایران و آمریکا و حفظ امنیت هرمز تأکید کرده است.
با این حال، اهمیت کنونی پکن فقط در «حمایت از ایران» خلاصه نمیشود. اگر واشینگتن بار دیگر مسیر نظامی را در پیش بگیرد، چین باید میان چند ملاحظه همزمان تعادل برقرار کند؛ حفظ روابط راهبردی با تهران، جلوگیری از بیثباتی در بازار انرژی، مدیریت روابط خود با آمریکا و اروپا و پرهیز از گرفتارشدن در جنگی که مستقیما متعلق به آن نیست. از منظر تحلیلی، ادامه درگیری طولانی نیز میتواند بخشی از ظرفیت و توجه راهبردی آمریکا را در خاورمیانه درگیر نگه دارد و برای چین فضای مانور بیشتری در پروندههای دیگر ایجاد کند؛
اما این را باید یک استنباط ژئوپلیتیکی دانست، نه موضع اعلامشده پکن.
بنابراین، مرحله پیشرو میتواند روشن کند که احتیاط چین تا کجا امتداد دارد. اگر جنگ گسترده دیگری آغاز شود، دیگر صرفا موضعگیریهای دیپلماتیک پکن اهمیت نخواهد داشت؛ نحوه استفاده چین از حق وتو، وزن سیاسی آن در شورای امنیت، تعاملش با کشورهای خلیج فارس و واشینگتن و میزان حمایت عملی از تهران میتواند بر شکلگیری معادلات بعدی اثرگذار باشد. به همین دلیل، چین اکنون بیش از همیشه در موقعیتی قرار گرفته که باید نشان دهد «احتیاط» برای پکن صرفا ابزار مدیریت بحران است یا در نقطهای میتواند به یک سیاست فعالتر برای جلوگیری از تغییر موازنه منطقهای تبدیل شود.
پکن میان تهران، واشینگتن و تنگه هرمز؛ سیاستی بر مدار مهار بحران
تازهترین مواضع چین در قبال جنگ ایران و آمریکا نشان میدهد پکن تلاش میکند در یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر، ضمن حفظ روابط خود با تهران، از ورود مستقیم به رویارویی با واشینگتن نیز پرهیز کند. در همین چارچوب، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در گفتوگوی اخیر خود با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جریان سفر به این کشور، خواستار بازگشت هرچه سریعتر ایران و آمریکا به مسیر گفتوگو و مذاکره برای حل اختلافات شد.
بر اساس گزارش شینهوا، شی عنوان کرده است چین همواره بر احترام به حاکمیت و امنیت کشورها و کاهش تنشها تأکید داشته و از تلاشها برای بازگرداندن طرفهای درگیر به مسیر سیاسی حمایت میکند. او همچنین از بازگشت ایران و آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد و دستیابی به توافقی جامع درباره مسئله هستهای و سایر موضوعات سخن گفته است. در سوی دیگر، ترامپ نیز پس از گفتوگو با شی اعلام کرده است درباره جنگ ایران با رئیسجمهور چین صحبت و ابراز امیدواری کرده که «اوضاع خیلی خوب پیش برود».
این اظهارات، دستکم در سطح علنی، از تلاش دو طرف برای جلوگیری از تبدیل پرونده ایران به بحرانی تازه در روابط چین و آمریکا حکایت دارد.
در همین حال، دیوید پردو، سفیر آمریکا در چین، مدعی شده است واشینگتن به پکن اعلام کرده هرگونه کمک به ایران، چه مستقیم و چه غیرمستقیم و در قالب اطلاعات، قطعات یا تجهیزات نظامی، غیرقابل قبول است. به گفته او، ترامپ نیز این موضع را در گفتوگوی اخیر خود با شی بار دیگر به صراحت مطرح کرده است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که چین در مواضع رسمی خود همواره بر ضرورت پایان درگیری و بازگشت به مذاکره تأکید کرده است.
وزارت خارجه چین نیز پیشتر درباره تنگه هرمز خواستار خویشتنداری، جلوگیری از تشدید تنش، حل اختلافات از مسیر گفتوگو و بازگشت هرچه سریعتر آرامش به این آبراه شده بود. پکن همچنین بر ضرورت احترام به حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای ساحلی و حفظ منافع مشروع جامعه بینالمللی تأکید کرده است.
این مواضع نشان میدهد تنگه هرمز برای چین صرفا یک موضوع مرتبط با مناقشه ایران و آمریکا نیست؛ بلکه مسئلهای با ابعاد مستقیم اقتصادی و راهبردی است. اختلال طولانیمدت در این آبراه میتواند امنیت انرژی و زنجیرههای تأمین جهانی را تحت فشار قرار دهد و پیامدهای آن برای اقتصاد چین نیز درخور توجه خواهد بود. وزیر خارجه چین نیز در دیدار اخیر خود با عباس عراقچی، بر ضرورت بازگشت عبور و مرور عادی و ایمن از هرمز تأکید کرده است. از همین منظر، تأکید مکرر پکن بر مذاکره را نمیتوان صرفا یک موضع دیپلماتیک عمومی تلقی کرد.
چین از یک سو نمیخواهد در شرایطی که روابطش با آمریکا همچنان برای اقتصاد و امنیت ملی آن اهمیت حیاتی دارد، وارد تقابل مستقیم با واشینگتن شود؛ از سوی دیگر، نمیتواند نسبت به جنگی که در نزدیکی یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان جریان دارد و متحد راهبردی این کشور را نیز درگیر کرده است، بیتفاوت بماند.
حمایت سیاسی از ایران، پرهیز از رویارویی با آمریکا؛ محاسبه پیچیده پکن
در تهران نیز موضع چین با استقبال همراه شده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، از موضع شی جینپینگ در حمایت از بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد و حل اختلافات از طریق گفتوگو و مذاکره قدردانی کرده و گفته است ایران نیز بر اجرای تعهدات مورد توافق و فراهمشدن زمینه برای مذاکرات جدی و نتیجهمحور تأکید دارد. پزشکیان همچنین بر اشتراک نظر تهران و پکن درباره احترام به حاکمیت کشورها، کاهش تنش و صیانت از صلح و ثبات منطقهای تأکید کرده است. این موضع با چارچوبی که چین در ماههای اخیر در قبال بحران منطقه مطرح کرده است، همخوانی دارد.
پکن از یک سو از حق ایران برای حفظ حاکمیت و امنیت خود حمایت کرده و از سوی دیگر، بر ضرورت پایان جنگ و احیای مسیر مذاکرات تأکید داشته است.
چین پیشتر نیز اعلام کرده بود طرفهای درگیر باید از تشدید تنش خودداری کرده و اختلافات را از مسیر سیاسی حلوفصل کنند. در مواضع رسمی پکن درباره هرمز نیز همزمان سه اصل برجسته بوده است؛ پایان درگیری، احترام به حاکمیت کشورهای ساحلی و تضمین امنیت کشتیرانی و انرژی. این ترکیب، ماهیت محتاطانه سیاست چین را روشنتر میکند. پکن نمیخواهد جنگ به بحرانی تبدیل شود که منافع اقتصادی و انرژی آن را مستقیما تهدید کند؛ در عین حال، نشانهای نیز از تمایل به پیوستن به فشار حداکثری واشینگتن علیه تهران ارائه نمیدهد. چین حتی در مواضع رسمی خود بر تقویت روابط راهبردی با ایران تأکید کرده و آن را «شریک راهبردی قابل اعتماد» خوانده است.
در این میان، یک ملاحظه راهبردی مهم نیز برای پکن وجود دارد؛ هرچه آمریکا برای مدت طولانیتری درگیر یک بحران نظامی پرهزینه در خاورمیانه باشد، بخشی از تمرکز و ظرفیت راهبردی واشینگتن در این منطقه باقی خواهد ماند. از این منظر، تداوم فشار بر آمریکا میتواند بهطور غیرمستقیم فضای مانور بیشتری برای چین در رقابت گستردهتر خود با واشینگتن ایجاد کند؛ بهویژه در پروندههایی مانند تایوان که از حساسترین خطوط قرمز پکن محسوب میشود. اما همینجا تفاوت میان «استفاده از فرصت» و «پذیرش بیثباتی» اهمیت پیدا میکند.
چین نمیتواند خواهان بحرانی باشد که به جنگی فراگیر در منطقه، اختلال طولانی در بازار انرژی یا رویارویی مستقیم قدرتهای بزرگ منجر شود. چنین وضعیتی میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی برای خود چین ایجاد کند. بنابراین، آنچه از رفتار پکن برمیآید، تلاش برای نگهداشتن بحران در سطحی است که فشار بر آمریکا را افزایش دهد، اما از آستانه بیثباتی کنترلناپذیر عبور نکند. از همین رو، تأکید شی جینپینگ بر بازگشت تهران و واشینگتن به میز مذاکره را باید در چارچوبی گستردهتر دید. این موضع الزاما به معنای فاصلهگرفتن چین از ایران نیست؛
همانطور که حمایت از مذاکره نیز به معنای همراهی با شروط واشینگتن نیست. پکن در واقع میکوشد همزمان چند پرونده را مدیریت کند؛ روابط خود با آمریکا، مناسبات با ایران، روابط با کشورهای عربی خلیج فارس، امنیت تنگه هرمز و ثبات بازار جهانی انرژی.
هشدار اصلی برای تهران در همین نقطه نهفته است؛ چین در کنار ایران ایستاده، اما سیاست خارجی پکن در نهایت تابع منافع ملی چین است. حمایت سیاسی و دیپلماتیک پکن را نباید با تعهد به ورود مستقیم به جنگ یا پذیرش هزینههای نامحدود آن یکسان دانست. چین تاکنون مسیر کاهش تنش، مذاکره و امنیت منطقهای را برگزیده و همزمان روابط خود با تهران را حفظ کرده است. این همان سیاست محتاطانهای است که به پکن اجازه میدهد از فشار ژئوپلیتیکی واردشده بر آمریکا بهره ببرد، بدون آنکه خود را در متن جنگ قرار دهد.
چین هم مخالف حملات بعدی به ایران است و هم بر حفظ روابط نزدیک با تهران تأکید دارد
سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران، در تشریح برداشت خود از گفتوگوی اخیر رؤسای جمهور آمریکا و چین درباره ایران، از پنج موضع مشخص پکن در قبال تحولات جاری خبر داد. موسویان در مطلبی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، نوشت: «برداشت من از گفتوگوی اخیر رؤسای جمهور آمریکا و چین درباره ایران این است که پکن پنج نکته زیر را عنوان نموده است». به نوشته موسویان، نخستین موضع چین، مخالفت با پیوستن پکن به کارزار تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران است؛ کارزاری که واشینگتن از آن با عنوان «D-Day اقتصادی» و نام رسمی «عملیات طرد اقتصادی ایران» یاد میکند.
دومین موضع، به گزارشهای منتشرشده در رسانههای غربی درباره کمکهای نظامی، اطلاعاتی یا لجستیکی چین به ایران مربوط میشود. به گفته موسویان، پکن این گزارشها را رد کرده است. سومین موضوع، به وضعیت تنگه هرمز مربوط است. بر اساس برداشت موسویان، چین بر ضرورت بازماندن این آبراه تأکید کرده، اما این موضع را در کنار دو ملاحظه دیگر مطرح کرده است که ناظر بر احترام به حاکمیت سرزمینی ایران و عمان و دیگری هم احیای تفاهمنامه اسلامآباد است. موسویان در ادامه نوشته است چهارمین موضع پکن، درخواست برای پایانیافتن جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حرکت به سمت ایجاد سازوکاری برای «همکاری و امنیت جمعی» میان هشت کشور حاشیه خلیج فارس بوده است.
پنجمین نکته نیز به اعلام آمادگی چین برای ایفای نقش در روند دیپلماتیک بازمیگردد. به نوشته موسویان، پکن آمادگی خود را برای تسهیل مذاکرات با هدف دستیابی به توافقی میان ایران، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام کرده است. موسویان در جمعبندی برداشت خود مینویسد: مجموعه این مواضع، نشان داده است واشینگتن دریافته پکن با حملات بعدی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز مخالفت و در عین حال، روابط نزدیک خود با تهران را حفظ خواهد کرد.
ادعای سیانان؛ ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا از نقش چین در افزایش دقت حملات ایران
به دنبال تحلیل سیدحسین موسویان و بر اساس مجموعهای از ارزیابیهای اطلاعاتی اخیر آمریکا که چهار منبع آگاه در اختیار سیانان قرار دادهاند، ارائه تصاویر ماهوارهای و برخی حمایتهای اطلاعاتی از سوی طرفهای چینی به ایران در ردیابی کشتیها در تنگه هرمز و افزایش دقت حملات علیه مواضع و پایگاههای آمریکا در خاورمیانه کمک کرده است. این گزارش، پشتیبانی چین را یکی از عوامل افزایش تدریجی توان هدفگیری ایران در ماههای اخیر میداند؛
هرچند منابع آمریکایی تأکید کردهاند این تنها عامل مؤثر نبوده و تجربه رزمی نیروهای ایرانی و کمکهای روسیه نیز در این روند نقش داشتهاند. به گفته منابع سیانان، دادههای جغرافیایی-مکانی چین به ایران امکان داده است حرکت کشتیها و عملیات اسکورت آمریکا در تنگه هرمز را بهتر رصد کند. این اطلاعات همچنین به نیروهای ایرانی کمک کرده تا زمان مناسب برای بهکارگیری پهپادهای جستوجوگر حرارتی را تعیین کنند؛ پهپادهایی که از فناوری نسبت سادهای برخوردارند و امکان هدایت آنها پس از پرتاب محدود است.
در این روش، تعداد زیادی پهپاد به سمت محدودهای مشخص اعزام میشوند تا بخشی از آنها بتوانند به امضای حرارتی کشتیها قفل شوند.
مقامهای آمریکایی همچنین مدعیاند دادههای ماهوارهای چین در حمله ماه جولای به یک پایگاه آمریکا در اردن نقش تعیینکنندهای داشته است؛ حملهای که به کشتهشدن سه نظامی آمریکایی منجر شد و به باور برخی مقامهای آمریکایی، دقت آن فراتر از توان معمول ایران بوده است. با این حال، واشینگتن درباره دامنه و ماهیت دقیق حمایت چین اختلافنظر دارد و مشخص نیست این کمکها با دستور مستقیم دولت چین یا با اطلاع و اجازه ضمنی آن انجام شده است. چین نیز این اتهامها را تأیید نکرده و بر پایبندی خود به تعهدات بینالمللی تأکید کرده است.
در همین حال، مقامهای آمریکایی میگویند ایران طی ماههای جنگ توانسته تاکتیکها و قابلیتهای نظامی خود را با شرایط جدید میدان نبرد تطبیق دهد. گزارش سیانان به نقش احتمالی چین در حوزههایی مانند تصاویر ماهوارهای، سامانههای پدافند هوایی و تأمین قطعات دوکاربردی نیز اشاره میکند. دولت ترامپ پیشتر سه شرکت ماهوارهای چینی را تحریم کرده و گفته بود تصاویر ارائهشده از سوی آنها امکان حملات ایران علیه نیروهای آمریکایی را فراهم کرده است.
همزمان، مقامهای آمریکایی از افزایش آسیبپذیری نیروهای خود در برابر موشکها و پهپادهای ارتفاع پایین و متوسط ابراز نگرانی کردهاند؛ موضوعی که به افزایش سامانههای دفاعی و جابهجایی برخی نیروها، تجهیزات و تأسیسات آمریکا در منطقه منجر شده است. در مجموع، روایت سیانان بر این ارزیابی استوار است که افزایش تجربه رزمی ایران، پشتیبانی خارجی و دسترسی به دادهها و تجهیزات جدید، در کنار سازگاری تاکتیکی نیروهای ایرانی، موجب بهبود توان این کشور در هدفگیری و تهدید نیروها و داراییهای آمریکا در منطقه شده است.
ترامپ پیشنهاد آتشبس هفتروزه ایران را رد کرد؛ احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای
در میان خطوط این اخبار و تحلیلها، نباید از سناریوهای بدبینانه و پیامدهای احتمالی آن برای پکن غفلت کرد؛ بهویژه آنکه اگر دور تازهای از جنگ آغاز شود، چین ناگزیر خواهد بود درباره سطح و حدود واکنش خود تصمیمی راهبردی اتخاذ کند. این پرسش اکنون اهمیت بیشتری یافته است که آیا پکن همچنان بر مدار احتیاط دیپلماتیک حرکت خواهد کرد یا در برابر یک رویارویی جدید، سیاستی فعالتر در پیش خواهد گرفت؟ این مسئله زمانی جدیتر میشود که تازهترین گزارشها از افزایش احتمال بازگشت به گزینه نظامی حکایت دارد.
مقامهای آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتهاند دونالد ترامپ پیشنهاد ایران برای برقراری آتشبس هفتروزه را نپذیرفته است؛ پیشنهادی که در صورت توافق، میتوانست به بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات هستهای تهران و واشینگتن منجر شود. از این منظر، آزمون واقعی چین شاید نه در مواضع دیپلماتیک، بلکه در مواجهه عملی با دور تازهای از بحران آشکار شود. بر اساس این گزارش والاستریت ژورنال، تهران در پیشنهادش خواستار توقف محاصره دریایی، آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران و رفع تحریمهای مربوط به صادرات نفت شده است.
در مقابل، ایران متعهد میشد تنگه هرمز را بازگشایی کند و گفتوگو درباره برنامه هستهای را از سر بگیرد.
منابع آمریکایی میگویند ترامپ در مواضع علنی خود ابراز امیدواری کرده است ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا برای رسیدن به توافقی درباره برنامه هستهای وارد مذاکره شود، اما در جلسات خصوصی نسبت به پذیرش شروط مدنظر واشینگتن از سوی تهران ابراز تردید کرده است. به گفته این منابع، ترامپ به اعضای تیم خود گفته است ازسرگیری حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای همچنان یکی از احتمالات پیشرو است. با این حال، مشخص نیست عملیات احتمالی در چه سطح و با چه ابعادی انجام خواهد شد.
والاستریت ژورنال گزارش داده است ترامپ برای بازگشت به یک عملیات نظامی گسترده علیه ایران همچنان ملاحظاتی دارد. یکی از عوامل مطرحشده در این زمینه، کاهش ذخایر مهمات آمریکا و تمایل واشینگتن به حفظ بخشی از این ذخایر برای مواجهه با بحرانهای احتمالی دیگر عنوان شده است. ترامپ پیش از این نیز بارها از احتمال انجام حملات گسترده با هدف شکستن بنبست در مذاکرات تهران و واشینگتن سخن گفته بود، اما به نوشته این روزنامه، شماری از تهدیدهای شدیدتر او تاکنون به اقدام نظامی منجر نشده است.
والاستریت ژورنال همچنین هشدار داده است موضع فعلی ترامپ میتواند شرایط شکننده میان جنگ و مذاکره را بار دیگر به سمت تشدید درگیریها سوق دهد. با این حال، مقامهای آمریکایی تأکید کردهاند موضع رئیسجمهور آمریکا ممکن است در هفتههای آینده و متأثر از تحولات جنگ و نتایج انتخابات میاندورهای تغییر کند. در همین حال، یک مقام آمریکایی به والاستریت ژورنال گفته است تماسهای غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن همچنان از طریق واسطهها ادامه دارد و موضوع برنامه هستهای نیز در این گفتوگوها مطرح است.
به گفته این مقام، تلاش واشینگتن برای فراهمکردن امکان عبور نفتکشها از تنگه هرمز باعث شده است آمریکا فوریت کمتری برای دستیابی به توافق با ایران احساس کند. همزمان، قطر و شماری دیگر از میانجیهای منطقهای در حاشیه نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل تلاش میکنند مسیر گفتوگو میان ایران و آمریکا را دوباره فعال کنند. منابع مطلع میگویند ایران در نشست روز یکشنبه در قطر، پیشنهاد آتشبس هفتروزه را مطرح کرده است؛ پیشنهادی که میتواند مقدمهای برای توقف درگیریها و بازگشت دو طرف به میز مذاکره باشد.
بر اساس این طرح، آمریکا باید محاصره دریایی ایران را لغو کند، بخشی از داراییهای مسدودشده تهران را آزاد کند و محدودیتهای مربوط به صادرات نفت ایران را کاهش دهد. در مقابل، ایران تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد و مذاکرات درباره برنامه هستهای را از سر میگیرد. با این حال، مقامهای آمریکایی به ایران و میانجیها اعلام کردهاند ترامپ در شرایط فعلی قصد ندارد محاصره دریایی را لغو کند. روایت والاستریت ژورنال حاکی از آن است که مقامهای آمریکایی همچنان امیدوارند ادامه فشارهای اقتصادی، تهران را به پذیرش توافقی بر مبنای شروط مدنظر واشینگتن سوق دهد.
یک مقام آمریکایی نیز در گفتوگو با شبکه «سیانان» درباره پیشنهاد جدید تهران گفت واشینگتن از طریق واسطهها گفتوگوهای سازندهای با ایران داشته و رایزنی درباره مسائل هستهای همچنان ادامه دارد. این مقام آمریکایی همچنین درباره وضعیت تنگه هرمز گفت واشینگتن خود را در «موقعیت بسیار قدرتمندی» میداند و به همین دلیل برای رسیدن به توافق با تهران عجلهای ندارد. پیش از این نیز سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از پیشنهاد هفتروزه تهران برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات با هدف دستیابی به توافقی برای پایان جنگ خبر داده بود.
از همین منظر، اگر سیاست آمریکا واقعا به سمت دور تازهای از فشار حداکثری و گزینه نظامی حرکت کند، رفتار چین به یکی از متغیرهای تعیینکننده معادله جدید تبدیل خواهد شد؛ نه لزوما به این معنا که پکن وارد جنگ شود، بلکه از آن رو که میزان استفاده چین از ظرفیت دیپلماتیک، اقتصادی و بینالمللی خود میتواند بر هزینهها و دامنه بحران اثر بگذارد. نقطه کنونی در واقع آزمون این پرسش است که احتیاط چین تا کجا ادامه خواهد یافت و در چه نقطهای، منافع مستقیم پکن در امنیت انرژی، ثبات منطقهای و حفظ روابط با تهران، آن را به سمت سیاستی فعالتر سوق خواهد داد.
اینجاست که «احتیاط» چین دیگر صرفا یک ویژگی دیپلماتیک نیست و به متغیری راهبردی در سرنوشت مرحله بعدی بحران ایران و آمریکا تبدیل میشود.
منبع: شبکه شرق


