آرمان امروز در گزارشی نوشت: چهارم مهر در تقویم رسمی کشور «روز سرباز» نام گرفته است؛ روزی برای توجه به قشری که معمولاً در میان بحثهای مربوط به نیروهای مسلح، کمتر از فرماندهان و نیروهای رسمی دیده میشود؛ سربازانی که بخش قابل توجهی از نیروی انسانی مورد نیاز ساختار دفاعی و انتظامی کشور را در دورهای محدود تأمین میکنند. سربازی در جمهوری اسلامی ایران، برای مشمولان واجد شرایط، یک تکلیف قانونی است. البته قانون برای گروههایی مانند مشمولان دارای شرایط پزشکی یا کفالت و برخی موارد خاص، مسیرهای معافیت یا کسر خدمت را پیشبینی کرده است.
مدت خدمت نیز یک عدد ثابت برای همه نیست و بر اساس محل و نوع خدمت تفاوت دارد؛ طبق اعلام سازمان وظیفه عمومی، خدمت کارکنان وظیفه بومی در مناطق عادی ۲۴ ماه، در مناطق غیر درگیر، عملیاتی، محروم و بدآبوهوا ۲۱ ماه و در مناطق امنیتی درگیر ۱۷ ماه است و برای نیروهای غیربومی نیز مدت خدمت در برخی مناطق متفاوت محاسبه میشود. اما «سربازی» برای یک جوان فقط یک عدد در دفترچه اعزام نیست. این دوره معمولاً در سالهایی اتفاق میافتد که فرد باید از دانشگاه به بازار کار وارد شود، برای تشکیل خانواده تصمیم بگیرد، مهارت شغلی کسب کند یا نخستین درآمد مستقل خود را به دست آورد.
به همین دلیل، هر تغییری در کیفیت این دوره میتواند مستقیماً بر مسیر زندگی جوانان اثر بگذارد. حقوق؛ مسئلهای که دیگر نمیتوان از کنار آن گذشت یکی از قدیمیترین مطالبات سربازان، میزان دریافتی آنهاست. طی سالهای اخیر، مجلس و دولت تلاش کردهاند فاصله میان حقوق سربازان و هزینههای زندگی را کاهش دهند. در سال ۱۴۰۴، حداقل حقوق سرباز مجرد در مناطق غیرعملیاتی ۶۰ درصد حداقل حقوق کارکنان دولت، در مناطق عملیاتی ۷۵ درصد و برای سرباز متأهل بدون فرزند ۹۰ درصد تعیین شد.
بر همین اساس، حداقل حقوق اعلامشده برای سرباز مجرد غیرعملیاتی ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، مجرد عملیاتی ۹ میلیون و ۷۵۰ هزار تومان و متأهل بدون فرزند ۱۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بود. در بودجه ۱۴۰۵ نیز افزایش حقوق سربازان ادامه پیدا کرد و طبق گزارشهای مربوط به بررسی بودجه، افزایش ۲۰ درصدی حقوق برای سربازان مجرد در مناطق عملیاتی و غیرعملیاتی و سربازان متأهل پیشبینی شد. در نتیجه، رقم دریافتی سرباز متأهل نسبت به سال قبل افزایش یافته است؛ هرچند مبلغ نهایی با توجه به درجه، محل خدمت، وضعیت تأهل و سایر مزایا متفاوت خواهد بود.
این افزایشها را باید در مسیر یک مطالبه چندساله دید، نه صرفاً یک امتیاز مقطعی. مسئله این است که سرباز، حتی اگر حقوق دریافت کند، همچنان در بسیاری از موارد امکان اشتغال آزاد و درآمدزایی معمول یک جوان همسنوسال خود را ندارد. برای سرباز متأهل، این مسئله جدیتر است؛ چراکه او علاوه بر مسئولیت خدمت، مسئولیت تأمین زندگی خانوادگی را نیز بر عهده دارد.
از همینجا میتوان به یکی از تناقضهای اجتماعی سربازی رسید: جامعه از جوان انتظار دارد در این دوره وظیفه قانونی و ملی خود را انجام دهد، اما همان جامعه از او انتظار دارد مسیر تحصیل، اشتغال، ازدواج و استقلال اقتصادی را نیز همزمان پیش ببرد. سربازی حرفهای یا تامین نیروی انسانی برای وطن موضوع «سربازی حرفهای» نیز از همین نقطه وارد بحث عمومی شده است. در سالهای گذشته طرحهایی در مجلس برای اصلاح قانون خدمت وظیفه عمومی و حرکت به سمت الگوهای حرفهایتر مطرح شد.
برای نمونه، در سال ۱۴۰۰ طرحی از سوی تعدادی از نمایندگان ارائه شد که در آن امکان معافیت برخی مشمولان مازاد بر نیاز در زمان صلح و همچنین ادامه خدمت داوطلبانه با دریافت حقوق و مزایا پیشبینی شده بود. در سال ۱۴۰۲ نیز موضوع حرفهای شدن سربازی در کمیسیون تلفیق مجلس مطرح شد و از سوی برخی نمایندگان، اصلاح قانون نظام وظیفه به عنوان راهی برای افزایش کارآمدی خدمت و پاسخ به مطالبات جامعه و نیروهای مسلح مورد بحث قرار گرفت. این بحثها نشان میدهد مسئله سربازی فقط دغدغه جوانان نیست؛ بلکه در سطح سیاستگذاری نیز سالهاست درباره چگونگی اصلاح مدل موجود بحث میشود.
در مقابل، «خرید سربازی» موضوعی متفاوت است. در سال ۱۴۰۴ نیز اخبار مربوط به بازگشت طرح خرید خدمت تکذیب شد و سخنگوی کمیسیون تلفیق اعلام کرد چنین مصوبهای در دستور کار نبوده است. شاید یکی از مهمترین تغییرات لازم در نگاه اجتماعی به سربازی، دیدن سرباز به عنوان یک «انسان جوان» باشد؛ جوانی با توانایی، آرزو، خانواده، نگرانی اقتصادی و برنامهای برای آینده. فرمانده دژبان ارتش نیز در سال ۱۴۰۴ بر ضرورت مراقبت، آموزش و حفظ جوانان سرباز تأکید کرده و از برنامههای آموزشی، ورزشی، رفاهی و تربیتی برای آنان سخن گفته است.
همچنین طرح «بازگشت به سنگر» برای بازگرداندن سربازانی که از خدمت فرار کردهاند، بر پایه ایجاد اعتماد و فراهم کردن زمینه بازگشت داوطلبانه اجرا شده است. این نگاه، یک پیام مهم اجتماعی دارد: اگر جامعه انتظار دارد جوان سرباز مسئولیت خود را بپذیرد، ساختار خدمت نیز باید بتواند احساس مسئولیت، احترام، آموزش و آیندهنگری را در او تقویت کند. روز سرباز؛ فرصت دیدن یک نسل روز سرباز را نباید فقط به تبریک و مراسم محدود کرد. این روز میتواند فرصتی باشد برای دیدن نسلی که در یکی از حساسترین دورههای زندگی خود، میان «وظیفه» و «آینده» ایستاده است.
سرباز شدن به معنای از دست دادن دو سال زندگی نیست؛ این دوره برای بسیاری میتواند فرصتی برای یادگیری نظم، مسئولیتپذیری، مهارت، کار گروهی و تجربه زیست اجتماعی باشد. اما تبدیل این دوره به تجربهای سازنده، نیازمند آن است که دغدغههای واقعی سربازان نیز دیده شود. افزایش حقوق، توجه به سربازان متأهل، آموزش مهارتهای شغلی، استفاده بهتر از تخصص و تحصیلات مشمولان، بهبود شرایط رفاهی و ایجاد مسیرهای روشنتر برای ادامه تحصیل و اشتغال پس از خدمت، میتواند بخشی از این مسیر باشد.
امروز، در سایه شرایط امنیتی منطقه و جنگها و تهدیدهایی که در اطراف ایران جریان دارد، سخن گفتن از اصلاحات اجتماعی در حوزه سربازی نباید به معنای دلسرد کردن جوانان از دفاع از کشور تلقی شود. اتفاقاً در چنین شرایطی، توجه به سرباز اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا سربازی زمانی میتواند برای جوان معنا داشته باشد که او احساس کند همزمان که برای امنیت کشور خدمت میکند، شأن، آینده و نیازهای انسانی خودش نیز دیده میشود. بخشی از توان دفاعی کشور است؛ اما پیش از آن، یک جوان است.
شاید روز سرباز بیش از هر چیز فرصتی باشد برای به یاد آوردن همین نکته ساده: کشوری که از جوانانش برای امنیت امروز خود خدمت میگیرد، باید برای آینده همان جوانان نیز برنامه داشته باشد. چرا «سربازیگریزی» شکل میگیرد؟ در زبان روزمره جامعه، اصطلاحاتی مانند «سربازیگریزی» یا «راه پیدا کردن برای نرفتن به سربازی» سالهاست وجود دارد. این پدیده را نمیتوان صرفاً به بیمسئولیتی جوانان نسبت داد. بخشی از آن میتواند ریشه در تغییر سبک زندگی، افزایش طول دوره تحصیل، دشوارتر شدن ورود به بازار کار، افزایش سن ازدواج و نگرانی از عقب افتادن از مسیر شغلی داشته باشد.
در جامعهای که فاصله میان فارغالتحصیلی و یافتن شغل پایدار زیاد شده است، وقفهای نزدیک به دو سال میتواند برای برخی جوانان معنای اقتصادی متفاوتی داشته باشد. مسئله سربازی در اینجا از یک موضوع صرفاً نظامی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود؛ زیرا با تحصیل، اشتغال، ازدواج، درآمد و آینده فرد پیوند میخورد. با این حال، نباید این واقعیت را به معنای نفی اصل خدمت تعبیر کرد. در شرایطی که کشور با تهدیدهای امنیتی و نظامی روبهروست، وجود نیروی انسانی آموزشدیده برای دفاع از مرزها و تأمین امنیت، یک واقعیت انکارناپذیر است.
بنابراین مسئله اصلی میتواند این باشد که چگونه میتوان ضرورت دفاعی سربازی را با کیفیت زندگی، کرامت و نیازهای واقعی جوانان هماهنگتر کرد
منبع: آوش



