رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار9 دقیقه مطالعه

بررسی جنگ در سپهر علوم انسانی

جنگ پدیده‌ای نظامی نیست. ورای تصور رایج، رخدادی پیچیده و چندلایه است که ابعاد زیست انسان و جامعه را دربرمی‌گیرد. از همین رو، پیوند جنگ و علوم انسانی ناگسستنی است.

بررسی جنگ در سپهر علوم انسانی

تقویت یا تضعیف روحیه نیروها، تاب‌آوری جامعه، مدیریت ترس و تروما‌های پساجنگ_ که شاید تا یک نسل ادامه یابد_ به روان‌شناسی جنگ شکل می‌دهد. جنگ ساختار جامعه و انسجام اجتماعی را با همبستگی یا گسست‌های گوناگون قومی، مذهبی و ملی که در جامعه‌شناسی جنگ بررسی می‌شود متحول می‌کند و در بخش رسانه‌ای با پرداختن به ذهن و شناخت افراد با «جنگ شناختی» می‌کوشد ذهن‌ها را دگرگون کند. «جنگ روایت‌ها» همسو شدن با اهداف خودی یا دشمن را پی می‌گیرد، اما قواعد درگیری، رفتار با اسرا، غیرنظامیان و کودکان و تنظیم قرارداد‌ها و توافق‌نامه‌ها نیازمند حقوقدانی است.

سیاست، جنگ‌ها را شکل می‌دهد، تداوم می‌بخشد یا به پایان می‌رساند. دیپلماسی و گفت‌و‌گو از فرآیند‌های جنگ است. به‌عبارتی پیوند علوم انسانی و جنگ ناگسستنی است. علوم انسانی می‌تواند از طریق سیاست به پیشگیری یا ترغیب به جنگ کمک کند، از طریق علوم اجتماعی، روان‌شناسی و حقوق به مدیریت شرایط جنگی بپردازد و از طریق تاریخ و ادبیات، جنگ را روایت کند.

پژوهشگران علوم اجتماعی پیش از جنگ به اقدامات پیشگیرانه می‌اندیشند، در جنگ به هدایت و پشتیبانی فکری می‌پردازند و پس از جنگ با تحکیم صلح، در جهت ترمیم جامعه و روایتگری جنگ نقش‌آفرینی می‌کنند و در نهایت الگو‌هایی برای دوران پساجنگ و جلوگیری از نبرد‌های آتی ارائه می‌دهند و راهبرد‌های آینده را طراحی می‌کنند. علوم انسانی در جنگ عراق علیه ایران، مسائل مهمی را فراروی محققان دانشگاهی در جامعه ایران طرح کرد. تصویری که یک کشور از خودش به جهان نشان می‌دهد، در حفظ امنیت و بازدارندگی کارآمدی آشکاری دارد. ارائه تصویر تحلیلی از تحولات ایران پس از انقلاب شروع شد.

نظام سیاسی نوپا، ارتش ضعیف، ساختار سپاه نهایی نشده تا با ارتش‌های کلاسیک هماوردی کند. تجهیزات مدرن آمریکایی برگشته بودند و گروه‌های چپ و نیرو‌های مخالف برای سرنگونی جمهوری اسلامی به شکاف‌های قومی و مذهبی دامن می‌زدند؛ لذا تجزیه‌طلبی را در کردها، ترک‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و واگرایی را در اهل سنت تشدید کردند. اختلافات حاکمیتی از جمله در دولت موقت همچنین بین نهاد‌های انقلابی وجود داشت. مثلا رئیس‌جمهور (بنی‌صدر) با نخست‌وزیر سازگاری نداشت. این اختلافات سیاسی از قدرت تصمیم‌گیری حکومت می‌کاست همچنان که در تنظیم روابط خارجی نارسایی داشت.

چالش‌های بین‌المللی، تصرف سفارت آمریکا در تهران، منازعه با کشور‌های خلیج فارس، برخی تندروی‌ها و بالاخره اقدامات آمریکا که می‌کوشید دوباره وضعیت پیشین خود را در ایران احیا کند از آن جمله‌اند. با قوام یافتن حاکمیت، پیروزی‌ها در جنگ رقم خورد و گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریست به حاشیه رانده شدند. این وحدت سیاسی باعث شد به فتح خرمشهر برسیم. از پدیده‌های انسانی جنگ می‌توان به اجتماعی شدن جنگ اشاره کرد. از سال ۶۳ به بعد که ارتش عراق زمینگیر شد ایران در موقعیت برتر قرار گرفت و از مرز‌ها عبور کرد و بر تنبیه متجاوز تاکید داشت.

در این بزنگاه، کشور‌های عربی از عراق حمایت کردند و عراق جنگ را وارد عرصه اجتماعی (جنگ شهرها) کرد و شهر‌های ایران تبدیل به قتلگاه شدند و مراکز شهری و غیرنظامی، زیرساخت‌ها و مدارس و بیمارستان‌ها درگیر جنگ ممنوعه شیمیایی شدند. اروپایی‌ها حتی مرکز تولید سلاح شیمیایی در نزدیکی سامرا ایجاد کردند. از سوی دیگر جنگ اقتصادی (جنگ نفتکش‌ها) به راه افتاد. با کمک کشور‌های عربی قیمت نفت را پایین آوردند و مراکز عمده صدور نفت ایران مانند خارگ و بنادر و نفتکش‌ها بمباران شدند. کاهش درآمد ایران تبعات مهمی در پشتیبانی از جنگ و تورم و کمبود کالا در داخل داشت.

تجربه مدیریت اقتصادی جنگ، موضوع علوم انسانی است و برای امروز ما درس‌آموز. دیپلماسی به‌عنوان یک موضوع علوم انسانی در پیشبرد و خاتمه بهینه جنگ مؤثر بود و در نهایت ایران قطعنامه ۵۹۸ را زمانی پذیرفت که فاو را گرفته بود و پشت دروازه‌های بصره و در موضع قدرت قرار داشت. اکثر موارد مورد نظر، حقوق ایران را برآورده می‌کرد. فعالیت بین‌رشته‌ای پژوهشگران علوم انسانی در واحد جنگ روانی انقلاب ایران رخدادی مردمی بود، اما به‌دلیل ماهیت پررنگ فرهنگی و هویتی آن، دانشجویان و روحانیون نقش نمایانی داشتند.

مثلا بسیاری از فرماندهان نظامی و فکری جنگ، طراحان عملیات نظامی و فرهنگی و پشتیبانی دانشجویان همچنین طلاب بودند. مسئولان کشور سال ۶۵ را سال سرنوشت‌ساز در جنگ نامیدند. امکانات کشور برای ضربه نهایی به ارتش رژیم بعث بسیج شد. جهاد دانشگاهی، برای پیشبرد این هدف، گروه محققان و دانشجویان رشته‌های مختلف را به جبهه اعزام کرد. این گروه پروژه جنگ روانی را طراحی کرد که هدفش تغییر باور‌ها و رفتار نیرو‌های دشمن برای تسلیم یا کاهش مقاومت مقابل نیرو‌های خودی بود.

ابتدا تجربه جنگ روانی در ارتش‌های مختلف دنیا بررسی شد و حتی برخی آثار و کتاب‌ها همچون اقدامات مارشال گوبلز وزیر تبلیغات ارتش آلمان تهیه و ترجمه شدند. مرحله بعد شناسایی نقاط ضعف روانی و هویتی و شرایط نیرو‌های دشمن با تهیه اطلاعات لازم که اسرا از منابع این پژوهش بودند. تحلیل محتوای سخنرانی‌های صدام و مسئولان عالی‌رتبه عراقی می‌توانست نشانگر اولویت‌ها، دغدغه‌های مهم و نقاط ضعف رهبران بعث عراق باشد. محتوای برخی مطالب رادیو عراق نیز با کار روشمند علمی تحلیل می‌شد.

با این اطلاعات، محتوای متناسب در قالب برنامه‌های رادیو تلویزیونی عربی و فارسی، اعلامیه‌های اثرگذار و خوراک فکری و محتوای لازم برای تبلیغات در خطوط مقدم برای اثرگذاری بر روحیه نیرو‌های دشمن تولید و عرضه می‌شد. تأسیس رادیو «صوت القوات اسلامی» در جبهه از کار‌های مهمی بود که با همکاری دانشجویان و نیرو‌های مجاهد عراقی با لهجه عراقی در منطقه جنگی مستقر بود. مباحث این رادیو از طریق بلندگو‌هایی در خط مقدم مخصوصا شب‌ها پخش می‌شد.

پیام‌های مذهبی و روضه و پیام‌های اسرا احساسات دشمن را برمی‌انگیخت تا با یادآوری خانواده و اهمیت زنده ماندن و احساس امنیت در پیوستن به نیرو‌های ایرانی به تسلیم بیندیشد. این اقدام از یک‌سو باعث استفاده از تخصص دانشجویان علوم انسانی درراستای پیروزی ملی بر دشمن بود و زمینه را برای مسأله‌مند کردن این دانشجویان و پیوند بین علوم انسانی با مسائل جاری کشور و کاربردی‌سازی علوم انسانی با هدایت جهاد دانشگاهی آماده می‌کرد. تداوم این پروژه در سال‌های بعد باعث شد جنگ روانی، موضوع مطرح در محافل دانشگاهی و نظامی شود.

وجه تاریخ‌نگاری و روایتگری جنگ علوم انسانی تلاش کرد روایتگری و تاریخ‌نگاری کند. در همین راستا راویان جنگ در کنار فرماندهان در همه حال درباره نقاط ضعف و قوت، مسائل روز و… گزارش لحظه به لحظه می‌نوشتند. آقای محسن رضایی به فرماندهان تاکید کرده بود این دانشجویان باید همیشه در خطوط مقدم و اتاق‌های عملیات و… با شما باشند. همین دفترچه‌های راویان، منبع درجه اول برای بحث‌های خاص جنگ است. در ادامه دستاوردی دیگر در این حوزه رقم خورد: «تاریخ‌نگاری حرفه‌ای جنگ» که از دفتر سیاسی سپاه آغاز شد و با عنوان «مرکز تحقیقات جنگ» و الان «مرکز تحقیقات دفاع مقدس» ادامه یافت.

گروهی از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، تاریخ و ارتباطات با اتکا به اسناد دست اول مثل گزارش‌های راویان جنگ بولتن‌های محرمانه، تاریخ شفاهی و آرشیو‌های چندرسانه‌ای به نگارش روزشمار جنگ پرداختند. اکنون حدود ۶۰جلد کتاب با کار روشمند، مرجعی برای مطالعه همه فرآیند‌های جنگ است. بسیاری از مجلدات آن جایزه کتاب سال گرفت. من در تهیه دو جلد از این مجموعه همکاری داشتم که هر کدام تقریبا دو ماه از جنگ را در ۹۰۰صفحه پوشش می‌داد. یکی کتاب «در تدارک عملیات سرنوشت‌ساز» و دیگری «ماجرای مک‌فارلین».

هدف از عملیات سرنوشت‌ساز انجام یک عملیات گسترده و مقتدرانه در محور جنوب بود تا با تصرف منطقه‌ای کلیدی، امکان تحمیل شرایط و خواسته‌های ایران به طرف مقابل فراهم شود. با وجود چالش‌های سنگینی مثل بحران اقتصادی، تخریب زیرساخت‌ها و تأسیسات نفتی جزیره خارگ و نفتکش‌ها، جنگ شهر‌ها و حملات موشکی و هوایی، استمرار حملات شیمیایی و… در نهایت محور جنوب مورد تدارک نیرو‌ها و تجهیز ۵۰۰گردان رزمی قرار گرفت. چند روز بعد از عملیات لورفته کربلای ۴ طرح کربلای ۵ که از بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین نبرد‌های دوران دفاع مقدس بود و موجب شد رزمندگان به دروازه‌های بصره برسند اجرا گردید.

ماجرای مک‌فارلین با نشر اطلاعات مذاکرات و خرید‌های پنهانی از آمریکا توسط روزنامه لبنانی «الشراع» افشا شد که زلزله‌ای سیاسی در کاخ سفید راه انداخت و بحران بزرگی در سیاست داخلی و خارجی آمریکا به‌وجود آورد. ابعاد این رسوایی از دو جنبه برای دولت آمریکا بسیار سنگین بود: ۱. دولت آمریکا کشور‌های دیگر را تحریم کرده و رسما فشار می‌آورد که به ایران اسلحه نفروشند، اما خودش پنهانی تجهیزات نظامی به ایران می‌رساند. ۲.

درآمد حاصل از فروش این تجهیزات به گروه‌های کنترا داده می‌شد، اما بدون مجوز کنگره این مخفی‌کاری‌ها پای رئیس‌جمهور آمریکا (رونالد ریگان) و مشاورانش را به تحقیقات کنگره و دادگاه کشاند و موضوع استیضاح رونالد ریگان مطرح شد. این ماجرا در تاریخ به «رسوایی ایران_کنترا» یا «ایران‌گیت» شهرت یافت، اما در ایران موضوع با مدیریت مسئولان ارشد وقت مهار شد. در نهایت پیامد اصلی ماجرا، مسدود شدن آخرین کانال‌های دیپلماسی پنهان و قطع مناسبات دو کشور بود.

در کتاب «از جنگ تا صلح» تلاش کردم روند جنگ را برای مخاطبان عام به شکلی جامع، اما مختصر و ساده توضیح دهد همین که چگونه ارائه تصویری غلط و نشانگر ضعف ایران موجب شد این جنگ رخ دهد! براساس منطق قدرت که در نظام بین‌الملل جاری است، کشور ضعیف هدف حمله قرار دارد. در نهایت، مطالعه جنگ ایران و عراق یک پرسش بنیادی را پیش روی علوم انسانی قرار می‌دهد: چگونه می‌توان از تجربه جنگ برای فهم بهتر جامعه، تقویت صلح و جلوگیری از تکرار منازعات بهره گرفت؟

یکی از پاسخ‌ها، توجه به این واقعیت است که جنگ پیش از آن‌که در میدان نبرد آغاز شود، در ذهن انسان‌ها، در برداشت آنها از قدرت و ضعف، در مناسبات سیاسی و اجتماعی و در روایت‌هایی که از خود و دیگری می‌سازند شکل می‌گیرد. از این منظر، تجربه جنگ ایران و عراق تنها یک موضوع تاریخی یا نظامی نیست بلکه عرصه‌ای گسترده برای شناخت سیاست، جامعه، روان انسان، اقتصاد، حقوق، رسانه، فرهنگ و تاریخ است. علوم انسانی می‌تواند پیش از جنگ در شناخت و پیشگیری از بحران، در دوران جنگ در فهم و مدیریت ابعاد انسانی آن و پس از جنگ در ثبت تجربه‌ها، بازسازی جامعه و تحکیم صلح نقش‌آفرین باشد.

شاید مهم‌ترین درس این تجربه آن باشد که علوم انسانی زمانی به رسالت واقعی خود نزدیک می‌شوند که از توصیف صرف واقعیت فراتر روند و در فهم مسائل واقعی جامعه مشارکت کنند. پیوند دانشگاه با مسائل ملی و تبدیل تجربه‌های تاریخی به دانش و تبدیل دانش به راهبرد می‌تواند از تلخی تجربه جنگ، سرمایه‌ای برای شناخت آینده بسازد؛ سرمایه‌ای که نه برای بازتولید جنگ بلکه برای فهم عمیق‌تر صلح و جلوگیری از تکرار آن ضروری است.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار