رفتن به محتوای اصلی
سیاسیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

باز هم مذاکره، باز هم تهدید

کنفرانس مطبوعاتی سیدعباس عراقچی در نیویورک، بار دیگر پرده از بازتولید یک چرخه فرسایشی و نامتقارن برداشت؛ چرخه‌ای که در آن اصرار دستگاه دیپلماسی بر تداوم گفت‌و‌گو با واشنگتن و بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، درست در لحظه‌ای به اوج می‌رسد که طرف مقابل تیغ…

باز هم مذاکره، باز هم تهدید

این نگاه امیدوارانه در شرایطی مطرح شد که صحنه واقعی حاکم بر سازمان ملل، پیش از آن با سخنان تند و عاری از نزاکت دونالد ترامپ در صحن مجمع عمومی و همچنین رد سریع بسته پیشنهادی هفت روزه تهران برای آتش‌بس و بازگشایی مشروط تنگه هرمز سمت‌وسوی متفاوتی را نشان می‌داد. اصرار رئیس دستگاه دیپلماسی بر وجود دریچه‌های تفاهم و تاکید مجدد بر تمایل به پیگیری مسیر دیپلماتیک، در حالی ثبت شد که واشنگتن حتی حاضر نشد برای حفظ تشریفات مرسوم بین‌المللی، چند روزی بررسی بسته ارائه‌شده از سوی میانجی قطری را به تعویق بیندازد.

این رویکرد متمرکز بر مصالحه، امتداد مستقیم فضایی بود که مسعود پزشکیان در مصاحبه‌های حاشیه‌ای خود با شبکه‌های آمریکایی ایجاد کرد؛ مصاحبه‌هایی که برخلاف چارچوب اصولی سخنرانی رسمی وی در صحن علنی، حامل پیام‌هایی از انفعال، پرهیز از درگیری و اعلام نیاز به تنش‌زدایی بود.پزشکیان در گفت‌و‌گو با برت بایر در شبکه فاکس‌نیوز، با وجود پرسش‌های هدفمند و تهاجمی مجری، به‌طور مکرر تمایل دولت به اجتناب از منازعه و بازگشت به میز بده‌بستان با دولت ترامپ را تکرار کرد.

او با بیان این‌که ما مایل به ادامه جنگ نیستیم و مشکلی با پیشبرد تفاهم با رئیس‌جمهور آمریکا نداریم، عملا اهرم بازدارندگی ناشی از مقاومت در جنگ ۴۰‌روزه اخیر را تعدیل نمود و حتی در اشاره‌ای کم‌سابقه به ذخایر اورانیوم ۶۰درصد، عبارت تقلیل‌گرایانه «مسأله مهمی نیست و حاضریم رقیق‌سازی کنیم» را به کار برد. این پیام تمایل به آتش‌بس در مصاحبه وی با شبکه سی‌بی‌اس نیز تکرار شد؛

جایی که رئیس‌جمهور اگرچه به سیاست‌های براندازانه آمریکا اشاره کرد، اما بار‌ها تصریح کرد که ایران خواهان پایان جنگ است و اکنون این آمریکاست که باید پای کار بیاید.درست زمانی که تهران بالاترین سطح انعطاف کلامی و دعوت به صلح را برپایه اخلاق به نمایش گذاشت، پاسخ واشنگتن افزایش فشار و خط و نشان کشیدن برای حملات بعدی بود.

وال‌استریت ژورنال در ساعات گذشته به نقل از مقامات ارشد کاخ سفید گزارش داد که ترامپ نه‌تنها پیشنهاد آتش‌بس تهران را به‌دلیل بی‌اعتمادی رد کرده بلکه سناریوی قطعی او ازسرگیری بمباران‌های سنگین علیه تأسیسات ایران بلافاصله پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر است. دونالد ترامپ نیز با صراحتی تحقیرآمیز و در موضعی علنی دست رد به سینه این رویکرد انفعالی زد و با انتشار متنی در شبکه اجتماعی خود تصریح کرد: «هرگونه توافقی را که در آن ایران به‌دنبال از سرگیری فوری تجارت باشد رد می‌کنم. زیرا این کار متحمل زیان‌های سنگینی می‌شود.

ما در حال دستیابی به پیروزی بزرگی هستیم و کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار داریم. ایران خواستار توافق است و من هم توافق کردن را دوست دارم، اما این پیشنهاد آنها قابل قبول نیست.» همزمان با این لفاظی‌های مستکبرانه، مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در نشست خبری خود در نیویورک، هرچند از عبارت «مثبت بودن نفس تماس‌ها» سخن گفت، اما صراحتا دستیابی به هر توافقی را مستلزم فرآیندی زمانبر خواند و هشدار داد که گزینه‌های نظامی ترامپ همچنان روی میز است.

مایک والتز نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز با متهم کردن ایران به باج‌خواهی و گروگانگیری تنگه هرمز، بستن آبراه را رفتاری غیرقانونی خواند و هرگونه مذاکره را مشروط به تمکین بی‌قیدوشرط ایران دانست. زنجیره این واکنش‌ها اثبات می‌کند که در محاسبات واشنگتن، هر دست دوستی‌ای که برای مصالحه دراز می‌شود، با مشت آهنین و افزایش سطح ارعاب نظامی پاسخ می‌گیرد.

هزینه‌های ساخت تصویر مضیقه در نیویورکدر حالی که سخنرانی رئیس‌جمهور در صحن مجمع عمومی مقتدرانه و بر پایه‌های حقوقی، اصول حاکمیت ملی و محکومیت نقض عهد غرب استوار بود، عملکرد وی و رئیس دستگاه دیپلماسی در فضای مصاحبه‌های اختصاصی با رسانه‌های جریان اصلی آمریکا، عملا این تصور باطل را برای طرف مقابل ایجاد کرد که فشار حداکثری جواب داده و تهران به هر قیمتی به‌دنبال راه گریزی از طریق چانه‌زنی سیاسی است.

مهم‌ترین آسیب این مواضع، «برساخت یک تصویر شکننده و مضطر» از توان اقتصادی و ساختار تاب‌آوری ایران در ادراک عمومی و دستگاه محاسباتی نومحافظه‌کاران مستقر در واشنگتن بود.در ادبیات روابط بین‌الملل و روان‌شناسی سیاسی منازعات، بازنمایی وضعیت داخلی تعیین‌کننده اصلی فرمول موازنه قواست.

هنگامی که رئیس دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی ایران در مقابل دوربین رسانه محافظه‌کار و بازوی تبلیغاتی پنتاگون یعنی فاکس‌نیوز، با لحنی توجیه‌گرانه تاکید می‌کند که ما پولی نداریم، همه منابع ما بلوکه شده و حتی در پاسخ به اتهامات مالی پیرامون حمایت از هم‌پیمانان منطقه‌ای تصریح می‌دارد که ما حتی امکان بازگرداندن عواید حاصل از فروش نفت به چین را هم به‌دلیل انسداد بانکی نداریم، این جملات در اتاق‌های فکر و نهاد‌های راهبردی غرب به‌هیچ‌وجه به‌عنوان شفافیت دیپلماتیک یا تلاش اخلاقی برای اثبات عدم جنگ‌طلبی درک نمی‌شود بلکه دقیقا به منزله صدور دعوتنامه‌ای برای باج‌خواهی و جسارت بیشتر دشمن تعبیر می‌گردد.

سناریوی واشنگتن؛ فریز فرسایشی تا انتخابات، بازگشت به تقابل سختنگاهی همه‌جانبه به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، تحرکات وزارت خارجه تحت مدیریت روبیو و موضع‌گیری‌های ارکان امنیتی آمریکا نشان می‌دهد که ایالات متحده با مهارت تمام در حال مدیریت یک بازی دوگانه است: گرم نگه‌داشتن تنور گمانه‌زنی‌های دیپلماتیک برای مهار ایران همزمان با تشدید تمهیدات جنگی در پشت صحنه. واشنگتن هیچ تمایلی به ورود به یک مصالحه معنادار یا کاهش تحریم‌ها تا پیش از روشن شدن نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر (کنگره) ندارد.

منطق سیاسی حاکم بر کاخ سفید دیکته می‌کند که پرونده بحران با ایران مستقیما به کارت بازی ترامپ در صندوق‌های رأی بدل شود هرگونه اقدام تنش‌زا که قیمت نفت را پیش از نوامبر در بازار‌های جهانی دچار جهش کند خطری بزرگ برای سبد آرای جمهوری‌خواهان محسوب می‌شود، در حالی که دادن امتیاز اقتصادی به ایران نیز از سوی رقبا به ضعف تفسیر خواهد شد.از این رو استراتژی فعلی ترامپ بر یک جنگ فرسایشی معلق استوار شده است.

در این پازل، واشنگتن از تمایل دیپلمات‌های ایرانی برای گفت‌و‌گو و بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد سوءاستفاده می‌کند تا ابتکار عمل‌های راهبردی تهران، نظیر بستن تنگه هرمز یا واکنش متقابل به تحریم‌های پروازی را در حالت تعلیق نگه‌دارد. عباراتی نظیر «گفت‌و‌گو‌ها تا حدودی مثبت بود» که روبیو به‌کار برد، سرابی بیش نیست تا دست تهران را در به‌کارگیری اهرم‌هایش ببندد، در حالی که کاخ سفید در همان لحظه در حال خط و نشان کشیدن برای حملات تازه و اعمال شدیدترین محاصره‌های هوایی و دریایی است.

واشنگتن می‌کوشد تهران را با امید‌های واهی به میز مذاکره سرگرم سازد تا زمان طلایی اقدام متقابل ایران بسوزد، در حالی که خود به‌طور بی‌وقفه حلقه محاصره فرودگاهی، ممانعت از پهلوگیری کشتی‌ها و فشار بر کشور‌های واسط را تنگ‌تر می‌کند.گام دوم این پازل چنان‌که در گزارش وال‌استریت ژورنال با صراحت افشا شد، فاز اجرایی پس از انتخابات نوامبر است. برمبنای این فرضیه، طرف آمریکایی خود را آماده می‌کند تا پس از عبور از گردنه انتخابات، با تکیه بر تهدیدات انباشته‌شده به‌سوی فاز برخورد مستقیم یا تحمیل شرایط تسلیم حرکت کند.

در چنین فضایی، ادبیات مقامات واشنگتن پیرامون عباراتی، چون «تغییر رفتار رژیم» یا نامگذاری مضحک «تنگه ترامپ» نشان می‌دهد کاخ سفید هر تلاشی برای تفاهم را نشانه عقب‌نشینی قطعی فرض کرده است. طرف آمریکایی معادله‌ای یک‌طرفه را دنبال می‌کند که در آن تهران باید از حقوق حاکمیتی و ابزار‌های موازنه‌ساز خود دست بردارد، در حالی که سایه ارعاب و ماشین جنگی پنتاگون بر سر کشور حفظ شود. متأسفانه مدل بازنمایی دستگاه سیاسی کوچک‌ترین خللی در این توهم دشمن ایجاد نکرد بلکه فرضیه طرف مقابل مبنی بر سودمند بودن تهدیدات را تقویت نمود.

تجربه تاریخی بار‌ها اثبات کرده که در برابر هیأت حاکمه عهدشکن آمریکا، تمنای صلح هرگز مانع از جنگ‌افروزی متخاصم نشده است. تنها موازنه واقعی قدرت، دست بسته و محاسبات پرهزینه است که می‌تواند دشمن را وادار به عقب‌نشینی کند، نه اصرار مکرر بر نشستن پشت میزی که ثمره‌ای جز بازتولید تهدیدات بیشتر ندارد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار