، اخیرا و در جریان برگزاری نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و افزایش ملاقات های دیپلماتیک در مقر سازمان ملل، شاهد مطرح شدن پیشنهاد ایران به آمریکا در قالب یک ابتکار مشخص بودهایم که بر پایه آن، زمینههای لازم برای باز شدن تنگه هرمز پس از هفت روز فراهم می شود. البته که گفته شده زمینه هایی نیز برای آغاز مذاکرات هسته ای فراهم می شود. البته تهران اجرای پیشنهاد خود را مشروط به لغو محاصره دریایی علیه کشورمان، کاهش تحریم های نفتی علیه ایران و همچنین رعایت آتشبس در لبنان کرده بود.
با این حال، خیلی زود دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در موضعگیری از رَد شدن ابتکار ایران توسط خود خبر داد. جالب اینکه ترامپ مدعی شده وی مخالف با پیشنهاد ایران است زیرا معتقد است تهران در موضعِ ضعیفتری قرار دارد! مسالهای که حداقل شاخص های کلان در اقتصاد آمریکا و زندگی روزمره مردم آمریکا، آن را تایید نمیکند. با این حال، در تحلیل اینکه چرا ترامپ ابتکار ایران را رَد کرد، توجه به دو نکته ضروری است. نخست اینکه رئیس جمهور آمریکا به دنبال حصول توافق با ایران نیست بلکه وی به هر چیزی متوسل می شود تا بتواند ایران را به زعم خود وادار به تسلیم کند.
از این رو، آنچه در مورد مذاکره و توافق از سوی آمریکایی ها گفته می شود، صرفا پوششی برای پیشبرد توطئه های آن ها علیه کشورمان است. جالب اینکه پیشنهاد اخیر ایران حتی با واکنش مثبت چین نیز رو به رو شده، با این حال، طرف آمریکایی آن را خیلی زود رد کرده است. این یعنی آمریکایی ها به کمتر از کسب امتیازات حداکثری از ایران قانع نیستند و در این رابطه، از هر اهرمی که در دسترس دارند استفاده می کنند. نکته دوم اینکه ترامپ پذیرش هرگونه ابتکار دیپلماتیک که ایران آن را مطرح کرده باشد، نمودی عینی از شکست در معادله جنگافروزی علیه این کشور ارزیابی می کند.
در واقع، ترامپ نمی تواند بپذیرد که ایران هم تجاوز آمریکا به خاک خود را به خوبی دفع کند و آن را شکست دهد و هم اقدام به طرح ابتکارات دیپلماتیک برای پایان جنگ کند. به بیان سادهتر، رئیس جمهور آمریکا این تصور را دارد که یا باید در معادله ایران به همه آنچه میخواهد برسد یا در غیراینصورت تا نقطه ای پیش برود که خدشه ای به اعتبار ادراکی وی وارد نشود. گزاره ای که البته تحقق آن در واقعیت، بسیار بعید به نظر می رسد.
منبع: خبرگزاری موج


