رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیفرهاب سامانه تحلیل اخبار9 دقیقه مطالعه

البرز؛ استان صنعتی یا اقتصاد صنعتی؟

البرز سال‌هاست به‌عنوان یکی از استان‌های صنعتی کشور شناخته می‌شود، اما امروز مسئله فقط تعداد واحد‌های صنعتی و سوله‌ها نیست؛ بلکه بهره‌وری، ارزش افزوده، فناوری و رقابت‌پذیری صنعت اهمیت بیشتری پیدا کرده است. عبور از «استان صنعتی» به سمت «اقتصاد صنعتی» نیازمند…

البرز؛ استان صنعتی یا اقتصاد صنعتی؟

اگر بخواهید فارغ از شعار‌های رسمی، مهم‌ترین مسئله اقتصادی البرز را در یک جمله بگویید، چه می‌گویید؟ اگر بخواهم در یک عبارت جمع‌بندی کنم، می‌گویم: البرز با پارادوکس توسعه مواجه است. ما از یک طرف استانی با تراکم بالای فعالیت‌های صنعتی، شهرک‌ها، واحد‌های تولیدی و نیروی انسانی تحصیل‌کرده هستیم و از طرف دیگر با مسائلی مثل کمبود نیروی کار در برخی صنایع، مهاجرت نیروی متخصص، فرسودگی بخشی از ظرفیت تولید و ضعف بهره‌وری مواجهیم. این تناقض برای من بسیار مهم است. چون اگر واقعاً با کمبود منابع مواجه بودیم، مسئله ساده‌تر بود؛

اما ما منابع داریم و مسئله اصلی، نحوه استفاده از منابع و کیفیت اتصال آنها به یکدیگر است. به نظرم البرز سال‌ها توسعه صنعتی را بیشتر با تعداد واحد، زمین، سوله و مجوز تعریف کرده، در حالی که امروز باید سؤال را عوض کنیم: این صنعت چقدر بهره‌ور است؟ چقدر ارزش افزوده ایجاد می‌کند؟ چقدر دانش و فناوری تولید می‌کند؟ چقدر بازار را می‌شناسد و چقدر در برابر بحران‌ها تاب‌آور است؟ من فکر می‌کنم زمان آن رسیده که از «استان صنعتی» به سمت «اقتصاد صنعتی» حرکت کنیم. شما از عقب‌ماندگی یا ضعف بهره‌وری صنعت صحبت می‌کنید. این حرف بر چه مبنایی است؟ آیا فقط یک برداشت کارشناسی است؟

نه؛ اتفاقاً یکی از خطا‌های ما این است که درباره صنعت یا فقط با روایت‌های فردی صحبت می‌کنیم یا فقط با تعداد مجوز و واحد صنعتی. برای عارضه‌یابی یک کارخانه، من حداقل چند دسته شاخص را بررسی می‌کنم: اول، بهره‌وری واقعی تجهیزات و خطوط تولید دوم، توقفات خط تولید؛ یعنی چند وقت یک‌بار تجهیزات دچار خرابی می‌شوند و چه مدت برای بازگشت آنها به مدار زمان لازم است. سوم، ضایعات، دوباره‌کاری و برگشتی محصول چهارم، مصرف انرژی به ازای واحد محصول که یکی از شاخص‌های بهره وری در تولید است. پنجم، بلوغ دیجیتال و کیفیت داده‌های تولید؛

اینکه اطلاعات تولید، فروش، انبار، کیفیت و نگهداری چقدر به هم متصل هستند. ششم، ظرفیت نوآوری و R&D و مهم‌تر از آن، میزان تبدیل دانش به محصول و فرآیند قابل فروش؛ و در نهایت باید ترکیب مهارت نیروی انسانی را هم دید. این شاخص‌ها به ما می‌گویند یک کارخانه واقعاً چقدر زنده و رقابت‌پذیر است. ممکن است کارخانه‌ای ماشین‌آلات بسیار مدرنی داشته باشد، اما اگر نداند چه میزان توقف، ضایعات یا مصرف انرژی دارد، در چه نقطه‌ای از خط بیشترین اتلاف را دارد و چرا مشتری محصولش را پس می‌فرستد، ماشین مدرن الزاماً به معنای صنعت مدرن نیست.

به زبان ساده، فناوری بدون داده و مدیریت، فقط سرمایه‌گذاری گران‌قیمت است. یکی از مسائل استان، مهاجرت یا رفت‌وآمد نیروی متخصص به تهران است. چرا البرز نمی‌تواند این سرمایه انسانی را برای خودش نگه دارد؟ من با واژه «فرار مغزها» در اینجا موافق نیستم. بخش قابل توجهی از این رفتار، یک تصمیم اقتصادی و حرفه‌ای عقلانی است. نیروی متخصص به دنبال سه چیز است: مسئله، مسیر رشد و درآمد متناسب با تخصص.

اگر یک متخصص داده، هوش مصنوعی، مهندسی فرآیند یا بازاریابی صنعتی در تهران با پروژه‌های واقعی، تیم‌های تخصصی، بازار بزرگ‌تر و فرصت رشد مواجه باشد، طبیعی است که آن بازار را انتخاب کند؛ بنابراین اگر می‌خواهیم نیروی متخصص در البرز بماند، نباید فقط از او بخواهیم «بمان». باید مسئله واقعی، پروژه واقعی و ارزش اقتصادی واقعی برایش ایجاد کنیم.

یک جوان متخصص اگر بداند می‌تواند در یک کارخانه اشتهارد روی کاهش ضایعات، پیش‌بینی خرابی ماشین، بهینه‌سازی مصرف انرژی یا پیش‌بینی تقاضای بازار کار کند و نتیجه کارش هم اندازه‌گیری و خریداری می‌شود، آن کارخانه برای او تبدیل به یک محیط حرفه‌ای می‌شود. مسئله ما فقط مهاجرت نیروی انسانی نیست. مسئله، مهاجرت فرصت است. اگر فرصت‌های غیرسیاسی، حرفه‌ای و اقتصادی را در استان بسازیم، بخشی از سرمایه انسانی نیز در استان می‌ماند. اما صنعتگران، به‌خصوص در مناطقی مثل اشتهارد، واقعاً از کمبود نیروی کار گلایه دارند. در این شرایط چه باید کرد؟

من فکر می‌کنم نباید کارگر را در مقابل کارفرما قرار بدهیم. وقتی یک شغل با رفت‌وآمد دشوار، شیفت طولانی، دستمزد محدود و چشم‌انداز رشد پایین همراه است، نیروی انسانی هم محاسبه اقتصادی خودش را دارد. از طرف دیگر، کارفرما هم در بسیاری از موارد تحت فشار است: هزینه مواد اولیه، انرژی، سرمایه در گردش، نوسان بازار و محدودیت‌های زنجیره تأمین؛ بنابراین مسئله را باید در سطح مدل کسب‌وکار و مدل تولید ببینیم. اگر کارخانه‌ای برای رقابت فقط به نیروی انسانی ارزان وابسته باشد، طبیعتاً هر افزایش هزینه نیروی کار یا کمبود نیروی انسانی، مستقیماً به آن ضربه می‌زند.

اما اگر همان کارخانه بخشی از فرآیند را استاندارد کند، اتوماسیون هدفمند داشته باشد، ضایعات را کاهش دهد، برنامه‌ریزی تولید را داده‌محور کند و نیروی انسانی را از «کارگر ساده» به «اپراتور ماهر» تبدیل کند، مسئله تغییر می‌کند. راه‌حل کمبود نیروی کار در بلندمدت، فقط پیدا کردن کارگر بیشتر نیست؛ افزایش بهره‌وری هر نفر است. اگر بخواهیم ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم، سه خطای اصلی در توسعه صنعتی البرز چیست؟ من سه مسئله را پررنگ می‌بینم. اول؛ توسعه را بیش از حد با ظرفیت فیزیکی سنجیده‌ایم. زمین، سوله و مجوز لازم‌اند، اما کافی نیستند. سؤال امروز این نیست که چند سوله داریم؛

سؤال این است که این ظرفیت فیزیکی چقدر ارزش افزوده، بهره‌وری و اشتغال باکیفیت ایجاد می‌کند. دوم؛ بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها به جای بهره‌وری، در دارایی‌های ثابت متوقف شده‌اند. در شرایطی که بنگاه با کمبود نقدینگی و هزینه‌های فزاینده مواجه است، سرمایه‌گذاری باید به سمت اقداماتی برود که بازده عملیاتی ایجاد می‌کنند؛ مثل کاهش ضایعات، کاهش توقف خط، بهینه‌سازی انرژی، ارتقای کیفیت و توسعه بازار. سوم؛ ارتباط صنعت، دانشگاه و بازار هنوز مسئله‌محور نشده است. ما تفاهمنامه زیاد داریم؛ اما صنعت به تفاهمنامه نیاز ندارد، به حل مسئله نیاز دارد.

اگر دانشگاه، متخصص داده، مهندس فرآیند و کارخانه کنار هم قرار بگیرند، باید خروجی آن مثلاً یک مدل پیش‌بینی خرابی، کاهش ۱۵ درصدی ضایعات، بهینه‌سازی برنامه تولید یا پیش‌بینی تقاضا باشد؛ نه صرفاً یک جلسه و یک تفاهمنامه. من معتقدم یکی از شاخص‌های بلوغ صنعتی استان باید این باشد که چند مسئله واقعی صنعت با دانش تولیدشده در همین استان حل شده است. وقتی از صنعت ۴ صحبت می‌کنیم، آیا منظورمان فقط ربات و تجهیزات گران‌قیمت است؟ اصلاً. ربات فقط یکی از اجزای صنعت ۴ است. به نظر من صنعت ۴ قبل از اینکه پروژه خرید تجهیزات باشد، پروژه تبدیل کارخانه به یک سیستم داده‌محور است.

یعنی از ماشین و فرآیند داده بگیریم؛ داده تولید را یکپارچه کنیم؛ کیفیت را پایش کنیم؛ خرابی را پیش‌بینی کنیم؛ برنامه تولید را هوشمندتر کنیم؛ مصرف انرژی را اندازه‌گیری کنیم و در نهایت بتوانیم بر اساس داده تصمیم بگیریم. مثلاً اگر بتوانیم از روی داده‌های یک دستگاه، احتمال خرابی آن را قبل از توقف خط تشخیص دهیم، ارزش اقتصادی این کار ممکن است بسیار بیشتر از خرید یک تجهیز نمایشی باشد. یا اگر کارخانه بداند در کدام ساعت، کدام خط و با چه محصولی بیشترین مصرف انرژی یا بیشترین ضایعات را دارد، تازه می‌تواند برای اصلاح آن تصمیم بگیرد؛

بنابراین برای من، هوشمندسازی از داشبورد شروع نمی‌شود؛ از سؤال درست شروع می‌شود. اول باید بدانیم کدام مسئله بیشترین هزینه را به کارخانه تحمیل می‌کند، بعد داده مورد نیاز را پیدا کنیم و سپس فناوری مناسب را به کار بگیریم. اگر بخواهید یک جمله صریح و تلنگرزننده درباره صنعت البرز بگویید، چه می‌گویید؟ ‌ می‌گویم: «البرز لزوماً مشکل کمبود صنعت ندارد؛ مشکل ما این است که هنوز به اندازه کافی درباره بهره‌وری صنعت سؤال نمی‌پرسیم» ما سال‌ها پرسیده‌ایم چند واحد صنعتی داریم، چند مجوز صادر شده و چند هکتار زمین صنعتی واگذار شده است.

حالا باید سؤال‌های سخت‌تری بپرسیم: چند درصد ظرفیت واقعی تولید می‌شود؟ چقدر ضایعات داریم؟ مصرف انرژی به ازای هر واحد محصول چقدر است؟ چند کارخانه داده تولید خود را به‌صورت منظم ثبت می‌کنند؟ چند بنگاه R&D واقعی دارند؟ چند محصول دانش‌بنیان یا فناوری قابل فروش از دل صنعت استان بیرون آمده است؟ سامانه‌های موجود چقدر در جمع آوری و تحلیل داده موثر بوده‌اند؟ اگر سؤال‌هایمان را عوض کنیم، سیاست صنعتی‌مان هم عوض خواهد شد. اگر اختیار داشتید سه اقدام عملی برای صنعت البرز تعریف کنید، چه می‌کردید؟

من به جای یک بسته بزرگ و پرهزینه، با سه اقدام قابل اندازه‌گیری شروع می‌کردم. اقدام اول: کلینیک عارضه‌یابی و بهره‌وری صنعتی. برای تعداد مشخصی از واحد‌های صنعتی، یک ارزیابی استاندارد انجام شود: بهره‌وری تجهیزات، توقفات، ضایعات، انرژی، فرآیند، بازار و بلوغ دیجیتال. خروجی نباید گزارش ۲۰۰ صفحه‌ای باشد؛ باید مشخص کند سه گلوگاه اصلی کارخانه چیست و هرکدام چقدر هزینه ایجاد می‌کنند. اقدام دوم: پروژه‌های تحول ۹۰ روزه. به جای اینکه از روز اول سراغ پروژه‌های چند میلیاردی هوشمندسازی برویم، برای هر کارخانه یک مسئله مشخص انتخاب کنیم؛

مثلاً کاهش ضایعات، کاهش مصرف انرژی، پیش‌بینی خرابی یا بهبود برنامه‌ریزی تولید. ۹۰ روز بعد باید عدد داشته باشیم. اقدام سوم: بازار واقعی برای متخصصان استان ایجاد کنیم. دانشگاه و صنعت باید به قرارداد‌های مسئله‌محور متصل شوند. یک متخصص داده نباید برای ماندن در البرز فقط به دنبال «عنوان شغلی» باشد؛ باید بتواند از حل یک مسئله واقعی صنعتی درآمد حرفه‌ای داشته باشد. به نظرم این مدل هم برای صنعت ارزش ایجاد می‌کند و هم برای سرمایه انسانی. منتقدان می‌گویند صنعتگر امروز نقدینگی ندارد، برق و انرژی مشکل دارد و با هزار مسئله دست‌وپنجه نرم می‌کند.

آیا هوشمندسازی در چنین شرایطی واقعاً اولویت است؟ اتفاقاً به همین دلیل باید درباره هوشمندسازی صحبت کنیم؛ البته نه به معنای خرید فناوری گران. من هیچ‌وقت به کارخانه‌ای که مشکل سرمایه در گردش دارد نمی‌گویم اول برو یک سیستم پیچیده هوش مصنوعی خریداری کن.‌ می‌گویم از پولِ روی زمین مانده شروع کن. ببین کجا ضایعات داری. کجا خط بی‌دلیل متوقف می‌شود. کجا انرژی هدر می‌رود. کجا محصول برگشت می‌خورد. کجا مواد اولیه بیش از نیاز مصرف می‌شود. کجا تصمیم‌گیری با تأخیر انجام می‌شود.

اگر با داده بتوانیم حتی بخشی از این اتلاف را کاهش دهیم، همان صرفه‌جویی می‌تواند منابع مرحله بعد تحول را تأمین کند؛ بنابراین تحول دیجیتال در شرایط سخت اقتصادی نباید یک پروژه تزئینی باشد. تحول دیجیتال باید از جایی شروع شود که مستقیماً به سود، هزینه، نقدینگی و تاب‌آوری کارخانه وصل است. پس از نگاه شما، آینده صنعت البرز باید چه شکلی باشد؟ من آینده البرز را در «بیشتر کردن تعداد سوله‌ها» نمی‌بینم. من آینده را در بهره‌وری بالاتر، ارزش افزوده بیشتر، فناوری بیشتر و اتصال قوی‌تر صنعت به بازار می‌بینم.

البرز مزیت‌هایی دارد که نباید آنها را صرفاً به تعداد واحد‌های صنعتی تقلیل دهیم: نزدیکی به تهران و بازار بزرگ آن، زیرساخت صنعتی، دانشگاه‌ها، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و مجموعه‌ای از صنایع متنوع. اما مزیت جغرافیایی به‌تنهایی مزیت رقابتی نیست. اگر بخواهیم البرز واقعاً به یک قطب صنعتی تبدیل شود، باید از «صنعت مستقر» به سمت اکوسیستم صنعتی هوشمند برویم؛ اکوسیستمی که در آن صنعت، دانشگاه، فناوری، سرمایه و بازار به هم متصل باشند؛ و اگر بخواهم یک جمله برای آینده استان داشته باشم، این است: البرز نباید فقط جایی باشد که کارخانه‌ها در آن مستقرند؛

باید جایی باشد که در آن، مسئله‌های صنعت ایران حل می‌شوند. این تفاوت میان «استان صنعتی» و «اقتصاد صنعتی» است. جمع‌بندی گفتگو «ما در البرز نباید فقط بپرسیم چه تعداد کارخانه داریم؛ باید بپرسیم این کارخانه‌ها چقدر بهره‌ور، رقابت‌پذیر، فناور و تاب‌آورند. آینده صنعت استان از افزایش متراژ سوله‌ها نمی‌گذرد؛ از افزایش بهره‌وری، ارزش افزوده و کیفیت تصمیم‌گیری می‌گذرد»

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار