اشاره: رحلت آیتالله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی، از مراجع برجسته و فقهای نامدار معاصر، ضایعهای بزرگ برای حوزههای علمیه و جهان تشیع به شمار میرود؛ شخصیتی که بیش از چند دهه از عمر پربرکت خود را در مسیر تحصیل، تدریس، تحقیق و تربیت علمی طلاب و فضلای حوزه سپری کرد و در میان فقهای معاصر، جایگاهی ممتاز در دانش فقه، رجال و حدیث داشت. دقت علمی، احتیاط در نقل مطالب، احاطه بر مباحث فقهی و تاریخی و اهتمام ویژه به اسناد و منابع، از جمله ویژگیهایی بود که نام ایشان را در میان اهل علم برجسته کرد.
با این حال، شخصیت آیتالله العظمی شبیری زنجانی تنها در مقام علمی و فقهی ایشان خلاصه نمیشد؛ تواضع کمنظیر، بیاعتنایی به مظاهر دنیا، سلامت نفس، سعه صدر در برابر مخالفان و اهتمام به ارتباط صمیمانه با طلاب و مردم، بخش دیگری از سیره این مرجع فقید را تشکیل میداد. از سوی دیگر، ارتباط علمی و صمیمی ایشان با شماری از بزرگان حوزه و چهرههای برجسته علمی و انقلابی، از جمله آیتالله سیدمهدی روحانی، آیتالله احمدی میانجی، آیتالله سیستانی و رهبر شهید انقلاب اسلامی، بخشی از تاریخ معاصر حوزههای علمیه را نیز در خود جای داده است.
از همین رو، بازخوانی سیره علمی و اخلاقی ایشان میتواند الگویی برای نسل جدید طلاب و پژوهشگران حوزه باشد. بر همین اساس، خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام محمدرضا شاهآبادی فرزند مرحوم آیتالله نصرالله شاهآبادی و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، درباره سیره علمی و فقهی آیتالله العظمی شبیری زنجانی، ویژگیهای اخلاقی و رفتاری ایشان، دقتهای علمی و رجالی، ارتباط با بزرگان حوزه و رهبر شهید انقلاب و ضرورت الگوسازی از سیره این مرجع فقید برای نسل جدید حوزههای علمیه به گفتوگو پرداخته است.
رسا- با عرض سلام و تسلیت، اگر بخواهید یک ترسیم کلی از شخصیت علمی و جایگاه مرحوم آیتالله العظمی شبیری زنجانی ارائه دهید، ایشان در منظومه فقهای معاصر چه جایگاهی داشتند؟ بسم الله الرحمن الرحیم. اولاً ضایعه اسفناک و دردناک رحلت مرجع عظیمالشأن جهان تشیع، عالم عامل، مرحوم آیتالله العظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی (رضوانالله علیه) را به محضر مقدس حضرت صاحبالعصر و الزمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، حوزههای علمیه، مراجع عظام تقلید و عموم مؤمنین و متدینین تسلیت عرض میکنم. واقعاً فقدان ایشان رخنهای جبرانناپذیر در جهان تشیع ایجاد کرد؛
خداوند روح مطهر ایشان را با اولیای طاهرینش محشور بفرماید. درباره مقام علمی ایشان، بنده کوچکتر و لایقتر از آن هستم که بخواهم ورود پیدا کنم؛ چراکه مراتب علمی ایشان «أظهر من الشمس» است. ایشان به صورت تخصصی در عالیترین درجات علمی و فقهی قرار داشتند و در شمار فقهای اعلم معاصر ما شناخته میشدند.
پس از رحلت مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی، بزرگانی که معاصر و همدرس و هممباحثه ایشان بودند و خودشان صلاحیت مرجعیت و تقلید داشتند — مانند مرحوم آیتالله سید مهدی روحانی و مرحوم آیتالله احمدی میانجی — اعلام کردند که تقلید از ایشان جایز است و حتی برخی مرجعیت را منحصر در ایشان میدانستند. با وجود کثرت فقها در آن برهه، این حضرات، ایشان را به عنوان مرجع معرفی کردند و به اصرار همین حضرات بود که ایشان راضی به چاپ رساله عملیه شدند.
رسا- سابقه آشنایی و ارتباط حضرتعالی و بیت مرحوم آیتالله شاهآبادی با ایشان به چه زمانی بازمیگردد و این ارتباط چگونه ادامه داشت؟ آشنایی حقیر و بیت ما با ایشان به بیش از نیم قرن بازمیگردد. خود مرحوم آیتالله شبیری بارها به بنده میفرمودند: «من با پدر شما بیش از ۶۰ سال رفاقت داشتم.» و این ضربالمثل معروف را یادآور میشدند که «رفاقتُ عشرینَ سنهٍ قرابه» (بیست سال دوستی در حکم خویشاوندی است)، در حالی که ما بیش از ۶۰ سال دوستی داشتیم. ایشان هم با مرحوم پدرم مأنوس بودند و هم پیش از آن با دایی ما، مرحوم آیتالله سید مهدی روحانی، دوستی دیرینهای داشتند و مرتب در مراوده بودند.
از سال ۱۳۶۸ که بنده برای تحصیل به قم آمدم، شبهای پنجشنبه در روضه منزل مرحوم آیتالله روحانی شرکت میکردم. آیتالله شبیری زنجانی هم مقید بودند که شبهای پنجشنبه در این مجلس روضه حاضر شوند و میفرمودند: «من در طول هفته گمشدهای دارم که گمشدهام را شبهای پنجشنبه با شرکت در مجلس روضه آقای روحانی پیدا میکنم.» این برنامه ایشان حتی تا ۲۶–۲۷ سال پس از رحلت آیتالله روحانی نیز ادامه داشت و تا زمانی که توان جسمی داشتند، در این روضه شرکت میکردند. بنابراین بنده حداقل هفتهای یکبار ایشان را زیارت میکردم و از بیاناتشان بهرهمند میشدم.
علاوه بر آن، در محافل، جلسات گعده علمی و مراسمات ایشان شرکت میکردیم. ایشان محبت و لطف فوقالعادهای به بنده، برادرانم و خانواده ما داشتند و بارها میفرمودند: «من شما را میبینم خوشحال و دلشاد میشوم.» ما واقعاً انس و الفت متقابلی با ایشان داشتیم.
رسا- مهمترین ویژگیهای اخلاقی و سیره رفتاری آیتالله شبیری زنجانی در مواجهه با مردم و طلاب چه بود؟ مهمترین نکتهای که باید عرض کنم این است که ایشان از لحاظ رتبه علمی و درجه فقهی و شخصیتی، در رتبه های اول حوزه قرار داشتند، اما با وجود تمام این مکارم و بزرگی علمی، بسیار متواضع بودند. ایشان گاهی تنها و مانند یک طلبه عادی در خیابان راه میرفتند و برای شرکت در جلسات میآمدند؛ هیچکس ایشان را نمیشناخت و خودشان هم هیچ تفاوتی میان خود و یک فرد عادی قائل نبودند. در تواضع کمنظیر بودند.
ایشان با دقت و احترام کامل به سخنان طلبههایی امثال ما گوش میدادند، توجه میکردند و پیگیری مینمودند. یکبار خودم دیدم ایشان در خیابان راه میرفتند که آقایی از داخل ماشین ایشان را صدا زد: «حاج آقا!» آقا ایستادند تا آن شخص ماشینش را پارک کند و بیاید. وقتی آمد، فقط میخواست احوالپرسی کند! با اینکه کاری نداشت، اما آقا معطل ایستادند و با گرمی احوالپرس او شدند.
همچنین در طول دوران حضور در محضرشان شاهد بودم که نسبت به برخی نظرات فقهی ایشان از سوی برخی افراد، روحانیون یا طلاب اجحاف و بعضا تندیهایی میشد، اما ایشان مطلقاً به دل نمیگرفتند و حتی اگر کسانی میخواستند مقابله یا جلوگیری کنند، مانع میشدند. موارد زیادی ما شاهد بودیم در طول این دورهای که در محضر ایشان بودیم. ایشان سلامت نفس فوقالعادهای داشتند، هیچ وقت کینهای از هیچکس به دل نمیگرفتند و نسبت به دنیا هم واقعاً و حقیقتاً بیتوجه و مصداق واقعی «مخالفاً لِهَواه» بودند. در گفتارشان صداقت و راستی در درجات اعلی قرار داشت.
رسا- در حوزه ضبط تاریخ، رجال و نقل حدیث، دقت و حساسیت ایشان چگونه بود؟ آیا خاطره خاصی از این دقت سندمحور ایشان دارید؟ ایشان هیچ سخنی را بدون سند و مدرک معتبر قبول نمیکردند و در نقل خاطرات و قصهها، چه رسد به مسائل فقهی و صدور فتوا، فوقالعاده دقیق بودند. یکبار از بنده پرسیدند: «من از پدر شما نقل شنیدم که آیتالله العظمی خوئی فرموده بودند که دوست دارم تشییع و تدفین من غریبانه مثل مادرم حضرت زهرا (سلامالله علیها) باشد. آیا شما هم این را شنیدهای؟» گفتم: بله، من هم همین را شنیدهام. فرمودند: «جزئیاتی از آن را نگفتند؟» گفتم: خیر، بیش از این نشنیدم.
بعدها یکی از فضلا آیتالله شیخ محمدعلی نجفی به من گفت خاطرهای از پدر شما دارم و تعریف کرد: در ایام فاطمیه در روضه منزل مرحوم آیتالله مستنبط در نجف، مرحوم آقای شُبّر روضه مفصلی درباره شهادت، غسل و تدفین حضرت زهرا (س) خواند. مرحوم آیتالله خوئی کنار پدر شما (آیتالله شاهآبادی) و آقای دانیالی نشسته بودند. در حین روضه دیدم آیتالله خوئی دستهایشان را بالا برده و زیر لب دعایی میخوانند. بعد از جلسه از آقای دانیالی پرسیدم آقا چه میگفتند؟
گفت از آقای شاهآبادی پرسیدم و ایشان گفتند آقای خوئی میگفتند: «خدایا فوت، تشییع و تدفین مرا هم مانند مادرم حضرت زهرا (س) قرار بده.» وقتی بنده این جزئیات دقیق را برای آیتالله شبیری زنجانی نقل کردم و گفتم ناقلش هم حاضر است، ایشان بسیار خوشحال شدند؛ چون سخن بدون سند را نمیپذیرفتند. این دقت رجالی و فقهی ایشان بهگونهای بود که حضرت آیتالله العظمی سیستانی در نجف میفرمودند: «احتیاطات مرا به ایشان (آیتالله شبیری) ارجاع دهید.» حتی در میان اهل خبره و حوزویان مطرح بود که اعلمیت، دائر مدار و بین این دو بزرگوار (آیتالله سیستانی و آیتالله شبیری) است.
تأکید بر تواضع علمی ایشان اینکه، تابستانی به طبقه بالای منزل محقرشان رفتم؛ فرمودند مشغول نگارش حاشیه بر مکاسب هستم. سپس یکی از فروع مکاسب را مطرح کرده و از بنده (که طلبهای جوان بودم) نظرم را جویا شدند و فرمودند: «به نظر شما این اشکال و نظر من درست است؟» این میزان تواضع از سوی یک شخصیت کم نظیرعلمی در مواجهه با طلاب جوان واقعاً شگفتانگیز و ارزشمند بود. رسا- علت بازگشت آیتالله العظمی شبیری زنجانی از نجف چه بود؟ ایشان بهدلیل ضعف جسمانی و عدم سازگاری آبوهوای نجف با مزاجشان، پس از یک سال به قم بازگشتند. در قم در درس مرحوم آیتالله محقق داماد شرکت کردند.
درس مرحوم داماد یک درس کاملاً مجتهدپرور بود و اکثریت قریب به اتفاق شاگردان ایشان به مقام اجتهاد رسیدند. رسا- ارتباط و انس ایشان با رهبر شهید انقلاب از چه زمانی آغاز شد و این رابطه تا چه اندازهای عمیق بود؟ رفاقت و آشنایی ایشان با رهبر انقلاب به دوستیِ اخوی بزرگوارشان، حاج آقا سید جعفر شبیری، با ایشان بازمیگردد. در سفری که رهبر انقلاب به عتبات داشتند، با حاج آقا سید جعفر همسفر و دوست شدند و همین امر موجب آشنایی و ارتباط با حاج آقا موسی شبیری (آیتالله العظمی شبیری) گردید.
حاج آقا سید جعفر و رهبر شهید انقلاب با یکدیگر هممباحثه بودند و رفاقت قدیمی بیش از ۵۰–۶۰ ساله میان ایشان و رهبر انقلاب برقرار بود. رهبر شهید انقلاب فوقالعاده به آیتالله شبیری و دقتهای علمی ایشان علاقهمند بودند. زمانی که کتاب «جرعهای از دریا» چاپ شد، رهبر انقلاب فرموده بودند: «این کتاب روز و شب همراه من است و آن را مطالعه میکنم.» و حواشی زیادی بر آن نگاشته و در حدود ۱۷–۱۸ مورد یادداشتها و نکاتی درباره خاطرات تاریخی را به ایشان متذکر شده بودند.
هرگاه رهبر انقلاب به قم تشریف میآوردند با ایشان دیدار میکردند و هر زمان آیتالله شبیری به تهران میرفتند به دیدار رهبری میرفتند. هردو بزرگوار (هم رهبر انقلاب و هم آیتالله شبیری) احاطه جامع به علوم و تسلطی دایرهالمعارفی داشتند. دیدارهای ایشان برخلاف دیدارهای تشریفاتی، بسیار طولانی بود؛ بهطوریکه گاهی وقت دیدارهای بعدی کنسل میشد و تا چند ساعت به گعده و گفتگوی علمی و صمیمی میگذشت. فرزندان رهبر شهید انقلاب، حاج آقا مصطفی و رهبر عزیز انقلاب حاج آقا مجتبی خامنه ای نیز توفیق شاگردی و تلمذ محضر ایشان را داشتند؛
بهویژه حاج آقا مصطفی خامنه ای بیش از ۵ سال در درس خارج آیتالله شبیری شرکت میکردند و همواره گزارشها و احوالات ایشان را به رهبر انقلاب منتقل مینمودند. رسا- آیا خاطره ملموسی از مجالس گعده و انس ایشان در قم به یاد دارید؟ بله؛ یک شب شهادت، آقازاده ایشان (آقاسید احمد) در طبقه فوقانی منزل پیامک دادند که مجلس روضه دارند. بنده چون چند جای دیگر دعوت داشتم، قصد داشتم ۱۰ دقیقه بنشینم و بروم. اتفاقاً آیتالله شبیری هم تشریف آوردند. بنده دم در نشسته بودم که آقا به من اشاره کردند پیش ایشان بروم و کنارشان روی مبل نشستم.
در طول روضه و منبر، ایشان نجوایی با بنده داشتند و نکات منبر را تذکر میدادند. بعد از منبر، سفره شام پهن شد، شام خورده شد و همه مهمانان، طلاب و حتی نزدیکان یکییکی رفتند، اما گفتگوی بنده با آقا ادامه یافت. این صحبت بیش از ۲.۵ تا ۳ ساعت طول کشید! تا جایی که خانواده ایشان هم تشریف آوردند و آقا در نهایت با تواضع فرمودند: «ببخشید من وقت شما را گرفتم!» عرض کردم: آقا فیض بردیم. فردای آن روز هم به فرزندشان فرموده بودند دیشب گعده مفصلی با فلانی داشتیم. این خوشصحبت بودن و تواضع ایشان خیرهکننده بود.
رسا- در پایان، چه توصیهای درباره ضرورت الگوسازی از سیره این مرجع بزرگ برای نسل جدید حوزههای علمیه دارید؟ زندگی این بزرگان باید به رشته تحریر درآید، تدوین شود و الگویی برای نسل جدید طلاب، فقها، مدرسین و متعلمین باشد. ایشان تا آخرین لحظات عمر از تحصیل، تدریس، کوشش علمی و تعبد دست نکشیدند. در سفر عمره، ایشان مقید بودند قبل و بعد از نماز حتماً طواف کنند و گاهی در یک روز بیش از ۱۰ تا ۱۲ طواف انجام میدادند و میفرمودند مستحب است به عدد ایام سال، ۳۶۰ طواف انجام بشود. در تعبد، اخلاق و تواضع نمونه و الگو بودند.
بارها و بارها از فرزندان و نزدیکان خود که مشغول خادمی ایشان بودند، عذرخواهی میکردند و میفرمودند: «ببخشید من موجب زحمت و شرمندگی شما شدم.» بهراستی که مصداق این شعر بودند: «از میان دو چشم یک تن کم / و از میان خرد هزاران بیش» ایشان شخصیتی بودند که فقدانشان جبرانناپذیر است، مگر آنکه خداوند متعال از خزانه غیب خود عنایتی به جامعه تشیع و امت اسلامی بفرماید.
منبع: رسانیوز



