، همزمان با حضور سران و مقامهای ارشد کشورهای منطقه در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، نشانههای تازهای از تلاش آمریکا برای بازآرایی ساختار امنیتی خاورمیانه و ایجاد سازوکارهای جدید برای مقابله با تهدیدات منطقهای نمایان شده است. در مرکز این تحولات ایران قرار دارد؛
با این حال، آنچه در روزهای اخیر در نیویورک رخ داده را نمیتوان صرفاً تشکیل یک «ائتلاف عربی ـ اسرائیلی» دانست، بلکه مجموعهای از هماهنگیهای سیاسی، امنیتی و نظامی میان آمریکا، اسرائیل و شماری از کشورهای عربی در حال شکلگیری است که یکی از محورهای اصلی آن، نحوه مواجهه با ایران پس از جنگ اخیر است. در تازهترین تحول، دونالد ترامپ در حاشیه نشست مجمع عمومی با مجموعهای از رهبران و وزیران خارجه کشورهای عربی و منطقهای دیدار کرد.
این نشست با حضور مقامهایی از قطر، عربستان سعودی، امارات، کویت، عمان، بحرین، عراق، اردن، مصر، لبنان، سوریه و ترکیه برگزار شد و موضوعاتی از جمله وضعیت امنیتی خاورمیانه، پیامدهای جنگ، امنیت انرژی، مرحله پس از جنگ و ترتیبات آینده منطقه مورد بحث قرار گرفت. قطر نیز در گزارش رسمی خود اعلام کرد در این نشست درباره راهبردهای پیشنهادی برای مرحله پس از جنگ و راههای پیشبرد صلح و ثبات از طریق گفتوگو و راهکارهای دیپلماتیک رایزنی شده است.
اهمیت این نشست از آن جهت است که واشنگتن در شرایطی در حال رایزنی درباره «روز بعد» جنگ است که همزمان گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا نیز در نیویورک جریان دارد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، و جرد کوشنر در همین چارچوب با هیئت ایرانی به صورت غیرمستقیم در نیویورک گفتوگو کردند و میانجیها میان دو طرف رفتوآمد داشتند. در نتیجه، مسئله امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز و آینده روابط ایران با کشورهای عربی عملاً در کنار مذاکرات ایران و آمریکا قرار گرفته است. چرا آمریکا به دنبال معماری امنیتی جدید است؟
یکی از دلایل اصلی این رویکرد، تغییر محاسبات امنیتی کشورهای عربی پس از جنگ است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس طی دهههای گذشته عمدتاً به حضور نظامی آمریکا، پایگاههای این کشور و سامانههای دفاع هوایی غربی برای تأمین امنیت خود اتکا کردهاند. با این حال، جنگ اخیر نشان داد حتی وجود این زیرساختها مانع از آسیبپذیری تأسیسات انرژی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی نمیشود. تحلیل اندیشکده چتمهاوس نیز بر همین تغییر تأکید دارد.
این مرکز معتقد است جنگ ایران، آسیبپذیری معماری امنیتی متکی بر توان نظامی آمریکا را آشکار کرده و کشورهای عربی ناچارند درباره ترتیبات امنیتی خود بازاندیشی کنند؛ هرچند این بازنگری الزاماً به معنای فاصله گرفتن آنها از واشنگتن نیست. از نگاه آمریکا، راهحل میتواند ایجاد شبکهای از همکاریهای دفاعی، اطلاعاتی و نظامی میان اسرائیل و کشورهای عربی باشد؛ شبکهای که در آن آمریکا نقش هماهنگکننده و تأمینکننده اصلی فناوری و تسلیحات را حفظ کند. پیش از نشست نیویورک نیز فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و چند کشور عربی در آلمان نشست محرمانهای برگزار کردند.
بر اساس گزارش منتشر شده، فرماندهان نظامی اسرائیل، عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر در این نشست حضور داشتند و درباره افزایش همکاری امنیتی منطقهای گفتوگو کردند. بنابراین، اگرچه هنوز نمیتوان از تشکیل یک ائتلاف نظامی رسمی سخن گفت، اما زیرساخت گفتوگو و هماهنگی امنیتی میان بازیگران مختلف در حال گسترش است. اسرائیل چه نقشی در این روند دارد؟
اسرائیل یکی از طرفهای اصلی چنین معماریای خواهد بود، زیرا آمریکا طی سالهای گذشته تلاش کرده است همکاری امنیتی اسرائیل و کشورهای عربی را از روابط دوجانبه به حوزههای دفاع موشکی، اطلاعاتی، پهپادی و امنیت دریایی گسترش دهد. توافقهای ابراهیم میان اسرائیل، امارات و بحرین نیز بستری برای این همکاری ایجاد کرد. با این حال، جنگ غزه و تحولات بعدی، روند عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را با محدودیت مواجه کرده است.
در نتیجه، واشنگتن اکنون با یک مسئله پیچیده روبهروست: از یک سو میخواهد اسرائیل را در مرکز معماری امنیتی منطقه حفظ کند و از سوی دیگر باید حساسیتهای سیاسی کشورهای عربی نسبت به مسئله فلسطین و جنگ غزه را در نظر بگیرد. به همین دلیل، احتمالاً همکاریهای امنیتی در کوتاهمدت بیش از آنکه در قالب یک پیمان علنی و رسمی ظاهر شود، در حوزههایی مانند پدافند هوایی، تبادل اطلاعات، امنیت دریایی و مقابله با موشکها و پهپادها دنبال خواهد شد. آیا کشورهای عربی با مهار ایران همراه هستند؟ در این بخش باید میان منافع کشورهای عربی و اهداف آمریکا تفکیک قائل شد.
عربستان، امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس از افزایش توانمندیهای موشکی و پهپادی ایران و تهدید علیه زیرساختهای انرژی خود نگران هستند؛ اما همزمان، بسیاری از این کشورها طی سالهای اخیر تلاش کردهاند روابط خود با تهران را نیز مدیریت کنند. نمونه مهم آن قطر است که همزمان با مشارکت در نشست ترامپ، در کانال میانجیگری میان تهران و واشنگتن نیز فعال بوده است. قطر همراه با پاکستان برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا تلاش میکند و در پرونده تنگه هرمز نیز نقش میانجی دارد. این وضعیت نشان میدهد کشورهای منطقه الزاماً یک نگاه واحدی نسبت به ایران ندارند.
برای آنها حفظ امنیت انرژی، باز بودن مسیرهای کشتیرانی و جلوگیری از گسترش جنگ اهمیت دارد و همین مسئله میتواند آنها را به سمت دیپلماسی با تهران در کنار همکاری امنیتی با واشنگتن سوق دهد. هرمز؛ حلقه اتصال امنیت و اقتصاد یکی از مهمترین موضوعاتی که معماری امنیتی جدید را به منافع اقتصادی کشورهای عربی پیوند میزند، تنگه هرمز است. حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز پیش از جنگ از این مسیر عبور میکرد و اختلال در آن، مستقیماً درآمدهای نفتی کشورهای عربی و امنیت انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
در همین چارچوب، آمریکا حتی به دنبال ایجاد یک سازوکار سرمایهگذاری مشترک حدود ۱۰ میلیارد دلاری با کشورهای عربی برای توسعه خطوط لوله و زیرساختهایی است که وابستگی صادرات انرژی منطقه به هرمز را کاهش دهد. بر اساس گزارش فایننشالتایمز، این طرح میتواند در نهایت به یک پلتفرم سرمایهگذاری بیش از ۵۰ میلیارد دلاری تبدیل شود. بنابراین، معماری امنیتی مورد نظر واشنگتن صرفاً نظامی نیست؛ بلکه زیرساخت انرژی، مسیرهای صادراتی، بنادر و خطوط لوله نیز بخشی از آن است. هدف این است که در صورت بروز بحران جدید، یک نقطه جغرافیایی نتواند کل جریان انرژی منطقه را مختل کند.
پیامدهای این روند برای ایران از منظر تهران، شکلگیری چنین شبکهای میتواند یک چالش امنیتی جدید ایجاد کند؛ زیرا در صورت تثبیت همکاریهای دفاعی میان اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای عربی، عمق اطلاعاتی و عملیاتی واشنگتن و تلآویو در پیرامون ایران افزایش خواهد یافت. با این حال، همین تحولات میتواند کشورهای عربی را به سمت گفتوگو با ایران نیز سوق دهد. گزارشهای اخیر نشان میدهد برخی دولتهای عربی، همزمان با همکاری با آمریکا، خواهان پایان جنگ و ایجاد یک چارچوب پایدار برای امنیت منطقه هستند. نشست نیویورک نیز بر گفتوگو و راهحلهای دیپلماتیک تأکید داشته است.
همچنین در چهار روز اخیر که عراقچی در آمریکا به سر می برد، تقریباً با تمام مقامات ارشد کشورهای عربی دیدار و رایزنی داشته است. از این منظر، دو مسیر رقیب در حال شکلگیری است: مسیر نخست، معماری امنیتی مبتنی بر آمریکا، اسرائیل و همکاری دفاعی کشورهای عربی است؛ مسیر دوم، تلاش برای ایجاد سازوکار امنیتی منطقهای با مشارکت ایران و کشورهای خلیج فارس است. در روزهای اخیر حتی گزارشهایی درباره بررسی پیشنهاد قطر برای ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک میان ایران و کشورهای خلیج فارس منتشر شده است؛ پیشنهادی که جزئیات رسمی آن تاکنون منتشر نشده است.
در چنین شرایطی، آینده امنیت خلیج فارس صرفاً به نتیجه مذاکرات تهران و واشنگتن وابسته نیست؛ بلکه به این پرسش نیز بستگی دارد که کشورهای منطقه پس از جنگ، امنیت خود را چگونه تعریف خواهند کرد: امنیت متکی بر حضور و تضمینهای آمریکا، یا سازوکاری منطقهای که ایران نیز در آن حضور داشته باشد. آنچه در نیویورک طی روزهای اخیر رخ داده نشان میدهد واشنگتن تلاش دارد گزینه نخست را تقویت کند، در حالی که همزمان برخی کشورهای منطقه به دنبال حفظ کانالهای گفتوگو با تهران هستند.
منبع: خبرگزاری موج



