رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار8 دقیقه مطالعه

راز ماندگاری درام‌های جنگی در سیمـا

هفته دفاع مقدس، یادآور حماسه‌سازانی است که با دست خالی در برابر متجاوزان ایستادند؛ تاریخی پرافتخار که قاب جادویی تلویزیون همواره رسالت خطیر بازنمایی آن را بر دوش داشته است.

راز ماندگاری درام‌های جنگی در سیمـا

رسانه‌ملی در گذر سال‌ها، با آثاری، چون پسران هور و کیمیا و اخیرا با مجموعه‌هایی نظیر صفر بیست‌وچهار و تانک‌خورها، نقشی بی‌بدیل در پیوند خاطرات رزمندگان با هیجان و ادراک نسل امروز ایفا کرده است. ایرج محمدی، تهیه‌کننده باسابقه تلویزیون، در گفت‌و‌گو با جام‌جم با تأکید بر این‌که جذابیت دراماتیک و تعادل میان پیام و اکشن باید بر بستر پژوهش‌های دقیق تاریخی استوار باشد، به دشواری‌های تولید در حوزه زرهی، لزوم بهسازی زیرساخت‌های شهرک سینمایی دفاع‌مقدس و ضرورت انتقال تجارب زیسته دوران جنگ به نسل جوان می‌پردازد؛

هنرمندی که معتقد است ایستادگی سرافرازانه امروز کشور، ریشه در همان هشت سال نبرد قهرمانانه دارد و هرگز نباید روایت این فداکاری‌ها در قاب جعبه جادو متوقف شود. در ساخت سریال‌های دفاع مقدس، اولین چالشی که به ذهن می‌رسد، برقراری تعادل میان دقت تاریخی و نیاز دراماتیک برای جذب مخاطب است. این تعادل باعث می‌شود آثار نمایشی دفاع مقدس از تولیدات صرفا اکشن متمایز شوند. ایرج محمدی، کارگردان تلویزیون معتقد است برای دراماتیک‌شدن روایت‌های جنگی باید درست سوژه‌یابی کرد.

وی می‌گوید: برای تولید آثار دفاع مقدسی، پژوهش و تحقیق یک نیاز اساسی است تا کار باکیفیتی به مخاطب عرضه شود. شواهد، مدارک، مستندات، کتاب‌ها، فیلم‌های مستند و تصاویر آرشیوی فراوانی در این حوزه موجود است که فیلمساز با رجوع به آنها می‌تواند اطلاعات بسیار غنی و دقیقی به‌دست‌آورد. این منابع بسیار گسترده و متنوع هستند؛ چراکه رزمندگان در طول هشت سال جنگ تحمیلی رشادت‌های بی‌شماری خلق کردند و وقایع فراوانی رخ داده که ثبت و روایت آنها همچنان ادامه دارد؛ بنابراین از نظر سوژه و موضوع هیچ کمبودی نداریم و فضا برای فیلمسازان در حوزه دفاع‌مقدس بسیار فراخ است.

کافی است کارگردان یا نویسنده روی یکی از این ماجرا‌ها و دلاوری‌ها تمرکز کند و آن را پایه و اساس ساخت سریال قرار دهد. نمایش غافلگیری دشمن او برای مثال به سریال «صفر بیست‌وچهار» اشاره می‌کند: مبنای داستان ساخت «قایق عساکره» توسط آقای حمامی بود؛ قایقی ویژه و ابداعی که در دوران جنگ توسط بچه‌ها طراحی و ساخته شد و استفاده از آن در نتایج عملیات‌ها تأثیر شگرفی گذاشت و دشمن را غافلگیر کرد. برای ساخت سریال صفر بیست‌وچهار نیز همان قایق عساکره عینا توسط خود آقای حمامی و براساس مستندات و پژوهش‌ها بازسازی شد.

البته در کنار این پژوهش‌ها، جنس و حس کارگردانی هم نقشی کلیدی دارد. از میان تولیدات تلویزیونی پرمخاطب در سال‌های اخیر می‌توان به مجموعه نمایشی «تانک‌خورها» اشاره کرد. محمدی در ادامه موضوع سوژه‌یابی در آثار نمایشی به این سریال اشاره می‌کند: در سریال تانک‌خور‌ها نیز مبنای پژوهشی ما بر این اصل استوار بود که تانک‌های فرسوده یا تانک‌هایی که به‌عنوان غنیمت جنگی به دست می‌آمدند، توسط جوانان رزمنده و متخصصان خودمان بازسازی و مهندسی معکوس می‌شدند. این موضوع پیش‌تر مورد تحقیق قرار گرفته بود و حتی مستندی هم درباره‌اش ساخته شد؛

در نتیجه ما از همین اسناد و شواهد بهره بردیم. چالش اصلی این بود که چگونه این داده‌های پژوهشی را گردآوری و به یک درام تبدیل کنیم. عناصر دراماتیک مخاطب‌پسند کاملا مشخص هستند، اما مهم این است که چفت‌وبست این عناصر، نوع طراحی قصه، غافلگیری‌ها و پیرنگ‌ها کاملا دقیق و حساب‌شده باشد.

به‌همین‌دلیل تجربیات نویسنده، کارگردان و شخص بنده که بخشی از عمرم را در جبهه‌های دفاع‌مقدس هشت‌ساله گذرانده‌ایم در کنار هم قرار گرفت تا توانستیم تانک‌خور‌ها را تولید کنیم.او اضافه می‌کند: پیش از این، من در آثاری، چون «نسیم شمال، باد جنوب» یا بخش‌هایی از سریال «دلدادگان» به موضوع دفاع‌مقدس پرداخته بودم، اما حضور تمام‌عیار در چنین مجموعه‌هایی اهمیت پررنگ‌تری دارد. در این میان، انتخاب بازیگر نقشی بسیار مهم دارد؛ ایفای نقش باید به‌گونه‌ای باشد که مخاطب بتواند به‌طور کامل با شخصیت داستان همذات‌پنداری کند.

به باور این کارگردان، اگر چنین ارتباطی شکل نگیرد، اثر به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و در نهایت به یک ملودرام معمولی تبدیل می‌شود. محمدی عقیده دارد همه چیز به سناریو و فیلمنامه برمی‌گردد: اکشن‌سازی صرف، از دیدگاه بنده تأثیر عمیقی بر مخاطب نمی‌گذارد. این‌که فقط نشان دهیم مدام شلیک می‌شود، یکی می‌زند و دیگری می‌افتد، مخاطب را درگیر نمی‌کند. رمز تأثیرگذاری در این است که مخاطب درک کند قهرمان قصه به‌دنبال چیست و چه هدفی دارد؛ آنجاست که بیننده با کاراکتر همذات‌پنداری می‌کند و نبض احساسات او در دست گرفته می‌شود.

اگر در متن و قصه به این نقطه نرسیم، نتیجه نهایی یک کار معمولی و بی‌اثر خواهد شد. همکاری با کارگردان یا بازیگری که پیشینه و تجربه کار دفاع مقدسی ندارد سخت‌تر است. به‌ویژه کارگردان باید کاملا بر فضای دفاع‌مقدس مسلط باشد و اثر را از آن خود کند. صرف دیدن تصاویر و فیلم‌های جنگی از تلویزیون برای خلق این فضا کافی نیست؛ برای شکل‌گیری حس واقعی در سکانس‌ها، داشتن تجربه زیسته از آن دوران یا رسیدن به پختگی در این ژانر برای عوامل ضروری است؛ در غیر این صورت از تأثیرگذاری اثر کاسته می‌شود.محمدی بیان می‌کند: مهم‌ترین چالش در کار‌های دفاع مقدسی، کمبود امکانات است.

ما بار‌ها با مسئولان شهرک سینمایی دفاع‌مقدس و مدیران تلویزیون گفت‌و‌گو کرده‌ایم که امکانات فعلی این شهرک کفاف تولید آثار استاندارد دفاع مقدسی را نمی‌دهد. اطراف لوکیشن‌ها آن‌قدر برج‌سازی، کارگاه و ساخت‌وساز شده که مدام با سروصدا و اتفاقات غیرمنتظره روبه‌رو می‌شویم. هرچند این بخش را با ترفند‌های فنی و کنترل کادر حل می‌کنیم، اما از نظر تجهیزات و ادوات نظامی و جنگی نیازمند هم‌افزایی و کمک همه نهاد‌ها و ارگان‌ها هستیم.

او با تاکید بر این که در کشور‌های غربی هنوز هم درباره جنگ‌های جهانی اول و دوم فیلم و سریال می‌سازند، ادامه می‌دهد: ما نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم و بگوییم، چون امکانات نیست یا تولید کار در شهرک دفاع‌مقدس سخت و پیچیده است، پس کار نمی‌کنیم. این جریان هرگز نباید متوقف شود؛ زیرا ایستادگی و مقاومت امروز ما در برابر قدرت‌هایی، چون آمریکا و اسرائیل، بر پایه‌ها و ریشه‌های همان هشت سال دفاع‌مقدس بنا شده است و نباید اجازه دهیم آن رشادت‌ها به فراموشی سپرده شود. فهم رشادت‌های رزمندگان آن دوران دشوار نیست؛

جوانانی که امروز با کمترین امکانات پای لانچر‌ها و سامانه‌ها می‌ایستند و مقاومت می‌کنند، دقیقا همان حس و حال را دارند. تمامی افرادی که در نبرد‌های اخیر ایستادگی و جانفشانی کردند دست‌کمی از رزمندگان دفاع‌مقدس هشت‌ساله ندارند. من در دوران محاصره آبادان و خرمشهر شخصا آنجا حضور داشتم و با چشمان خودم دیدم که بچه‌ها چگونه جانانه از خاک و سرزمین‌شان دفاع می‌کردند. این کارگردان به این‌که تجربه حضور در جبهه چقدر در ساختن فیلم‌های دفاع‌مقدس به او کمک کرده است، چنین پاسخ می‌دهد: بسیار زیاد. اگر آن درک حضوری باشد، فیلم درست ساخته می‌شود.

متأسفانه یکی از نقاط ضعف فعلی ما عدم انتقال صحیح تجربیات است، درحالی‌که انتقال تجربه امری ضروری است، اما خیلی‌ها به آن باور ندارند. محمدی اضافه می‌کند: وقتی مخاطب پای تصویر می‌نشیند و کار را باورپذیر و واقعی می‌بیند، اثرگذاری چندبرابر می‌شود. دفاع مقدس فقط به خط مقدم محدود نمی‌شد؛ پشت جبهه و در خانه‌ها نیز شبکه‌ای گسترده از پشتیبانی شکل گرفته بود؛ مادران، خواهران و همسرانی که بار سنگینی بر دوش داشتند. یکی از این نمونه‌ها رختشویخانه است. از این‌رو در‌حال‌حاضر ما کتاب «حوض خون» را در دست داریم و مشغول تبدیل آن به سناریو هستیم تا به مرحله اجرا برسد.

اگر ما این روایت‌های ناب پشت جبهه را با وقایع خط مقدم پیوند بزنیم و ادغام کنیم، بیننده عظمت آن دوران را عمیقا حس می‌کند و پی می‌برد که ایستادگی سرافرازانه امروز ما و این‌که حتی یک وجب از خاک وطن به بیگانگان واگذار نشد، مرهون همان روزهاست. محمدی عقیده دارد مخاطبان کار‌های دفاع مقدسی نه‌فقط میانسالان و سالمندان بلکه جوانان هستند: نباید چشم‌مان را ببندیم و فکر کنیم جوانان این آثار را نمی‌بینند. مخاطبان عام، از سالخوردگان و پیرمردان و پیرزنان ۹۰ ساله گرفته تا افراد میانسال پای این آثار می‌نشینند؛

زیرا این فضا‌ها برای نسل ما جنبه نوستالژیک دارد و با آن خاطره‌بازی می‌کنند. اما برای نسل جوان، این روایت‌ها سراسر هیجان‌انگیز است. برای جوانی که می‌بیند چگونه با دست خالی محاصره آبادان شکسته شد و رزمندگان چگونه مقاومت کردند، دیدن این فیلم‌ها و سریال‌ها پر از کشش و شگفتی است. این تصاویر در ذهن بینندگان حک می‌شود و باقی می‌ماند. وظیفه ما و مسئولان این است که با حمایت همه‌جانبه، استمرار تولید این آثار را حفظ کنیم تا در طول سال پروژه‌های متعددی روی آنتن برود.

برقراری توازن با درامتعادل میان پیام و اکشن در آثار دفاع مقدسی حساسیت دیگری در این ژانر به حساب می‌آید. محمدی می‌گوید: ما این توازن را از طریق «درام» برقرار می‌کنیم. ایجاد این تعادل کاملا به مهارت و هنر نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده بستگی دارد. او برای این موضوع مثال می‌زند: در تانک‌خور‌ها سکانسی داشتیم که تانک بازسازی‌شده به دست بچه‌ها، توسط منافقین دستکاری می‌شود و در میانه مسیر از کار می‌افتد و در نهایت هدف قرار می‌گیرد.

برادر قهرمان داستان به همراه چند تن از رزمندگان داخل تانک در حال سوختن گیر افتاده‌اند و شخصیت اصلی به گمان این‌که برادرش هنوز زنده است، قصد دارد برای نجات او به دل آتش بزند. حس این رزمنده را تصور کنید؛ عزیزش در میان شعله‌های آتش است و کاری از دستش برنمی‌آید، دلش می‌خواهد هرطور شده وارد تانک شود. ما بر سر اجرای این صحنه بسیار فکر کردیم، چون کشش عاطفی کاراکتر او را به سمت آتش می‌کشید، اما از منظر عقلانی و اجرایی، رفتن به درون تانکی که به‌شدت در حال سوختن است ممکن نبود. او ادامه می‌دهد: با کارگردان به بحث و بررسی نشستیم و راهکاری ارائه دادم؛

اول این‌که همرزمان و دوستانش باید با تمام توان مانع ورود او به آتش شوند و او را عقب بکشند. دوم این‌که وقتی یک بدنه سنگین آهنی مثل تانک دچار انفجار و آتش‌سوزی می‌شود، دست‌کم ۳ ــ ۲ روز زمان لازم است تا آهن خنک شده و امکان ورود به آن فراهم گردد من این بود که صحنه را طوری طراحی کنیم که از همان غروب، باران شدیدی ببارد و بدنه تانک سریع‌تر خنک شود؛ آنگاه در سپیده‌دم صبح ببینیم که قهرمان داستان وارد تانک شده و پلاک رزمندگان را بیرون آورده است.

محمدی باور دارد این ظرافت‌ها در طراحی صحنه و پرداخت پیرنگ‌ها بسیار سرنوشت‌ساز است: اگر در یک اثر ملودرام یا طنز صددرصد توان خود را به کار می‌بندیم، در حوزه دفاع‌مقدس باید انرژی و تلاشی ده‌برابری و هزار برابری به کار بگیریم تا یک اثر فاخر، درست و استاندارد خلق شود.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار