به گزارش خبرنگار برنا؛ خانه نمایش امید، اینبار بستری برای روایتی از جنس رویا و معصومیت شده است؛ جایی که استعدادهای نوجوان تئاتر با تکیه بر رئالیسم جادویی، قصهای از جنس خوابها و امید را به صحنه میآورند. نمایش «دختری که خواب را نوشید» به نویسندگی سید جواد رحیمزاده و کارگردانی محمد جهانپا، که در خانه نمایش امید آماده شده، از ۲۲ شهریورماه روی صحنه رفته است؛ اثری که با دغدغه این مجموعه نسبت به واقعه مدرسه میناب شکل گرفت تا با زبانی شاعرانه، یادآور خاطره آن فرشتگان باشد.
به بهانه شروع اجرای این اثر خبرنگار برنا با محمد جهانپا از چرایی خلق نمایش، فضای داستان و چالشهای کار برای نسل امروز گفتوگو کرده است. در نگاه اول، شاید نام نمایش ذهن را به سمت رمانهای نامآشنا ببرد اما جهانپا با رد هرگونه اقتباس مستقیم میگوید: این نمایشنامه متنی کاملا مستقل دارد. دلیل انتخاب این نام به جهان ذهنی قهرمان داستان بازمیگردد؛ دختری که خوابهای متعددی میبیند و هر یک به نوعی تعبیر میشوند. در نهایت نیز آخرین رویای او پرواز است و کلیت قصه بر محور همین خوابها و تعبیرهای نمادین شکل میگیرد.
جهانپا که در سالهای اخیر با آثار پرشور و اقتباسهایی از شاهنامه شناخته میشود، درباره انگیزه تولید این اثر میگوید: قصد داشتم کار جدیدی در امتداد تولیدات شاهنامهای کلید بزنم اما یک اتفاق تلخ مسیرم را تغییر داد. حادثه مدرسه میناب آنقدر بر روح و جان ما اثر گذاشت که تصمیم گرفتم پروژه شاهنامه را موقتا متوقف کنم. احساس کردم باید اثری خلق شود که بتواند ادای دینی به آن بچهها باشد. موضوع را با سید جواد رحیمزاده در میان گذاشتم و با همراهی او به نگارش نمایشنامهای بر بستر رئالیسم جادویی رسیدیم.
او ادامه میدهد: ما بههیچوجه وارد روایت مستقیم، بازنمایی انفجار یا بمباران نشدیم. مخاطب در دو سوم ابتدایی با قصهای شاد و جادویی همراه است و تازه در بخش پایانی متوجه عمق ماجرا میشود. کار همراه با موسیقی و فضاسازی جذابی پیش میرود تا هم کودکان و هم خانوادهها با خاطرهای شیرین سالن را ترک کنند. نمایش «دختری که خواب را نوشید» تجربهای متفاوت از کارهای شلوغ و ۴۰ نفره قبلی جهانپا است. «روایت هیولاکش» او تا مدتها در محافل مختلف اجرا داشت و جوایز متعددی گرفت، اما اینبار فضا در قاب یک سالن بلکباکس با گروهی جمعوجور شکل گرفته است.
او در این باره میگوید: حدود دو ماه تمرین فشرده را پشت سر گذاشتیم. یکی از جذابیتهای اصلی اثر، بازیگران نوجوان آن هستند؛ هفت بازیگر مستعد و پرانرژی که از میان کارگاهها و کلاسهای آموزشی مشهد و پس از تستهای متعدد انتخاب شدند. هسته اصلی کار بر پایه اجرای کودک و نوجوان برای همسنوسالهای خودشان است و چند بازیگر حرفهای نیز به عنوان مکمل در کنار آنها حضور دارند. جهانپا در پاسخ به این پرسش که چطور میتوان نوجوانان غرق در جهان مجازی را به سالن تئاتر آورد، به ظرافتهای روانشناختی این رده سنی اشاره میکند: شناخت ذائقه نوجوان کار حساسی است.
تماشاگر کودک دست در دست پدر و مادر میآید اما نوجوان در مرحلهای از استقلال هویتی است که شاید ترجیح دهد بهتنهایی یا با همسالانش تصمیم بگیرد. در کارهای گذشته فهمیدم استفاده از جذابیتهای بصری، نورپردازیهای مدرن، ویدئومپینگ و خلق فضاهایی نزدیک به انیمیشن، بهترین پل ارتباطی است. پسرها عموما ماجراهای حماسی و اکشن را دوست دارند و دخترها با داستانهای عاطفی و ظریف همذاتپنداری میکنند. او در پایان با اشاره به کمبودهای ساختاری میافزاید: ما هنوز بانک اطلاعاتی جامع و دقیقی برای مخاطبان این رده سنی نداریم.
در ایام سال تحصیلی به کمک مدارس بچهها گروهی میآیند، اما در تابستان و اوقات فراغت، نبود سازوکار مشخص برای اطلاعرسانی احساس میشود و نیازمند برنامهریزی جدیتری هستیم. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا


