در این نوشته مایلم به بازی و تهاجم روزنامه ها به سود جریان تسلیم طلب وهمزمان به تهاجم علیه و به زیان اسوه های مقاومت بپردازم.مردم حق دارند به سبب ۴۷سال تجربه تلخ از دیپلماسی نهان کار با نتایج هلاکت بار برای ایرانیان و ایران، و به سود نقشه های استکبار، در دولتهای مرحوم بازرگان، بنی صدر، هاشمی خاتمی،روحانی و امروز، از رفتارهای مشابه نگران شوند مثلا، بپرسند این چه سیاستی است که درست وسط رزم وجودی و افتادن دشمن در تنگنای تنگه و خفگی اقتصاد امریکای درنده و قاتل امت و امام ما، دولت ایران بازی مذاکرات راه امن عبور آزاد ازتنگه هرمزبا عمان را وسیله تنفس مصنوعی به ترامپ میکند و به هیچ کس نه ملت و نه ولی فقیه و نه به نخبگان و اساتید و متخصصان پاسخگو نیست.
درحالی که ما در جنگ بیرحمانه آمریکا و اسراییل با ماو محاصره مرگبار، تنگه را بستیم و تا ادامه خطر، این سلاح باید کارامد باقی بماند و به هبچ کس حتی عمان مربوط نیست و مذاکرات مدیریت تنگه باید به پسا جنگ موکول شود نه پایین آوردن قیمت نفت و پرشدن ذخایر تهی شده در یک ماه مانده به انتخابات سرنوشت ساز! همه اینها به تلاش برای احیای سیاست ورشکسته روحانی و رؤسای همسو و نفوذ آنان ربط دارد.
و ادامه همان نگاه ترسان و تسلیم گراست رسانههای غربگرا، بار دیگر بیان حقایق در باره کابینه های هاشمی، خاتمی و روحانی را تا حد فحش تقلیل داده و با مظلوم نمایی که ما را بار دیگر به یاد ادبیات روزنامه های مجاهد، پیکار، فدایی و…ـ انداخته مدعی تفرقه اندازی شده و به بهانه شکایت بنیاد شهید رئیسی از دروغهای مشکوک یک بلاگر اقتصادی، وانمود کرده اند فحش به روحانی و خاتمی مباح، ونقد و خاطره از رئیسی گناه است.
چیزی که در این میان گم وگور میشود این اعتراض مردمسالارانه است که چرا قوه قضاییه در باره زیانهای جبران ناپذیر رؤسای جمهور نام برده تحقیق نکرده که نتیجه وعده های دروغ در خصوص منفعت های فراوان اقداماتشان برای ملت ضربات مادی ومعنوی و جانی و مالی بوده و بجای امنیت و رفاه، تحریم های بیشتر، خسارات جانی و مالی فراوان و ترک فعل های زیان بار ببار آورده است. و حالا نهان میکنند که موضوع دشنام نیست مجرم بودن روحانی است.
نکته مهم دیگر آن است که مراقبت، حساسیت، و نگرانی مردم پیرو حق متعال و ملت توحیدی، مردم مؤمن انقلابی پیرو عترت نبی صلوات الله علیه و آله نسبت به دولت و دیپلماسی، بی دلیل نیست.
تجربه مردم ایران دو اصل غیر قابل انکار سیاسی است: ۱_ نظام ولایت فقیه سرمنشأ برکات عظیم برای ایران بوده و مردم این را زیسته و آزمودهاند، رهایی از بردگی سلطه استکباری، این ساختار مقدس، سبب ممانعت از توفیق اغوای ارتجاعی شیطانی، حفظ استقلال و آزادی از قید سیطره اجنبی، خودیابی و رهایی از بی خویشتنی، توانیابی و ایستادگی برابر خصم یکپارچگی ایران، حفظ هویت و عزت وشخصیت و ارزشهای اساسی، برافراشته نگاهداشتن پرچم توحید و هدایت خاندان وحی و انتظار ظهور موعود عدل جهانی و تلاش برای اجرای عدالت جامع در جامعه و حفظ انقلاب اسلامی و آرمان های آن و مقاومت علیه دشمن، و علیه استحاله، براندازی وتبغیض و افتادن حکومت بدست نامحرمان، دشمن گرایان، غرب پرستان و اشراف مترف بوده است.
۲_ بر عکس موجودیت ولی خالی از اهوا و فقیه و مجتهد، باید گفت به سبب سرشت انتخابات، ناگزیر قوه مجریه و مقننه کانون چالش ها، نفوذ جریانات نهان روش و غربگرا وضد مفاهیم، اصول، و روش های انقلاب اسلامی و جاسوسان بوده است.نگرانی و حساسیت مردم و عدم اعتماد به غیر ولی فقیه (مگر در عمل خلافش اثبات شود)، به سبب تجربه زنده و غیر قابل نفی و محصول عملکرد قوایی است که طی ۴۷سال بارها به کانون گریز از مرکز انقلاب اسلامی بدل شده است و مردم جزییات سرکشی غربگرایان را علیه ولی فقیه و سیاست اسلامی در اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فضای مجازی و دیپلماسی خارجی و….
را مگر به استثناء در دو سه دولت، از یاد نبردهاند. عهد شکنی رؤسا علیه ولایت فقیه، ظهور رؤسای خائن به مردم و رهبری دینی، سرکشی علیه سیاست ملی ولی فقیه، آشوب برانگیزیها، دفاع عملی از حرامخواری و فساد و همسویی با توطئه آمریکا و سیاست های ضد جهاد ملی، تولید بومی، خوداتکایی و نفوذ جاسوسان و ضد انقلابیون و اصلاح طلبان سکولار….. فراموش ناپذیر است تا جایی که رهبر شهید یکبار فرمود که آنان را نمی بخشد و در آن دنیا ظلمی که در حق ولی فقیه مرتکب شده اند، رضایت نخواهند داد.
بدین سان با بلایی که دکتر روحانی برسر مردم و ایران و ولایت فقیه آورد، مردم حق دارند به گفته ها و حضور مجددش در عرصه سیاست بدون رسیدگی قضایی به اتهاماتش نگران باشند. عدم برخورد به اینان سبب شده با سپید چشمی پرچم تسلیم را برافرازند و آدمهایشان دردولت بلایی بر سر معیشت مردم بیاورند که هرگز آمریکا نمی توانست این همه خسارت وارد کند.
اجازه بدهید با یک نمونه از یادداشت سخیف مدافعان سیاست های نگرانی مردم و طرز فکر دون مایه ضد استقامت و جواب انقلابی به آن بحث را ادامه دهم: «یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور، در یادداشتی در شبکه اجتماعی نوشته است: «شما که مدعی هستید، پیشتاز بشید، مثل مردم یمن زندگی کنید؛ یارانه نگیرید، از برق سراسری استفاده نکنید، هزینههای زندگی را نصف کنید.
اگر همین مردم جانفدا بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند، دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود!»مشخص نیست آقازاده رئیسجمهور با کدام صلاحیت و بر اساس چه تجربهای درباره همهچیز نظر میدهد و برای «ملت جانفدا» نسخه ریاضت میپیچد؟ آن هم در دولتی که مدام از وفاق دم میزند! این اظهارات طلبکارانه در حالی مطرح میشود که «جانفدا»ها نماد واقعی جمهوریت، تابآوری و اقتدار ملی در برابر تهدیدات دشمن هستند.
مردمی که بیش از ۲۰۰ روز است با ایستادگی بیمنت و با وجود تورم افسارگسیخته، پای کار کشور و انقلاب ماندهاند و معنای راهبردی حضورشان، دفاع از تمامیت ایران است.نکته اساسی اینجاست که این طبقه فداکار، عموماً از قشر ضعیف جامعه هستند؛ صاحبان خانههای کوچک، خودروهای کمتعداد، مصرف آب و برق و بنزین حداقل و کسانی که تمام سهمشان از سفره انقلاب، یارانه ناچیز نهایتاً ۴۰۰ هزار تومانی است.
این مردم از ابتدای جنگ کف خیابان بوده، معیشت سخت را تحمل کرده و برعکس برخی مدیران و مسئولان گلایه و شکایتی نداشتهاند.سؤال اصلی از مدعیان این است: چرا زور مسئولان فقط به این قشر میرسد؟ چرا یارانههای کلان ثروتمندانی که دهها خودرو و ویلاهای پرمصرف دارند و هر هفته در سفرند قطع نمیشود؟ چرا درباره سرمایههای اصلی کشور که در بانکها و شرکتهای دولتی حیفومیل میشود، حقوقهای نجومی و پاداشهای میلیاردی حرفی زده نمیشود؟
مشکل اصلی، هزینههای پایین مردم «جانفدا» نیست، بلکه مدل مدیریتی و بریزوبپاشهای غیرضروری، حقمأموریتهای لاکچری و سفرهای میلیاردی، بیبرنامگی و ناکارآمدی است. اگر جلوی این حیفومیلها گرفته شود، نیازی نیست از مردمی که خود بار اقتصاد را بر دوش میکشند خواسته شود مانند یمنیها زندگی کنند! ملت مبعوث ایران، الگوی ملتها و آزادگان جهاناند. این حجم از طلبکاری از ملّت، عنوانی جز بیتدبیری و وقاحت ندارد.» ☆☆☆☆ در نقل فوق الذکر البته ما با نمونه عیان تفکر بی سروته روبرو هستیم. میلیونها تن از مردم مستضعف ایران بیشتر از مردم یمن ۴۷سال دندان روی جگر گذاشتند.
در یمن حکومت انقلابی مواجه با دولتهای غربگرا نبود که به مردم و رهبر انقلابی مکرراً خیانت کرده به سود یک درصد الیگارش های خونخوار پترو دلارها را بلعیدند و با خلق پول از جیب دهها کارمند وکارگر وکشاورز و کاسب جزء و بازنشسته همان پول بخور نمیر را دزدیدند و با بی ارزش کردن پول ملی حقوق شان را به حدود هفتاد دلار در ماه تنزل دادند و از این رها کردن مهار دیو دلار تا ۲۳٠هزار تومان به غارتگران بانک های الیگارشی اجازه دادند با بازگرداندن نیمی از بدهیشان هزاران میلیارد دلار حق ملت را بالا بکشند.
جوابی که دوستان انقلابی به آقازاده نوآمد داده اند البته کامل نیست و چه بسا فاجعه ساختاری حاکمیت رانتخواران خونخوار را پنهان می کند که مسئولش همین فقدان انجام تعهدات اقای پزشکیان نسبت به حفظ منافع مردم وعدم خدمت به الیگارش هاست. مردم یمن با این خیانت لاپوشایی شده در درون حکمرانی بوسیله دشمنان راه امام خمینی (ره) و امام شهید مواجه نیستند.
سطح زندگیشان همین قدر بود اما در ایران با نفوذ چپاولگران و دولت های ضد عدالت اجتماعی سطح زندگی میلیونها تن به سبب سیاست های غلط اقتصادی نظیر سیاست دولت کنونی به سود اقشار غارتگر بشدت به زیر خط فقر سقوط کرد و در عوض انباشت زر در کیسه دزدی بانکها وشرکتهای کلان دارای مجوز برای فرار مالیاتی دهها هزار میلیاردی وسودهای دهها همتی، به لطف حمایت دولتی فزونی سرسام آور گرفت. ملاحظه می کنید حتی روزنامه انقلابی هم در زدن به دهان یاوه گویی وبیان حقایق فاجعه و تاب آوری افسانه ای مردمی با سطح پیشرفت متفاوت از یمن شجاعت بیان همه خیانت و ماوقع را ندارد.
و حد خیانت به امام خمینی بزرگوار و اقای عزیز شهید را بوسیله دولت الیگارش هاو غربگراها دارای سیاست کلان معکوس فاش نمی سازد. در یمن دولت به خط ولی فقیه نمی کند. پیرو دو امام ماست. در زبان مردم مردم کردن و در عمل ضد منافع مردم مملکت را در چنگ گرگان رها کردن قابل دفاع نیست. این مملکت به امام خمینی ره دیگری نیارمند است و امید مردم آقا سید مجتبی و همه مدافعان راه دو امام چون آقا سید علی همین است.خمینی وار مقابل استحاله و حکمرانی الیگارشی قیام کنند.
باچنین کارنامه ای از خطا و تخطی و بدعهدی و خودسری و سیاهکاری وسیع، فضای مجازیشان و مطبوعات آنان،این ابزار الیگارشی فاسد، تهاجم جدیدش را شروع کرده،شروع به طلبکاری به سود این بدهکاران کردهاند. و گاه به سطحی ترین وضع جهالت بار علیه حقایق شمشیر از رد بسته اند. ☆☆☆☆☆در واقع رسانه های زنجیری بار دیگر سرگرم سفید شویی ضد انقلابیگری طلحههای شیطان زدهاند. آنان صدای اشرافیت و اسرافیت اترافی و نوکیسه اند. شیطان خوب می داند اراده و قدرت، قیوم وقادر مطلق،خداست و بر بندگان خالص دست شیطان کوتاه است.
اما ضمناً میداند در مردان سیاست و قدرت در دنیاچه کمیاب ست عبد خالص خدا و چه آسان است دسترسی به انسان وقتی حریص است به قدرت و دروغگو، و بس حرامخوار یا فریبکار است. دارای عجب و گرفتار جنود جهل است، ساده لوح و دارای خودپرستی است و تکبر علم ناقصش از او ابزار این و آن و شیطان می سازد.! حالا غربگرایان ضدجنگند و کدام جنگ؟!!!! ستایشگران جنگ زلینسکی نوکر ناتو بودهاند. و مخالف دفاع. همه میدانند به شرط عبودیت و اخلاص ومقاومت برابر شیاطین، جنگ، یقینا به امرالهی، تبدیل می شود، به پیروزی و قدرت و اقتدار در جهان و به عزت ایران و شکست دشمنان ایران!
قلوب بیمار و بی ایمانان این را نمی فهمند، و کورند ببینند چطور برای ایران اسلامی جنگ دفاعی وشرافتمندانه علیه سلطه،مایه عزت شد و تا افول آمریکا این معجزه ادامه می یابد اگر مقاومت تداوم یابد. نقش روحانی ها و دکترین تسلیم شان هموار کردن راه برای رخداد تجزیه طی یک فرآیند است. حذف مقاومت، از بین بردن انگیزه های ایستادگی با حاکم کردن الیگارش ها، عادت زدایی از ملت و جانفدا کردن در راه حق، عادت به افکار پست تسلیم و….آن گاه آسان شدن بی مقاومتی برابر تجزیه بعد از حکمرانی تسلیم طلبان! روحانیها و مرعشیها و ظریفها و همانندهاشان، خوابها شان اضغاث احلام است.
درک و باوری به سنت الهی ندارند. آنان کاتالیزورهایی برای عملیات تجزیه ایرانند. جهل شان نمی گذارد دریابند آن شیطانی که راه شان را بازمی کند آنان را حاکمان ایران یکپارچه نمیخواهد، دستمال یکبارمصرف برای نقش انقلاب زدایی از درون حکمرانی میخواهدشان. و بعد تجزیه!
چرا هر وقت نوبت پروژه گام جدیدی برای براندازی و شورش انگیزی می شود ما از یکطرف هر روزه با انتشار عکس های وانمودگی ی دربار و محمدرضای مفلوک در گوگل و دیدار اجباری شان از یک سو و تهاجم بانک مرکزی، بازی خلق پول در خدمت بانکداری چپاولچی و تجارت سیاه و تورم دولت مدار وگرانی عمدی، به سود الیگارشی و به زیان تبخیر سفره نان و پنیر میلیونها ایرانی به فقر سوق داده شده با تهاجم اقتصادی«اصلاح» طلبانه ( بخوانید شورش طلبانه ) و ازجبهه سوم با بیانیه ها و سخنرانی های امثال روحانی همسوبا آمریکا روبرو میشویم؟
ربطش همین بازی چند سویه شیطان با شرکت نیروهای نیابتی مختلفش از رضا پهلوی تا شورش انگیزی و استحاله گری اصلاح طلبان غرب پرست است. ☆☆☆☆☆ ضدمقاومت در انقلاب اسلامی، پنحاه سال است که داردکارش را می کند. هجوم رسانه های زنجیری علیه نقد علمی دیدگاه های تسلیم طلبانه حسن روحانی، پرده دوم نمایش مستبدانه و الیگارشیک غربگرایان علیه مقاومت است. این ها قدم های استحاله جمهوری اسلامی و کودتای خزنده در ایران امروز است که بی وقفه برداشته میشود.
انقلاب ایران با گفتگو پیروز نشد، خون شریفترین مردم زحمتکش و فرزندان عالم و دانشمندان و سیاستمداران تابع ولایت فقیه، فرماندهان و نخبگان و نوابغ و بسیجیها و از همه تابان تر خون امام شهید و سلیمانیها و سید حسنها ومغنیهها و…… ضامن پیروزی و بقای آن است.
آنان که صدای نتانیاهو ازحنجره شان شنیده می شود، وقتی با اندکی سیاهی لشکر و تعدادی مزدوران تعلیم دیده و داعشی در صدد تسخیر شهر بر میآیند بعدهم با قلمهای خائن از کودتا پشتیبانی می کنند، آیا رفراندوم تأیید جنایت شان را برگزار کرده و بعد دست به کار شدند، تا دفاع از نوامیس وطن، اسلام، استقلال و آزادی مان از بردگی و حفظ ایران و انقلاب اسلامی نیازمند رفراندوم باشد؟ ده روز پس از اجرای طرح سخنرانی نامحبوب ترین رییس جمهور ایران که فکر می کنند روند فراموش گرداندن خرابکاری ها ی دهه نودش طی شده، روزنامههایشان دست به کار شدهاند.
برای احیای چشمبندی کلامی روحانی مطبوعات جبهه اصلاحات دارد نقشش را ایفا می کند. مطرح کردن همان استدلالات معیوب سرشار از تحریف و درک بسیار پریشان دلبخواهی از قرآن و رخدادها. این بار مطبوعات غربگرا به بهانه پاسخ به نقد مخالفان دیدگاه روحانی موضوع «جنگ تاکی» و دیگر اغلاط روحانی را زنده کردند. وبه سفید شویی روحانی مشغول شدند.
کاربر ایتا:خنده آور موضع روزنامه های بلند گوی سازندگی است: دروغ روحانی ۲۴میلیون رأی دارد!!!! را تیتر کردهاند.رییس جمهوری با سقوط محبوبیتش در پایان ریاست به هفت درصد رکورد زد.. اصلا بگیر راستگو شمایید، اگر هرکس ۲۴٪ رأی داشته باشد حق با اوست؟!!! ولو شیطان؟روند جا انداختن روحانی، اتفاقی نیست، جزیی از رژیم چنج آمریکاست، همانطور که نشر عکس محمدرضای خائن و نوکر شیطان بزرگ اتفاقی نیست و در خدمت طرح تجزیه اسرایبلی ایران است. ☆☆☆ اما سفید شویی رسانه ای روحانی در خدمت رژیم چنج چه شگردی در چنته دارد؟
این قوم با روش بنی اسرائیلی گریز و ممانعت از استقامت برابر شیطان و با پیامبر کشی مکرر، میگویند ما می خواهیم زندگی کنیم و گوساله زرین مرعشی بپرستیم. ما بت اعظم امریکا می خواهیم. ما خمینی و خامنه و سید حسن و سلیمانی و صفی الدین و مغنیه و حاج رمضان و تهرانی مقدم و طهرانچی و ضیف و بدرالدین و…..نمی خواهیم. ما روحانی میخواهیم که تسلیم امریکا شود برای ما تره و سبزی و خیار سیر و عدس طزو پیاز بیاورد!!!! اما این سیر و پیاز اصلاح طلبان یک مک گافین است.
اولا روحانی با همه آستانبوسی بت اعظم، نه تنها سیروپیاز فراهم نیاورد بلکه سبب فاجعه معیشتی، بر اساس روش های پوچ وخیالی شد. چیزی که اصلا هدفی در خدمت فریب برای عملیات تسلیم داشت آیا مک گافین روحانی یک مک گافین از جنس هیچکاکی است یا جان هیوستنی، شاهین مالت یک« نوار» کلاسیک است، جهان هبچکاک متفاوت است و به نتابج اخلاقی متکی است و مک گافین برای فیلم هیچکاک یک ابزار هیچکاکی جهت ساختن یک دروغ ویا موضوعی بی ارزش است که در اصل برای گسترش پیرنگی به کار میرود که ماجراهای جنایت را پیش می برد و خود امری بی اهمیت است و حتی خیالین که هیچ واقعیت ندارد.
اصلا نه وعده ی« می خواهیم زندگی کنیم» و«سیر و عدس» روحانی و مطبوعات زنجیری بلکه خود روحانی هم برای آمریکا یک ابزار است که در انتها روشن خواهد شد چه بی اهمیت برای بت اعظم بوده. و اصلا برای قدرت اعظم،حتی خود بت بی اهمیت و موهوم و یک فریب برای سلطه بشمار می آمده است. دروغ می خواهیم زندگی کنیم، اصلا در خدمت تجزیه و حتی نه صرفا براندازی نظام جمهوری اسلامی و حفظ یکپارچگی ایران بلکه پایان ایران است.
سازندگی غربگرا و الیگارشی و روحانی و اصلاح طلبی پیوند یافته با الیگارشی تباهکار، امروز خود مک گافین بی اهمیت در خدمت طرح بلعیدن ایران بوسیله سرمایه داری جهانی بهود است. در نتیجه دروغ بگذار زندگی کنیم و سیر و پیاز میخواهیم و روحانی همان عاقل فهیم دانای فقیه صادق الوعده است که با تسلیم (بارها گفتم نام مستعارش صلح است) به شیطان و بت اعظم خبار و عدس برای ما میآورد و حرفهایش حق است، تماما در اصل دروغ و خیال واهی و دروغ و پوچ است. مطبوعات الیگارشها، شگردشان برای سفیدشویی روحانی همین فریب است.
آنان غلطهای تجربه شده روحانی را در زیست و جعل در معنای آیات و تفسیر رأی و تصویرسازی غلط از رسول الله در تعارض با قرآن مجید همچون راهحلهای نبوغ آسا و عقلایی و مشکل گشا معرفی میکنند. به متن آنان و مواضع روحانی رجوع کنیم. شگردهای آنان در این روایت شرق ۲۳شهریور مخفی است:« روحانی سیزدهم شهریور گفته بود جنگ باید «عزتمندانه » پایان پیدا کند و کشور برای بازسازی و بازگشت سرمایه و امید به آرامش نیاز دارد. او همچنین در باره تنگه هرمز و مذاکره سخن گفته و از کسانی انتقاد کرده بود که به گفته او از«پیمان مذاکره» بدشان می آید…..
سئوال این گزارش این نیست که روحانی درست میگوید یا مخالفانش. مسئله جای دیگری است؛ از چه زمانی پاسخ یک موضع سیاسی از نقد آن موضع عبور می کند و به نفی گوینده میرسد؟» فریب این سخن آن است که چیزی را اصل مصدق فرض می کند که کذب مسجل است و تحریف.
این درست است که ما برای سنجش صدق و کذب بک موضع باید خود آن فکررا واکاوی کنیم اما این منطق چه ربطی به این دارد که از این شناخت عبور نکنیم و به شناخت گوینده توجه نکنیم که در مقام مدعی یک رهبری شیطنت بار، سخن دروغ، و باطل و غلط، و جعلی و تحریف آلود را ابزار نفی حق کرده و تفکر ملت را می خواهد از حقیقت منحرف سازد، آرایشان را با دروغ کسب کند ودستمایه نفی راه انقلاب اسلامی و طریق دو ولی فقیه الهی و جانمایه توجیه بردگی و تسلیم ملت به شیطان بزرگ و علیه راه حق قرار؟
چون اساس موضع روزنامه دفاع از ناحق است سراپایش بر گزاره هایی باطل از این دست متکی است که خود غلط اندر غلط و من در آوردی است و هدفش فراموشی اعمال روحانی است. این خود مواضع نیست که جنایت می کند.مواضع را فرد تولید کرده و عامل و فرمانده و مجری ان هم همان انسان است مواضع را محاکمه و مجازات نمی کنند، انسان صاحب مواضع ومبلغ و اجراگر خیانت را مجازات میکنند، چرا باید عملکرد کسی که به نودمیلیون ایرانی دروغهایی گفت که سالها چون اساتیدش هاشمی و خاتمی ملت را گرفتار رنج و عدم اعمال ضروری و مستقل برای رفع گرفتاری کرد مبری کنیم و او را مسئول تبهکاری نشناسیم؟
این راه حل های هلاکت بار را چه کس هنوز جلوی پای ملت می گذارد و او را به سیاهچال امید واهی به شیطانفرو می غلتاند. نه مواضع، بلکه انسان خلق کننده مواضع که باید افشا شوند وبه اتهاماتشان بوسیله قاضی عالم دادگر که از بت ها و بتچه ها نمی هراسد، از خدا می ترسد رسیدگی گردد.
منبع: جام جم آنلاین



