به گزارش گروه رسانهای شرق،
فاطمه باباخانی- شهرام مشرف، محیطبان پارک ملی تنگصیاد، هفت ماه دیگر بازنشسته میشد. او یکی از ۲۵ محیطبانی بود که در چهار سال گذشته برای حفاظت از منطقه تلاش کردند و جمعیت حیاتوحش را بیش از سه برابر افزایش دادند. او دیگر در جمع همکارانش نیست. خودروی شخصی مشرف در مسیر محدوده منظریه به سمت پاسگاه محیطبانی بستانشیر واژگون شد و او در دم جان باخت. مدیرکل حفاظت محیطزیست چهارمحال و بختیاری اما میگوید محیطبان مشرف هنگام وقوع حادثه در مأموریت کاری نبوده است.
«کاش یه جوری میشد برم روی یه بلندی واستم و اسم تکتک این بچهها را ببرم و بگم که شما مردانه پای کار ایستادید.» این را «حمزه فدایی»، رئیس پارک ملی تنگصیاد، سه سال پیش در دیداری گفت که با او در موزه تنوع زیستی این پارک داشتم. آن زمان یک سال از آغاز حفاظت سختگیرانه در منطقه میگذشت و فدایی از تلاش محیطبانان میگفت؛ از زخمی شدن پنج محیطبان در یک شب، شکستگی دست یکی از آنها با قنداق تفنگ متخلف، بهطوریکه استخوان دست بیرون زده بود، پیادهرویهای طولانی در شبهای سرد زمستان و نزدیک شدن بیسروصدا به متخلفان.
از لباسهایی میگفت که بر تن محیطبانان یخ میزد و روزهایی که پس از دو شب بیخوابی، یک نصفه نان را بین خودشان تقسیم میکردند تا بتوانند متخلفان را دستگیر کنند.
به گفته فدایی، نتیجه این تلاشها افزایش جمعیت سمداران منطقه از حدود هزار و ۸۰۰ فرد به شش هزار فرد بود. «ما کاری کردیم کارستان. تاریخ تنگ صیاد این همه کشف و ضبط اسلحه و متخلفگیری به خود ندیده بود.»
اما در همین منطقه، درباره وضعیت خودروهای محیطبانی و استفاده از خودروهای شخصی دو روایت متفاوت وجود دارد. به گفته یکی از همکاران مشرف که نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید، خودروی محیطبانی بستانشیر چند ماه بود که خراب مانده بود و محیطبانان برای رفتوآمد از خودروهای شخصی استفاده میکردند. او میگوید مشرف نیز روز حادثه با خودروی شخصیاش در مسیر محدوده منظریه به سمت پاسگاه بستانشیر بود.
«محسن کریمی»، مدیرکل حفاظت محیطزیست چهارمحال و بختیاری، اما این گفته را قبول ندارد. به گفته او، در تنگصیاد بههیچوجه امکان استفاده از خودروی شخصی وجود ندارد. «من هم اجازه استفاده از خودروی شخصی را نمیدهم. بهعلاوه، سال قبل ما نوسازی ناوگان محیطبانی را داشتیم و بهاندازه کافی خودرو و موتور برای کار حفاظت داریم.»
سه جانپناه در تنگصیاد
پارک ملی تنگصیاد سه جانپناه دارد؛ یکی در ارتفاعات که دسترسی به آن با موتور امکانپذیر است و دو تای دیگر در پاییندست کوه. «چشمه منظریه» یکی از آنهاست که محیطبانهای پاسگاه بستانشیر آنجا کار پایش را انجام میدهند. سهولت دسترسی به این محدوده باعث شده، به گفته یکی از همکاران مشرف، هنگام خرابی خودروهای سازمانی، محیطبانان برای رفتوآمد در این محدوده از خودروی شخصی استفاده کنند. این منبع آگاه به «پیام ما» میگوید که ماشین محیطبانی بستانشیر چند ماه پیش خراب شد، اما با وجود پیگیریها و مکاتبات، پیگیری لازم از سوی ادارهکل صورت نگرفت.
مدیرکل حفاظت محیطزیست استان چهارمحال و بختیاری اما میگوید در پارک ملی تنگصیاد پنج تا شش خودرو دارند. به این ترتیب، با خراب شدن یکی، از بقیه کمک گرفته میشود. «در پاسگاه فرخشهر دو خودرو داریم. یکی برای رئیس منطقه و دیگری برای گشتزنی. این پاسگاه تا بستانشیر سه تا چهار کیلومتر فاصله دارد و از این جهت از آن کمک گرفته میشد.»
پای کوه بود، با چای دمکرده
محیطبان مشرف یک دختر و یک پسر دارد؛ هر دو زیر ۳۰ سال هستند و بهتازگی ازدواج کردهاند. او هم سال بعد، یعنی ۱۴۰۶، بازنشسته میشد. در این سالها و بهویژه در چهار سال اخیر، از جان برای حفاظت از تنگصیاد مایه گذاشت. درست است که بهواسطه شرایط سنی امکان گشتزنی در ارتفاعات را نداشت، اما هر وقت همکارانش از کمرکش کوه پایین میآمدند، او را میدیدند که با چای تازهدم منتظرشان ایستاده است. برای اینکه روحیه بگیرند و خستگی از تنشان بیرون برود، شوخی میکرد و میخندید، به آنها روحیه میداد و جوک میگفت. اهل کار بود و خوشاخلاق و خوشرفتار. یکی از همکارانش با بغض میگوید: «این سیستم کسی که کار کند را نمیخواهد. مشرف رفته و دیگر بازنمیگردد.»
بازرسی به این شکل را نمیخواهیم
روز قبل، جمعه که روز خاکسپاری بود، همه در جمع حاضر بودند؛ از فرمانده یگان تا بازرسی «سازمان حفاظت محیطزیست» و دیگران. اما محل اقامتشان کجا بود؟ هتل. همین باعث گلایه یکی از همکاران مشرف است؛ اینکه هر وقت کسی از بازرسی میآید، ساکن هتل میشود، چند باری هم به ادارهکل سر میزند و بعد با گزارشی که دقیق نیست، به تهران برمیگردد. «اینها اصلاً متوجه نمیشوند در مناطق چه خبر است. آخر سر با سوغاتیهایشان برمیگردند. آفت محیطزیست همین است. در مراسم خاکسپاری شهرام هم آمدند. حرف ما این است اگر قرار است بازرسی این باشد، اصلاً نیایند، هزینه هم گردن اداره نیندازند و بگذارند همین هزینهها خرج ماشین محیطبانان شود.»
یکی از جمع ما کم شده
در تنگصیاد محیطبانان خودشان را یک گروه میدانستند. حتی عکسهایشان هم بیشتر دستهجمعی است تا تکی. همین است که وقتی قرار است عکسی از مشرف بهتنهایی پیدا کنیم، ماجرا کمی سخت میشود. او و همکارانش در کنار هم بودند. حالا یکی از این جمع کم شده؛ نه برای اینکه مشرف بازنشسته شده و رفته تا به زندگی خانوادگیاش برسد. او جان عزیزش را از دست داده و همین باعث شده سه نفر از همکاران او با بغض، اشک و اندوه از این بگویند که خستهاند. اینکه فکر میکنند حیثیت سازمان محیطزیست با گفتن این حقیقت که او با خودروی شخصی به مأموریت رفته بوده، نمیرود؛
حفاظت اما آسیب میبیند وقتی محیطبان قدر نبیند و اینگونه از دست برود. آنها میگویند نمیخواهند درباره همکارشان گفته شود در مأموریت نبوده است. به گفته آنها، استفاده از خودروی شخصی برای رفتوآمد در منطقه، نتیجه کمبود امکانات و خرابی خودروهای سازمانی بوده است. مدیرکل حفاظت محیطزیست استان اما این گفتهها را قبول ندارد. او میگوید شیفت محیطبان مشرف تمام شده بود. مشرف در جادهای خارج از منطقه تصادف کرده و هیچ کمکاریای از سوی محیطزیست صورت نگرفته است.
منبع: شبکه شرق



