رویداد۲۴| سالهای سالمندی و بازنشستگی برای نسلی که دههها کار کرده، قرار بود دوره آرامتری باشد. اما بالارفتن مداوم قیمتها، این تصویر را برای بخشی از سالمندان تغییر داده است. قرار نیست آنها هم شبیه به خیلی از سالمندان دنیا در تورهای گردشگری ثبتنام کنند و با تعدادی زن و مرد همسن و سال خود، پسانداز یک عمر کار و زحمتشان را خرج سفر و دیدن دنیا کنند. یا قرار نیست هر آخر هفته میزبان بچهها و نوهها باشند و میهمانی بدهند.
حتی قرار نیست در خانه بنشینند و از خدمات یک پرستار استفاده کنند و حتی اگر بدن سالمی ندارند، خیالشان راحت باشد که کسی هست از آنها مراقبت کند. اگر بازنشسته باشند، روز دریافت حقوق برای بسیاری از آنها، روزی برای نفس راحت کشیدن نیست. اگر هم بیمهای در کار نباشد که احتمالا شرایط دشوارتر هم میشود. در میان سالمندانی که برخی از آنها همچنان به فرزندانشان کمک میکنند، بعضی باید هزینههای درمانشان را تأمین کنند و خرج روزانه و خورد و خوراک هم حالا دیگر برای همه سنگین شده است، دهههای پایانی زندگی، روی سخت خود را به آنها نشان میدهد.
برخی از آنها حتی مجبورند به کارشان ادامه دهند و برخی دیگر پس از بازنشستگی، شغلی جدید در پیش گرفتهاند. اعداد بزرگتر از زندگی اعداد رسمی، اندازه درآمد این گروه و سرعت افزایش قیمتها را در کنار هم نشان میدهند. سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده حداقل مستمری این سازمان در سال ۱۴۰۵، با افزایش ۶۰درصدی، ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۵۰ تومان شده است. مستمری سایر سطوح نیز ۴۵ درصد به اضافه مبلغ ثابت یک میلیون و ۵۵۸ هزار و ۶۴۷ تومان افزایش یافته است.
در صندوق بازنشستگی کشوری نیز حداقل حقوق بازنشستگان و وظیفهبگیران دارای ۳۰ سال سابقه خدمت در سال ۱۴۰۵، ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان اعلام شده است. فصلنامه آماری بهار امسال این صندوق، تعداد حقوقبگیران را یک میلیون و ۷۹۲ هزار و ۹۲۹ نفر اعلام کرده و میانگین سن حقوقبگیران فعلی را ۶۶ سال دانسته است. در طرف دیگر معادله، قیمتها ایستادهاند. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، تورم سالانه در اسفند ۱۴۰۴ به ۵۰.۶ درصد رسید و شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به اسفند سال قبل ۷۱.۸ درصد بیشتر شد. تورم ماهانه گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات نیز ۸.۶ درصد گزارش شد.
این ارقام را اگر از جدولهای اقتصادی بیرون بیاوریم و به زندگی روزمره ببریم، شکل دیگری پیدا میکنند. مثل وضعیتی که این روزها، «آقا رضا» با ۶۷ سال سن تجربه میکند. او که سالها برای چنین روزهایی پول کنار گذاشته بود، در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. پسرش در آستانه ازدواج است و خانواده باید برای مراسم آماده شوند. اما هزینههای برگزاری این مراسم از تصور او خارج است: «از همان ابتدا قرار نبود جشن مفصلی برگزار کنند. تعداد میهمانها را پایین آوردهاند، به دنبال تالار ارزانتر گشتهاند و خریدهای غیرضروری را کنار گذاشتهاند.
با این حال، فهرست هزینهها هر بار طولانیتر از چیزی میشود که تصور میکردند. هم پسرم و هم عروسم بچههای خوب و سالم و قانعی هستند. چیز زیادی از من نمیخواهند، اما من هم نمیتوانم که فقط به میهمانی آنها بروم. ۲۰ سال پیش که به چنین روزی فکر میکردم، انگار دنیا را به من داده بودند. حالا، اما شبیه عذاب شده است». تالار یک رقم دارد، غذا رقم دیگری. لباس، آرایش، عکاسی و فیلمبرداری و رفتوآمد را هم که اضافه کنید، عدد نهایی دیگر شبیه بودجهای نیست که یک خانواده بازنشسته بتواند بهسادگی از پس آن بربیاید: «قیمتها حتی فرصت برنامهریزی دقیق را هم نمیدهند.
یعنی همین روزها هم که پسرم و عروسم برای گرفتن قیمتها که مراجعه میکنند، مدام این پاسخ را میشنوند که هزینه نهایی ممکن است بیشتر شود. حتی وقتی میخواهند قرارداد با مثلا تالار ببندند هم به آنها میگویند درصدی افزایش قیمت ممکن است به هزینه اضافه شود». آقا رضا از خیلی چیزها زده تا پسانداز مناسبی برای چنین روزی کنار بگذارد، اما هنوز خیلی عقب است: «لباس نمیخرم، نهفقط من، که همسرم هم اینطور است. تفریح خاصی نداریم جز اینکه گاهی اوقات که آن دختر دیگرم و همسرش درگیر هستند، از نوهمان مراقبت میکنیم.
حتی موارد ضروری مثل تعویض عینک همسرم را هم به تعویق انداختهایم که این مراسم برگزار شود. حالا، اما اصلا نمیدانم در نهایت بتوانم عروسی برای پسرم بگیرم یا نه».
منبع: رویداد 24


