امنیت آینده را نمیتوان شب آغاز جنگ ساخت. باید پیش از آن کشوری ساخته باشیم که غافلگیر نشود و در برابر شوک از کار نیفتد. جنگ بعدی لزوماً با نخستین موشک آغاز نمیشود. ممکن است با یک اختلال در شبکه انرژی، یک حمله سایبری، قطع یک زنجیره تأمین، یک شوک سنگین ارزی، اختلال در ارتباطات، اختلال در باورهای مردم و ایجاد میدان آشوب در عملیات شناختی یا حتی یک بحران همزمان در چندین حوزه آغاز شود. به همین دلیل، مهمترین درس جنگ امروز شاید نه درباره جنگی که گذشت بلکه درباره کشوری باشد که باید برای جنگی که هنوز نیامده آماده شود.
دفاع مقدس به ما یاد داد که چگونه مقاومت کنیم، اما جنگ جدید با استفاده از تجربه جنگ تحمیلی اول، ضرورت دیگری را آشکار کرده است؛ چگونه مقاومت را به ابتکار و قابلیت دائمی ملی تبدیل کنیم. این تحول نیازمند عبور از «آمادگی نیروهای مسلح» به «آمادگی چندلایه ملی» است. حتی در الگوهای امنیتی کشورهای دیگر نیز همین تغییر قابل مشاهده است. ناتو در الزامات تابآوری ۲۰۲۶، تداوم حکومت، انرژی، غذا و آب، ارتباطات، حملونقل، سلامت، زنجیرههای تأمین و هماهنگی بخش دولتی و خصوصی را به عنوان اجزای امنیت تعریف کرده است.
بر این اساس، برای ایران آینده باید حداقل هفت ستون آمادگی ملی همزمان دیده شود. یکم، تداوم فرماندهی و تصمیمگیری: هیچ بحرانی نباید بتواند کشور را در خلأ تصمیم، ابهام مسئولیت یا اختلال ارتباطی گرفتار کند. استمرار حکمرانی در بحران از مؤلفههای مهم بازدارندگی است. دوم، تداوم زندگی مردم: آب، غذا، انرژی، درمان، ارتباطات، حمل و نقل و خدمات اساسی نباید با نخستین شوک به نقطه بحران برسند. جامعهای که زندگی آن ادامه دارد، ظرفیت بیشتری برای تحمل بحران دارد.
سوم، اقتصاد آماده بحران: اقتصاد مقاوم فقط اقتصادی نیست که تحریم را تحمل کند، اقتصادی است که بتواند مسیرهای جایگزین، ذخایر راهبردی، زنجیرههای تأمین متنوع و ساز و کارهای بازگشت سریع را از پیش طراحی کرده باشد. چهارم، زیرساخت دوگانه و افزونهپذیر: ارتباطات، انرژی، داده، حمل و نقل و خدمات حیاتی باید برای سناریوی از کار افتادن بخشی از شبکه نیز طراحی شوند. بیشک وابستگی به یک گلوگاه، در عصر جنگهای ترکیبی، یک آسیب راهبردی است.
پنجم، جامعه آماده، نه جامعه هراسان: تابآوری اجتماعی با تبلیغ ایجاد نمیشود، با اعتماد، شفافسازی، اطلاعرسانی معتبر، آموزش عمومی و احساس مشارکت در سرنوشت کشور ساخته میشود. جامعه باید بداند در بحران چه میکند، از کجا اطلاعات میگیرد و چگونه به تداوم زندگی کمک میکند. ششم، برتری اطلاعاتی و یادگیری مستمر: کشوری که از هر بحران فقط عبور کند اما از آن عبرت نگیرد، در بحران بعدی دوباره هزینه میدهد. باید هر جنگ، هر حمله، هر تحریم و هر اختلال به «داده آموزشی» برای اصلاح ساختارها تبدیل شود.
اتفاقاً منطق جهانی کاهش ریسک نیز بر شناخت ریسک، حکمرانی ریسک، سرمایهگذاری برای تابآوری و آمادگی برای بازیابی تأکید دارد. هفتم، توان بازسازی سریع: آمادگی فقط پیشگیری نیست، سرعت بازگشت نیز بخشی از قدرت است. هدف، ساخت کشوری نیست که هرگز آسیب نبیند، ساخت کشوری است که آسیب آن را برای مدت طولانی از کار نیندازد. اما این هفت ستون بدون یک ساز و کار مرکزی پراکنده خواهند ماند؛ رزمایش ملی.
همانگونه که نیروهای مسلح برای جنگ تمرین میکنند، کشور نیز باید برای بحران با سناریوهای واقعی، مشارکت دستگاهها، بخش خصوصی، دانشگاهها، رسانهها و جامعه و با ارزیابی بیرحمانه و دائمی نقاط ضعف، برنامه مدام تمرین داشته باشد. جنگ آینده را نمیتوان پیشبینی کرد، اما میتوان آسیبپذیریهای آینده را امروز شناخت. این شاید بنیادیترین درس سه جنگ باشد. امنیت را نباید پس از آغاز بحران تولید کرد. باید آن را پیشاپیش در اقتصاد، زیرساخت، جامعه، حکمرانی، فناوری و فرهنگ کشور مهندسی کرد.
جنگ بعدی، هر شکلی که داشته باشد، از روز شلیک نخستین گلوله آغاز نمیشود بلکه از امروز آغاز میشود، از تصمیم ما برای اینکه در بحران بعدی، غافلگیر نشویم.
منبع: جوان آنلاین



