رویداد۲۴| آموزش عمومی در قوانین کشور حقی همگانی و رایگان است، اما فاصله میان دستمزد و هزینههای زندگی باعث شده است خانوادههای کمدرآمد برای تأمین بخشی از ملزومات تحصیل فرزندان خود با محدودیتهای جدی روبهرو شوند. هزینههایی که در ظاهر ممکن است هرکدام کوچک به نظر برسند، اما خرید ملزومات تحصیل از لوازمالتحریر و پوشاک مدرسه گرفته تا اینترنت و ابزارهای دیجیتال، در مجموع سهم قابل توجهی از درآمد خانوار را به خود اختصاص میدهند.
مهر ۱۳۹۹ و در اوج همهگیری کرونا، انتشار خبر خودکشی «سید محمد موسویزاده»، دانشآموز ۱۱ساله شهرستان دیر در استان بوشهر، واکنشهای گستردهای به دنبال داشت. در روایتهایی که آن زمان درباره این حادثه منتشر شد، ناتوانی خانواده در تأمین گوشی تلفن همراه برای آموزش مجازی بهعنوان یکی از عوامل مطرح شد؛ موضوعی که با تکذیبها و روایتهای متفاوت برخی مسئولان نیز همراه بود. فارغ از اختلاف روایتها درباره علت این حادثه، ماجرای آن یکی از نمونههایی بود که شکاف دسترسی به ابزارهای آموزش دیجیتال را در دوره همهگیری کرونا به مسئلهای عمومی تبدیل کرد.
در آن دوره، آموزش مجازی وابستگی دانشآموزان به تلفن همراه، تبلت، اینترنت و دسترسی به فضای مناسب برای مطالعه را افزایش داد. اگرچه با بازگشت آموزش حضوری، نقش ابزارهای دیجیتال به اندازه دوران آموزش مجازی فراگیر نیست، اما این ابزارها همچنان در بخشهایی از ارتباط دانشآموز با مدرسه، دسترسی به محتوای آموزشی، انجام تکالیف، استفاده از منابع کمکآموزشی و ارتباطات آموزشی مورد استفاده قرار میگیرند. مدرسه رایگان است یا آموزش؟ اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دولت را موظف کرده است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.
بر پایه این اصل، آموزش نه کالایی قابل خریدوفروش، بلکه حقی عمومی و از مسئولیتهای ذاتی حاکمیت است. اما واقعیت روزمره زندگی طبقه کارگر، چیز دیگری را نشان میدهد. در گام نخست، ادعای رایگان بودن مدارس دولتی با اخذ شهریههای پنهان، هزینههای ثبتنام و «کمکهای نیمهاجباری» مخدوش میشود؛ هزینههایی که گزارشهای میدانی گواهی بر همهگیری آنهاست.
در گام بعد، حتی با صرفنظر از این هزینهها، مجموعهای از الزامات نوین نظیر ابزارهای دیجیتال، اینترنت، پوشاک، رفتوآمد و مستلزمات یادگیری خودنمایی میکنند که دولت بار تامین آنها را تماماً به جیب خالی خانوار منتقل کرده است. این هزینهها برای یک خانواده مرفه تنها بخشی از درآمدهای مازاد محسوب میشود؛
آنان در شرایط بحرانی بهراحتی معلم خصوصی، تجهیزات پیشرفته یا کلاسهای جایگزین تهیه میکنند، اما برای خانوار کارگری با درآمدِ زیر خط فقر، «هزینه واقعی آموزش» یک هزینه عادی نیست، بلکه فشاری مستقیم بر سبد معیشت است و خانواده را میان تغذیه، مسکن یا ادامه تحصیل فرزندان در موقعیت انتخابی دردناک قرار میدهد. هزینه واقعی تحصیل؛ هزینههایی که دیده نمیشوند هزینه تحصیل تنها به مبلغی که ممکن است مدرسه از خانواده دریافت کند محدود نمیشود. دانشآموز برای حضور مؤثر در مدرسه به مجموعهای از ملزومات نیاز دارد؛
از کتاب و دفتر و لوازمالتحریر گرفته تا لباس و کفش، هزینه رفتوآمد و در مواردی دسترسی به اینترنت و ابزار دیجیتال. برای خانوادهای که چند فرزند مدرسهای دارد، این هزینهها بهصورت همزمان تکرار میشوند؛ بنابراین حتی اگر مدرسه دولتی شهریهای دریافت نکند، «هزینه واقعی تحصیل» برای خانوار همچنان وجود دارد. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قیمت کالاهای مورد نیاز دانشآموز را در کنار دستمزد قرار دهیم. وقتی قیمت یک گوشی از درآمد یک ماه بیشتر است نگاهی به بازار شهریور ۱۴۰۵، ابعاد این فشار مالی را عریان میسازد.
در حال حاضر ارزانترین تبلت حداقل ۳۱ میلیون تومان و ارزانترین گوشیهای هوشمند موجود در بازار قیمتی بین ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان دارند. این در حالی است که حداقل دریافتی ماهانه کارگران با دو فرزند و با تمامی مزایا حدود ۲۵ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است؛ زمانی که محاسبات مستقل، هزینه ماهانه یک خانواده کارگری را حدود ۹۰ میلیون تومان و خط فقر را بالای ۷۰ میلیون تومان برآورد میکنند این درآمد حتی پاسخگوی هزینههای اولیه مسکن، خوراک و درمان نیست.
منبع: رویداد 24



