رفتن به محتوای اصلی
سیاسیفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

معمای یک نابینایی خودخواسته؛ بازخوانی سند فوق‌محرمانه وایت‌هال

سند محرمانه «سیاست بریتانیا در قبال ایران ۱۹۷۴-۱۹۷۸» به قلم نیکلاس براون که توسط وزارت امور خارجه بریتانیا تهیه شده، یکی از مهم‌ترین تحلیل‌های دستگاه دیپلماسی بریتانیا درباب ایران است.

معمای یک نابینایی خودخواسته؛ بازخوانی سند فوق‌محرمانه وایت‌هال

رویداد۲۴| در مارس ۱۹۷۹، زمانی که آخرین تاج‌دار سلسله پهلوی سرگردان در دیار غربت بود و ساختار سیاسی چند هزار ساله ایران زیر گام‌های مواج یکی از عظیم‌ترین انقلاب‌های قرن بیستم فرو می‌ریخت، تاریک‌خانه‌های دیپلماسی بریتانیا در لندن دچار تکانه‌ای شدید شدند. دیوید اوئن، وزیر امور خارجه وقت بریتانیا، به بخش برنامه‌ریزی وزارت امور خارجه دستور داد گزارشی تحلیلی و بی‌رحمانه از عملکرد دستگاه دیپلماسی لندن در تهران در سال‌های پیش از سقوط تهیه کند. وظیفه این آسیب‌شناسی تاریخی به نیکلاس براون، از تحلیل‌گران ارشد وزارت امور خارجه، واگذار شد.

حاصل این مأموریت، گزارشی محرمانه و هشتادوهفت‌صفحه‌ای بود که تحت عنوان «سیاست بریتانیا در قبال ایران ۱۹۷۴-۱۹۷۸» به نگارش درآمد و برای سال‌ها در طبقات فوق‌محرمانه بایگانی شد. مایکل پالیسر، سرپرست دائم وقت وزارت امور خارجه بریتانیا، در پیش‌گفتار خود بر این گزارش، نیت اصلی این واکاوی آسیب‌شناسانه را با صراحتی تلخ و خویشتن‌دارانه چنین تبیین کرده است: «هدف این سند متهم کردن کسی بابت این واقعیت نیست که ما نیز مانند تقریباً تمام دیگر ناظران مسائل ایران، در پیش‌بینی سقوط شاه ناکام ماندیم؛

هدف بررسی تاریخچه سیاست ما در قبال ایران و ارزیابی اطلاعات و قضاوت‌هایی بود که این سیاست بر آنها استوار گشته بود تا دریابیم در کجای مسیر مرتکب اشتباه شدیم و در آینده چگونه می‌توانیم عملکرد بهتری داشته باشیم.» بازخوانی این سند پس از دهه‌ها، برای مخاطب اهل تحلیل، روایتی فراتر از یک مرور تاریخی ساده است. این سند درام سیاسی عریانی است از مکانیزم کارکرد قدرت و آسیب‌شناسی بوروکراسی دیپلماتیک در مواجهه با جوامع در حال دگرگونی.

برخلاف پندار‌های ساده‌انگارانه‌ای که فروپاشی قدرت‌های سیاسی را حاصل سناریو‌های پنهان دیپلماسی خارجی می‌دانند، سند براون ثابت می‌کند دستگاه‌های اطلاعاتی و دیپلماتیک غربی خود در نوعی خودفریبی نهادینه‌شده، خوش‌خیالی تجاری و کوری ساختاری گرفتار بودند. گزارش براون تصویرگر رویه‌ای است که در آن ولع سوداگری، فروش اسلحه، و جذابیت دلار‌های نفتی، چشمان ناظران غربی را بر گسست‌های عمیق اجتماعی ایران بست و دیپلمات‌های برجسته لندن را در حصار ارزیابی‌های نادرست محبوس ساخت. بیماری ناپیدای پادشاه و سراب تمدن بزرگ روایت براون با بازخوانی تحولات سال ۱۳۵۳ آغاز می‌شود؛

برهه‌ای که چهاربرابر شدن ناگهانی قیمت نفت پس از بحران ۱۹۷۳، سرمستی بی‌سابقه‌ای برای محمدرضا پهلوی به ارمغان آورد. شاه که خود را در اوج قدرت منطقه‌ای می‌دید، حجم اعتبارات برنامه پنجم توسعه را بدون توجه به ظرفیت‌های زیربنایی کشور ناگهان دوبرابر کرد و از جهش شتابان به سوی «تمدن بزرگ» سخن گفت. اما به شهادت گزارش‌های محرمانه بریتانیا، این فوران ناگهانی درآمدها، اقتصاد آسیب‌پذیر ایران را به تورمی کمرشکن، کمبود شدید کالا‌های اساسی و اختلال در زیرساخت‌های بندری دچار ساخت.

بنادر کشور لبریز از کشتی‌های منتظری شد که تخلیه بار آنها ماه‌ها به طول می‌انجامید، و اجاره‌بهای مسکن در تهران سر به فلک کشید. در میان این هیاهوی اقتصادی، سند براون به افشای رازی می‌پردازد که در همان سال‌ها از دید اکثر ناظران سیاسی پنهان مانده بود: تشخیص بیماری مهلک شاه و تأثیر روانی آن بر شتابزدگی او در اتخاذ تصمیم‌های کلان.

سند تصریح می‌کند که بیماری خاموش پادشاه بر عجله او برای مدرن‌سازی اجباری افزوده بود: «دو پزشک فرانسوی بعد‌ها به‌طور خصوصی فاش ساختند که در سال ۱۹۷۳ بیماری سرطان غدد لنفاوی را در شاه تشخیص داده بودند و این عارضه احتمالاً بر عجله و شتابزدگی او در پیشبرد برنامه‌هایش افزوده بود؛ هرچند در آن زمان هیچ نشانه ظاهری مبنی بر تأثیر این بیماری بر عملکرد جسمی یا ذهنی شاه به چشم نمی‌خورد.» شاه در سال ۱۳۵۴ با انحلال احزاب موجود و تأسیس «حزب رستاخیز»، تکثرگرایی ظاهری را محو ساخت و شهروندان را به عضویت در این حزب تک‌تاز یا مواجهه با تبعات خروج از کشور فراخواند.

اما برخلاف تصور رژیم، این اقدام موجی از نارضایتی زیرپوستی و بدبینی ملی ایجاد کرد. مبارزه ساختگی با گرانی و جریمه و تبعید بازاریان به دست دانش‌جویان رستاخیزی، طبقه سنت‌گرای بازار را که بنیان اقتصادی جامعه را در دست داشت، به شدت زخمی کرد و آنها را بیش از پیش به پیوند تاریخی با روحانیت سوق داد.

منبع: رویداد 24

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار