رفتن به محتوای اصلی
سیاسیفرهاب سامانه تحلیل اخبار18 دقیقه مطالعه

تحلیل راهبردی پیام رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل

سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد را می‌توان یکی از مهم‌ترین و چندلایه‌ترین سخنرانی‌های دیپلماتیک ایران در سال‌های اخیر دانست که در بستر فشارهای حداکثری آمریکا، تهدیدات مستمر رژیم اشغالگر قدس، تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی، و…

تحلیل راهبردی پیام رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل

سطح نخست: معکوس‌سازی اتهام نامشروع و بازسازی مشروعیت اقدامات در سطح نخست، رئیس‌جمهور با رد اتهام تروریستی که روز قبل از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح شده بود، تلاش کرد مشروعیت اقدامات ایران را در برابر افکار عمومی جهانی بازسازی کند. او با استناد به ترور رهبر ایران، بمباران مدرسه‌ای در لامرد، کشتار کودکان با بمب‌های خوشه‌ای، و ترور اسماعیل هنیه در تهران، تصویری از ایران به عنوان قربانی تروریسم ارائه داد و اتهام تروریستی علیه ایران را به چالش کشید.

این راهبرد، که می‌توان آن را «معکوس‌سازی اتهام» نامید، در خدمت مشروعیت‌زدایی از آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و جلب همدلی جهانی بود. اثربخشی این راهبرد محدود به افکار عمومی بود، نه به دولت‌ها. دولت‌های غربی، حتی اگر جنایات اسرائیل را محکوم می‌کردند، همچنان ایران را به عنوان تهدید راهبردی می‌دیدند. با این حال، در سطح افکار عمومی جهانی و در میان کشورهای جنوب، این راهبرد توانست تصویر ایران را از «متهم» به «قربانی» تغییر دهد. سطح دوم: غزه و فلسطین در سطح دوم، سخنرانی به موضوع غزه و فلسطین پرداخت.

رئیس‌جمهور با اشاره به کشتار بیش از هشتاد هزار انسان بی‌گناه، آوارگی بیش از صد هزار نفر، و نسل‌کشی با ابزار و تکنولوژی پیشرفته، رژیم اشغالگر قدس را به عنوان عامل اصلی بی‌ثباتی و جنایت در منطقه معرفی کرد. او با طرح این پرسش که چگونه ایران را تروریست می‌خوانند در حالی که عاملان این جنایات عامل صلح و امنیت معرفی می‌شوند، معیارهای دوگانه بین‌المللی را به چالش کشید. این بخش از سخنرانی، هم به تقویت محور مقاومت کمک می‌کرد و هم افکار عمومی جهانی را به سمت حمایت از فلسطین سوق می‌داد.

رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه مقاومت ذات انسان است و نمی‌توان آن را با بمب و محاصره وادار به تسلیم کرد، نشان داد که راهبرد ایران در قبال فلسطین، حمایت سیاسی و رسانه‌ای است، نه ورود به جنگ مستقیم. این انتخاب راهبردی، هم هزینه نظامی ایران را کاهش می‌داد و هم مشروعیت اخلاقی آن را در جهان اسلام و جنوب جهانی افزایش می‌داد. سطح سوم: برنامه هسته‌ای در سطح سوم، سخنرانی به برنامه هسته‌ای ایران پرداخت. رئیس‌جمهور با تأکید بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای و رد سلاح اتمی، همزمان بر حق مسلم ایران برای دانش هسته‌ای در حوزه‌های درمان، کشاورزی، صنعت و انرژی تأکید کرد.

او با طرح شعار «نه سلاح هسته‌ای، نه محرومیت از دانش هسته‌ای»، تلاش کرد فشارهای بین‌المللی را کاهش دهد و در عین حال حقوق ایران را حفظ کند. او همچنین با اشاره به اینکه بمب اتم در رژیم اشغالگر قدس است اما بازرس‌ها در ایران، و رژیم اشغالگر قدس عضو ان‌پی‌تی نیست اما میلیاردها دلار سلاح رایگان می‌گیرد، معیارهای دوگانه غرب را به چالش کشید. این بخش از سخنرانی، راهبرد هسته‌ای ایران را به عنوان یک حق توسعه بازتعریف کرد و خواستار راه‌حل توافقی شد که صلح‌آمیز بودن برنامه ایران را تضمین کند.

با این حال، داده‌های میدانی نشان می‌دهد که این موضع در معرض فرسایش جدی قرار گرفته است. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، بحث خروج ایران از ان‌پی‌تی به‌طور جدی در محافل سیاسی و حقوقی ایران مطرح شد. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران اعلام کرد که ایران «هنوز تصمیم به خروج از ان‌پی‌تی نگرفته است»، اما این تصمیم را «وابسته به رفتار واشنگتن» دانست. این اظهارات نشان می‌دهد که موضع هسته‌ای ایران از یک «حق مسلم» به یک ابزار چانه‌زنی مشروط تبدیل شده است.

سطح چهارم: امنیت منطقه‌ای و همکاری با همسایگان در سطح چهارم، سخنرانی به امنیت منطقه‌ای و همکاری با همسایگان پرداخت. رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه ایران همسایگان خود را رقیب امنیتی نمی‌بیند، خواهان امنیت جمعی در منطقه شد. او با نقد وضعیت تنگه هرمز که در آن ایران از آزادی کشتیرانی محروم است اما سلاح و مواد منفجره از همان آبراه منتقل می‌شود، نشان داد که ایران خواهان پایان حضور دائمی ناوگان‌های متخاصم و ایجاد سازوکار امنیتی جمعی است.

این بخش از سخنرانی، راهبرد ایران را در قبال همسایگان عربی، به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، به سمت همکاری و کاهش تنش سوق می‌داد. این انتخاب راهبردی، همزمان با عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم، اهمیت دوچندان داشت. ایران با این پیام تلاش می‌کرد نشان دهد که گزینه‌ای برای همکاری منطقه‌ای است، نه تنها یک تهدید. سطح پنجم: نقد نظم جهانی و فراخوان به عدالت در سطح پنجم، سخنرانی به نقد نظم جهانی موجود و فراخوان به عدالت پرداخت.

رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه حقوق بشر ابزار رقابت ژئوپولیتیک نیست، خواهان حقوق برابر و مسئولیت برابر برای همه کشورها شد. او هشدار داد که اگر حقوق بین‌الملل فقط زمانی اجرا شود که با منافع قدرتمندان سازگار باشد، کشورهای بیشتری به این نتیجه خواهند رسید که برای تأمین امنیت خود تنها به قدرت خویش تکیه کنند و این آغاز جهانی خطرناک‌تر برای همه خواهد بود. این بخش از سخنرانی، در خدمت جلب حمایت کشورهای غیرمتعهد، جنوب جهانی، و نهادهای چندجانبه مانند بریکس و شانگهای بود. ایران با این پیام تلاش می‌کرد خود را به عنوان سخنگوی کشورهای ناراضی از نظم غربی معرفی کند.

این راهبرد، همزمان با گسترش روابط ایران با چین، روسیه و کشورهای جنوب، یک ائتلاف‌سازی راهبردی را دنبال می‌کرد. سطح ششم: نمایش قدرت و آمادگی دفاعی در سطح ششم، سخنرانی به نمایش قدرت و آمادگی دفاعی ایران اختصاص داشت. رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه ایران با قدرت ایستاده و تسلیم نمی‌شود، نشان داد که راهبرد بازدارندگی ایران فعال است و هرگونه حمله نظامی هزینه‌ساز خواهد بود. او با اشاره به حمایت مردمی و حضور مردم در خیابان‌ها، مشروعیت داخلی نظام را به نمایش گذاشت و پیام داد که ایران در انزوا نیست.

این بخش از سخنرانی، اگرچه در ظاهر یک نمایش قدرت بود، در واقع یک مدیریت بحران در سطح داخلی نیز محسوب می‌شد. پس از شهادت رهبر ایران و ضربات سنگین به محور مقاومت، افکار عمومی داخلی نیازمند اطمینان‌بخشی درباره ادامه مسیر بود. سخنرانی با تأکید بر «مردم قدرت ما هستند»، تلاش می‌کرد این اطمینان را ایجاد کند که نظام همچنان از حمایت مردمی برخوردار است. سطح هفتم: آمادگی برای گفتگو با عزت اما نه تحت زورو قلدری در نهایت، سخنرانی با اعلام آمادگی برای گفتگو اما نه تحت زور و تهدید به پایان رسید.

این بخش، راهبرد دیپلماسی ایران را نشان می‌داد که همزمان با مقاومت، درهای مذاکره را باز نگه می‌دارد اما شرط آن کنار گذاشتن زبان زور است. با این حال، داده‌های میدانی نشان می‌دهد که این «آمادگی» در واقع بخشی از یک الگوی پایدار مدیریت بحران بوده است، نه حرکتی به سمت تنش‌زدایی. مذاکرات مسقط در فوریه ۲۰۲۶، که اولین تماس سطح بالا میان دو طرف پس از درگیری ژوئن بود، از سوی تحلیلگران به‌عنوان «مدیریت ریسک» و نه «تنش‌زدایی» توصیف شده است.

هم ایران و هم آمریکا راهبرد «پوشش ریسک» را در پیش گرفته‌اند: هر دو در حال تقویت اهرم‌های نظامی و اقتصادی خود برای افزایش قدرت چانه‌زنی هستند و در صورت شکست مذاکرات، آماده انتقال سریع به رویارویی نظامی هستند. راهبردهای کلان ایران در این سخنرانی بر پایه این تحلیل، می‌توان راهبردهای کلان ایران در این سخنرانی را در پنج محور خلاصه کرد: نخست، راهبرد مقاومت فعال که در آن ایران به جای انفعال، ابتکار عمل را در دست گرفته و با افشاگری علیه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، آنها را اخلاقاً به چالش کشیده است.

دوم، راهبرد دیپلماسی عمومی که در آن سخنرانی خطاب به افکار عمومی جهان، اندیشمندان، و حقوقدانان بین‌المللی بود، نه فقط دولت‌ها. سوم، راهبرد موازنه تهدید که در آن با تأکید بر قدرت دفاعی و آمادگی نظامی، ایران تلاش کرده بازدارندگی ایجاد کند. چهارم، راهبرد چندجانبه‌گرایی که در آن فراخوان به عدالت و حقوق برابر، تلاش برای اتحاد با کشورهای غیرغربی و مستقل را نشان می‌داد. پنجم، راهبرد هسته‌ای هوشمند که در آن ترکیب «نه سلاح هسته‌ای» با «نه محرومیت از دانش هسته‌ای»، همزمان فشار را کاهش داده و حق را حفظ کرده است.

تحلیل راهبردی در قالب تحلیل SWOT، قوت‌های این سخنرانی شامل استفاده از زبان اخلاقی و حقوقی برای مشروعیت‌زدایی از حریف، تأکید بر حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد، خطاب به افکار عمومی جهانی، ترکیب هشدار و آمادگی برای گفتگو، تأکید بر وحدت ملی و حمایت مردمی، طرح موضوع فلسطین و غزه برای جلب همدلی جهانی، و تثبیت موضع هسته‌ای به عنوان حق مسلم بود. جا داشت نقش سایر قدرت‌ها مانند چین و روسیه در حل بحران، وارائه راهبرد مشخص برای تقویت محور مقاومت بیشتر پرداخته می شد.

فرصت‌های پیش روی ایران در این سخنرانی شامل فضای بین‌المللی پس از جنگ غزه و افزایش انتقادها از رژیم اشغالگر قدس، رشد جنبش‌های ضدجنگ و عدالت‌خواه در جهان، تمایل برخی کشورهای اروپایی به حفظ برجام، گسترش روابط با چین، روسیه و کشورهای جنوب، نقش‌آفرینی در سازمان‌های چندجانبه مانند بریکس و شانگهای، امکان استفاده از کارت انرژی و تنگه هرمز، و افکار عمومی منطقه‌ای حامی مقاومت بود.

تهدیدهای پیش روی ایران شامل فشار حداکثری آمریکا و احتمال تشدید تحریم‌ها، تهدیدات نظامی رژیم اشغالگر قدس و احتمال حمله به تأسیسات ایران، انزوای بیشتر ایران در شورای امنیت و نهادهای بین‌المللی، تبلیغات رسانه‌ای علیه ایران و برچسب تروریستی، ناآرامی‌های داخلی و اعتراضات احتمالی، وابستگی اقتصادی به نفت و آسیب‌پذیری در برابر تحریم، و عادی‌سازی روابط اعراب با رژیم اشغالگر قدس بود. راهبردهای تهاجمی، تدافعی، انطباقی و اقتضایی بر پایه این تحلیل، راهبردهای تهاجمی ایران باید بر استفاده از قوت‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌ها متمرکز شود.

این راهبردها شامل دیپلماسی عمومی فعال برای افشای جنایات آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و جلب حمایت افکار عمومی جهانی، ائتلاف‌سازی با کشورهای جنوب و تقویت روابط با بریکس و شانگهای، تسریع در عملیاتی‌سازی پیمان‌های راهبردی با چین و روسیه، بازتعریف برنامه هسته‌ای به عنوان حق توسعه، و استفاده از کارت انرژی و تنگه هرمز برای افزایش قدرت چانه‌زنی است.

راهبردهای تدافعی باید بر کاهش ضعف‌های احتمالی و مقابله با تهدیدها متمرکز شود و شامل: ارائه طرح عملی برای اعتمادسازی، مدیریت تنش با همسایگان، تنوع‌بخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت، و مدیریت افکار عمومی داخلی برای حفظ انسجام ملی است. راهبردهای انطباقی باید بر کاهش ضعف‌ها با استفاده از فرصت‌ها متمرکز شود و شامل استفاده از پیمان راهبردی با چین و روسیه، تقویت دیپلماسی پارلمانی و مردمی، بهره‌گیری از رسانه‌های جهانی برای انتقال روایت ایران، و توسعه دیپلماسی هسته‌ای شفاف است.

راهبردهای اقتضایی باید بر استفاده از قوت‌ها برای مقابله با تهدیدها متمرکز شود و شامل بازدارندگی نظامی هوشمند، تقویت همه جانبه محور مقاومت و بویژه حوثی های یمن، استفاده از حقوق بین‌الملل برای طرح شکایت علیه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس، و مدیریت تنگه هرمز است. تجویزات راهبردی در سطح بین‌المللی، باید طرح صلح منطقه‌ای توسط ایران تدوین شود، کنفرانس بین‌المللی درباره غزه علیه جنایات جنگی رژیم اشغالگر تشکیل گردد، عضویت فعال در نهادهای چندجانبه تقویت شود، فعال سازی سازمان همکاری اسلامی در راستای تبیین اقدامات، و مسکوت گذاشتن مذاکره هسته‌ای در زمان فعلی.

در سطح منطقه‌ای، باید دیپلماسی (اعلانی ) همسایگی تقویت شود، سازوکار امنیت جمعی با ابتکارات ایران ایجاد گردد، حمایت هوشمند از فلسطین ادامه یابد، و تنش با رژیم اشغالگر قدس با حفظ اقتدار و توانمندی روز افزون مدیریت شود.

در سطح داخلی، باید انسجام ملی تقویت شود، اقتصاد مقاومتی دنبال گردد و حاکمیت اقتصادی بیشتر ملموس شود، نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای برای مقابله با جنگ ترکیبی غرب راه‌اندازی و فعال شود، مدیریت رسانه‌ای داخلی فعال‌تر شود، در بحث هسته‌ای مواضع امام شهید بیشتر شفاف‌سازی شود، و در صورت ضرورت اقدامات احتمالی هسته ای جمهوری اسلامی روی میز قرار گیرد، از جمله بررسی خروج از ان‌پی‌تی یا تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای.

بهره‌گیری از تسلط حوثی‌ها بر باب‌المندب در سپتامبر ۲۰۲۶، حوثی‌ها در کمتر از دو هفته کنترل نظامی خود را بر سواحل غربی یمن و گلوگاه‌های کلیدی باب‌المندب تکمیل کردند. در ۱۰ سپتامبر بندر مُخا را تصرف کردند، روز بعد ضبا و جزیره پریم (میون) در میانه تنگه را اشغال کردند، و سپس مجمع‌الجزایر زقر و حنیش را تحت کنترل گرفتند. اهمیت راهبردی این پیشروی بسیار فراتر از جنگ داخلی یمن است. کارشناس مسائل بین‌الملل تأکید می‌کند که حوثی‌ها در چند روز ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی را تصرف کرده و کنترل تمام سواحل غربی یمن و چندین نقطه راهبردی نزدیک باب‌المندب را به دست گرفته‌اند؛

تأثیر این اقدام «فراتر از جنگ داخلی یمن» است. جزیره پریم بر مسیر اصلی تنگه باب‌المندب مسلط است و به حوثی‌ها توانایی مسدودسازی فیزیکی تنگه و پایش و ضربه گزینشی در تمام منطقه را می‌دهد. این کنترل با وضعیت تنگه هرمز همبستگی راهبردی ایجاد کرده است. ایران از اواخر فوریه ۲۰۲۶ عملاً عبور و مرور در هرمز را فلج کرده و عربستان مجبور شده بیشتر صادرات نفتی خود را به سمت دریای سرخ و خط لوله شرق-غرب منتقل کند. اما تسلط حوثی‌ها بر باب‌المندب این مسیر جایگزین را نیز تقریباً فلج کرده است.

سه مسیر اصلی صادرات عربستان — هرمز در شرق، باب‌المندب در جنوب، و سوئز-دماغه امید نیک در شمال — همزمان تحت فشار قرار گرفته‌اند. صادرات نفت عربستان از حدود ۶.۵ میلیون بشکه در روز به حدود ۳.۲ میلیون بشکه کاهش یافته که پایین‌ترین سطح در بیش از یک دهه گذشته است. تحلیلگران یمنی ارزیابی می‌کنند که کنترل باب‌المندب توسط حوثی‌ها در واقع «جبهه‌ای موازی با هرمز» ایجاد کرده و به ایران امکان می‌دهد «از دو گلوگاه حیاتی دریایی همزمان بر کشتیرانی انرژی جهانی تأثیر بگذارد». کارشناسان چینی این وضعیت را «همزمانی هشدار در دو گلوگاه نفتی» توصیف می‌کنند.

مشاور وزارت دفاع حوثی‌ها، عابد محمد الصوال، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه صریح‌تر می‌گوید: «ما با ایران یک اتحاد و یک پیکر هستیم» و تأکید می‌کند «باب‌المندب خط سرخ آمریکا و غیرآمریکاست و برای آن خواهیم جنگید». این اظهارات حوثی‌ها را از موقعیت مبهم «نماینده ایران» به متحد راهبردی علنی ارتقا می‌دهد. پیگیری‌های حقوقی: تبدیل میدان به دادگاه میان اقدام نظامی حوثی‌ها و راهبرد حقوقی ایران یک سازوکار تبدیل کلیدی وجود دارد: هر رویارویی نظامی «شواهد جدید جنایات جنگی» تولید می‌کند و این شواهد به‌صورت سیستماتیک در اقدامات حقوقی داخلی و بین‌المللی ایران وارد می‌شوند.

سامانه حقوقی ایران چندمسیره است. در سطح داخلی، شعبه ۵۵ دادگاه تهران دعاوی بیش از ۳۵۰ هزار شاکی را پذیرفته و در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶ اولین جلسه رسیدگی به پرونده‌های «جنگ ۱۲ روزه» برگزار شده است. سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرده برای ۱۵۹ مقام آمریکایی و اسرائیلی کیفرخواست صادر شده که شامل ۹۲ آمریکایی و ۶۷ اسرائیلی است. بیش از ۳۰۰۰ دادخواست حقوقی ثبت شده و حدود ۲۶۰ دعوای حقوقی نماینده بیش از ۳۰۰ هزار شخص حقیقی و حقوقی است.

در سطح بین‌المللی، ایران در مارس ۲۰۲۶ در دادگاه داوری ایران-آمریکا (IUSCT) در لاهه شکایتی رسمی ثبت کرده (پرونده A-34) بر اساس اعلامیه الجزایر ۱۹۸۱ — بند اول که آمریکا متعهد شده در امور داخلی ایران مداخله نکند. این تنها سازوکار دوجانبه‌ای است که مبنای صلاحیت مشخصی برای پیگیری علیه آمریکا دارد. ارزش اصلی این اقدامات در ساخت «سابقه حقوقی» و «مواد روایی» است. هر جلسه دادگاه، هر کیفرخواست، هر رقم شاکی، به «واقعیت قابل استناد» در نبرد رسانه‌ای تبدیل می‌شود. اقدام نظامی حوثی‌ها در این چارچوب نقش تولیدکننده شواهد را ایفا می‌کند.

کنترل باب‌المندب می‌تواند به‌عنوان «ضربه قانونی نیروهای مقاومت به متجاوزان» روایت شود؛ حملات به تأسیسات نفتی عربستان می‌تواند به‌عنوان «هدف نظامی قانونی علیه زیربنای اقتصادی جنگ» ارائه گردد؛ و پاسخ نظامی عربستان و آمریکا — در صورت وقوع — به‌طور خودکار به «شواهد تجاوز جدید» تبدیل می‌شود. این جریان شواهد از میدان به دادگاه، به سامانه حقوقی ایران عرضه مداوم «مواد خام» می‌دهد. نهضت نبرد رسانه‌ای با جنگ ترکیبی دشمنان(جهاد تبیین): از واقعیت به روایت راهبرد رسانه‌ای ایران در گفتمان رسمی «جهاد تبیین» نامیده می‌شود.

بر اساس تعریف رهبر و امام شهید ایران، این یک «مبارزه دانشی و معنوی مبتنی بر پژوهش و حقیقت» است که هدف آن «مقابله با تحریف و اغوای دشمن» است. سازوکار عملیاتی این راهبرد در درگیری فوریه ۲۰۲۶ به‌خوبی نمایان شد.

بر اساس تحلیل نیویورک تایمز، یک ویدئوی مبهم که ادعا می‌شد جنگنده F/A-18 آمریکایی را هدف قرار داده، در ۶۹ دقیقه مسیر خود را از حساب‌های حاشیه‌ای به میلیون‌ها کاربر جهانی طی کرد: ابتدا در پلتفرم X ظاهر شد (۱۳:۰۴)، یک دقیقه بعد سپاه در تلگرام آن را بازنشر کرد، بلافاصله سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های ایران «تقریباً همزمان» آن را با «لایه مشروعیت» منتشر کردند؛ پس از پخش از تلویزیون ملی ایران، RT روسیه در یک دقیقه با برند خود بازنشر کرد؛ تا ۱۳:۱۴ اینفلوئنسر نزدیک به روسیه آن را به نزدیک ۲ میلیون بازدید رسانده بود.

وقتی سنتکام بدروغ در ۱۴:۱۳ بیانیه بیانیه تکذیب منتشر کرد، «روایت قبلاً در سطح جهانی تثبیت شده بود». در این چارچوب، اقدام نظامی حوثی‌ها «رویداد قابل تأیید» فراهم می‌کند.، کنترل باب‌المندب یک واقعیت جغرافیایی است، تصرف جزیره پریم با ماهواره قابل مشاهده است، و کاهش صادرات نفت عربستان داده‌ای قابل اندازه‌گیری است. این «واقعیت‌های سخت» برای «روایت نرم» مبنای اعتبار فراهم می‌کنند.

وقتی رسانه‌های ایرانی اقدام حوثی‌ها را به‌عنوان «ضربه قانونی محور مقاومت به محاصره امپریالیستی» ارائه می‌دهند، مخاطب با جعل مواجه نیست، بلکه با چارچوب‌بندی تفسیری یک رویداد واقعی مواجه است. نبرد رسانه‌ای ایران یک بعد نهادی نیز دارد.

«جام رسانه امید» باید با ایجاد صدها شبکه و مشارکت متخصص رسانه‌ای در موضوعات مسابقه شامل «جنگ خدمت، جنگ امید، جنگ علم و پیشرفت ایران» نقش خود را ایفا کنند همانطور که مسئول مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه علمیه قم تأکید می‌کند طلاب باید «رسانه انسانی» و «ارتش» برای مقابله با «الگوریتم‌های رسانه‌ای خصمانه» و شکل‌دهی به ادراک عمومی باشند. اقدام «هر ایرانی — در داخل و خارج — باید به‌عنوان سفیر و یک رسانه عمل کند و حقیقت را با زبانی قوی و شفاف منتشر سازد».

منطق درونی و ملاحظات راهبرد سه‌بعدی سازوکار هم‌افزایی این سه بعد را می‌توان چنین خلاصه کرد: حوثی‌ها «رویداد» می‌سازند، سامانه حقوقی آن را به «شواهد» تبدیل می‌کند، و نبرد رسانه‌ای آن را به «روایت» بدل می‌سازد. هر بعد برای ابعاد دیگر ورودی فراهم می‌کند: اقدام نظامی مواد پرونده جدید برای پیگیری حقوقی تولید می‌کند؛ دعاوی حقوقی «سابقه رسمی» قابل استناد برای نبرد رسانه‌ای فراهم می‌کنند؛ و روایت رسانه‌ای به نوبه خود «دفاع مشروعیت» برای اقدام نظامی ارائه می‌دهد. کارکرد محوری این راهبرد افزایش اهرم چانه‌زنی ایران در مذاکرات است.

تحلیل‌گران مصری اشاره می‌کنند که تشدید در باب‌المندب «اهرم ایران در مذاکره با واشنگتن را تقویت کرده» و این «بشقاب داغ» استراتژی ایران در بن‌بست «نه جنگ نه صلح» است — اعمال فشار در یک جبهه برای پیشبرد مذاکره در جبهه دیگر. وضعیت دشوار کشورهای خلیج فارس توسط تحلیل‌گران چنین خلاصه شده: «تحمل هزینه‌های فزاینده، یا یافتن راهی برای سازش با تهران»، زیرا «آمریکا نمی‌تواند آن‌ها را از این وضعیت خارج کند». با این حال، این راهبرد خطرات ساختاری نیز دارد.

نخست، «اقدام بیش از حد» حوثی‌ها ممکن است مداخله نظامی مستقیم آمریکا را برانگیزد ودرگیری باب‌المندب را به رویارویی مستقیم آمریکا-ایران ارتقا می‌دهد. آمریکا با دوگانگی مواجه است: ولیعهد سعودی «دو بار در یک روز درخواست کمک کرد و هر دو بار رد شد» و آمریکا «تنها آماده ارائه پشتیبانی اطلاعاتی است و حاضر به مداخله مستقیم نیست». حوثی‌ها با هوشمندی و خویشتن داری این مهم را در حال مدیریت هستند. دوم، «پارادوکس سیاسی‌سازی» اقدامات حقوقی روزبه‌روز آشکارتر می‌شود.

هرچه دعاوی حقوقی ایران موضوعات هسته‌ای و سیاسی را بیشتر «حقوقی‌سازی» کنند، فضای سازش فنی بیشتر فشرده می‌شود. چون «معیارهای دوگانه» به چارچوب روایی محوری تبدیل شود، هر امتیاز فنی ممکن است در افکار عمومی داخلی به‌عنوان «به رسمیت شناختن بخشی از مشروعیت نظام ناعادلانه» تفسیر شود. که الحمدلله تصمیمگیران با تجربه ایرانی از این مهم آگاهی کامل دارند سوم، اثربخشی نبرد رسانه‌ای به «اعتبار» وابسته است.

در این محور رسانه ملی و رسانه های مختلف باید ضریب القای پیام ها را روی 11 تنظیم کنند تا به مرور زمان به ضدش تبدیل نشود و پیام ها روی رویکرهای اجتماعی گروهای هدف سوار شود و الا در طولانی مدت نتیجه عکس می دهد جمع‌بندی راهبردی نهایی جمع‌بندی راهبردی نشان می‌دهد که ایران با این سخنرانی توانست همزمان چند هدف را دنبال کند: دفاع از مشروعیت اقدامات خود در برابر اتهامات، حمله به مشروعیت آمریکا و رژیم اشغالگر قدس با افشای جنایات، تثبیت موضع هسته‌ای به عنوان حق مسلم، فراخوان به عدالت و گفتگو برای جلب افکار عمومی، و نمایش قدرت و آمادگی دفاعی برای بازدارندگی.

این سخنرانی را می‌توان در چارچوب راهبرد کلان ایران برای شکستن محاصره تحمیلی، کاهش فشار تحریم‌ها، و تثبیت جایگاه منطقه‌ای تحلیل کرد. ایران با این پیام نشان داد که هم حاضر به مقاومت و دفاع همه جانبه است و هم آماده گفتگو با عزت، اما نه از موضع ضعف، بلکه با عزت و حکمت و مصلحتنظام مقدس جمهوری اسلامی است.

با این حال، تحلیل دقیق‌تر نشان می‌دهد که این سخنرانی را نباید به‌عنوان یک «ابتکار راهبردی» بلکه باید به‌عنوان مدیریت یک بحران چندلایه تفسیر کرد: بحران جلو گیری ازمشروعیت ناجوانمردانه بین المللی (اتهام تروریستی)، بحران هسته‌ای (فروپاشی مسیرهای مذاکراتی)، بحران اقتصادی (تحریم‌های فلج‌کننده)، و بحران منطقه‌ای (ضزبه دیدن محور مقاومت).

در چنین بافتاری، موفقیت سخنرانی باید ارزیابی کردعلیرغم کمبودها، سخنرانی موفق ارزیابی می شود راهبرد سه‌بعدی ایران — کنترل نظامی حوثی‌ها، ساخت هنجاری حقوقی، و شکل‌دهی شناختی رسانه‌ای — بازتاب یک گذار از «مقاومت شکلی » به «اهرم عملیاتی» است. در این چارچوب، «محور مقاومت» یک ابزار فشار قابل اندازه‌گیری است: کنترل باب‌المندب قابل اندازه‌گیری است (حجم کشتیرانی، قیمت نفت، نرخ بیمه)، دعاوی حقوقی قابل اندازه‌گیری است (تعداد شاکی، تعداد پرونده، صفحات اسناد)، و نفوذ رسانه‌ای نیز قابل اندازه‌گیری است (بازدید، بازنشر، تعداد کشورهای پوشش‌داده‌شده).

قصد راهبردی این گذار روشن است: ایران با کنترل «گره‌های گلوگاهی» اقتصاد جهانی (هرمز + باب‌المندب) و کنترل «گره‌های روایی» ادراک جهانی (سابقه حقوقی + انتشار رسانه‌ای)، یک سامانه بازدارندگی و اهرم نامتقارن و چندلایه می‌سازد. پایداری این راهبرد به متغیرهای اصلی و محوری بستگی دارد: آیا آمریکا حاضر است هزینه اقتصادی بسته شدن همزمان دو تنگه را تحمل کند.

تهدید مشاور وزارت دفاع حوثی‌ها — «اگر آمریکا به حمایت از عربستان جسارت کند، تمام منافع آمریکا در منطقه را در عربستان، دریای سرخ، خلیج عدن، دریای عرب و اقیانوس هند هدف قرار خواهیم داد» — این هزینه را صریحاً در برابر واشنگتن قرار می‌دهد. و ارزیابی کارشناسان چینی — «آمریکا در دوگانگی گرفتار شده…

حوثی‌ها دارای مزیت نامتقارن هستند که مداخله نظامی آمریکا را ناکارآمد می‌کند» — نشان می‌دهد که این راهبرد، حداقل در کوتاه‌مدت، در حال تولید اثر بازدارندگی مورد انتظار است متغیر دیگر وزن ژئوپلیتیکی و قدرت و توان ژئو استراتژیک تنگه هرمز باب المندب و تاثیر گذاری آنها در انتقال انرژی و تجارت جهانی و اتصالات شبکه های بین المللی است در نهایت، سخنرانی مجمع عمومی، این پیام را نشان داد که ایران هم حاضر است به مقابله نظامی و دفاع و مقاومت ادامه دهد و مواضع بحق خود را بر دشمنات تحمیل کند و هم درهای دیپلماسی وگفتگو را باز گذاشته است اما نه از موضع ضعف، بلکه با عزت، اقتدار و حکمت و مصلحت.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار