رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار8 دقیقه مطالعه

ایستادگی و امید در دست‌سازه‌های آزادگان

دومین نمایشگاه آوازهای دوردست (دست‌سازه‌های آزادگان کشور) درحالی این روزها در حوزه هنری برپا شده که در آن، هنر به زبان خاطره سخن می‌گوید و هراثر، روایتی از سال‌های اسارت، صبوری، امید و آزادگی را در خود نهفته دارد.

ایستادگی و امید در دست‌سازه‌های آزادگان

این آثار بنا به گفته دست‌اندرکاران، تنها تصویر و رنگ و نقش نیستند، قطعه‌هایی از خاطرات یک انسان آزاده‌اند. روایت روزهایی که جسم در بند بود اما خیال و هنر راهی به‌سوی آزادی می‌جست. محمدرضا ورسیده، حسین اکبری، عباس فلاحتی، رضا اندرواژ و شعاع‌الدین فلاح‌دوست پنج آزاده این نمایشگاهند که هریک به فراخور زاویه دید و سرگذشتی که در اردوگاه‌های بعث سپری کرده‌اند به خلق آثار متفاوتی درآن دوران پرداخته‌اند. به این بهانه با ساسان ناطق مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت حوزه هنری به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

اگر ممکن است درباره رسالت دفتر هنر و ادبیات اسارت توضیح دهید. ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، فارغ از مناسبت‌های ویژه، سعی می‌کنیم جریان تولید و فعالیت هم داشته باشیم. در واقع بخش اصلی کار ما تولید محتوا براساس خاطره‌گویی از مادران و همسران آزادگان است. سال گذشته، نمایشگاهی مشتمل بر دست‌سازه‌های اسرای عراقی برگزار کردیم و امسال نیز نمایشگاهی را به آثار اسرای خودمان اختصاص داده‌ایم؛ منتها می‌خواستیم این نمایشگاه همزمان با سالگرد ورود آزادگان به کشورمان باشد که با تراکم برنامه‌های حوزه هنری، برپایی این رویداد به هفته دفاع‌مقدس رسید.

ظاهرا این نمایشگاه ذیل نهمین برنامه روایت پنهان برگزار شده است؟ بله، روایت پنهان در اصل یک عنوان کلی برای برنامه‌هایی است که ما در این ارتباط انجام می‌دهیم. هرچند در مدت زمان چهار سالی که از تأسیس دفتر می‌گذرد، به‌رغم فعالیت‌هایی که انجام شده، هنوز برداشت‌مان این است که اطلاعات جامع و کاملی در حوزه اسارت نداریم. از 39 هزار و 140 آزاده‌ای که صلیب‌سرخ به شناسایی و ثبت‌نام آنها پرداخته است، نهایتا اگر تا امروز هزار کتاب هم منتشر شده باشد به‌نظرم هنر کرده‌ایم و این آمار درنوع خود رقم بالایی است.

با این‌حال هنوز نمی‌توانیم مدعی شویم که خاطرات و روایت‌های تمام این تعداد آزاده را شنیده‌ایم و به‌طور دقیق می‌دانیم که در اردوگاه‌ها چه بلایی بر سرشان آمده است. اصولا وجه‌تسمیه روایت پنهان را به همین خاطر برای این رویداد درنظر گرفتیم، چرا که اطلاعات ما نسبت به اسرا از این منظر هنوز با وجود گذشت سال‌ها ناقص است. هرچند تلاش داریم به‌واسطه برنامه‌هایی که برگزار می‌کنیم، نواقص‌مان در این زمینه را مرتفع سازیم.

در این سال‌ها برخی از رزمندگان، جانبازان و آزادگان به این مسأله اشاره می‌کنند که مردم و مسئولان در طول یک‌سال، بنا به مناسبت‌های تقویمی مانند هفته دفاع مقدس، روز جهانی صلح و… به سراغ آنها می‌روند و بعد از سپری شدن این مناسبت‌ها، دیگر یادی از این قشر نمی‌شود. از این رهگذر چطور می‌توان کاری کرد که خدمات آنها در طول سال نزد جامعه جاری و ساری باشد؟ گله این گروه از رزمندگان کاملا درست و منطقی است، در عین‌حال باید به این نکته هم توجه داشت که حوزه هنری یکی از بزرگ‌ترین نهادها در حال حاضر است که هم و غم خود را بر تولیدات ادبی و هنری در این راستا گذاشته است.

در کنار حوزه هنری، نهادهای دیگری متولی امور ایثارگران هستند که در این سال‌ها خدمات ارزشمندی انجام داده‌اند. با وجود این معتقدم اگر از روزی که جنگ تمام شد و آزادگان به کشور بازگشتند، نهادها و سازمان‌ها به شکل موازی با یکدیگر همکاری کرده و به تولید کتاب براساس خاطرات آزادگان می‌پرداختند، امروز شاهد آرشیو و کارنامه‌ای غنی از این نظر بودیم.

چرا این مسأله تا امروز میسر نشده است؟ طبعا این سؤال را باید از متولیان مستقیم این حوزه بپرسید؛ ضمن این‌که دفتر ادبیات و هنر اسارت حوزه هنری نوپاست و چندین سال از عمر تاسیس آن می‌گذرد. در این چهار سال ما هشت کار را به سرانجام رساندیم. از روزی که من تصدی این دفتر را به‌عهده گرفتم به خودم قول دادم حرفی نزنم که نتوانم از عهده انجام آن بربیایم. روی این اصل، به‌جای آن‌که سراغ انبوه‌سازی برویم، مبنا را برا الگوسازی و کار کیفی گذاشتیم. هدف دفتر هنر و ادبیات اسارت، آماده‌سازی خوراک روحی معنوی به مخاطبان است.

اگرچه در این سال‌ها به فراخور فعالیت‌ها و قدم‌هایی که در راستای جمع‌آوری خاطرات و زندگینامه اسرا برداشته‌ایم، از زبان آنها با موارد ناخوشایندی هم مواجه بوده‌ایم. به‌عنوان مثال برخی از رزمندگان که در جریان عملیات‌های مختلف در جنگ، شیمیایی شده‌اند به این مسأله اشاره دارند که وقتی برای گرفتن طول درمان به تعدادی از اعضای کمیسیون پزشکی نهادهای دیگر مراجعه می‌کنند به آنها گفته می‌شود که درست است که شما شیمیایی شده‌اید اما از کجا معلوم است که در جنگ حضور داشته‌اید! خود من هم پیش‌تر از چند عکاس جنگ گلایه‌هایی از این دست را شنیده بودم.

چنین اظهاراتی از سوی برخی متولیان و مسئولان دردناک است. به هرحال تلاش ما این است که با تولیدات در زمینه‌های مختلف، تا جایی که از دست‌مان برمی‌آید، برای آزادگان مفید باشیم و خاطرات شفاهی‌شان را مکتوب کنیم تا برای نسل‌های بعد به یادگار بماند و این دارایی‌های معنوی حفظ شود؛ به‌خصوص این‌که بر این باورم کشوری که به سربازان و رزمندگان خود اهمیت دهد هیچ‌وقت متضرر نخواهد شد. شناسایی اصلی ما در این سال‌ها در جهت برگزاری جلسات خاطره‌گویی اسرا بوده است.

این جلسات در واقع هدف برنامه روایت پنهان به‌شمار می‌رود و تلاش کرده‌ایم به فراخور جلسات عمومی و خصوصی که برگزار می‌کنیم، از آزادگان دعوت کنیم تا بخش‌هایی از خاطرات خود را که در اسارت دشمن گذرانده‌اند روایت کنند و به تبع این خاطره‌گویی‌ها، روایت‌های آنها را تبدیل به کتاب کنیم. ایده برگزاری دست‌سازه‌های اسرا در دوره اسارت هم از بطن برگزاری همین جلسات شکل گرفت و وقتی نمایشگاه آثار این گروه از آزادگان را برپا کردیم، به این مسأله رسیدیم که در بین آنها نوابغی هستند که قطعا چیزی کم از هنرمندان نامدار و معاصر ندارند.

شعار ما در دفتر هنر و ادبیات اسارت، استقرار و استمرار بوده است. ما بعد از شناسایی اسرا، آنها را رها نمی‌کنیم بلکه با برنامه‌ریزی مدون، به حمایت مستمر آنها می‌پردازیم. می‌توانم بگویم نمایشگاه «آوازهای دوردست» از رهگذر شناسایی استعدادها و ظرفیت‌های گسترده اسرا در شاخه‌های هنری، به سمت استمرار و جامعیت پیش می‌رود.

شما هم قبول دارید که در حوزه جنگ، برخلاف موسیقی و سینما، کار چندانی درحوزه ادبیات صورت نگرفته است؟ تصور می‌کنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مرتبط می‌توانند پاسخ بهتری به سؤال شما بدهند، ولی یک چیز را می‌دانم و آن این‌که اگر ازسوی این دفتر، نمایشگاه دست‌سازه‌های آزادگان برپا نمی‌شد، سال بعد هم هیچ نهادی به سراغ آنها نمی‌رفت. امسال سعی‌مان بر این بوده تا با فراهم کردن تسهیلات، ابزارهایی را در اختیار آزادگان قرار دهیم تا دوباره دست به خلق اثر بزنند؛ به‌ویژه این‌که بعضی از آنها تمایل دارند آثاری را به یاد دوستان شهید خود تولید کنند.

ما برگزاری چنین رویدادهایی را وظیفه و رسالت خود می‌دانیم و امیدوارم نهادهای دیگر هم به‌زعم خود در این زمینه گام بردارند. گرچه برای افتتاح نمایشگاه، وقتی از بعضی نهادها دعوت کردیم، مشغله را بهانه کرده و حضور نیافتند.

نکته‌ای که درباره نمایشگاه آوازهای دوردست به نظر می‌رسد این است که فارغ از بازدیدهای فرمالیته متولیان دستگاه‌های فرهنگی، راه‌حلی برای خرید آثار آزادگان درنظر گرفته شود. این مسأله تا امروز چقدر محقق شده است؟ ما در حوزه هنری مؤسسه‌ای با عنوان «نام» داریم که اساسا وظیفه‌اش فروش آثار هنری به جامعه مخاطبان و سازمان‌هاست. خوشبختانه از زمان افتتاح این نمایشگاه تا امروز، تعدادی از مخاطبان درخواست داشته‌اند تا بتوانند به خرید این آثار بپردازند.

می‌خواهم بگویم قیمت‌گذاری دست‌سازه‌های آزادگان، به فکر خودمان هم رسیده و تصمیم داریم این بخش را با همیاری نهادها و موسسات دیگر فعال کنیم. چون همان‌طور که اشاره کردم، در بین این کارها، آثاری هستند که به لحاظ خلاقیت و نوآوری چیزی کم از آثار شاخص معاصر ندارند.

پنج آزاده‌ای که در این نمایشگاه آثار خود را به نمایش گذاشته‌اند، در چه بازه زمانی در اردوگاه‌های عراق بوده‌اند و در کدام عملیات‌ها به اسارت درآمده‌اند؟ هرکدام‌شان در یک عملیات متفاوت اسیر شده‌اند، از عملیات بیت‌المقدس گرفته تا تک عراق در سال‌های پایانی جنگ. هر کدام‌شان خاطرات تلخ و شیرین بسیاری از دوران اسارت خود در زندان‌های بعث دارند؛ حسین اکبری به این مسأله اشاره می‌کند که خلق اثر هنری را از هم‌رزم شهیدش در اردوگاه دشمن یاد گرفته و آن شهید به او نصیحت کرده که با یادگیری این هنر، می‌تواند بخش دیگری از تعهدش به وطن را ادا کند.

یکی دیگر از آزادگان این نمایشگاه، شجاع‌الدین فلاح است که به سبک سوخته‌نگاری به ارائه اثر می‌پردازد و تا امروز تصاویر بسیاری از دوستان شهید خود ارائه کرده و به خانواده این شهدا اهدا کرده است. یا فلاحتی دیگر آزاده این نمایشگاه، چون در دوره اسارت در زندان بعثی‌ها، دوربین در دسترسش نبوده، تمام خاطرات را به محفوظاتش سپرده و براساس این خاطرات، تا امروز به ثبت چندین اثر پرداخته است. نمایشگاه‌هایی از این دست چقدر می‌تواند منعکس‌کننده و تبیین اهمیت هویت ملی در شرایط فعلی باشد؟ امروز ما بیش از همیشه به دنیا نشان داده‌ایم که از چه جایگاهی برخورداریم.

اما از قرار معلوم، بخش استکباری دنیا هنوز به آن شکلی که باید ما را خوب نشناخته است. آزادگان این نمایشگاه به این مسأله اشاره می‌کردند که حزب بعث در اردوگاه‌ها از دست ما به ستوه آمده بود! ما چنین مردمی هستیم و هیچ‌گاه دست از مقاومت در برابر دشمن برنداشته‌ایم. به بیان ساده‌تر، انسان ایرانی برخاسته از نهضت عاشوراست و به رسم وطن‌پرستی در برابر بیگانگان سرخم نکرده است. در دو جنگ 12 روزه و رمضان، دنیا دارد به‌تدریج می‌فهمد که با چه انسان‌هایی روبه‌روست.

ما کشوری بوده‌ایم که همیشه برای جهان صلح خواسته‌ایم اما به نظرم جهان استکباری باید نسبت به ایران امروز تجدید‌نظر کند. پیام این نمایشگاه هم این است که ما همواره از کیان، خاک و مادرمان که همان وطن‌مان است دفاع می‌کنیم. ممکن است در این میان شهید هم بشویم ولی اجازه تجاوز دشمن را نمی‌دهیم. طبعا برپایی این رویدادها یا همین‌طور دیگر تولیدات در عرصه‌های سینما، تئاتر، موسیقی و… می‌تواند این پیغام را به گوش جهانیان برساند که انسان ایرانی حاضر است تاوان بدهد ولی استقلال و آزادی خود را نفروشد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار