رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار5 دقیقه مطالعه

کرمان در قاب ۹۰ هزار پرچم + تصاویر

تا چشم کار می‌کرد، جمعیت بود و پرچم؛ کرمان امروز با حضور ۹۰ هزار نفر، تصویری ساخت که قابش تا افق می‌رفت.

کرمان در قاب ۹۰ هزار پرچم + تصاویر

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم سادات بهادر _ امروز کرمان فقط میزبان یک رزمایش نبود؛ خودش آمده بود وسط میدان. از همان لحظه‌های نخست، هر طرف را که نگاه می‌کردی، چهره‌ای بود از همین شهر؛ زن و مرد، پیر و جوان، کودک و بزرگسال، خانواده‌هایی که کنار هم آمده بودند و آدم‌هایی که هرکدام از گوشه‌ای از زندگی روزمره‌شان خودشان را به اینجا رسانده بودند. جمعیت آن‌قدر گسترده بود که چشم برای پیدا کردن انتهایش باید دنبال افق می‌گشت؛ و میان این همه آدم، پرچم‌ها مدام دیده می‌شدند؛ در دست کودکی کوچک، کنار پیرمردی سالخورده، بر دوش جوان‌ها و در میان جمعیتی که هر لحظه بر گستره آن افزوده می‌شد.

اینجا هر دستی یک پرچم بود پرچم فقط در دست یک گروه نبود. نانوا آمده بود، کاسب آمده بود، کارگر و کارمند آمده بودند، فرهنگیان آمده بودند، دانشجو و طلبه در کنار هم دیده می‌شدند؛ ورزشکاران، بسیجیان و نیرو‌های نظامی هم در میان جمعیت حضور داشتند. از عشایر تا اصناف، از خانواده‌ها تا جوانان و نوجوانان، هرکدام بخشی از تصویری بودند که امروز در کرمان شکل گرفت. حتی وسیله‌های نقلیه هم بخشی از این تصویر شده بودند؛ موتورسواران، خودرو‌ها و دوچرخه‌سواران در کنار جمعیت حرکت می‌کردند و پرچم‌ها، این قاب بزرگ را به هم پیوند می‌زدند.

از کلاس درس تا خیابان فرهنگی که هر روز پشت نیمکت‌های مدرسه با نسل آینده سر و کار دارد، امروز در میان جمعیت بود. دانشجویی که روزهایش با کلاس و دانشگاه می‌گذرد، طلبه‌ای که مسیرش از حوزه می‌گذرد، ورزشکاری که برای سکو تمرین می‌کند و کارگری که صبحش را با کار آغاز کرده است؛ امروز همه در یک قاب کنار هم قرار گرفته بودند. این فقط کنار هم قرار گرفتن چند گروه نبود؛ تصویر شهری بود که آدم‌هایش با شغل‌ها، سن‌ها و زندگی‌های متفاوت، امروز یک نقطه مشترک را انتخاب کرده بودند.

خیابان یکباره به حرکت درآمد هرچه جمعیت بیشتر می‌شد، خیابان دیگر شبیه یک مسیر معمولی نبود. موتورسواران، دوچرخه‌سواران و خودرو‌ها در کنار جمعیت، هرکدام بخشی از این حرکت بودند؛ پرچم‌ها بالا بود و چهره‌ها، از زن و مرد تا کودک و سالمند، در قاب‌های پی‌درپی دیده می‌شد.

گاهی کافی بود فقط چند قدم برداری و به اطراف نگاه کنی؛ یک طرف خانواده‌ای ایستاده بود، طرف دیگر گروهی از جوانان، چند قدم آن‌سوتر ورزشکاران و در گوشه‌ای دیگر فرهنگیان، عشایر، اصناف و نیرو‌های مختلف. کرمان، امروز خودش را در همه این چهره‌ها نشان می‌داد. حرف‌هایی از میان جمعیت در گفت‌و‌گو با حاضران، یک موضوع بیش از همه تکرار می‌شد؛ رضایت و قدردانی از سخنان اخیر رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد.

شماری از مصاحبه‌شوندگان با تأکید بر اینکه این سخنان را نمایانگر مواضع مورد حمایت خود می‌دانستند، از حضورشان در این اجتماع گفتند و تأکید کردند که خود را همراه نظام و رهبری می‌دانند. هرکدام با زبان خودش حرف می‌زد؛ یکی کوتاه، یکی با چند جمله، یکی با بغض و دیگری با آرامشی که از میان صدای جمعیت به‌خوبی شنیده می‌شد.

اما وجه مشترک گفت‌و‌گو‌ها روشن بود؛ آنها می‌خواستند درباره چرایی حضورشان حرف بزنند، نه فقط درباره اینکه آمده‌اند. اینجا مردم با حضورشان حرف زدند امروز قرار نبود فقط صدایی از بلندگو شنیده شود. بخش مهمی از روایت این اجتماع را خود مردم ساختند؛ با آمدنشان، با ایستادنشان، با پرچم‌هایی که در دست داشتند و با حرف‌هایی که در میان جمعیت می‌زدند.

پیرمردی را می‌بینی که آرام ایستاده و پرچم را محکم در دست گرفته است. کمی آن‌طرف‌تر، کودکی پرچمش را بالای سر برده و مادرش کنارش ایستاده است. جوانی با دوستانش آمده و خانواده‌ای چندنفره گوشه‌ای از جمعیت را پر کرده‌اند. همین قاب‌های کوچک، وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر بزرگ امروز کرمان را می‌سازند. ۹۰ هزار نفر؛ یک عدد با هزار چهره ۹۰ هزار نفر روی کاغذ، فقط یک عدد است. اما وقتی این عدد را در خیابان ببینی، دیگر عدد نیست؛ چهره است، دست است، پرچم است، خانواده است، جوان است، کودک است، پیرمرد است، فرهنگی است، عشایر است، کاسب است، کارگر است، دانشجوست، ورزشکار است و طلبه.

هرکدام یک روایت دارند و همه این روایت‌ها امروز در یک قاب کنار هم قرار گرفتند. قابی که هرچه نگاه می‌کردی، انتهایش پیدا نبود. پرچم‌ها تا آخرین قاب شاید یکی از ماندگارترین تصاویر امروز کرمان همین پرچم‌ها باشد؛ پرچم‌هایی که در میان جمعیت بالا بودند و گاهی آن‌قدر زیاد می‌شدند که خود جمعیت را پشت سرشان پنهان می‌کردند. پرچم در دست کودک بود و سالمند، در دست زن و مرد، روی خودرو‌ها و میان گروه‌های مختلف مردم؛ و وقتی از دور به این صحنه نگاه می‌کردی، دیگر نمی‌شد هر پرچم را جدا دید؛ همه در کنار هم، تصویری بزرگ ساخته بودند. تصویری از کرمان.

حرف آخر؛ امروز کرمان خودش را روایت کرد امروز کرمان را نمی‌شد فقط از روی یک تریبون شناخت. باید میان همین جمعیت می‌ایستادی؛ میان خانواده‌ها، جوان‌ها، کودکان، سالمندان، فرهنگیان، عشایر، اصناف، کارگران، دانشجویان، طلبه‌ها، ورزشکاران، بسیجیان و نیرو‌های نظامی. باید پرچم‌ها را می‌دیدی که از میان آدم‌ها بالا می‌رفتند و تا جایی که چشم کار می‌کرد، ادامه داشتند.

۹۰ هزار نفر، یک عدد بود؛ اما امروز این عدد، چهره داشت؛ و آنچه در قاب ماند، فقط تصویر یک رزمایش نبود؛ تصویر شهری بود که امروز خودش آمد، خودش دیده شد و خودش روایت کرد. کرمان، امروز در قاب ۹۰ هزار پرچم ایستاد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار