زهیر اصفهانی، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان همزمان با چهلوششمین سالگرد آغز جنگ تحمیلی ۸ ساله، به بررسی پشتیبانی غرب از صدام تا تهاجم مستقیم به ایران پرداخت. شهریور ۱۴۰۵، چهلوششمین سالگرد تهاجم رژیم بعث عراق به خاک ایران است؛ جنگی ۸ ساله که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با تجاوز به مرزهای غربی ایران آغاز شد و تا تابستان ۱۳۶۷ ادامه یافت. این جنگ، فراتر از یک منازعه مرزی میان ۲ همسایه، صحنه نبردی نیابتی بود که در آن قدرتهای بزرگ غربی، بهویژه آمریکا، با تجهیز، تسلیح و حمایت اطلاعاتی از رژیم صدام، تلاش کردند انقلاب نوپای ایران را تضعیف کنند.
با نگاهی به تحولات دهههای پس از جنگ و بهویژه رخدادهای سال ۱۴۰۴، بهروشنی میتوان دریافت که منطق دشمنی غرب با ایران نهتنها تغییری نکرده، بلکه اشکال تهاجمیتر و مستقیمتری به خود گرفته است. تجاوز نظامی رژیم بعث به ایران در شرایطی صورت گرفت که ارتش ایران پس از انقلاب اسلامی در وضعیت بازسازی به سر میبُرد. صدام با محاسبهای اشتباه، تصور میکرد ظرف چند هفته تهران را فتح خواهد کرد. اما آنچه او را به ادامه این جنگ فرسایشی ترغیب کرد، حمایت بیدریغ قدرتهای غربی بود.
آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان غربی در طول ۸ سال جنگ، طیف گستردهای از تسلیحات متعارف و نامتعارف را در اختیار رژیم بعث قرار دادند. فروش هواپیماهای میراژ و سوپراتاندارد از سوی فرانسه، تامین موشکهای اگزوسه، ارائه تصاویر ماهوارهای از مواضع ایران توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، و از همه فجیعتر، سکوت معنادار و حتی همراهی عملی با استفاده صدام از سلاحهای شیمیایی علیه رزمندگان ایرانی و غیرنظامیان، حمایت و پشتیبانی مادی و روانی از ستون پنجم (گروهک منافقین)؛ همگی گواهی بر این واقعیت است که غرب نه یک ناظر بیطرف، بلکه شریک مستقیم جنایتهای جنگی صدام بود.
فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه در اسفند ۱۳۶۶ و حملههای شیمیایی گسترده در عملیاتهای والفجر۱۰ و کربلای ۵، در حالی صورت گرفت که شورای امنیت سازمان ملل و قدرتهای غربی عملا از محکومیت صدام خودداری میکردند. صدور قطعنامه ۵۹۸ در تیرماه ۱۳۶۶ نیز زمانی به تصویب رسید که غرب به این نتیجه رسیده بود که صدام دیگر توان پیشروی ندارد و ادامه جنگ به ضرر منافع بلندمدت آنهاست. پایان جنگ تحمیلی در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ به معنای پایان دشمنی غرب با ایران نبود.
در دهههای بعد، آمریکا و متحدان اروپایی آن با ابزارهای متنوع جنگ ترکیبی از جمله تحریمهای اقتصادی، ترور دانشمندان هستهای، حملههای سایبری به زیرساختهای حیاتی، و دامنزدن به ناآرامیهای داخلی، فشار بر ایران را ادامه دادند. سیاست «فشار حداکثری» در دوران ترامپ، خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸، و ترور سردار شهید قاسم سلیمانی در دی ماه ۱۳۹۸، همگی نشاندهنده تداوم همان منطقی بود که در دهه ۶۰ صدام را به حمله به ایران ترغیب کرده بود.
اما آنچه سال ۱۴۰۴ را به نقطه عطفی در تاریخ مناسبات ایران و غرب تبدیل کرد، عبور آشکار آمریکا و متحدانش از مرز جنگ نیابتی و ورود به فاز تهاجم نظامی مستقیم بود. در خرداد ۱۴۰۴، حملههای هماهنگ نظامی به تاسیسات هستهای و دفاعی ایران صورت گرفت که نشاندهنده تغییر بنیادین در دکترین مواجهه غرب با ایران بود.
این حملهها که با مشارکت مستقیم نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی انجام شد، یادآور همان هماهنگی پشتپردهای بود که در دهه ۶۰ میان واشنگتن و صدام برای ضربهزدن به ایران وجود داشت، با این تفاوت که این بار دیگر نیازی به واسطهای مانند صدام نبود و غرب خود بهطور مستقیم وارد میدان نبرد شد.
بیشتر بخوانید: سالروز معرفی عراق بهعنوان آغازگر جنگ تحمیلی؛ نقش کشورهای مدعی حقوق بشر در جنایتهای رژیم صدام تسلیحات غربی؛ ابزار جنایتهای صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران
بار دیگر در اسفند ۱۴۰۴، موج جدیدی از تجاوز و حملههای نظامی علیه ایران شکل گرفت که نشان داد تهاجم خردادماه نه یک رویداد مقطعی، بلکه بخشی از راهبردی بلندمدت برای تضعیف ایران بوده است و اوج این وحشیگری، شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی بود. این اقدامها در حالی صورت گرفت که افکار عمومی جهان و سازمانهای بینالمللی، همچون دوران جنگ تحمیلی، واکنشی متناسب با ابعاد این تهاجم نشان ندادند و استانداردهای دوگانه حاکم بر نظام بینالملل بار دیگر آشکار شد.
حال آنکه مردم شریف و قهرمان ایران همانند ۸ سال دفاع مقدس این بار نیز با حضور غیرتمندانه و شورانگیز خود در عرصه عمومی سرزمین پرافتخارمان، تمامقد در کنار نیروهای مسلح شجاع ایران، به دفاع و حفاظت از کوی و برزن سرزمین مادری خود پرداختند. ۴۶ سال پس از آغاز جنگ تحمیلی، الگوی رفتاری غرب در قبال ایران تغییر ماهوی نکرده است. آنچه تغییر کرده، ابزارها و روشهاست: از تجهیز صدام به سلاح شیمیایی تا حملههای مستقیم نظامی به خاک ایران.
منطق بنیادین، اما همان است: جمهوری اسلامی ایران بهعنوان قدرتی مستقل که حاضر به تسلیم در برابر نظم تکقطبی غرب نیست، باید مهار و در نهایت مهارشکنی شود. تجربه ۴۶ سال گذشته به ملت ایران آموخته است که اتکا به قدرت درونی، تقویت بنیه دفاعی، و حفظ وحدت ملی، تنها راه مقابله با دشمنیای است که ریشه در ساختار نظام سلطه دارد.
همانطور که رزمندگان ایرانی در ۸ سال دفاع مقدس با دست خالی و با تکیه بر ایمان و اراده خود در برابر ماشین جنگی رژیم صدام و حامیان غربیاش ایستادند، امروز نیز ملت ایران در مواجهه با تهاجم مستقیمتر و پیچیدهتر غرب، راهی جز مقاومت و خوداتکایی ندارد. تاریخ گواه است که هرگاه ایران بر توانمندیهای بومی و اراده ملی خود تکیه کرده، دشمنان ناگزیر به عقبنشینی شدهاند. انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری میزان



