رویداد۲۴| امیرخسرو عباسی در این باره مینویسد: هر قصهای راوی خودش را دارد. اما حقیقت، فقط با یک صدا روایت نمیشود… من سکوت کردم. نه، چون حرفی نبود. چون بعضی حقیقتها اگر گفته شوند. دیگر کسی ظاهرا بزرگ باقی نمیماند گاهی آدمها از پشیمانیِ یک انتخاب میگویند. اما من به پایان بعضی فصلهای زندگی که فکر میکنم. بیشتر از ندامت آرامش را به یاد میآورم. بعضی پایانها آدم را از باری که مدتها به جهل و اشتباه به دوش کشیده، آزاد میکنند و من هر روز سپاسگزار خدا هستم برای این رهایی و شکوه و شاید بد نباشد یادمان باشد هر آنکس که از صداقت، عشق و انسانیت حرف میزند.
لزوماً همان چیزی نیست که در زندگیاش نشان میدهد. بعضیها نقاب را آنقدر خوب به چهره میزنند که خودِ نقش را باور میکنند. توصیهام به آدمها این است: آدمها را فقط از حرفهایشان نشناسید. زمان، رفتار و حقیقتِ پشتِ حرفها را ببینید. من، اما ترجیح میدهم حقیقت را زندگی کنم. نه اینکه برایش روایت بسازم تا ویترین مجازی و پوشالی خودم را با وارونه نشان دادن وقایع تجلی بخشم اول پائیز ۱۴۰۵
منبع: رویداد 24



