به گزارش خبرنگار جامجم، روزهای پایانی شهریور امسال مردی با حضور در پلیس آگاهی تهران از عروس خانوادهشان به اتهام قتل برادرش شکایت کرد و گفت: برادر میانسالم سالها قبل ازدواج کرد و دارای فرزندانی است. او اختلافاتی با زنش داشت و این اواخر دامنه این اختلافات بیشتر شده بود. چند مرتبه با میانجیگری ما به دعوا و درگیریشان پایان دادند، اما اختلافاتشان دوباره ادامه پیدا کرد. یک روز همسرش به ما زنگ زد که حال برادرتان خوب نیست و در بیمارستان بستری شده. من و دیگر اعضای خانواده خودمان را به بیمارستان رساندیم.
برادرم تحت مراقبت پزشکی بود، اما بعد از ساعاتی فوت کرد. وی افزود: پزشکان نتوانستند علت مرگ او را مشخص کنند. ما هم گفتیم شاید، چون اعتیاد داشته همین مسأله باعث فوتش شده. جسد او به پزشکی قانونی رفت تا علت مرگش مشخص شود. بعد هم جواز دفن برادرمان صادر شد. جسد را تحویل گرفتیم و دفن کردیم. در این مدت هم عروسمان زیاد با من و بقیه اعضای خانواده ارتباط نداشت. بچههایش را هم کمتر ملاقات میکردیم. شاکی ادامه داد: چند ماه از مرگ برادرمان گذشته بود که بهتازگی از پزشکی قانونی پیگیر علت مرگش بودم که مطلع شدم علت مرگ او مسمومیت با سیانور بوده.
موضوع را به بقیه اعضای خانواده بازگو کردم و همه در شوک هستیم. با توجه به اینکه عروسخانواده اختلافات زیادی با برادرمان داشت گمان میکنیم او را به قتل رسانده باشد. به نمایندگی از اعضای خانواده آمدهام اداره پلیس تا از عروسمان به اتهام قتل عمد شکایت کنم. با جمعبندی این اطلاعات و با هماهنگی قضایی عروس خانواده بهعنوان مظنون اصلی مرگ شوهرش تحت تعقیب قضایی قرار گرفت و دو روز پیش بازداشت شد. وی در تشریح ماجرا گفت: شوهرم سالها بود اعتیاد داشت. بارها او را در کمپ بستری کردم، اما بیرون که میآمد مصرف مواد را دوباره از سر میگرفت. او حاضر به ترک اعتیادش نبود.
همین باعث شد همیشه با هم درگیر باشیم. او کتکم میزد و شرایط زندگی را برایم بهتر نمیکرد. اعتیاد او باعث شده بود دچار مشکلات متعددی شویم و همه اعضای خانواده را به دردسر بیندازد. رفتم از بانک وام گرفتم و دوستش ضامن او شد. مدتها بود که اقساط آن را پرداخت نمیکرد و او را به دردسر انداخته بود. زن میانسال ادامه داد: من با دوست او که ضامن واممان شده بود حرف زدم تا مدتی فرصت دهد مشکل را حل کنم. همین موضوع باعث آشنایی من با او شد، اما شوهرم از ماجرا خبر نداشت. بیشترتلفنی و چند مرتبه هم ملاقاتهایی با او داشتم.
او به من قول داد شوهرم را به کمپ ببرد و برای مدتی طولانی بستری کند تا اعتیادش را ترک کند. آن روز شوهرم از خانه بیرون رفت. بعد از ظهر به من بارها زنگ زد و خواست یک میلیون تومان به حسابش واریز کنم. وی افزود: نمیخواستم آن را پرداخت کنم. چون میترسیدم این پول را هم ببرد و خرج مواد کند. آنقدر زنگ زد که خستهام کرد و مجبور شدم پول را واریز کنم. دیگر از شوهرم خبری نشد که او را کمپ بستری کنم. عصر وقتی به خانه آمد رنگ بر چهره نداشت و حالش بد بود. مقابل بچهها تلوتلو میخورد. آخر هم تعادلش به هم خورد و پایش به میز مبلمان برخورد کرد و افتاد و بیهوش شد.
او را به بیمارستان رساندم، اما فوت شد. اکنون متوجه شدم مرگ او مسمومیت با سیانور بوده. من در مرگ او نقشی نداشتهام و خانوادهاش اشتباهی از من شکایت کردهاند. سرهنگ مرتضی نثاری معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تایید این خبر گفت: تحقیقات از متهم زن بهعنوان مظنون اصلی پرونده در حالی ادامه دارد که مرد آشنا نیز تحت تعقیب قرار گرفته است.
منبع: جام جم آنلاین



