به گزارش پارس نیوز، ۲۰۲۵؛ عصر «کارنامهخوانی و تحقیر نهاد» بود، در حالی که ۲۰۲۶؛ عصر «اولتیماتوم و تهدید به نابودی» است.
در سال ۲۰۲۵، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در نشست هشتادم مجمع عمومی، سازمان ملل را «بیکفایت» خواند و ادعا کرد «فقط نامه مینویسد»، اما لحنش درباره ایران عمدتاً بر «نابودی برنامه هستهای» و اعطای یک «فرصت طلایی» برای توافق متمرکز بود و از تحقیر نهاد بینالمللی بهعنوان ابزاری برای فشار بر ایران استفاده کرد.
در مقابل، در سال ۲۰۲۶ (هشتادویکمین نشست)، او پا را فراتر گذاشت و مستقیماً یک «انتخاب وجودی» را پیش روی ایران قرار داد: «یا توافق کن، یا ایران را به سرعت نابود میکنم». سازمان ملل امروز نه فقط بهعنوان یک «نهاد ناکارآمد»، بلکه بهعنوان «سکوی مشروعیتبخش به تجاوز تلقی میشود.
آنچه این بدعت را عمیقاً نگرانکننده میکند، سکوت تقریباً کامل جامعه بینالمللی در برابر آن است. نه مجمع عمومی بهعنوان یک نهاد واکنشی نشان داد، نه دبیرکل سازمان ملل محکوم کرد، و نه کشورهای اروپایی — که مدعی پایبندی به حقوق بینالملل هستند — حتی یک کلمه اعتراض رسمی بر زبان آوردند. این سکوت، خود بدعت دومی است که پیامدهای آن فراتر از پرونده ایران خواهد رفت.
چرا این اقدام «بدعت» است؟
بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد صراحت دارد: «کلیه اعضا در روابط بینالمللی خود از تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری خواهند کرد.»
ترامپ در تریبون رسمی سازمان ملل این اصل بنیادین را آشکارا و بدون هیچ پردهپوشی نقض کرد. او نه از یک «گزینه نظامی» بهعنوان آخرین راهحل سخن گفت، نه از «همه گزینهها روی میز است» — بلکه مستقیماً اعلام کرد که اگر توافقی حاصل نشود، «ایران به طور کامل نابود خواهد شد.»
روزنامه انگلیسی گاردین این موضع را «شوکهکننده» خواند و نوشت که ترامپ با مطرح کردن علنی نابودی یک کشور عضو سازمان ملل، «حتی از رفتارهای دوران جنگ سرد نیز فراتر رفته است.» کارشناسان حقوق بینالملل در پایگاه تحلیلی «جاست سکیوریتی» تصریح کردند که ادبیات ترامپ «نه تنها تهدید به حمله نظامی، بلکه تهدید به نابودی کامل یک عضو سازمان ملل است» و «خروج کامل از چارچوب حقوقی بینالملل و نقض مستقیم منشور ملل متحد» محسوب میشود.
حتی دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، این سخنرانی را «غیراخلاقیترین، شرمآورترین و تحقیرآمیزترین سخنرانی یک رئیسجمهور آمریکا در تاریخ مجمع عمومی سازمان ملل» توصیف کرد و افزود که ترامپ «یک کشور دیگر را به نابودی کامل تهدید کرد؛ اقدامی که ناقض قوانین آمریکا، اصول اخلاقی و قانون اساسی ایالات متحده است.»
تریبون سازمان ملل بهعنوان ابزار قلدری
دونالد ترامپ نه فقط از تریبون سازمان ملل برای تهدید استفاده کرد، بلکه همان نهاد را در همان تریبون تحقیر و بیاعتبار کرد. او سازمان ملل را «فاقد ارزش و ناکارآمد» خواند، مدعی شد که «به هفت جنگ پایان داده که سازمان ملل حتی یک تلفن هم به او نزد» و حتی از «آسانسور خراب» و «تلهپرامپتر معیوب» سازمان ملل بهعنوان نماد «بیکفایتی» آن یاد کرد.
این تناقض آشکار — استفاده از تریبون نهادی که در همان لحظه تحقیر میشود — نشان میدهد که هدف ترامپ نه نقد سازنده، بلکه بیاعتبار کردن نهادی است که در بسیاری از مواقع در برابر اقدامات یکجانبه آمریکا ایستاده است.
سکوت جامعه بینالمللی: کسی یک کلمه هم اعتراض نکرد
واقعیت تلخ این است که هیچ واکنش رسمی و مؤثری از سوی جامعه بینالمللی صورت نگرفت.
مجمع عمومی بهعنوان نهادی که تریبون خود را در اختیار ترامپ قرار داده بود، هیچ واکنشی نشان نداد. نه بیانیهای صادر کرد، نه جلسه فوقالعادهای برگزار کرد، و نه حتی دبیرکل سازمان ملل آنتونیو گوترش — که معمولاً در چنین مواقعی «ابراز نگرانی» میکند — حتی یک کلمه محکومیت بر زبان نیاورد. این در حالی است که گوترش پیشتر در مناسبتهای دیگر بر «احترام به قطعنامههای دیوان بینالمللی دادگستری» و «پیشگیری از نسلکشی» تأکید کرده بود.
کشورهای اروپایی — که خود را مدافعان حقوق بینالملل و چندجانبهگرایی معرفی میکنند — در برابر این نقض آشکار منشور سازمان ملل سکوت اختیار کردند. خبرگزاری فرانسه در گزارش خود نوشت که «حمله تمامعیار ترامپ به این سازمان جهانی و متحدان آمریکا تقریباً با سکوت محض مواجه شد.»
این سکوت در حالی است که رسانههای غربی خودشان به نقض حقوقی اعتراف کردند. گاردین نوشت که این تهدیدها «اعتبار نهادهای بینالمللی را بیاثر میسازد». اما هیچ دولت اروپایی — نه فرانسه، نه آلمان، نه انگلیس — حتی یک بیانیه رسمی اعتراض صادر نکرد.
تنها واکنشهای موجود از سوی ایران، چین و روسیه بود. ایران نامه رسمی به شورای امنیت ارسال کرد و خواستار «محکومیت صریح تهدید به استفاده از زور» شد. چین و روسیه نیز در شورای امنیت، پیشنویس قطعنامه ضدایرانی آمریکا را وتو کردند و نمایندگان آنها «همه اشکال مداخله خارجی، تحریک به خشونت و تهدید به توسل به زور علیه ایران» را محکوم کردند.
اما این واکنشها نمیتوانند جایگزین محکومیت جهانی شوند. وقتی اکثریت قاطع اعضای سازمان ملل در برابر تهدید به نابودی یک کشور سکوت میکنند، این سکوت خود یک پیام است: «قدرتهای بزرگ میتوانند از تریبون سازمان ملل برای قلدری استفاده کنند، بدون آنکه هزینهای بپردازند.»
چرا این «بدعت» خطرناک است؟
این اقدام یک «پیشنمونه» ایجاد میکند. اگر یک عضو دائم شورای امنیت بتواند از تریبون مجمع عمومی برای تهدید علنی به نابودی یک کشور دیگر استفاده کند، چه چیزی مانع از تکرار این الگو توسط دیگران میشود؟ سفیر ایران در سازمان ملل هشدار داد که «عادیسازی چنین تهدیدهای زور، اقدامات تجاوزکارانه و لفاظیهای تحریکآمیز توسط یک عضو دائم شورای امنیت، یک بدعت خطرناک ایجاد میکند.»
دوم، این اقدام «اصل برابری حاکمیتها» را تضعیف میکند. سازمان ملل بر پایه اصل «برابری حاکمیت همه اعضا» بنا شده است. اما وقتی یک ابرقدرت از تریبون مشترک برای تهدید یک کشور کوچکتر به نابودی استفاده میکند، این اصل به سخره گرفته میشود.
سوم، این اقدام «کارکرد اصلی سازمان ملل» را بیمعنا میکند. سازمان ملل برای «نجات نسلهای آینده از بلای جنگ» تأسیس شد. اگر تریبون اصلی این سازمان به محلی برای اعلام آمادگی برای نابودی یک ملت تبدیل شود، چه تفاوتی بین این نهاد و میدان جنگ باقی میماند؟
سازمان ملل در آزمون تاریخی
آنچه در سپتامبر ۲۰۲۶ رخ داد، آزمونی برای سازمان ملل و جامعه بینالمللی بود. ترامپ از تریبون این سازمان برای تهدید به نابودی یک کشور عضو استفاده کرد. سازمان ملل سکوت کرد. اروپا سکوت کرد. جهان سکوت کرد.
این سکوت بیطرفی نیست، بلکه همدستی با قلدری است. وقتی نهادی که برای «صلحسازی» بنیان گذاشته شده، ابزار تهدید به جنگ میشود و هیچکس اعتراض نمیکند، این نهاد کارکرد اصلی خود را از دست میدهد.
بدعت ترامپ فقط یک اظهارنظر نبود؛ یک پیام بود: «قدرتهای بزرگ میتوانند از تریبون مشترک بشریت برای تهدید استفاده کنند، و هزینهای هم نپردازند. اگر این بدعت تثبیت شود، سازمان ملل به باشگاهی برای قلدرها تبدیل خواهد شد، نه نهادی برای صلح.»
منبع: پارس نیوز



