رفتن به محتوای اصلی
رسانه‌های خارجیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

سازمان ملل و جهانی که بیش از هر زمان بی‌اعتماد شده

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، محسن شریف‌خدائی - تحلیلگر روابط بین‌الملل هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶ با شعاری برگزار می‌شود که خود گویای عمق بحران در این نهاد است: «بازسازی اعتماد، مدیریت تحول؛ سازمان مللی که برای همه کارآمد باشد»…

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی – تحلیلگر روابط بین‌الملل

هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶ با شعاری برگزار می‌شود که خود گویای عمق بحران در این نهاد است: «بازسازی اعتماد، مدیریت تحول؛ سازمان مللی که برای همه کارآمد باشد».

این شعار، برخلاف عناوین خوش‌بینانه سال‌های گذشته، آشکارا اعتراف می‌کند که اعتماد جهانی به سازمان ملل از دست رفته و این نهاد در انجام مأموریت اصلی خود، یعنی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، ناکام مانده است. هم‌زمان، دوره 10ساله دبیرکلی آنتونیو گوترش رو به پایان است و هنوز جانشینی برای او تعیین نشده؛ زمانی که جهان بیش از هر دوره دیگر به یک نهاد میانجی و معتبر نیاز دارد. اما سازمان ملل، در ارزیابی واقع‌بینانه عملکرد یک دهه اخیر، از هر جهت ضعیف‌تر، بی‌اختیارتر و دورتر از مأموریت اصلی خود ظاهر شده است.

در این سال‌ها نه‌تنها جنگ‌های بزرگ و تجاوز پایان نیافته‌، بلکه بحران‌های منطقه‌ای تشدید شده‌اند و شورای امنیت در بن‌بستی فلج‌کننده گرفتار است. ساختار تصمیم‌گیری سازمان ملل، که بر محور پنج قدرت دارای حق وتو بنا شده، عملا امکان اصلاح را از بین برده و این نهاد را به سازمانی تبدیل کرده که در برابر بحران‌ها نظاره‌‌گر است. اهداف توسعه پایدار عقب افتاده‌اند، مأموریت‌های صلح‌بان ناکارآمد شده‌اند و شکاف میان کشورهای شمال و جنوب جهانی عمیق‌تر شده است. در چنین فضایی، شعار «بازسازی اعتماد» بیش از آنکه برنامه‌ای برای آینده باشد، اعترافی تلخ به شکست گذشته است.

در همین دوره، آمریکا -به‌ویژه در دوران دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ- با یک‌جانبه‌گرایی فزاینده خود، کارایی سازمان ملل را در حل‌وفصل مسائل جامعه بشری فرسوده و این نهاد را در برابر بحران‌ها به نظاره‌گری بی‌اختیار بدل کرده است. نمونه‌ها فراوان‌اند: جنگ آمریکا علیه ایران که پس از هفت ماه هنوز بدون دستاوردی مشخص ادامه دارد؛ بحران اوکراین که با وجود هزینه‌های سنگین آمریکا، به بن‌بست رسیده و اروپا بار اصلی آن را بر دوش می‌کشد؛ تعرفه‌های تجاری علیه کشورها که نتیجه‌ای معکوس داشته؛

کاهش کمک‌های مالی به سازمان ملل از سوی واشینگتن که این نهاد را در بحران بودجه فرو برده؛ هیئت صلح ترامپ که با وعده حل بحران غزه تشکیل شد اما عملا بی‌ثمر مانده؛ و بن‌بست در شورای امنیت، جایی که وتوهای پی‌درپی قدرت‌های جهانی عملا چرخه حل مشکلات را متوقف کرده و سازمان ملل را در برابر بحران‌ها به نظاره‌گری بی‌اختیار فروکاسته است.

این مجموعه نشان می‌دهد که قدرت آمریکا در مدیریت بحران‌های جهانی، برخلاف تصور، به‌شدت کاهش یافته و رویکرد یک‌جانبه‌گرایی نه‌تنها راه‌حل نبوده، بلکه خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است. در چنین شرایطی، آغاز نشست امسال مجمع عمومی بیش از آنکه یادآور امیدهای جمعی باشد، تصویری از جهانی است که اعتماد در آن فرو ریخته و با چالش‌های بنیادین روبه‌رو است. غیبت برخی رهبران نیز بر این فضای مبهم افزوده است. صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، که قرار بود سخنرانی کند، در آخرین لحظه برنامه خود را لغو کرد؛

اقدامی که برای دومین تأمین‌کننده مالی سازمان ملل معنا‌دار است، به‌ویژه آنکه مرتس این روزها با مشکلات سیاسی داخلی و کاهش حمایت عمومی روبه‌رو است و ترجیح داده مدیریت برلین را بر حضور در نیویورک مقدم بدارد. غیبت ولادیمیر پوتین نیز همچون سال‌های گذشته ادامه دارد؛ او نه‌تنها به دلیل جنگ اوکراین، بلکه به‌خاطر محاسبات ژئوپلیتیک خود، ترجیح داده در مجمع عمومی حاضر نشود و پیام‌هایش را از مسیرهای دیگر منتقل کند. این تداوم غیبت، نشان می‌دهد که یکی از اعضای دائم شورای امنیت عملا از صحنه اصلی دیپلماسی چندجانبه فاصله گرفته است.

محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، مانند سال گذشته، به‌ دلیل عدم صدور مجوز ورود به خاک ایالات متحده از سوی کاخ سفید، از حضور در مجمع عمومی محروم است و تنها می‌تواند به‌صورت مجازی سخنرانی کند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد چگونه تصمیم دولت میزبان می‌تواند حضور یکی از طرف‌های اصلی طولانی‌ترین بحران‌ کنونی را از صحنه دیپلماسی چندجانبه حذف کند. رئیس‌جمهوری چین، شی جین‌پینگ نیز در این نشست غایب است؛ غیبتی که بیش از همه جلب توجه کرده است.

او تنها یک‌ بار در سال ۲۰۱۵ در مجمع عمومی سخنرانی کرد، اما امسال ترجیح داده به‌جای حضور در نیویورک، به واشینگتن سفر کند تا در دیداری حساس با ترامپ شرکت کند. این انتخاب حامل پیامی چندلایه است: چین می‌خواهد نشان دهد که روابط دوجانبه با آمریکا -حتی در اوج رقابت راهبردی- اولویت بالاتری نسبت به حضور نمادین در سازمان ملل دارد؛ و از سوی دیگر، این غیبت می‌تواند نشانه‌ای از بی‌اعتمادی پکن به کارایی سازمان ملل در مدیریت بحران‌های جهانی باشد. در این میان، سخنرانی دونالد ترامپ در روز اول، لحظه‌ای تعیین‌کننده در هفته حضور رهبران جهان در سازمان ملل بود؛

سخنرانی‌ای که نه آرام‌تر از سال گذشته، بلکه با لحنی تهاجمی‌تر، هشداردهنده و آمیخته با نمایش قدرت همراه شد. ترامپ در بخشی از سخنانش ایران را تهدید کرد و گفت ایالات متحده اجازه نخواهد داد تهران امنیت مسیرهای انرژی را گروگان بگیرد و هشدار داد که گزینه‌های بیشتری روی میز است، هرچند مذاکره و رسیدن به توافق را رد نکرد. این پیام، در میانه جنگ آمریکا علیه ایران، نشان داد که بحران هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین محورهای سیاست جهانی است و در دیدارهای پشت‌ پرده این هفته نیز نقش محوری خواهد داشت.

ترامپ در بخش دیگری از سخنرانی خود ضمن تهدید کوبا به نابودی، به جنگ اوکراین و روسیه پرداخت؛ موضوعی که در سال گذشته یکی از محورهای اصلی مجمع عمومی بود. او ضمن انتقاد از هزینه‌های سنگین آمریکا در جنگی که اروپا باید بار اصلی آن را بر دوش بکشد، تأکید کرد که واشینگتن به‌دنبال راه‌حلی است که امنیت اروپا را تضمین کند، اما آمریکا را درگیر جنگی بی‌پایان نکند. ترامپ هشدار داد که روسیه باید بداند ادامه جنگ هزینه‌های بیشتری برایش خواهد داشت، اما هم‌زمان گفت مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده است.

این ترکیب از تهدید و دعوت به مذاکره، نشان‌دهنده تلاش ترامپ برای حفظ فشار بر مسکو بدون تعهد به افزایش حضور نظامی آمریکا در اروپاست؛ پیامی که برای کی‌یف و متحدان اروپایی آن اهمیت راهبردی دارد. ترامپ سپس به ابرهوش مصنوعی پرداخت و با لحنی پیروزمندانه اعلام کرد که آمریکا اکنون با فاصله زیاد از چین پیش افتاده است. او پیشرفت‌های اخیر در حوزه مدل‌های عظیم، کاربردهای نظامی و سامانه‌های ایمنی را نشانه برتری راهبردی آمریکا در فناوری‌های آینده دانست.

این ادعا در فضایی مطرح شد که نگرانی‌ها درباره خطرات وجودی هوش مصنوعی افزایش یافته و گزارش‌هایی درباره پهپادهای کاملا خودکار که جان تعدادی اوکراینی را گرفته‌اند، بحث‌های امنیتی را به سطحی تازه رسانده است. در مجموع، نشست امسال مجمع عمومی بیش از آنکه صحنه اعلام برنامه‌های بلندپروازانه باشد، تصویری از جهانی است که در آن اعتماد فروریخته، بحران‌ها فزونی گرفته و سازمان ملل در آستانه گذار به دوره‌ای تازه، چشم‌انتظار تعیین رهبری جدیدی است که شاید بتواند این نهاد فرسوده را از وضعیت کنونی بیرون بکشد.

هرچند نشانه‌ها حاکی از آن است که مسیر پیش‌رو دشوارتر از همیشه خواهد بود.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار