رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعفرهاب سامانه تحلیل اخبار4 دقیقه مطالعه

«نازا»؛ وقتی جنگ به داده تبدیل می‌شود

مستند نازا‌ (NAZA) جنگ غزه را نه از میان آوار و میدان نبرد، بلکه از پشت صفحه‌های نمایش و اتاق‌های اطلاعات روایت می‌کند؛ جایی که داده جمع‌آوری می‌شود، افراد ارزیابی می‌شوند، هدف شکل می‌گیرد و در نهایت تصمیمی گرفته می‌شود که می‌تواند به مرگ انسان‌ها منتهی شود…

«نازا»؛ وقتی جنگ به داده تبدیل می‌شود

عنوان عبری فیلم، «נז״א»، مخفف «נזק אגבי» به معنای «خسارت جانبی» است؛ اصطلاحی نظامی برای آسیب احتمالی به غیرنظامیان در جریان حمله به یک هدف نظامی اما فیلم درست از جایی آغاز می‌شود که این مفهوم از یک اصطلاح فنی به یک عدد تبدیل می‌شود؛ چند غیرنظامی ممکن است در کنار یک هدف کشته شوند و چه میزان از این خسارت در تصمیم عملیاتی قابل پذیرش تلقی می‌شود؟ نازا بر شهادت ۲۴ سرباز و نیروی اطلاعاتی اسرائیلی استوار است. بسیاری از آنان ناشناسند و مصاحبه‌های‌شان شبانه بر بام ساختمان‌های تل‌آویو ضبط شده است؛

شهری روشن و آرام که در پس‌زمینه روایت کسانی قرار می‌گیرد که درباره سازوکار جنگ در غزه سخن می‌گویند. تضاد میان زندگی عادی در تل‌آویو و آنچه شاهدان درباره غزه روایت می‌کنند، یکی از مهم‌ترین عناصر تصویری فیلم است. بخش حساس‌تر مستند به نقش داده و هوش مصنوعی در تولید اهداف مربوط می‌شود. نام سامانه‌هایی مانند «Lavender» پیش از این نیز در تحقیقات رسانه‌ای عبری مطرح شده بود؛ سامانه‌ای که بنا بر شهادت منابع اطلاعاتی، حجم بزرگی از داده‌ها را تحلیل و افراد را براساس مجموعه‌ای از شاخص‌ها رتبه‌بندی می‌کرد.

گزارش‌های پیشین همچنین از سامانه‌ای موسوم به «איפה אבא؟» یا «بابا کجاست؟» سخن گفته بودند که برای تشخیص حضور افراد مورد نظر در خانه‌های‌شان به‌کار می‌رفت. اما اهمیت نازا در این نیست که ادعا کند «ماشین به تنهایی تصمیم می‌گیرد چه کسی کشته شود»؛ بلکه مسأله پیچیده‌تر است. ارتش اسرائیل تأکید می‌کند که تصمیم نهایی درباره حمله توسط انسان اتخاذ می‌شود و سامانه‌های هوش مصنوعی جایگزین تصمیم‌گیرنده انسانی نیستند.

پرسشی که فیلم پیش می‌کشد اما یک مرحله عقب‌تر است: پیش از آن‌که تصمیم نهایی به انسان برسد، چه مقدار از مسیر انتخاب، دسته‌بندی و اولویت‌بندی هدف توسط الگوریتم شکل گرفته است؟ اگر یک سامانه بتواند هزاران پرونده را با سرعت بالا بررسی و افرادی را به‌عنوان اهداف احتمالی رتبه‌بندی کند، انسان در انتهای این زنجیره تا چه اندازه فرصت دارد خروجی ماشین را مستقلا بازبینی کند؟ در چنین وضعیتی، مرز میان «تصمیم‌گیری انسانی» و «تأیید یک پیشنهاد الگوریتمی» باریک‌تر می‌شود. این شاید مهم‌ترین پرسش نازا درباره جنگ‌های آینده نیز باشد. مشکل فقط احتمال خطای هوش مصنوعی نیست؛

سرعت و مقیاسی است که هوش مصنوعی به تولید هدف می‌دهد. سامانه‌ای که در زمانی کوتاه قادر به پردازش هزاران پرونده است، می‌تواند سرعت جنگ را از ظرفیت نظارت انسانی، حقوقی و اخلاقی جلو بیندازد. در عین‌حال، فیلم از یک محدودیت جدی رنج می‌برد؛ بیشتر شاهدان آن ناشناسند. بنابراین مخاطب نمی‌تواند مستقلا جایگاه سازمانی، میزان دسترسی اطلاعاتی یا حدود آگاهی آنان از سیاست‌های کلان نظامی را ارزیابی کند. ارتش اسرائیل نیز در واکنش رسمی خود همین مسأله را برجسته کرده و اعتبار بخشی از شهادت‌ها و نتیجه‌گیری‌های مطرح‌شده در فیلم را رد کرده است.

این ملاحظه برای ارزیابی حرفه‌ای نازا ضروری است. شهادت یک سرباز یا نیروی اطلاعاتی درباره آنچه شخصا دیده یا انجام داده با نتیجه‌گیری او درباره سیاست کلی ارتش یکسان نیست؛ همان‌طور که استفاده یک شاهد از اصطلاحاتی چون «جنایت جنگی» یا «نسل‌کشی» به خودی خود اثبات حقوقی چنین عناوینی محسوب نمی‌شود. با این‌حال، ناشناس بودن شاهدان یا تکذیب ارتش نیز پرسش‌های اصلی فیلم را از میان نمی‌برد؛ اهداف چگونه تولید می‌شوند؟ خسارت احتمالی به غیرنظامیان چگونه برآورد می‌شود؟ و ماشین تا کجا در شکل ‌دادن به تصمیم انسانی پیش می‌رود؟

واکنش‌ها در داخل اسرائیل نیز نشان داد که نازا از محدوده سینما عبور کرده است. فیلم پس از نمایش و موفقیت در جشنواره ونیز با واکنش شدید مقام‌های سیاسی و نظامی روبه‌رو شد و ارتش اسرائیل حتی بررسی‌های حقوقی و امنیتی درباره ادعاهای مطرح‌شده و احتمال استفاده از اطلاعات حساس را در دستور کار قرار داد. در مقابل، گروهی از سینماگران اسرائیلی از سازندگان فیلم حمایت کردند و خواستار امکان نمایش و بحث آزاد درباره آن شدند. اما فراتر از این نزاع سیاسی، اهمیت نازا در پرسشی است که باقی می‌گذارد؛

وقتی جنگ به شبکه‌ای از داده، الگوریتم، تحلیلگر، فرمانده و اپراتور تقسیم می‌شود، مسئولیت مرگ یک انسان دقیقا در کدام نقطه این زنجیره قرار دارد؟ فناوری ممکن است فاصله فیزیکی میان تصمیم‌گیرنده و میدان جنگ را افزایش دهد اما مسئولیت را از میان نمی‌برد. نازا در نهایت درباره همین فاصله است؛ فاصله میان انسانی که روی صفحه به مجموعه‌ای از داده‌ها تبدیل می‌شود و انسانی که باید درباره سرنوشت او تصمیم بگیرد. شاید به همین دلیل عنوان «خسارت جانبی» برای فیلم تا این اندازه معنا دارد؛ اصطلاحی سرد و فنی که نازا تلاش می‌کند دوباره پشت آن، انسان را قابل مشاهده کند.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار