با اشاره به ادعای عربستان درباره حمله پهپادی انصارالله یمن به مکه مکرمه و تکذیب آن توسط این جنبش گفت: در ادعای عربستان از کلمه «مکه» استفاده شده است تا احساسات مذهبی داخلی و مسلمانان سایر کشورهای جهان علیه انصارالله را تحریک شود، همچنین تأکید بهروی کلمه مکه یادآور پیمان نظامی است که چندی قبل توسط عربستان، ترکیه و پاکستان امضاء و به پیمان مکه مشهور شد، درحقیقت، این ادعا تلاش رسانهای گستردهای بود تا عربستان با بهرهبرداری از جنبههای مذهبی، نظامی و امنیتی آن بتواند موضوع را بهگونهای پیش ببرد که مطلوب ریاض است اما این اتفاق به وقوع نپیوست.
شکست پروپاگاندای سعودی درباره یمن؛ انصارالله به پیشروی خود ادامه داد این کارشناس مسائل عربستان و حوزه خلیج فارس افزود: ما قبلاً شاهد چنین خطاهای تحلیلی یا جوسازیها بودهایم که بلافاصله عکس ماجرا رونمایی میشد و کاملاً نشان میداد این موضوع پروپاگاندا (جوسازی یا تبلیغات سیاسی با هدف متقاعد کردن مخاطب) است از جمله تحولات اوایل سپتامبر که گفته میشد صنعا بهزودی سقوط میکند و بخشی مهمی از مناطق تحت سیطره انصارالله از کنترل این جنبش خارج شده است اما اخبار واقعی عکس این ماجرا را نشان داد.
انصارالله در بسیاری از مناطق از جمله سواحل غربی یمن به پیشروی خود ادامه میدهد و توانسته است این مناطق را به تصرف خود در بیاورد، در مجموع میتوان گفت عربستان نتوانسته است با بهرهگیری از کلمه مکه آن بازی سیاسیای را که مدنظرش بود، اجراء کند. 2 عامل عدمهمراهی آمریکا با عربستان در جنگ علیه یمن وی در پاسخ به این سؤال؛ «چرا آمریکا و اروپاییان این بار در ائتلاف نظامی عربستان علیه یمن شرکت نکردند؟» گفت: دو نکته در اینجا وجود دارد؛ اول، جنگ یمن 11 سال است تداوم دارد.
آمریکاییها متوجه این مسئله شدهاند، بخش قابلتوجهی از رخدادهای یمن مثل تحولات داخلی و روابط با عربستان مسائلی هستند که بخشی از آن ناشی از قدرتی بود که ریاض در یمن تشکیل داد لذا نمیخواهند خودشان را درگیر پرونده یمن کنند، این درحالی است که آمریکاییها پرونده بازشدهای بهنام ایران دارند. دومین نکته این است آمریکا بر اساس منطق معاملهگرانه خودش به این نتیجه رسیده است که میتواند با انجام توافقات دوجانبه بحرانهای منطقهای را کنترل کند.
آمریکاییها در سال 2024 توافقنامهای با حوثیها (انصارالله) امضاء کردند که بر اثر آن توانستند شناورهایشان را از هدفگیری در تنگه بابالمندب و دریای سرخ نجات دهند.
این تحلیلگر منطقه با بیان اینکه بحران یمن بهدلیل مسائل داخلی این کشور جذابیت چندانی برای آمریکا ندارد، اظهار داشت: آمریکاییها معتقدند اگر واشنگتن به بحثهای داخلی یمن ورود پیدا کند نهتنها موفقیتی بهدست نمیآورد بلکه این موضوع میتواند با راهبرد کاهش حضور نظامی در غرب آسیا در تضاد باشد، البته در اینجا باید گفت دو نکته مطرحشده مهمترین عامل عدمهمراهی آمریکا با عربستان در ائتلاف نظامی علیه یمن محسوب میشود.
تأثیر متقابل تنگه هرمز و بابالمندب بر سیاستهای واشنگتن کرمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه «شما به موضوع ایران اشاره کردید، این موضوع چقدر میتواند در تصمیمگیری آمریکا در عدمورود نظامی به پرونده یمن مؤثر باشد؟» گفت: در شرایط کنونی بستن تنگه هرمز میتواند بر تنگه بابالمندب تأثیرگذار باشد و حتی این تأثیر را گذشته است. در سال 2023 مسئله دریای سرخ برای آمریکا به یک بحران تبدیل شده بود. در شرایط کنونی آمریکاییها نمیخواهند تصمیمی اتخاد کنند که به بسته شدن دو تنگه (هرمز و بابالمندب) منجر شود و مسئله انتقال نفت و تجارت جهانی با مشکل روبهرو شود.
وی اضافه کرد: این شرایط سبب شده است آمریکاییها اقدامی را فراتر از آنچه مدنظرشان است، انجام ندهند، البته ممکن است حملات نمادینی انجام دهند اما سیاست واشنگتن این است با مذاکره دوجانبه میکوشد شناورهای آمریکایی را از هدف قرار گرفتن توسط انصارالله دور نگه دارد چرا که در غیر این صورت تنش افزایش پیدا میکند و بهدنبال آن هزینههای انتقال انرژی و تجارت جهانی بالا میرود، بنابراین، تنگه هرمز بر تنگه بابالمندب و این تنگه بر هرمز تأثیر متقابل دارد، در حقیقت، هرگونه تنش در تنگه بابالمندب سبب میشود جبهه بازشده ایران (بستهشدن تنگه هرمز) به جبهه خیلی گستردهتر تبدیل شود که یک سر آن تنگه هرمز و سر دیگر آن دریای سرخ و شمال آفریقا خواهد بود.
سردرگمی ریاض در قبال یمن / چرا عربستان با راهکار نظامی قادر به حل پرونده یمن نیست؟ این کارشناس عربستان درباره سردرگمی و آشفتگی در سیاست عربستان در قبال یمن گفت: یک سردرگمی واقعی در سیاست ریاض در قبال یمن به چشم میخورد و عامل آن، پافشاری عربستان بر راهکار نظامی ـ امنیتی برای حلوفصل بحران یمن است. در اینجا باید گفت که تحولات 11 سال گذشته نشان میدهد عربستان با تشکیل ائتلافهای گسترده و حتی با ورود مستقیم به بحران و یا خرید پیشرفتهترین سلاحها نتوانسته است بحران یمن را حلوفصل کند.
وی با پیشبینی اینکه عربستان طی سالهای آینده نمیتواند از طریق نظامی به بحران یمن پایان دهد، ابراز کرد: این ناتوانی بهدلیل چند موضوع است؛ اول آنکه مسئله یمن پیچیدگیهای داخلی بسیار گسترده دارد، در این کشور قطبهای قدرتی وجود دارد که الزاماً با فشار عربستان بر حول یک محور شکل نخواهند گرفت. مسئله دوم این است شما بهموازات اینکه بازیگران دیگری را وارد تحولات یمن میکنید از همانجا اختلافات بعدی شکل میگیرد.
ما اختلافاتی را که بین عربستان و امارات در سال 2018 در خصوص شورای انتقالی جنوب به وجود آمد، پیشِروی خود داریم که سرانجام آن به خروج امارات از یمن منجر شد، این درحالی بود که ابوظبی نزدیکترین متحد ریاض بهشمار میرفت. بدعهدی ریاض در توافق با انصارالله؛
راهبرد اشتباهی که بحران یمن را پیچیدهتر کرد کرمی عدمپایبندی عربستان به توافق خود با انصارالله را سومین مسئله دانست و گفت: ریاض به توافقی که در سال 2023 شکل گرفت، عمل نکرد، در این توافق دو طرف پذیرفتند محاصره بندر الحدیده پایان یابد، کمکهای بشردوستانه ارسال شود و مسئله تأمین بودجه مناطق تحتکنترل انصارالله روشن شود اما هیچ کدام اینها عملیاتی نشد لذا تداوم بحران یمن علاوه بر مسئله سردرگمی ریاض، ناشی از یک راهبرد اشتباهی بود که سعودیها از روز اول در قبال یمن تعریف کردند و پیشبینی نمیکردند این بحران به این شدت پیچیده شود.
منبع: رسانیوز



