رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیفرهاب سامانه تحلیل اخبار6 دقیقه مطالعه

سینمای دفاع مقدس چگونه با جامعه تغییر کرد؟

وقتی دفاع مقدس و سینمای دفاع مقدس را می‌شنویم، احتمالا یاد فیلم‌های جنگی می‌افتیم؛ اما باید گفت سینمای دفاع مقدس، مانند هر گونه سینمایی دیگر، در طول حیات خود همزمان با جامعه تغییر می‌کند و حتی گاهی ممکن است خلاف چیزی که در سال‌های اولیه می‌گفت صحبت کند و…

سینمای دفاع مقدس چگونه با جامعه تغییر کرد؟

به گزارش جام جم آنلاین؛ یکی از ویژگی‌های سینمای دفاع مقدس این است که تقریبا همزمان با جنگ شروع شد و اولین فیلم‌های جنگی ایرانی در همان دوران جنگ اکران شدند. همین امر هم باعث شد مخاطبانی که تجربه نزدیکی از جنگ داشتند، ارتباط نزدیکی با این فیلم‌ها بگیرند و این گونه سینمایی بتواند خیلی زود جایگاه خود را در سینما پیدا کند. در این دوره جنگ در سینمای ایران امری مقدس و آیینی بود، نه رویدادی که بتوان آن را تحلیل و بررسی کرد. قهرمان‌هایی که در این دوره به تصویر کشیده می‌شدند، نه انسان‌هایی معمولی، بلکه گویی فرشتگانی بودند که از آسمان‌ها آمده‌اند؛

انسان‌هایی پاک که از همه چیز گذشته‌اند، تهذیب نفس را به کمال رسانده و در جبهه‌های نبرد حضور پیدا کرده‌اند. در این دوره می‌توان از فیلم‌های بسیاری مانند رز، بلمی به سوی ساحل و پرواز در شب نام برد، و دیده‌بان ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از نمونه‌های ماندگار این دوره است. دیده‌بان روایتگر عملیات نظامی یک دیده‌بان است که باید زیر آتش دشمن، خط کمین را نجات دهد. در این نگاه، رزمنده به «مجاهد فی‌سبیل‌الله» تبدیل می‌شود و جنگ از امری مذموم به امری متعالی بدل می‌گردد. مسئله فیلم فراتر از پیروزی یا شکست نظامی، کیفیت معنوی حضور انسان در میدان جهاد است.

جریان موازی: سینمای اکشن دفاع مقدس در کنار جریان اصلی فیلم‌های دفاع مقدسی که هویت بومی و آیینی داشتند، فیلم‌هایی نیز تولید می‌شدند که تاکید بر اکشن داشتند و به‌نوعی سینمای اکشن ایران را شکل می‌دادند. قهرمانان این دسته از فیلم‌ها عموما از قهرمان‌های فیلم‌های هالیوودی الهام گرفته بودند و بازیگرانی مانند جمشید هاشم‌پور به «رمبوی ایرانی» مشهور شده بودند. هرچند از نظر منتقدان و کارگردانان آن زمان این نوع سینمای دفاع مقدس چندان جدی گرفته نمی‌شد، اما نشان می‌داد که حتی در اوج شکل‌گیری یک سینمای بومی و ایدئولوژیک، الگو‌های وارداتی از سینمای غرب نیز در سینمای ایران حضور داشت.

دوره دوم: از روایت جبهه به روایت بازماندگان جنگ با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، دوربین کارگردانان دفاع مقدس از میان جبهه‌های نبرد به پشت جبهه‌ها، در میان شهر‌ها و جامعه بازگشت. در این دوره سینما از روایت خود جنگ به روایت میراث و بازمانده‌های جنگ در دل جامعه تغییر موضع داد و دگرگونی بنیادینی را در نوع نگاه به جنگ به همراه داشت. در این دوره، دیگر جنگ امری بی‌چون‌وچرا و بسته نبود، بلکه کارگردان از بازمانده‌های جنگ و جامعه پرسش می‌کرد و به دنبال رابطه این دو بود.

در آژانس شیشه‌ای، یک جانباز با بی‌تفاوتی جامعه نسبت به خود و دوستش روبه‌رو می‌شود و در بوی پیراهن یوسف، خانواده‌ای سال‌ها در انتظار بازگشت عزیز ازدست‌رفته‌شان هستند. به عبارت دیگر، این آثار و فیلم‌های دیگری از جمله سفر به چزابه یا از کرخه تا راین، به‌جای بزرگداشت صرف، به زخم‌های باقی‌مانده از جنگ می‌پردازند و در بطن خود مفاهیمی مثل انتظار، فراموشی و بی‌عدالتی اجتماعی را دنبال می‌کنند.

دوره سوم: دهه هشتاد و پرفروش سینمای دفاع مقدس دوره سوم یا دهه هشتاد شمسی، موقعیتی است که سینمای دفاع مقدس -که زمانی امری قدسی بود و حتی شوخی کردن با آن سخت بود- وارد مرحله جدیدی شد. این نقطه را می‌توان مصداق همان نکته‌ای دانست که یک گونه سینمایی در طول تحول خود می‌تواند به جایی برسد که سخنی بگوید در تناقض با آنچه در گذشته می‌گفت، اما همچنان آثارش در همان گونه جای بگیرند. در این دهه، نگاه به جنگ از دوره‌های پیشین به‌کلی جدا شد و جنگ به بستری برای نوستالژی و سرگرمی عامه‌پسند تبدیل شد؛ بستری که مسعود ده‌نمکی با اخراجی‌ها پایه‌گذار و تثبیت‌کننده آن بود.

انگیزه ورود قهرمانان این دوره صرفا مذهبی یا میهنی نبود، بلکه انگیزه‌ای شخصی و اغلب طنزآمیز (مانند اثبات «سر به راه شدن» نزد پدرزن آینده) داشت. البته این تغییر نگاه از یک طرف برای بقای این گونه سینمایی لازم بود و توانست اقتصاد آن را احیا کند و به رکوردشکنی در گیشه منجر شود؛ اما این موفقیت گیشه با هزینه کاهش دقت تاریخی و عمق معنایی به دست آمد و با نقد شدید بخشی از نخبگان فرهنگی و برخی خانواده‌های شهدا همراه بود.

دوره چهارم: بازگشت به عمق تاریخی با نگاه مستندگونه پس از یک دهه افت کیفی ژانر دفاع مقدس و کمدی‌شدن این گونه سینمایی، سینماگران -مخصوصا کارگردانان جوان- برای روایت تاریخ معاصر کشورشان راهی نو در پیش گرفتند. همیشه یکی از غایبان فیلم‌های دفاع مقدسی، قهرمانان عمومی بودند؛ قهرمانانی که پیش‌زمینه مشخصی نداشتند و می‌شد آنها را به گره‌های زیادی از جامعه نسبت داد. اما در دوره جدید، سینماگران به‌دنبال روایت قهرمانان واقعی جنگ رفتند.

در این دوره که تا امروز همچنان ادامه دارد، فیلمسازان نسل جدید -به‌ویژه محمدحسین مهدویان با فیلم ایستاده در غبار- در کنار چهره‌های شاخص نسل‌های پیشین مانند ابراهیم حاتمی‌کیا با فیلم چ، بازگشتی جدی به عمق تاریخی رقم زدند. اما این‌بار نه با لحن حماسی صرف دهه ۶۰. این رویکرد، جنگ را از یک روایت انتزاعی و آیینی به رخدادی تاریخی، مستند و قابل‌بررسی با شخصیت‌های واقعی و دارای پیچیدگی انسانی بدل می‌کند. در عین حال، به‌گفته منتقدان، این دوره واکنشی است به تمایل مخاطب به دیدن الگو‌های قهرمانی «مقتدر» در برابر قهرمان‌های عادی و ضعیف‌تر آثار میان‌دهه ۸۰.

دوره جدید: سینمای دفاع مقدس در سایه جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه در ادامه این روند، حال که کشور در دو سال اخیر دو جنگ را پشت سر گذاشته، سینمای دفاع مقدس نیز وارد مرحله جدیدی شده است. این دوره به فیلم‌هایی درباره جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه اختصاص دارد و کار خود را از سال پیش با ساخت چهار فیلم آغاز کرد که نیمی از آنها توانستند به اکران عمومی برسند. صحبت درباره این دوره، اکنون که در آغاز آن هستیم، کاری دشوار است؛ اما تا اینجا نشان می‌دهد که دنباله‌رو دوره قبل است و ویژگی‌های سبکی آن دوره مانند داکیودرام، تحقیق و پژوهش آرشیوی گسترده، و فاصله‌گیری از فرم حماسی کلاسیک را داراست.

نقد آثار تازه: نیم‌شب و قمارباز با این حال، همین چهار فیلم با توجه به سابقه بیش از سی‌ساله سینمای دفاع مقدس نتوانسته‌اند انتظار مخاطبان را برآورده کنند. فیلمی مانند نیم‌شب ساخته محمدحسین مهدویان، به‌جای روایت یک قصه در دل جنگ ۱۲ روزه، به تبلیغی برای شهرداری تهران بدل شده بود و حتی قسمت‌هایی که قرار بود درام دست‌به‌کار شود و قصه بگوید، زیر بار سنگین شعار له شده بود.

از طرف دیگر، قمارباز ساخته محسن بهاری که به‌عنوان یک فیلم اولی سوژه جذابی را انتخاب کرده و سعی کرده بود -برخلاف نیم‌شب- با لوکیشن محدود، هم در هزینه صرفه‌جویی کند و هم تعلیق در قصه ایجاد کند، نتوانسته بود از عهده این کار برآید. به عبارت دیگر، قمارباز به‌عنوان اولین پروژه یک فیلمساز جوان قابل‌قبول است، اما اگر فیلم را بدون در نظر گرفتن این شرایط بسنجیم، نمی‌تواند فیلم موفقی باشد.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار