رفتن به محتوای اصلی
سیاسیفرهاب سامانه تحلیل اخبار3 دقیقه مطالعه

الگویی برای «هرمنوتیک توحیدی» برای دیپلماسی فرهنگی اسلامی

پژوهشی با نقد هرمنوتیک وجودی بولتمان از منظر حکمت متعالیه، الگوی «هرمنوتیک توحیدی دیپلماسی فرهنگی اسلامی» را پیشنهاد کرده است.

الگویی برای «هرمنوتیک توحیدی» برای دیپلماسی فرهنگی اسلامی

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، مقاله‌ای پژوهشی با عنوان «هرمنوتیک وجودی بولتمان و دیپلماسی فرهنگی اسلامی؛ ارزیابی انتقادی با رویکرد حکمت متعالیه ملاصدرا» به قلم دکتر مهدی رضازاده جودی، دانش‌آموخته دکترای فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه مفید، در شماره دهم فصلنامه علمی «پژوهش‌نامه دیپلماسی فرهنگی» منتشر شد.

این پژوهش با بررسی نسبت میان هرمنوتیک وجودی رودلف بولتمان و دیپلماسی فرهنگی اسلامی، تلاش کرده است ضمن ارزیابی انتقادی ظرفیت‌های هرمنوتیک مدرن، الگویی متناسب با مبانی فلسفی و الهیاتی حکمت متعالیه ارائه کند.

نویسنده در این مقاله با نقد نگاه صرفاً ابزاری به دیپلماسی فرهنگی در چارچوب نظریه قدرت نرم، آن را به عنوان رخدادی هرمنوتیکی در عرصه مواجهه و تلاقی افق‌های معنایی «خود» و «دیگری» بازتعریف کرده و امکان کاربست نظریه اسطوره‌زدایی و هرمنوتیک اگزیستانسیال بولتمان در گفت‌وگوی میان‌فرهنگی جهان اسلام با دنیای معاصر را به چالش کشیده است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، میان مبانی بولتمان و حکمت متعالیه ملاصدرا در زمینه‌هایی همچون معیار صدق، نسبت وحی با تاریخ و زبان و نیز غایت تفسیر، تفاوت‌های بنیادینی وجود دارد. نویسنده استدلال می‌کند در حالی که در رویکرد بولتمانی، «خودفهمی اگزیستانسیال مفسر» سنجه نهایی فهم است، در حکمت متعالیه ملاصدرا، حقیقت بر پایه اصالت وجود واقعیتی عینی دارد و معیار صدق بر «انطباق با حقیقت متعالی وجود از طریق علم حضوری» استوار است.

در بخش دیگری از مقاله، نسبت میان وحی، زبان و تاریخ واکاوی شده و نویسنده نسبت به تفکیک رادیکال بولتمانی میان پیام اصیل وحی و صورت‌های تاریخی آن هشدار داده است. وی در این زمینه میان «نزع وهمی» و «نزع و تجرید عقلی» تمایز نهاده و تأکید می‌کند که جداسازی شتاب‌زده صورت از معنا در ساحت ادراک عمومی به تضعیف پیوند لفظ و معنا و قدس‌زدایی پنهان از متن وحی می‌انجامد؛ در حالی که تجرید عقلانی و شهودی در مراتب عالی ادراک، امکان فهم حقیقت مجرد معنا و بازنمایی آن را در افق فرهنگ‌های دیگر فراهم می‌سازد.

این پژوهش همچنین تفاوت دیگری میان دو رویکرد را در غایت تفسیر پی می‌گیرد؛ به این معنا که خودفهمی در اندیشه بولتمان غایت نهایی است، اما در چارچوب حکمت صدرایی و بر مبنای روایت «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه»، خودشناسی صرفاً مدخلی برای درک فقر وجودی انسان و شهود حق تعالی و عبودیت تلقی می‌شود.

نویسنده در ادامه، با حفظ برخی ظرفیت‌های روش‌شناختی هرمنوتیک مدرن از جمله توجه به پیش‌فهم‌ها و تاریخ‌مندی افق مخاطب، الگوی جایگزین «هرمنوتیک توحیدی دیپلماسی فرهنگی اسلامی» را پیشنهاد می‌کند. این الگو بر پایه نظریه تشکیک وجود و بر سه اصل ساختاری استوار است:

اصل افق دوگانه: برقراری توازن میان افق استعلایی و فراتاریخی توحید و شرایط تاریخی–فرهنگی انضمامی مخاطب. اصل صراحت پیش‌فرض‌ها: تأکید بر بیان شفاف مبانی الهیاتی و فلسفی کنشگر مسلمان در گفت‌وگو بر پایه منطق قرآنی «کلمه سواء». اصل خودفهمی انتقادی غیرخودبنیاد: بازتعریف هویت در مواجهه با دیگری، در نسبت دائم با فقر ذاتی انسان و اتکا به حقیقت متعالی.

این مقاله در بخش پایانی، سه پیامد عملی را برای این الگو تبیین می‌کند که شامل بازنگری در اسناد بالادستی (تفکیک اهداف ارتباطی، هویتی و هنجاری)، ارتقای سواد فلسفی و کلامی کارگزاران فرهنگی بر مبنای علم حضوری، و تغییر رویکرد برنامه‌های بین‌المللی از رویدادهای صرفاً نمایشی به سوی نشست‌های عمیق و پرسش‌محور است.

نویسنده در همین راستا، الگوی مباحثات تاریخی «علامه طباطبایی و هانری کوربن» را نمونه‌ای برجسته از گفت‌وگوی اصیل و توحیدی میان سنت فکری اسلامی و جهان معاصر معرفی کرده است.

علاقه‌مندان جهت دانلود و مطالعه این مقاله، می‌توانند اینجا کلیک کنند.

منبع: رسانیوز

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار