رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریفرهاب سامانه تحلیل اخبار9 دقیقه مطالعه

مرور سینمای دفاع مقدس|دهه70، سیمرغی که در اوج پرواز زمین‌گیرش کردند!

دهه 70 اوج و فرود سینمای دفاع مقدس است؛ از تنوع روایت‌ها تا افول زیر سایه سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات.

مرور سینمای دفاع مقدس|دهه70، سیمرغی که در اوج پرواز زمین‌گیرش کردند!

دهه 70 اوج و فرود سینمای دفاع مقدس است؛ از تنوع روایت‌ها تا افول زیر سایه سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، محمدباقر صنیعی‌منش: دهه 70 دوران اوج‌گیری و البته فرودی غم‌بار در سینمای دفاع مقدس است، اوج‌گیری‌ای که در ادامه فیلم‌های جنگی در میدان نبرد هم در قالب روایی و ساخت قبلی و سنتی خود است و هم با روایت‌ها و دیدگاه‌های تازه، از سوی دیگر فیلم‌ها سراغ پیامدهای جنگ و خوانشی اجتماعی می‌روند و حتی صورت‌های اکشن و تجاری نیز پیدا می‌شود.

و اما در آخر تیغ سیاست‌های سینمایی دولت اصلاحات نفس این سینما را می‌گیرد و او را گوشه‌گیر و تنها می‌کند و کار به جایی می‌رسد که سیمرغ سینمای دفاع مقدس که در اوج در حال پرواز بود به پروازی در ارتفاع پایین و بی‌خطر به سفر خود ادامه دهد

تکامل و بلوغ سینمای دفاع مقدس با روایت‌های تازه و خردمندی آن

از اوایل دهه هفتاد کماکان شاهد تولیدات سینمای دفاع مقدس بر مدار ژانر جنگ هستیم. دوربین‌ها میان خاکریزها با قهرمانان دفاع مقدسی خود موقعیت‌های نابی را برای سینمای ایران خلق می‌کنند. این سینما که در دهه 60 نوپا بود و در حال رشدکردن، دیگر شاکله‌ کاملی پیدا کرده است و دیگر می‌توان از یک شخصیت بالغ و کاملی به‌نام ژانر دفاع مقدس در سینمای ایران نام برد. چه فیلم‌های جنگی جبهه‌ای و چه فیلم‌هایی که کم‌کم سراغ پیامدهای جنگ می‌روند با بهره‌مندی از یک دهه فیلم‌سازی و آرشیوی از مستندات جنگی که دیگر تمام شده است، حالا دو وظیفه پیش‌ِروی خود می‌بیند: حفظ دستاورد و ارزش‌های دفاع مقدس و بازخوانی پیامدهای جنگ در جامعه و کشور.

هور در آتش از عزیزالله حمیدنژاد

سینمای دفاع مقدس بعد از جنگ دو وظیفه پیش‌ِروی خود می‌بیند: حفظ دستاورد و ارزش‌های دفاع مقدس و بازخوانی پیامدهای جنگ در جامعه و کشور

در حقیقت می‌توان اضافه شدن بخش دوم را نشانه‌ای از همین بلوغ و خردمندی سینمای دفاع مقدس دید که آن را از یک سینمایی که در حال فعالیت در یک ژانر مشخص و در یک اتمسفر واحد بود به سمت‌های دیگری برد که نشان از ظرافت و تعمق این سینما بود.

روایت‌های تازه در ادامه فیلم‌های جنگی دهه 60

اما در بخش اول و رویه‌ای که دنباله‌روی فیلم‌های دهه 60 در جبهه بود فیلم‌ها تلاش می‌کنند روایت‌ها و منظرهای جدیدی را به سینما اضافه کنند. «سفر به چزابه» و «لیلی با من است» دو نمونه مطرح هستند که دنبال صرف بحث دفاع از وطن و جبهه و جنگ در همان کانسپت مفهومی دهه قبل نیستند بلکه هم روایت تازه برای مطرح کردن دارند و هم با ترکیب ژانر مواجهیم. حضور دشمن بعثی با نگاهی انسانی و اخلاقی که به او می‌شود در «سفر به چزابه» مرحوم ملاقلی‌پور به‌خلاف تصویری که از دشمن در فیلم‌های دهه 60 بود و خود مرحوم ملاقلی‌پور در این تصویر نقش داشت.

اضافه شدن ژانر کمدی به سینمای دفاع مقدس با اثر طنز کمال تبریزی در «لیلی با من است» نیز کاملاً‌ مبدعانه بود، فیلمی خوش‌ساخت و داستانی که در آن معنویت و امداد الهی نیز به‌خوبی تصویر شد.

البته همان‌طور که اشاره شد شاهد فیلم‌های جنگی و جبهه‌ای به‌سیاق قبل درباره عملیات‌های نظامی و داستان‌های بچه‌های جنگ هستیم. در استمرار این جریان جمال شورجه کارگردان نام‌آشنای سینمای ایران، با فیلم‌های «عملیات کرکوک»، «حماسه مجنون» و «عبور از خط سرخ» جزو فیلم‌سازان شاخص است، همین‌طور فیلم‌های دیگری چون «هور در آتش» از عزیزالله حمیدنژاد، «بر بال فرشتگان» از جواد شمقدری، «آخرین شناسایی» از علی شاه‌حاتمی، «سجاده آتش» از احمد مرادپور، «دکل» از عبدالحسن برزیده و… اسامی مطرح فیلم‌های این نوع از فیلم‌های سینمای دفاع مقدس هستند.

بعد از جنگ، از بچه‌های جبهه چه‌خبر؟

اما کنار جریان فیلم‌های بالا، آثار دیگری هم ساخته شد که توانست دیدگان بیشتری را به خود جلب کند، فیلم‌هایی که در واقع جنبه اجتماعی به خود گرفتند و شاید بهتر است آنان را دیگر فیلم‌های ژانر جنگ ندانیم، بلکه درام‌های اجتماعی با موضوع جنگ، و ازآن‌جایی که سینمای ایران نوعاً در سنت و تاریخ خود بیشتر با فیلم‌های درام اجتماعی و شهری ارتباط داشته است، این فیلم‌ها نیز توانستند خانواده‌ها و مردم را متوجه خود کنند.

این فیلم‌ها را که اصولاًً توجه خود را به پیامدها و ابعاد پسینی جنگ داشتند، می‌توان در سه گروه طبقه‌بندی کرد: فیلم‌هایی که این پیامدها و موضوعات را در زمان جنگ روایت می‌کنند مانند «کیمیا» و «سرزمین خورشید» از احمدرضا درویش، فیلم‌هایی که درباره پیامدها بعد از جنگ است که بیشتر نگاهش به‌سمت خود رزمندگان است مانند «از کرخه تا راین» و «بوی پیراهن یوسف» از حاتمی‌کیا و «هیوا»ی ملاقلی‌پور و فیلم‌هایی که به پیامدهای جنگ با نگاه اجتماعی می‌نگرند، مانند «آژانس شیشه‌ای» از حاتمی‌کیا، «مردی از جنس بلور» سعید سهیلی، «دفتری از آسمان» پرویز شیخ‌طادی و «قارچ سمی» از رسول ملاقلی‌پور، در این میان، «آژانس شیشه‌ای» که در جشنواره فیلم فجر توانست جایزه بهترین فیلم، کارگردانی و بازیگری را به‌ارمغان بیاورد، به‌عنوان نه‌تنها یکی از فیلم‌های سینمای دفاع مقدس، بلکه یکی از بهترین‌های سینمای ایران عنوان می‌شود.

جریان فیلم‌های جنگی ـ اجتماعی زمانی آغاز به کار کردند که با روی کار آمدن دولت اصلاحات تقریباً نگرش سینمایی خاصی بر سر کار آمد که تلاش می‌کرد یک‌سره به‌سمت فیلم‌های درام اجتماعی حرکت کند، به‌طوری که رفته رفته تعداد فیلم‌های دفاع مقدسی رو به کاهش گذاشت.

سعید مستغاثی منتقد و تاریخ‌پژوه سینمای ایران که مقالات متعدد و کتاب در این زمینه دارد در یادداشتی سال‌ها قبل می‌نویسد:

متأسفانه از نیمهٔ دههٔ هفتاد، سال‌به‌سال تعداد فیلم‌های تولیدی سینمای ایران در زمینهٔ دفاع مقدس و جنگ، رو به تقلیل گذارد و این کاهش در سال‌های 1381 و 1382 به اوج خود رسید؛ به‌طوری که در سال 81 در بخش مسابقهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر، حتی یک فیلم در باب دفاع مقدس حضور نداشت و ازهمین‌رو در سال 82 نیز هیچ فیلمی از این نوع به نمایش عمومی درنیامد!

این در حالی بود که طی سال‌های 1361 تا 1376، هر سال بین هفت تا دوازده فیلم دربارهٔ ابعاد مختلف دفاع مقدس مردم ایران، در جشنوارهٔ فیلم فجر به نمایش درمی‌آمد، اما از سال 1377 و هفدهمین جشنوارهٔ فیلم فجر، شاهد سیر نزولی چشمگیری در تولید و نمایش این‌گونه آثار بودیم؛

چنان‌که رقم دوازده فیلم دفاع مقدس در جشنوارهٔ شانزدهم (1376) ناگهان در هفدهمین دوره (1377) به چهار فیلم کاهش یافت، در جشنوارهٔ هجدهم (1378) سه فیلم شد و در جشنواره‌های نوزدهم (1379) و بیستم (1380) به دو فیلم رسید و بالاخره در بیست‌ویکمین جشنوارهٔ فیلم فجر در بهمن 1381، یعنی فقط چهارده سال پس از پایان جنگ تحمیلی، فاتحهٔ سینمای دفاع مقدس توسط مسئولان وقت جشنواره خوانده شد و هیچ فیلمی از این نوع در جشنوارهٔ مذکور به نمایش درنیامد، به‌این‌ترتیب، اکران سال 82 سینمای ایران، که نتیجهٔ تولیدات سال 81 و محصول ویترین نمایشی جشنوارهٔ بیست‌ویکم بود، هیچ فیلم سینمای دفاع مقدس را بر پردهٔ سالن‌های خود ندید!

او در این یادداشت اشاره می‌کند که در دهه هفتاد "بخش مهمی از امور تولید به دست واسطه‌های بخش خصوصی افتاد و به‌دست آوردن گیشه مناسب در دستور کار قرار گرفت" و همین یکی از علل دور شدن سینمای دفاع مقدس از سینمای ایران است، او با انتقاد از این وضعیت می‌نویسد که گویا به‌نظر هم بخشی از سینماگران اعم از منتقد و فیلم‌ساز و هم مسئولین این‌گونه رسیده بود که دیگر موضوع و مسئله‌ای در دفاع مقدس برای ساخته شدن وجود ندارد(!): "در قبال این جفای تاریخی، هیچ‌یک از مسئولین سینمایی وقت عکس‌العملی نشان ندادند!

آیا آن‌ها هم بر این تصور بودند که دوران سینمای دفاع مقدس در ایران به پایان رسیده است؟ آیا همهٔ ناگفته‌های جنگ تحمیلی به تصویر کشیده شده بود؟ آیا تصویر تمامی توطئه‌های سیاسی پشت‌پردهٔ تجاوز صدام به میهن‌مان (که اینک بسیاری از آن‌ها حتی توسط خود روشن‌فکران آمریکایی هم بازگو می‌شود) بر پردهٔ سینماهای ایران به نمایش درآمد؟

آیا تصاویر ولو مختصری از نقش آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در مسلح کردن عراق به انواع و اقسام سلاح‌های شیمیایی و کشتارجمعی و حمایت از جنایات بی‌سابقه‌ای همچون قتل‌عام حلبچه یا کشتار سردشت، جلوی دوربین‌های سینمای ایران رفته است؟"، او با اشاره به موضوعات مختلف به‌خوبی بیان می‌کند که ده‌ها موضوع برای ساخته شدن هنوز وجود داشت اما هیچ‌کس خصوصاً مدیران وقت به این موضوع توجه نداشتند.

عبدالله باکیده کارگردان سریال ماندگار «نبردی دیگر» و «پوتین» دراین‌باره حرف‌های خواندنی می‌گوید: با پذیرش قطعنامه این نوع نگاه عوض شد نگاهی که یک‌باره بر سینما حاکم شد؛ "اصلاً ساخت فیلم جنگی به‌چه‌درد می‌خورد؟" و "اصلاً جنگ تمام شده است و چرا باید این رویه را ادامه دهیم؟"، این تا همین الآن هم ادامه دارد؛ "چرا باید فیلم جنگی بسازیم و چرا باید این کار را ادامه دهیم؟!"، ولی هیچ‌کس پاسخ نداد؛ "ثبت تاریخ به صلح‌نامه یا قطعنامه ارتباط ندارد"، وقتی ما می‌گوییم این اتفاق برای شهید فهمیده افتاد؛ این ثبت تاریخی است، یعنی این آدم برای همه دوران‌های تاریخی است؛ سربازهایی از ایران خودشان را برای جلوگیری از ورود و پیشروی بیشتر دشمن قرار دادند.

عبدالله باکیده پشت‌صحنه «پوتین»

در هر حال، این رویه باعث شد در سال 79 شاهد تنها یک فیلم با موضوع دفاع مقدس، آن هم «موج مرده» حاتمی‌کیا، باشیم، این رویه در حالی بود که درست تا انتهای میانه اول دهه 70 فیلم‌های جنگی با رویکردی حتی ورزشی و قهرمانی هم در حال ساخت است و فیلم‌هایی مانند «یاس‌های وحشی» از محسن محسنی‌نسب، «پرواز از اردوگاه» از حسن کاربخش، «پرواز روح» از حسین قاسمی‌جامی، «خلبان» از جمال شورجه و… در حال ساخت است، این جریان در سال‌های 77 و 78 آخرین تلاش‌هایش را برای ماندن انجام می‌دهد، اما رو به خاموشی می‌رود تا اینکه سیاست‌های سینمایی وقت در نهایت کاری می‌کند که یک‌باره این چراغ که در حال سوسو زدن بود، خاموش می‌شود.

شاید بی‌دلیل نباشد که حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور در سال 80 با دو فیلم «ارتفاع پست» و «قارچ سمی» و محمدحسین حقیقی با «سفر به فردا» که به‌نوعی به پیامدهای جنگ در ایران می‌پردازند، بار دیگر به دفاع مقدس می‌پردازند تا نگذارند این چراغ برای همیشه خاموش شود.

در هر حال تردیدی نیست که اگر سیاست‌های سینمایی و آنچه در بدنه سینما با ژانر دفاع مقدس کرد نبود، می‌شد کماکان شاهد پرواز در اوج سینمای دفاع مقدس باشیم، سینمایی که حقیقتاً در دهه 70 در حال اوج‌گیری قدم به قدم بود اما در میانه راه ارتفاع پرواز را کم کرد و در سطح پرواز کرد، پروازی آرام و بی‌خطر که مبادا تیر شکارچیان از غیب و یا آشکار آن را نابود کند.

منبع: حیات

منبع خبرفرهاب سامانه تحلیل اخبار