آرمان امروز در گزارشی نوشت: احتمالاً قفل مذاکرات در نیویورک با میانجیگری قطر، چین و پاکستان شکسته میشود. گزارشهای اخیر رسانهای نشان میدهد که فضای دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، فرصتی نادر برای کاهش تنشها میان آمریکا و ایران فراهم کرده است. این فرصت در شرایطی به وجود آمده که جنگ جاری نزدیک به هفتماهه شدن است و هنوز هیچ نشانهی ملموسی از پیشرفت جدی در حلوفصل آن دیده نمیشود.
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که نقش میانجی میان واشنگتن و تهران را بر عهده دارند، در روزهای اخیر تماسهای فشردهای با هر دو طرف برقرار کردهاند تا زمینه برگزاری یک دیدار در سطح عالی را مهیا کنند. یک منبع منطقهای درگیر در این مذاکرات به اکسیوس گفته است که این کشورها به طور جدی در حال بررسی ترتیب دادن چنین نشستی هستند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سهشنبه در گفتوگو با شبکه انبیسی تأکید کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اصل دیدار با نمایندگان ایران در نیویورک موافق است.
روبیو توضیح داد که ترامپ معتقد است اگر قرار باشد مشکلات حل شوند، تعامل مستقیم با طرف مقابل اهمیت اساسی دارد. با این حال، او تصریح کرد که هنوز هیچ برنامه قطعی برای چنین دیداری اعلام نشده است. این موضعگیری از سوی کاخ سفید در حالی مطرح میشود که انتظار میرود ترامپ در همان روز با نمایندگان ۹ کشور عربی دیدار کند و درباره وضعیت جنگ گفتوگو نماید. منابع منطقهای میگویند بسیاری از این کشورها از ترامپ خواهند خواست که تنش با ایران را کاهش دهد و برای دستیابی به توافقی پایدار تلاش کند. در این میان، نقش میانجیگری قطر، چین و پاکستان بیش از پیش برجسته شده است.
قطر به عنوان یکی از بازیگران سنتی میانجی در مسائل منطقهای، سابقه طولانی در تسهیل گفتوگوهای غیررسمی میان طرفهای متخاصم دارد. چین نیز با روابط اقتصادی گسترده با ایران و موقعیت استراتژیک خود در شورای امنیت، میتواند وزن دیپلماتیک قابل توجهی به این فرآیند ببخشد. پاکستان هم به دلیل موقعیت جغرافیایی و روابط تاریخی با هر دو سوی مناقشه، قادر است کانالهای ارتباطی جدیدی را باز کند. ترکیب این سه بازیگر میتواند فضای اعتماد نسبی ایجاد کند که تاکنون کمبود آن یکی از موانع اصلی پیشرفت مذاکرات بوده است.
نشستهای نیویورک از این جهت اهمیت ویژهای دارند که فرصتی کمنظیر برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس فراهم میکنند تا خارج از چارچوبهای رسمی و تحت فشارهای روزمره، برای شکستن بنبست تلاش کنند. این کشورها که مستقیماً تحت تأثیر پیامدهای جنگ قرار گرفتهاند، انگیزه قوی برای کاهش تنشها دارند. آنها نهتنها نگران گسترش درگیری به مرزهای خود هستند، بلکه از تأثیرات اقتصادی و امنیتی طولانیمدت آن نیز هراس دارند. به همین دلیل، تماسهای آنها با واشنگتن و تهران در روزهای اخیر شدت گرفته و نشانههایی از هماهنگی بیشتر میان میانجیها مشاهده میشود.
با این حال، چالشهای پیشرو همچنان جدی است. اختلافات عمیق بر سر مسائل اساسی، سابقه بیاعتمادی متقابل و فشارهای داخلی در هر دو طرف، میتواند هرگونه پیشرفت را با موانع جدی روبهرو کند. حتی اگر دیدار سطح عالی برگزار شود، تبدیل آن به توافقی پایدار نیازمند اراده سیاسی قوی و استمرار مذاکرات در سطوح پایینتر خواهد بود. تجربه نشان داده که نشستهای حاشیهای مجمع عمومی سازمان ملل گاهی به نقطه عطف تبدیل میشوند، اما اغلب نیز بدون نتیجه ملموس پایان مییابند.
در مجموع، ترکیب فشار کشورهای عربی، آمادگی اعلامشده ترامپ برای تعامل و حضور فعال میانجیهایی مانند قطر، چین و پاکستان، احتمال شکسته شدن قفل مذاکرات را افزایش داده است. اگر این فرصت به درستی مدیریت شود، میتواند آغازگر فرآیندی باشد که جنگ هفتماهه را به سمت کاهش تدریجی تنشها هدایت کند. البته همه چیز به اراده طرفهای اصلی و مهارت میانجیها در حفظ کانالهای ارتباطی بستگی دارد. نیویورک در این مقطع زمانی، بیش از یک محل برگزاری اجلاس، به صحنه آزمون دیپلماسی تبدیل شده است.
منبع: آوش


