برای پاسخ به یکی از بزرگترین پرسشهای بشر، قرآن سراغ نشانههایی پیچیده و دور از دسترس نمیرود؛ خواب، باران، رویش گیاهان، زمین و آمدوشد شب و روز، نمونههایی هستند که قرآن در سوره نبأ به آنها استناد میکند تا امکان حیات دوباره پس از مرگ را برای انسان قابل فهمتر سازد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قرآن کریم برای تبیین امکان و تحقق زندگی پس از مرگ، انسان را به نشانههایی توجه میدهد که هر روز در برابر چشمان او قرار دارند؛ از زمین و استواری کوهها گرفته تا خواب و بیداری، آمدوشد شب و روز و بارانی که در فصل بهار، زمین مرده را دوباره سرسبز و زنده میکند.
«نبأ عظیم»؛ خبری درباره سرنوشت همه انسانها
سوره «نبأ» با طرح یک پرسش اساسی آغاز میشود: انسانها درباره چه چیزی از یکدیگر سؤال میکنند و دلیل اختلاف آنان درباره آن چیست؟ «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ، عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ؛ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ».
بنابر روایت فارس، در این آیات، سخن از یک خبر معمولی نیست؛ قرآن از «نبأ عظیم» سخن میگوید، خبری بزرگ که با سرنوشت انسان و آینده او ارتباط دارد و مشرکان درباره آن دچار اختلاف و انکار بودند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با توجه به فضای کلی سوره، «نبأ عظیم» را در این سیاق به خبر بعثت و قیامت مرتبط میداند؛ چراکه ادامه آیات به صورت مستقیم به «یوم الفصل» و برپایی روز حساب میپردازد. از این منظر، پرسش آغازین سوره مقدمهای برای پاسخ به یکی از بنیادیترین مسائل انسان است: آیا مرگ پایان زندگی است یا انسان پس از این دنیا وارد مرحله دیگری از حیات خواهد شد؟
قرآن در پاسخ به منکران میفرماید: «کَلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کَلَّا سَیَعْلَمُونَ». کسانی که درباره این حقیقت اختلاف دارند، سرانجام روزی با واقعیتی روبهرو خواهند شد که دیگر مجالی برای انکار یا تردید در آن باقی نمیماند.
زمین و کوهها؛ نشانههایی در برابر چشم انسان
قرآن برای استدلال درباره قدرت خداوند و امکان تحقق قیامت، از پدیدههایی آغاز میکند که انسان همواره آنها را مشاهده کرده است: نظام آفرینش.
«أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا».
زمین همچون بستری برای زندگی انسان قرار داده شده و کوهها نیز در ساختار آن جای گرفتهاند. پس از آن، قرآن به آفرینش انسان اشاره میکند: «وَخَلَقْنَاکُمْ أَزْوَاجًا» و سپس از خواب، شب و روز سخن میگوید.
مجموع این آیات، تصویری از جهانی منظم و تحت تدبیر الهی ارائه میکند؛ جهانی که با وجود تغییرات پیوسته، بر اساس نظمی مشخص اداره میشود. در چنین نگاهی، پایان یافتن زندگی دنیوی نمیتواند به معنای بیهدف بودن آفرینش انسان باشد؛ بلکه مرحله دیگری از حیات وجود دارد که در آن نتیجه اعمال انسان آشکار خواهد شد.
خواب؛ نمونهای از توقف و بازگشت
یکی از نشانههای قابل تأمل در این بخش، تعبیر قرآن درباره خواب است: «وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتًا».
«سبات» به معنای قطع و گسستن است و میتوان خواب را نوعی فاصله گرفتن موقت انسان از فعالیتهای معمول زندگی دانست. پس از آن، قرآن شب را «لباس» مینامد: «وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبَاسًا» و روز را وسیله معاش معرفی میکند.
شب، زمان پوشش و آرامش و روز، زمان فعالیت و تلاش است. تکرار منظم این چرخه، نمونهای از نظامی است که پیوسته در جهان جریان دارد و زندگی انسان را سامان میبخشد.
قرآن پس از اشاره به زمین، نگاه انسان را به آسمان میبرد: «وَبَنَیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعًا شِدَادًا». سپس خورشید را «سِرَاجًا وَهَّاجًا» میخواند؛ چراغی فروزان که نور و گرما در اختیار انسان قرار میدهد.
باران و رویش دوباره؛ تصویری از احیای زندگی
در آیات ۱۴ تا ۱۶، قرآن به یکی دیگر از جلوههای قدرت الهی اشاره میکند:
«وَأَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا * لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا * وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا».
باران از آسمان فرو میریزد و در پی آن، دانهها و گیاهان از زمین میرویند و باغهای سرسبز پدیدار میشوند. این آیات صرفاً توصیفی از طبیعت نیستند، بلکه در روند استدلال سوره، نمونهای از قدرت خداوند برای ایجاد و بازآفرینی حیات به شمار میروند.
همان خدایی که با نزول باران، زمین خشک و مرده را دوباره سرسبز میکند، قدرت آن را دارد که انسان را نیز پس از مرگ برانگیزد. به این ترتیب، قرآن برای بیان حقیقتی بزرگ، به نمونههایی از زندگی روزمره انسان استناد میکند؛ نمونههایی که امکان احیای دوباره را به شکلی ملموس در برابر چشم او قرار میدهند.
«یوم الفصل»؛ روزی که نتیجه اعمال آشکار میشود
از آیه ۱۷، فضای سوره وارد مرحلهای تازه میشود:
«إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کَانَ مِیقَاتًا».
اکنون «نبأ عظیم» که انسانها درباره آن اختلاف داشتند، با مفهوم «یوم الفصل» پیوند میخورد؛ روزی که حق و باطل از یکدیگر جدا میشوند و نتیجه اعمال انسانها آشکار خواهد شد.
از آیه ۲۱ تا ۳۰ نیز سرنوشت کسانی بیان میشود که در دنیا حساب و قیامت را انکار کردهاند. قرآن میفرماید: «إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا»؛ جهنم در کمین است و برای طغیانگران سرانجامی سخت در نظر گرفته شده است.
در این بخش، تعبیر «جَزَاءً وِفَاقًا» اهمیت ویژهای دارد؛ یعنی کیفر متناسب با عمل. علامه طباطبایی بر ارتباط میان عمل انسان و جزای او تأکید دارد؛ به این معنا که مجازات اخروی امری بیارتباط با رفتار انسان نیست، بلکه با مسیری که فرد در دنیا انتخاب کرده ارتباط دارد.
چرا انکار حساب، انسان را به این سرانجام میرساند؟
«إِنَّهُمْ کَانُوا لَا یَرْجُونَ حِسَابًا * وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا کِذَّابًا».
آنان انتظار حسابرسی نداشتند و آیات الهی را بهشدت تکذیب میکردند. سپس قرآن میفرماید:
«وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ کِتَابًا».
هیچ چیز از قلم نیفتاده و اعمال انسانها به طور کامل ثبت و احصا شده است.
پایان این بخش با تعبیری هشداردهنده همراه است: «فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِیدَکُمْ إِلَّا عَذَابًا». پس از بیان نشانههای آفرینش و استدلال درباره قیامت، سوره انسان را با نتیجه انتخابهایش روبهرو میکند؛ کسی که حسابرسی و حقیقت آیات الهی را نادیده گرفته است، در روزی قرار خواهد گرفت که دیگر امکان انکار حقیقت وجود ندارد.
تلاوت این آیات از سوره نبأ را که در صفحه ۵۸۲ قرآن کریم قرار دارد، ببینید و بشنوید.
منبع: خبرآنلاین



