شرق: یک تراکنش بانکی بدون توضیح، یک فاکتور ثبتنشده یا مغایرت میان دفاتر و اطلاعات سامانه مؤدیان، الزاما در لحظه اتفاق مهمی به نظر نمیرسد. اما همین موارد در جریان رسیدگی مالیاتی میتواند کنار هم قرار بگیرد و اختلافی بسازد که در نهایت به مطالبه مالیات و جریمه منجر شود. پرونده مالیاتی همیشه از پنهانکردن درآمد شروع نمیشود.
گاهی مسئله، فاصله میان واقعیت یک فعالیت اقتصادی و تصویری است که از آن در حسابها، دفاتر، صورتحسابها و سامانههای اطلاعاتی باقی مانده است، مسئلهای که «مسعود عرفی»، وکیل پایهیک دادگستری و عضو کمیسیون مالیاتی کانون وکلای دادگستری مرکز و دبیر گروه تخصصی وکالت در دعاوی مالیاتی در گفتوگو با «شرق» از همین زاویه به پروندههای مالیاتی نگاه میکند. به گفته عرفی، بخش مهمی از اختلاف پیش از صدور برگ تشخیص شکل گرفته است؛ زمانی که هنوز مؤدی خود را درگیر یک پرونده جدی نمیبیند.
او در این گفتوگو درباره نقش دادههای سامانه مؤدیان، گردش حسابهای بانکی، اسناد هزینهها، مسئولیت حسابدار و مسیری که یک اختلاف تا برگ تشخیص و اعتراض طی میکند، توضیح میدهد.
مسیر شکلگیری یک پرونده مالیاتی از کدام نقطه آغاز میشود؟ همیشه از جایی که درآمد پنهان شده باشد شروع نمیشود. ممکن است درآمد اعلام شده باشد، اما اظهارنامه با تأخیر ارائه شود، اطلاعات اشتباه ثبت شود یا میان دفاتر، صورتحسابها و اطلاعات سامانه مؤدیان مغایرت وجود داشته باشد. همین موارد میتواند در جریان رسیدگی تبدیل به اختلاف شود. به همین دلیل، پرونده مالیاتی را نباید از برگ تشخیص شروعشده دانست. برگ تشخیص زمانی است که اختلاف شکل رسمی پیدا میکند؛ بخشی از مسیر پیش از آن طی شده است.
آیا اعلام شفاف درآمد بهتنهایی میتواند مانع شکلگیری اختلاف مالیاتی شود؟ خیر. شفافیت درآمد بهتنهایی کافی نیست. اطلاعات اعلامشده باید با اسناد و سایر دادههای مربوط به فعالیت اقتصادی همخوان باشد. اگر یک رقم در اظهارنامه ثبت شده باشد اما دفاتر یا اطلاعات سامانه مؤدیان تصویر دیگری ارائه کند، طبیعی است که موضوع در رسیدگی مورد بررسی قرار بگیرد.
نقش سامانه مؤدیان را در شکلگیری این اختلافات چگونه ارزیابی میکنید؟ سامانه مؤدیان دیگر صرفاً یک ابزار اداری نیست. اطلاعاتی که در آن ثبت میشود، در رسیدگی مالیاتی هم اهمیت دارد. بنابراین اگر دادههای سامانه با دفاتر یا معاملات واقعی تطبیق نداشته باشد، همین مغایرت میتواند منشأ اختلاف شود.البته موضوع فقط ارسال اطلاعات نیست؛ صحت اطلاعات و امکان تطبیق آن با فعالیت واقعی اهمیت دارد.
گردش حساب بانکی از چه نقطهای میتواند به یکی از اجزای یک پرونده مالیاتی تبدیل شود؟ گردش حساب بهتنهایی درآمد مشمول مالیات نیست. باید منشأ و ماهیت آن مشخص شود. ممکن است مبلغی بابت قرض، انتقال بین حسابها، دریافت وجه از شخص دیگر یا یک معامله وارد حساب شده باشد. مسئله از جایی جدی میشود که مؤدی نتواند منشأ این گردش مالی را توضیح دهد یا برای آن سند داشته باشد. در چنین وضعی، دفاع صرفاً با توضیح شفاهی دشوار است. به همین دلیل، تفکیک حساب شخصی و تجاری اهمیت دارد؛ چون در زمان رسیدگی باید بتوان مسیر واقعی جریان پول را توضیح داد.
درباره هزینههایی که واقعاً انجام شده اما در زمان رسیدگی با مشکل مواجه میشوند، چه توضیحی دارید؟ چون واقعیت اقتصادی باید در اسناد هم قابل ردیابی باشد. ممکن است هزینه واقعاً انجام شده باشد، اما قرارداد، صورتحساب معتبر، اسناد پرداخت، رسید، مدارک حمل و تحویل یا مکاتبات تجاری آن موجود نباشد. در چنین شرایطی، اثبات هزینه دشوار میشود. صرف اینکه معامله واقعاً انجام شده باشد، همیشه برای دفاع از آن کافی نیست؛ باید بتوان این واقعیت را با اسناد نشان داد.
درباره مسئولیت مؤدی در قبال اشتباه حسابدار، عرفی چه نظری دارید؟ واگذاری امور به حسابدار، مسئولیت قانونی مؤدی را از بین نمیبرد. حسابدار میتواند مجری امور باشد، اما مؤدی باید بر روند کار نظارت داشته باشد. در نتیجه اگر اختلافی ایجاد شود، این مؤدی است که باید درباره پرونده خود توضیح دهد و از اسناد و اطلاعات آن دفاع کند.
اصلاح خطای مالیاتی پیش از رسیدگی را تا چه اندازه در مسیر پرونده مؤثر میدانید؟ اگر امکان اصلاح قانونی وجود داشته باشد، باید در همان زمان برای اصلاح اقدام شود. نباید موضوع را به آینده موکول کرد و اگر هم امکان اصلاح وجود نداشته باشد، باید اسناد و مدارکی که نشان میدهد اشتباه چگونه رخ داده و واقعیت معامله چه بوده، حفظ شود. این مدارک ممکن است در ادامه پرونده اهمیت پیدا کند.
به نظر شما، پس از صدور برگ تشخیص، بررسی پرونده باید از کدام بخش آغاز شود؟ به عقیده من از خود عدد شروع نکند؛ باید مسیر رسیدن به آن عدد را بررسی کند. اینکه مبنای محاسبه چه بوده، چه اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته و سازمان مالیاتی بر اساس چه اسنادی به این رقم رسیده است. بعد باید این موارد با واقعیت فعالیت اقتصادی و اسناد مؤدی تطبیق داده شود. اگر اختلافی وجود دارد، اعتراض باید دقیقاً روی همان اختلاف و با مستندات شکل بگیرد.
اعتراض مستند را از اعتراض کلی چگونه تفکیک میکنید؟ اینکه مؤدی فقط بگوید «این درآمد متعلق به من نیست»، بهتنهایی دفاع کاملی نیست. باید مشخص شود مبلغ از کجا آمده، متعلق به چه کسی بوده و چرا وارد حساب شده است. در پرونده مالیاتی، ادعا زمانی قابل دفاع است که منشأ و سند داشته باشد.
چه زمانی یک پرونده مالیاتی به بررسی تخصصی نیاز پیدا میکند؟ وقتی رقم اختلاف بالا باشد، دفاتر مورد ایراد قرار گرفته باشد، تشخیص بر اساس قرائن انجام شده باشد یا جرایم سنگینی مطرح باشد، بررسی تخصصی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این مرحله فقط رقم مالیات مورد بحث نیست. باید مبنای مطالبه، نحوه رسیدگی و اسنادی که بر اساس آنها مطالبه شکل گرفته بررسی شود.
درباره اتکا به بخشودگی جرایم چه هشداری دارید؟ امکان بخشودگی برخی جرایم در چارچوب مقررات وجود دارد، اما امکان بخشودگی با قطعیبودن آن تفاوت دارد. بنابراین نمیتوان بخشودگی را بخشی از برنامه مالیاتی یک کسبوکار فرض کرد. البته اصل باید بر انجام درست تکالیف باشد، نه اینکه مؤدی از ابتدا روی بخشودهشدن جریمه حساب کند.
ریشه تصور «تا زمانی که سازمان مالیاتی سراغ مؤدی نیامده، مشکلی وجود ندارد» را در چه میدانید؟ این تصور اشتباه است. مسئولیتهای مالیاتی از زمان شروع فعالیت و ایجاد تکلیف شکل میگیرد. اینکه هنوز برگ تشخیص صادر نشده، به این معنا نیست که تکالیف مؤدی هم شروع نشده است. بنابراین برگ تشخیص آغاز مسئولیت نیست؛ نقطهای است که اختلاف موجود شکل رسمی پیدا میکند. اگر اسناد و اطلاعات از قبل منظم نباشد، در آن مرحله اصلاح بسیاری از مسائل دشوارتر میشود.
اگر بخواهید نقطه اصلی شکلگیری اختلاف مالیاتی را در یک جمله توضیح دهید، آن نقطه کجاست؟ به نظرم، جایی که اطلاعات یک فعالیت اقتصادی با هم تطبیق ندارند؛ حساب بانکی یک چیز را نشان میدهد، دفاتر چیز دیگری، سامانه مؤدیان اطلاعات دیگری دارد و برای بخشی از معاملات هم سند کافی وجود ندارد. هرچه این فاصله بیشتر شود، دفاع دشوارتر خواهد شد. در نهایت باید بتوان فعالیت واقعی یک کسبوکار را از طریق اسناد و دادههای قابل اتکا توضیح داد.
منبع: شبکه شرق


